موضوعات مطالب وبلاگ

خانواده و زناشویی

اس ام اس ها

افراد مشهور

ترفند ها و آموزش ها

وبگردی و متفرقه

این وبلاگ تنها برای آموزش مسائل زناشویی میباشد و هیچ مطلبی در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران و وبسایت پرشین بلاگ درج نمیکند. اگر مطلبی از نظر شما مورد داشت لطفا خبر دهید تا سریعا پیگیری شود. با تشکر

 
قوانین مربوط به روابط عاشقانه و زناشویی
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۳۱  

در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمی رسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود.

در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید.

هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند

همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت.

بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد.

مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.

بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند

توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند.

برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی  را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد.

مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.

مالکیت طلبی ضمنی ممنوع

قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد.

این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید.

مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.

روابط گذشته باید فراموش شوند

زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید.

البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام می داده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال می توانید زمانیکه او مطلبی از گذشته می گوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید.

مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگی هایتان را که دوست می دارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری می کنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.

قوانین عشق ورزی

نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چگونه میتوان عشق حقیقی را تشخیص داد؟
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی  که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟
یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4  مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق او حقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به  تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر.


۱- ارتباط:
وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟

نقاط قوت:
شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید.
شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید.
در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید.


نقاط ضعف:

شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد.
کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود. هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست.


۲- عشق:

یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟

نقاط قوت:
در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید.
از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید.
صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید.
از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید.
جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید.


نقاط ضعف:

در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد.
شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد.
تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید.
سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد.
در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست.


۳- احترام:

رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند.

نقاط قوت:
شما از عیوب شریک خود آگاه  هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید.
 علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید.
برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید.


نقاط ضعف:

در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید .
شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد.
شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید.
شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید.
از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
۳ مشکل اساسی خانم ها در رابطه ی جنسی
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

مجلات ویژه خانم ها اطلاعاتی در اختیار ما قرار می دهد که هیچ کجای دیگر نمی توان یافت. آنها دیدگاهی زنانه را به ما نشان می دهند که اکثر آقایون شناختی از آن ندارند. اینکه خانم ها چطور رفتار و اعمال آقایون را تعبیر می کنند، انتظارات واقعی آنها چیست و خیلی چیزهای دیگر.
هدف سایت مردمان آشنا کردن شما با این بینش جنسی است. مقالات ما برگرفته از نوشته های خانم ها برای خانم هاست، اما با بینشی که برای مردها بسیار باارزش است.

احساسات جنسی او
انکار همسرتان برای هم بستر شدن با شما، هر بار که از او تقاضا می کنید، می تواند دلیلی فراتر از آن سردرد ساختگیش باشد. سایت مردمان به شما کمک می کند با درونی ترین مسائل جنسی خانمتان آشنا شوید تا بتوانید رابطه تان را با او ارتقاء بخشید.

احساس می کنید که نمی خواهید
اگر بگوییم زنان از نظر جنسی موجوداتی بسیار پیچیده هستند، بیراه نگفته ایم. همه می دانند که ارگاسم شدن برای خانم ها خیلی سختتر از آقایون است. در این مقاله می خواهیم به علت این مشکل بپردازیم و به شما نشان دهیم که چطور مثل مردها بتوانید به راحتی از ارگاسم لذت ببرید.

ببینید دقیقاً چه اتفاقی می افتد
فقدان میل جنسی موقتی به این معناست که شما طبیعتاً رابطه جنسی را دوست دارید اما مدتی است که این میل را در خود نمی بینید. فقدان میل جنسی دراز مدت به این معناست که چند وقتی است که این شور و حرارت در شما از بین رفته است. میل جنسی کم یعنی شما رابطه جنسی می خواهید اما بدنتان نمی خواهد و از نظر جسمی انگیختگی جنسی مغز را رد میکنید. دستگاه تناسلی شما خشک میماند و حساسیت شما به لمس کردن آن از بین رفته است.
اگر از کاهش میل جنسی رنج می برید، سریعاً به پزشک زنان مراجعه کرده و از او بخواهید یک چک آپ کامل روی شما انجام دهد. علت این مشکل معمولاً جسمی است و به دلایلی مثل جراحی های لگن خاصره مثل بیرون آوردن رحم، بالا بودن فشار خون، کشیدن سیگار، کلسترول بالا، تغییرات هورمونی مثل بچه دار شدن و همچنین استفاده از برخی داروها برمی گردد.
اگر خوب فکر کنید، فقدان میل جنسی موقتی معمولاً از بروز یک اتفاق ناشی میشود. جدا از اتفاقات آشکاری مثل بچه دار شدن، اتفاقات دیگری هم در این زمینه دخیل هستند، مثل استرس، خستگی، مرگ یکی از عزیزان، تنش در رابطه، و هر چیز دیگری که ممکن است باعث ناراحتی شما شده باشد. اگر توانستید آن اتفاق را تشخیص دهید، راه حل مشکل را تقریباً پیدا کرده اید. دلیلش استرس زیاد است؟ به اولویت هایتان دوباره فکر کنید. اگر غصه دار یا عزا دارید، به خودتان زمان بدهید تا بهبود یابید.
اگر یک سال یا بیشتر است که میل جنسی نداشته اید و نمی دانید دلیل آن چه بوده است، آنوقت است که باید بنشینید و یک فکر اساسی کنید. صادق باشید. شاید یکی از مهمترین دلایلی که میل جنسیتان این مدت تحریک نشده این باشد که رابطه تان رابطه ی درستی نیست یا از شریک جنسیتان خوشتان نمی آید. اما خوشبختانه با کمی حرف زدن و آموزش دیدن می توانید این مشکل را  به راحتی از میان بردارید.

آیا ناخودآگاه از رابطه جنسی خودداری می کنید؟
بیشتر وقت ها واقعیت ناراحت کننده تر این است که مشکل شیوه ی شریکتان نیست، بلکه عدم علاقه شما به اوست. بااینکه راه های زیادی برای حرارت بخشیدن به زندگی جنسیتان وجود دارد، اما اگر واقعاً به طرفتان علاقه مند نباشید شاید نتوان کاری کرد. این شما هستید که باید تصمیم بگیرید در آن رابطه عاری از رابطه جنسی بمانید یا نه.
رابطه جنسی می تواند ابزار بسیار عالی برای تهییج روابط باشد. اگر همسر شما همیشه عطش جنسی دارد، رد کردن منبع اصلی لذت او، راضیتان می کند. گاهی اوقات –به ویژه وقتی عصبانی هستید—آگاهانه این کار را می کنید. سایر اوقات اگر واقعاً اذیت شده باشید، اینکار به صورت ناخودآگاه انجام می گیرد. مشکلات جنسی معمولاً فقط به خودِ رابطه جنسی مربوط می شوند و گاهی می تواند نشانه ی این باشند که رابطه چندان مستحکم نیست.


از جنبه مثبتِ قضیه

این هم به همان اندازه متداول و البته به همان اندازه برای زندگی جنسیتان مخرب است: شما خیلی به شریک جنسیتان نزدیک شده اید. رابطه جنسی در ابتدای رابطه تان با این فرد چطور بوده است؟ اگر خوب بوده و هنوز هم مجذوب آن هستید، باید بدانید که صمیمیت در رابطه باعث عقب راندن شور و اشتیاق جنسی می شود. تعجب کردید نه؟ اما خوب است بدانید که زوج هایی که معمولاً صمیمی ترین و بهترین رابطه عشق و عاشقی را دارند، بدترین زندگی جنسی را دارند. یکی از مهمترین الزامات تداوم یک رابطه جنسی، تازگی است. اگر آنقدر با طرفتان جور شده اید که همه علایق و سلایقتان باهم یکی شده است، مطمئناً رابطه جنسیتان سخت تر خواهد شد. زوج هایی که خیلی به همدیگر نزدیک نمی شوند و همیشه به خود اجازه می دهند که چیزهای تازه را امتحان کنند و دیدگاهی خاص خود را داشته باشند، همیشه زندگی جنسی بهتری باهم خواهند داشت.

چند نکته دیگر:
دلایل پزشکی را بررسی کنید. قبل از هر چیز برای ارزیابی شیوه زندگی، سلامت عمومی، داروها و سطح هورمون ها، یک مشاوره ی کامل پزشکی انجام دهید.
میل جنسی یک تصمیم است. به خودی خود اتفاق نمی افتد، شما باید باعث شوید که اتفاق بیفتد. مسئولیت انگیزش خود را بپذیرید. ببینید چه چیزهایی باعث تحریک شما می شود و چه چیزهایی میلتان را از بین می برد.
حداقل هفته ای یکبار با همسرتان قرار رابطه جنسی بگذارید. علاوه بر این یک قرار، سه قرار ملاقات دیگر هم باهم در هفته داشته باشید که بدون انجام رابطه جنسی داخل اتاق کنارهم باشید. این قرار ملاقات ها را در راس اولویت هایتان قرار دهید. وقتی زمانش فرا می رسد با اشتیاق در رابطه شرکت کنید و خواهید دید که شما هم به اندازه ی او لذت خواهید برد.
همسرتان را متهم نکنید. اگر او می خواهد که به فلان شیوه با شما رابطه جنسی کند، غر نزنید و شکایت نکنید که چرا وقتی نمی خواهید مجبورید کاری را انجام دهید. درعوض همه ی  تلاشتان را به کار گیرید که از رابطه جنسی لذت ببرید، همین!

در رابطه جنسی ارگاسم نمی شوید
مشکل را بررسی کنید
گاهی ممکن است اصلاً و به هیچ عنوان ارگاسم نشوید و گاهی ممکن است بسیار سخت ارگاسم شوید. مشکل شما کدام است؟

چند نکته:
اطلاعات خود را از بدنتان بیشتر کنید. می توانید از کتاب های آموزشی، به ویژه کتابهایی که درمورد ارگاسم صحبت میکند، استفاده کنید. هرچه اطلاعاتتان درمورد رابطه جنسی کمتر باشد، اگر زن باشید، ارگاسمتان دشوارتر خواهد بود.
نمی توانید ارگاسم شوید؟ احتمالاً یک مشکل عمیق روانی برای آن وجود دارد. این مشکل می تواند یک تجربه ی زود هنگام باشد که ضربه ی شدیدی بر شما وارد کرده است اما شما آن را به خاطر نمی آورید. گاهی مغز برخی اطلاعات را که تصور می میکند برای ما دردآور است، از ما پنهان میکند. اما فقط مغزتان نیست که می تواند چیزها را به یاد آورد، بدنتان هم می تواند. اگر فکر میکنید اشکالی در کار است اما مطمئن نیستید که آن چیست، یا به طور کل از رابطه جنسی احساس ناراحتی میکنید، حتماً با یک روانشناس مشورت کنید.


همسرتان توانایی رساندن شما به ارگاسم را ندارد

باید بگویم که تقریباً %77 خانم ها فکر میکنند که شریک جنسیشان نمیتواند آنها را به ارگاسم برساند. حتی آنهایی که این جرات را دارند به طرفشان آموزش دهند که برای ارگاسم شدن آنها چه باید بکنند. اما چرا؟ شاید دلیلش این است که طرفشان نمیتواند به همان مدت طولانی کاری که آنها می گویند را انجام دهد. اما نکته جالب این است که تحقیقات نشان می دهد مردها دوست دارند به آنها بگویید که چه باید بکنند. تنها دلیلی که باعث می شود زود دست از کار بکشند این است که چون ارگاسم خودشان خیلی سریعتر است فکر می کنند که شما هم باید همینطور باشید. باید به آنها بگویید که شاید تا 20 دقیقه هم طول بکشد تا ارگاسم شوید، آنوقت آنها با خیال راحت کارشان را ادامه می دهند.
اگر هنوز هم نمی توانید ارگاسم شوید، می توانم راهکاری به شما معرفی کنم. ابتدا از شریک جنسیتان بخواهید به تحریک سایر قسمت های حساس بدنتان بپردازد. وقتی هر دوی شما بدانید که می توانید ارضاء شوید، فشار روحی وارد بر شما کمتر خواهد شد. هرچه طرفتان بیشتر با روشی که شما برای سکس کردن می پسندید انس بگیرد، کم کم می توانید از طریق رابطه جنسی با همسرتان به ارگاسم برسید. اجازه بدهید او همه ی تلاشش را برای ارگاسم کردن شما بدون استرس به کار گیرد. سعی کنید روش ها و تکنیک ها جدید را بین خود آزمایش کنید تا ببینید کدام برای شما کارآمدتر است.

چند پیشنهاد:
درمورد رابطه جنسی مطالعه داشته باشید. کتاب های خوب و مفید بخوانید و از شریک جنسیتان بخواهید که همین کار را بکند.
با گذاشتن نامی دیگر بر رابطه جنسی مشروع، آن را عملی طبیعی جلوه دهید تا دیگر عملی زشت و ناشایست را در ذهنتان تداعی نکند.
نگران اینکه بقیه چه فکری درموردتان میکنند نباشید. همیشه نگران این هستیم که طرفمان چه فکری درموردمان میکند یا اگر مادرمان بفهمد چه فکری می کند. دست ازاین فکرها بردارید. هروقت دیدید ذهنتان درگیر چنین موضوعاتی می شود با آن مقابله کنید.
دست از خرده گرفتن بر اندامتان بردارید. بله شما کامل نیستید اما هیچ انسان دیگری هم در جهان وجود ندارد که کامل باشد. با این افکار مقابله کنید. مثل مردها رفتار کنید: وقتی جلوی آینه می ایستید به جای متمرکز شدن روی نقاط ضعفتان، به نقاط مثبتتان بیندیشید.
گذشته ی جنسی خود را بررسی کنید. چه پیامهایی درمورد رابطه جنسی از والدینتان دریافت کرده اید؟ چه تجربیات دیگری در گذشته داشته اید که امروز بر شما تاثیر گذاشته باشد؟ با یک دوست مطمئن صحبت کنید. با شریک جنسیتان صحبت کنید. و اگر با هیچکدام از اینها دوست نداشتید، با یک متخصص روانشناس مشورت کنید.
موقع سکس کردن، فقط به لحظه حال توجه داشته باشید. روی احساسات آن زمان خود متمرکز شوید. اگر فکر میکنید که ذهنتان به سمت افکار منفی می رود—یا حتی به سراغ کارهایی که باید انجام دهید—به سرعت این افکار را پس بزنید. حتی نباید تمرکزتان بر ارگاسم باشد. فقط باید از آنچه در همان لحظه اتفاق می افتد لذت ببرید. 


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
رابطه جنسی از راه مقعد ومسایل شرعی و پزشکی
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

توصیه های غیر علمی سایتهای دیگر در مورد رابطه جنسی از راه مقعد :

 و از بار علمی این سایتها کاسته است .  همینجا صراحتا اعلام می شود انجام رابطه جنسی از راه مقعد با هر روش و با استفاده از هر ماده لغزنده کننده یا بیحس کننده به صورت  کرم - اسپری - ژل - روغن - کاندوم - پماد - یک رابطه پر خطر جنسی میباشد و استفاده از موارد یاد شده و شیوه های ان صرفا از دردناک بودن این رابطه می کاهد  و اسیبهای جبران نا پذیری به فرد مفعول به لحاظ جسمی و برای هر دو فرد  فاعل و مفعول به لحاظ انتقال بیماریهای مقاربتی بهمراه دارد و هیچ پزشکی در هیچ جای دنیا انجام این رابطه را توصیه نمیکند و از نظر علمی غیر قابل قبول میباشد .


بررسی رابطه جنسی از نوع مقعد و آسیبهای جسمانی آن از منظر پزشکی :
هیچ پزشکی چنین رابطه ای ا توصیه نمیکند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده ، بر عکس این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده .
در نواحی مقعد رشته های عصبی زیادی پراکنده شده که این رشته های عصبی بسیار بسیار آسیب پذیر و حساس میباشند و نسبت به هر چیزی که وارد دهانه مقعد ( ANAL) شود سریعا واکنش نشان میدهند من اینجا مکانیزمی از عملکرد داخلی بدن رو برای شما شرح میدم تا بهتر متوجه بشوید :
دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter که یکی از انها داخلی و غیر ارادیست و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن میباشد و یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجیست که این یکی ارادیست وقتی که غذا بلعیده می شود , از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود . در محل ورود و خروج معده , عضلات حلقوی وجود دارند که به آنها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می کنند
زمانی که شما احساس میکنید که نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد را دارید این زمانیست که اسفنکتر داخلی 2 باز شده که خب همانطور که گفته شد غیر ارادیست اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادیست و دست شما میباشد یعنی از زمانی که احساس کردید نیاز به WC دارید و خودتون رو نگه میدارید تا به محل مناسب برسید و سپس به اراده خودتون باعث خارج شدن مدفوع می شود این نگه داشتن و این عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادیست انجام میشه . حالا همه این مسائل را مطرح کردم که به اینجا برسیم که رابطه جنسی از راه مقعد یا کلا وارد شدن هر شئی در درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث میشه که درچه خروجی مقعد یا همون آنال به درستی کار خودش رو انجام نده یعنی از قدرت ارادی خارج میشه پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست میدهید در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از درچه مقعد خارج میشود در اینصورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر مشاهده می گردد. که خب مسلما این برای هیچ آدمی خوشایند نیست.

 

هشدار جدی : سهل تر بودن انتقال ویروسهایی نظیر HIV ( ایدز ) و سایر بیمارهای مقاربتی از طریق رابطه جنسی از راه مقعد

از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی ، ویروسی همانند هپاتیت ایدز سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحتر منتقل می شوند خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند که باید عرض کنم اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتریهای زیادی میباشد انتقال ویروسهای نظیر ایدز و ... راحتر انجام میگیرد این باکتریهای با شستشو از بین نمیروند . از آن گذشته دریچه مقعد یک درچه خروجیست پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به درچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر درچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده میشود.به طور کلی انجام این رابطه حتی برای یک مرتبه هم به هیچ وجه به زوجین توصیه نمی شود.

تمسا دهانی با مقعد و نواحی اطراف آن میتواند باعث انتقال باکتریهای مضر  به دهان شده و سبب بیماری و عفونت شود ( این باکتریها با شستشو از بین نمیروند )
 


رابطه جنسی از طریق مقعد و احکام شرعی در مورد آن :

این رابطه از نظر شرعی کراهت شدید دارد ( در صورت رضایت زن مکروه و در صورتی که زن راضی به انجام این رابطه نباشد انجام آن حرام است تا جایی که زن میتواند از همسر خود شکایت کند و  همچنین تقاضای مرد مبنی بر انجام رابطه جنسی از راه مقعد و قبول نکردن زن مشمول قانون عدم تمکین نمیباشد )


حکم قضائی ، برگه سلامت پزشکی جهت مشخص شدن تجربه جنسی مفعول از طریق نزدیکی از مقعد و پزشکی قانونی :

سوالی که مطرح می شود اینست که آیا اگر فردی قبل از ازدواج رابطه جنسی مقعدی داشته باشد مشخص می شود یا خیر ؟ پاسخ مثبت است و پزشکی قانونی با بررسی  نشانه ها و علائم  مخصوص  میتواند پی به این مسئله ببرد که ایا فرد رابطه جنسی از راه مقعد داشته است یا خیر .
 

هر عضوی مسئولیت خاص خود را دارد:

مسلما چند برابر بودن لذت رابطه جنسی واژینال نسبت به رابطه جنسی آنال برای زنان مسئله ای ثابت شده میباشد مگر انکه رابطه جنسی انال برگرفته از نوع فتیش یا فانتزی جنسی مفعول باشد . خداوند هر عضوی ا برای کاری افریده است و مقعد یک واحد خروجی و دفع کننده است .

نویسنده: علی سلطانی مجد

منبع: سایت تنظیم خانواده


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
علل اختلال در روابط جنسی
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

آیا حس می کنید رابطه جنسی شما در خطر است؟

در این حالت صدایی در درونتان به شما می گوید که این رابطه مثل قبل نیست، عوامل محیطی و روحی متعددی در کاهش حس شهوت دخیل هستند، در اینجا به برخی از آنها اشاره کرده ایم:


استرس:

شاید تصور کنید شما جزء افرادی هستید که وقتی بی قرار و شتابان هستید هر کاری را بهتر انجام می دهید، اما باید بدانید که مسئله نزدیکی با دیگر امور متفاوت است. استرس های شغلی، فشارهای اقتصادی،...همه ی اینها عاملی است که سبب کاهش شهوت شما می شود. برای کنترل این استرس و تأثیر آن به هنگام نزدیکی حتماً از مشاور یا پزشک کمک بگیرید.( هرگز فکر نکنید که خود،  همه چیز را کامل می دانید)


اختلال در روابط زناشویی:

بعضی مشکلات حل نشده و قدیم زناشویی بین دو طرف باعث کاهش حس و میل جنسی می شود. به خصوص در مورد زنان، آرامش ذهن، عاطفه و رابطه ی احساسی موقع نزدیکی بسیار مهم است. بحث های پشت سرهم، فقر روابط عاطفی، عدم اطمینان،... می تواند رابطه نزدیکی شما را به نابودی بکشاند.

 

مصرف مواد مخدر و الکل:

حتی از نظر علمی نیز مصرف بیش از حد هر نوع ماده اعتیاد آور در نهایت، حس و شهوت جنسی را کم می کند. حقیقت این است که نزدیکی در موقع اعتیاد به هر کدام از این مواد، یک رابطه ی حقیقی و از روی حس طبیعی نیست.


کم خوابی:

عدم تنظیم زمان برای خواب مناسب عواقبی مخرب را در هر زمینه به خصوص در مورد نزدیکی نیز به دنبال دارد. برای مثال اگر صبحها بخواهید زود بلند شوید و شب ها دیر بخوابید و یا به بیماری بی خوابی و کم خوابی دچار باشید، خود به خود نزدیکی شما تحت شعاع آثار آن قرار می گیرد و تمایل و حوصله ای برای آن ندارید.


بچه داری:

بچه داری به خود خود مانعی برای انجام نزدیکی نیست اما بچه در سنین مختلف احتیاج به بعضی مراقبت های خاصل دارد، مخصوصا" وقتی تازه به راه افتاده باشد. حتی المقدور وقتی کودک شما خواب است نزدیکی کنید، در غیر این صورت بهتر است قبل از آن کودک خود را در جای دیگر بروی صندلی مخصوص کودک قرار دهید.


درمان دارویی:

داروهایی که مستقیما" بروی هورمون های جنسی تأثیر می گذارند مانند :

آرامش بخشها، قرص های فشار خون، ضد حساسیت ها، قرص های ضد بارداری ( در این مورد هنوز نتایج قطعی نیست)، شیمی درمانی، داروهای ضد بیماری های مقاربتی، قرص های پروژسترون و ...

با مشورت با پزشک خود سعی کنید نوع داروها و یا میزان آن را تغییر دهید. در صورت علائم مشاهده در مورد کاهش حس جنسی خود بدون اختلال یا قطع مصرف داروهای خود تنها سریعا" با پزشک خود تماس بگیرید.


عدم خود باوری:

اگر از اندام خود راضی نباشید، نزدیکی لذت بخش نخواهد بود. برای مثال برخی افراد حتی با وجود اینکه چاق نیستند احساس خجالت از حالت اندام خود دارند و این میل جنسی را در او کاهش می دهد و احساس سرخوردگی می کند. این وظیفه همسر وی است که به او اطمینان دهد که هنوز مثل قبل از رابطه ی نزدیکی خود با او لذت می برد و به طرفش تمایل دارد. با افزایش اعتماد به نفس خود نه تنها به تثبیت و بهبود رابطه ی جنسی خود کمک می کنید بلکه در دیگر مراحل زندگی شخصی خود نیز موفق تر خواهید بود.


اضافه وزن:

داشتن اضافه وزن زیاد، لذت نزدیکی را پایین می آورد. در این حالت میل فرد خود به خود نسبت به عمل نزدیکی کاهش می یابد. البته این مسئله برای همه ی افراد چاق صحت ندارد و می توان علت این تفاوت را از نظر روانشناسی، ناهنجاری های اجتماعی، عوامل محیطی و ... جستجو کرد، علاوه بر آن برای افراد چاق خود انجام مراحل نزدیکی نیز دشوار می شود.


عدم آمادگی لازم آلت جنسی مرد برای عمل نزدیکی:

در بعضی از مردان این بیماری در حالت های گوناگون و زمان های مختلف دیده می شود و آنها همواره نگران این هستند که اگر آلت جنسی آنها به آن حالت شهوانی نرسد  چطور می توانند عمل دخول و نزدیکی را انجام دهند.


کاهش تستوسترون:

وجود میزان لازم هورمون تستوسترون عامل متحرک نزدیکی است. کاهش این هورمون در مردان مسلما" مانع ایجاد حس شهوت و تمایل به رابطه نزدیکی می شود، البته میزان این هورمون در زنها نیز مهم است ولی در آنها به دلیل وجود دیگر هورمونهای موثر در این رابطه در بدنشان، کاهش آن خیلی تأثیر گذار نیست. بهتر است همواره از طریق پزشک متخصص،  تعادل در هورمونهای بدن را تحت نظر داشته باشید.


افسردگی:

البته که خیلی منطقی به نظر نمی رسد، ولی حقیقت این است که هم داروهای ضد افسردگی و مهم تر خود افسردگی، هر دو باعث کاهش میل جنسی می شوند. با مراجعه به مشاور بجای مصرف دارو، بهتر می توانید در رفع این مشکل موفق باشید.


یائسگی:

گزارها حاکی از آن است که نیمی از بیشتر زنان زمان یائسگی حس جنسی کمتری را در خود دارند.آثار یائسگی در بدن مثل خشکی رحم ( در نتیجه احساس درد در موقع نزدیکی)، عدم ترشح هورمونهای زنانگی، عمل نزدیکی را با مشکل مواجه می کند. در این دوره می توان تحت نظر پزشک با استفاده از داروهای تجویز شده، افزایش رسیدگی به سلامت و زیبایی اندامها، به افزایش سهولت در مراحل نزدیکی و میل جنسی خود کمک کنید.


عدم وجود رابطه ی احساسی عمیق:

این مورد در آخر اشاره شد تا بدانید که این مورد مهم ترین لازمه ی یک نزدیکی شیرین و سالم است. در واقع حس عمیق و جاذبه ی بین دو طرف حکم شروع و استارت یک رابطه را دارد. در صورت نبود آن سعی کنید وقت بیشتری را در مواقع غیر از عمل نزدیکی نیز با همسرتان سپری کنید، محور حرف هایتان تنها عاطفی و ... باشد. یاید بگیرید که احساساتتان را در قالبهای دیگری به غیر از نزدیکی نیز نشان دهید!!


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نتایج و عاقبتهای گناه جنسی
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  
گناه جنسی نتایج و عواقبی را به دنبال خواهد داشت که تاثیر عمیقی بر ما میگذارد. دیدن تصاویر، فیلم ها و سایتهای مستهجن و شهوت انگیز، یکی از انواع گناه های جنسی است که از روی هوس و شهوت انجام می گیرد. عواقب ناشی از این عمل ممکن است به راحتی از بین نرود، اما اگر پشیمان شده و توبه کنید، خداوند شما را خواهد آمرزید.
چه تا به حال این دسته از گناهان را انجام داده باشید و چه خیال آن را در سر بپرورانید، هدف ما در این مقاله ترغیب شما به ترک این اعمال است. برای این منظور، در اینجا به چند نمونه از عواقب و نتایج این گناهان اشاره می کنیم:

گناهان جنسی جسم فرد را آلوده کرده و توانایی آن برای انجام مقاصد الهی را از بین می برد. گناه جنسی از این نظر مستثنی است که ما آن را بر علیه جسم خود انجام میدهیم. جسم ما معبد روح الهی است. وقتی ما از جسممان برای گناهان جنسی استفاده می کنیم، به پاکی آن تجاوز کرده و آن معبد را ویران می کنیم. همچنین آن افرادی که با آنها این گناه را انجام می دهیم را نیز آلوده می کنیم. فقدان احترام به جسممان (و خداوند) رابطه ی ما با خدا را از بین می برد.

گناهان جنسی روح خداوندی را اندوهگین می کند. هر گناهی که انجام میدهیم باعث اندوهگین شدن روح خداوندی می شود و آتش روح مقدس را در زندگی ما خاموش می کند. هرچه این آتش را بیشتر فرو بنشانیم، همانقدر از نیکی و درستکاری فاصله خواهیم گرفت.

ارتکاب به گناهان جنسی دژ محکمی برای شر و شیطان در زندگی فرد خواهد ساخت. وقتی ما مرتباً مرتکب گناه می شویم، دژ محکمتری برای شیطان در زندگی خود بر پا خواهیم کرد. هرچه بیشتر تن به شهوت و هوس دهیم، کنترل آنها بر روی ما بیشتر خواهد شد، تا آنجا که ما را بنده ی خود خواهند کرد. این دژ محکم بسیار مستحکم خواهد بود، چون جسم، روح و روان ما را درگیر خود کرده است. خوشبختانه دین، راه های زیادی برای ویران کردن این دژ محکم پیش پای ما قرار داده است.

با ارتکاب به گناهان جنسی نفرینی پشت سرتان خواهد بود، از طرف همسر یا فرزندانتان. گناه جنسی به شیطان این امکان را می دهد که ما و نسل های بعد از ما را با نفرین، ذلیل خود کند. بی بندوباری جنسی، زنا، طلاق، نازایی، و سایر مشکلات را گاهاً می توان از نتایج گناه های جنسی دانست.

گناهان جنسی پایگاهی به ارواح شیطانی برای تاثیرگذاردن بر شما را میدهد. کتب آسمانی مثال های زیادی از گناه های جنسی و عواقب حتمی آن در اختیار ما می گذارند و احتمالاً مشهورترین این گناهان، گناه داوود با بنت شیبا (مادر حضرت سلیمان) بوده است. زنای او با بنت شیبا و قتل شوهر او منجر به نزاع خانوادگی، مرگ پسرش و ایجاد فرصت برای دشمنان برای کفرگویی شد.

گناه جنسی پریشانی روحی در بر خواهد داشت. با دنبال کردن لذتهای  ناشی از گناه و نادیده گرفتن وجدان خود برای تشخیث خوبی از بدی، پریشانی و آشفتگی روحانی در بر خواهد داشت. هر چه بیشتر به دنبال گناه و فساد باشید، وجدانتان کدرتر خواهد شد. یک وجدان کدر باعث می شود که بیشتر درمعرض دروغ های شیطان قرار بگیریم که باعث دورتر شدن ما از خداوند یکتا می شود. و این مسئله به جایی میرسد که ما دیگر کارهای خود را گناه تلقی نخواهیم کرد و توانایی ما برای توبه و اصلاح شدن کمتر می شود.

گناه جنسی پریشانی احساسی به دنبال خواهد داشت. رابطه ی جنسی، تعهد و پیوستگی احساسی با شریک جنسی ایجاد می کند. قدرت این تعهدها بر حسب نوع رابطه متفاوت است. خداوند این پیوستگی و تعهد جنسی را برای همسران ایجاد کرده است. اگر این تعهد و پیوستگی با کسی غیر از همسر فرد ایجاد شود، آشفتگی و پریشانی احساسی ایجاد خواهد شد. این آشفتگی به صورت های مختلف نمایان می شود. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
  • رویاها و افکار مکرر درمورد عشق های قبلی
  • ناتوانی در برقراری صمیمیت احساسی با همسر
  • پشیمانی و تلخی نسبت به افرادی که در رابطه های قبلی به فرد صدمه زده اند
  • مقایسه همسر با افراد قبلی در رابطه ی جنسی
  • درک اشتباه از عشق واقعی
  • بی بندوباری و بی قیدی جنسی، در تلاش برای یافتن عشق و صمیمیت واقعی

خطر آشفتگی احساسی به اندازه ای است که می تواند فرد را از تجربه ی صمیمیت با همسر خود و خداوند باز دارد. همچنین آشفتگی جنسی می تواند مثل یک نفرین عمل کند و اعتیاد جنسی و سایر کشمکش ها را به دنبال آورد.


گناه جنسی خاطره هایی ماندنی ایجاد خواهد کرد. خاطره های روابط جنسی با کمک هورمون های مخصوص که طی انگیختگی های جنسی تولید می شود، در مغز فرد ایجاد می شوند. شیطان از این خاطره ها برای محکوم کردن و نگاهداشتن فرد در اسارت شهوت استفاده می کند. این خاطره ها ممکن است باعث ایجاد مشکل در روابط جنسی فرد با همسر خود شود. در اینجا برخی نمونه ها آورده شده است:


  • تجربه های جنسی فرد با همسرش با افکار مربوط به عشق های قبلی و یا تصویر مستهجنی که فرد مشاهده کرده است، خراب می شود.
  • از شریک های جنسی قبلی بت خواهد ساخت—به خصوص وقتی در زندگی زناشویی خود با مشکل مواجه شود.
  • از عملکرد جنسی همسر خود ناراضی خواهد بود.
  • مغر او برای ارضاء شهوات خود به جای نشان دادن عشق واقعی، به رابطه ی جنسی رو خواهد آورد.
  • اگر همسرش راضی به انجام آنچه او سابقاً در رابطه های جنسی خود تجربه نموده و یا در فیلم های مستهجن مشاهده کرده است، نشود، خشمناک و عصبانی خواهد شد.

اما اگر به دین رو آوریم، توانایی برای از یاد بردن تجربیات پست را پیدا خواهیم کرد، خواهیم توانست فکر و روانمان را شستشو داده و دوباره کنترل امور زندگی خود را در دست گیریم.

گناه جنسی باعث به دنیا آمدن فرزندان ناخواسته می شود. گناه جنسی باعث پایین آوردن ارزش انسان به صورتی می شود که فرزندان انسان آشغال شناخته شوند. کودکانی که از این روابط به دنیا می آیند، در خانه هایی زندگی خواهند کرد که هیچ سایه ی پدر یا مادر مهربانی بالای سر آنها نخواهد بود.

گناه جنسی فرد را در معرض ابتلا به بیماری های مسری جنسی خواهد گذارد. بیماری های مسری جنسی بسیاری وجود دارد که بسیاری از آنها علائم بسیار ناخوشایند و نامطبوعی را به دنبال خواهند داشت. بدترین این بیماری ها، ایدز، حتی منجر به مرگ نیز می شود.

گناه جنسی از بین برنده ی ازدواج و خانواده خواهد بود. زنا معمولاً باعث از بین رفتن ازدواج و خانواده ها می شود. وقتی زنجیر وفاداری پاره شود، زن و شوهر، آسیب های احساسی، روحی، و حتی گاهی جسمی را تحمل خواهند کرد. برای تعمیر این شکاف، درمان های اساسی مورد نیاز است. خاطره هایی که طی برهم خوردن ازدواج ها ایجاد می شودف تا آخر عمر با او می مانند و نسل های بعد را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. دیدن تصاویر و فیلم های شهوت انگیر و مستهجن نیز به اندازه ی زنای واقعی، گناه آلود و زیاد آور است و خطای آن نیز نباید دست کم گرفته شود.

گناه جنسی باعث بی بندوباری اخلاقی و انحراف جنسی خواهد شد. گناه جنسی معمولاً آتش تیز از شهوت در ذهن فرد ایجاد خواهد کرد. اگر پیوسته آن آتش را شعله ورتر کند، فرد هرچه بیشتر و بیشتر به اعماق فساد و تباهی فرو خواهد رفت. از این وضعیت به افراط در هر نوع ناپاکی نیز اشاره می شود که رفته رفته هوت و هوس فرد را بشتر خواهد کرد .


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
همسری که مورد آزاد جنسی قرار گرفته یا به آزار جنسی دست میزند
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

همسری که مورد آزاد جنسی قرار گرفته یا به آزار جنسی دست میزند(1)

در این مقاله، پشت درهای بسته می رویم و واقعیت دردناک آزار جنسی را نمایان می کنیم.

مطلب را با یک مثال شروع می کنیم:

شرح زندگی یک مراجعه کننده به یک روانپزشک

" من و خانمم 15 سال است که با هم ازدواج کرده ایم و زندگی نسبتاً خوبی داشته ایم. اون یه زن خوب و یه مادر خوبه اما مشکلی در زندگی ما وجود دارد که هرگز نتوانسته ایم حلش کنیم. زن من تقریباً هیچ علاقه ای به سکس نداره. در واقع او در مقابل هر میل جنسی ای که نشون می دم مقاومت می کنه. اون می گه که از داشتن رابطه ی جنسی احساس راحتی نمی کنه . اون اجازه نمی ده بهش دست بزنم . آیا این یک عادته؟"

برای دکتر واضح بود که شوهر این خانم عمیقاً رنجیده است. وی با پرسش بعدی به قلب مسئله زده و می پرسد: "آیا او در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته؟" مرد جواب می دهد: "بله. چندین سال پیش. اون اینو به من گفت و با مشورت روحانیون، دعا خواندیم و من فکر می کنم که اون کسی که این کار را با وی کرده را بخشید. بعد از اون دیگه زیاد درباره اش حرف نزدیم". آن مرد و همسرش، از بقایای دردناک بدرفتاری و آزار جنسی کودکان رنج می بردند. متأسفانه هزاران زوج در سرتاسر جهان همین مشکل را دارند. کودکانی که مورد آزار جنسی قرار می گیرند، سرانجام روزی بزرگ می شوند. بسیاری از آنها ازدواج می کنند و در می یابند که زمان، زخم های آنان را التیام نبخشیده است.

دو واقعیت دردناک

1-     درد زندگی با همسری که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته.

2-     درد این کشف که همسرتان در آینده ممکن است کودکانتان را مورد آزار جنسی قرار دهد.

اغلب اوقات یأس و نومیدی بر فرد غالب می شود. حس رابطه با جنس مخالف، امری طبیعیست و  وقتی در کودکی مخدوش و منحرف شود، نظام های ریشه ای روابط ما در بزرگسالی را مسموم می کند.

آیا "زیستن با واقعیت"، می تواند کلاف های به هم پیچیده هویت جنسی ما را از هم باز کند و به ما کمک کند تا در زندگی زناشویی به نزدیکی و صمیمت با همسر دست یابیم؟ من معتقدم که پاسخ این پرسش مثبت است، امّا این روندی است که زمان، صبر و اغلب اوقات کمک یک مشاور حرفه ای را می طلبد. زیستن با واقعیت با این تأکید آغاز می شود که آزار جنسی به لحاظ اخلاقی نادرست است و آثار عاطفی و جسمانی ویران کننده ای بر کسی دارد که مورد آزار واقع شده است. منظور من از آزار جنسی هر نوع فعالیت جنسی، کلامی یا جسمی است که بر خلاف میل و رضایت فرد دیگر به او تحمیل شود، به طوری که از وی به عنوان وسیله ای جهت رفع نیازهای جنسی دیگری استفاده شود. چنانچه چنین عملی بارها در مورد یک کودک صورت بگیرد باعث بروز یک رشته واکنش های عاطفی و جسمی می شود که تأثیر زیان باری بر فرآیند بلوغ جنسی عادی کودک خواهد شد.

این تحریف جنسیت، کودک را تا دوران بلوغ و بزرگسالی تعقیب می کند و اغلب اوقات در روابط زناشویی او مشکلاتی به وجود می آورد. این قربانیان اغلب اوقات از روابط جنسی سالم با همسر را بی نهایت دشوار می یابند. بسیاری از آنها آکنده از احساس شرم، گناه، ترس، خشم، و اغلب اوقات نفرت از سکس هستند. این عواطف عمیق اغلب با ناتوانی از لذت بردن از بوسه، تماس جنسی همراهند و گاه موجب انزجار از نگاه کردن به بدن عریان انسان، از جمله بدن خود شخص نیز می شوند. شخص دوست ندارد چنین عواطف منفی نسبت به مسائل جنسی داشته باشد اما تغییر احساساتش را غیر ممکن می داند. بنابراین، وی با مانعی بی نهایت جدّی برای نزدیکی در ازدواج مواجه است.

عواقب آزار جنسی:

احساسات این فرد در مورد سکس مغشوش است

اغلب اوقات اذیت و آزار جنسی دوران کودکی از سوی شخص کاملاً مخفی نگاه داشته می شود. در واقع، زن یا شوهر فردی که مورد آزار جنسی قرار گرفته، به هیچ عنوان تصور همچین چیزی را نمی کند. این قربانیان همواره افسرده هستند و رنج می برند و در نتیجه نه تنها از سکس، بلکه از خود زندگی هم کناره گیری می کنند. آنها در بزرگسالی احساس مبهمی در مورد سکس دارند. گاهی حس می کنند که تنها راه کسب محبت این است که از نظر جنسی فعال باشند. اما در سایر اوقات از سکس رو بر می گردانند و نمی خواهند هیچ کاری با آن داشته باشند. در زندگی زناشویی، این گیجی وابهام می تواند بسیار ناراحت کننده باشد. چنین فردی یک روز حرف هایی می زند که همسرش فکر می کند او می خواهد رابطه ی جنسی داشته باشد. او حتی ممکن است بسیار سکسی باشد و در حرکات اولیه آن را نشان دهد، اما وقتی همسرش به وی نزدیک شود، مثل سنگ می شود. آنها با احساس گناه سالها را سر کرده اند، در حالی که این اتفاق تقصیر آنها نبوده و تنها چیزی که برای وی باقی مانده، عواطف مغشوش و عقاید کذب است. ناخودآگاه به طرد آدمها می پردازد و تحت اسارت این حالات، سلامت جسم و روح خود را به خطر می اندازد.

در بخش دوم مقاله راههای برخورد با چنین همسری را عنوان خواهیم کرد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
رابطه علاقه زوجین با فرم خوابیدن آنها در کنار یکدیگر
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

رابطه علاقه زوجین با فرم خوابیدن آنها در کنار یکدیگر

عوامل متعددی در روابط بین افراد تأثیر دارد. از جمله در رابطه زن و مرد (چه ازدواج و ...) یک سری مسائلی بی اهمیّت شمرده می شود، در حالی که همین مسائل، جزئی از زبان عشق است. یکی از آنها طرز خوابیدن دو نفر است که کاملاً حد و اندازه علاقه دو نفر را به هم نمایان می کند.

در واقع اینکه دو نفر یکدیگر را در آغوش بگیرند و یا به آرامی در کنار هم بخوابند، خود باعث ترمیم و بهبود روابط بین آنها می شود. در مقابل عواملی چون، خرو پف و دندان ساییدن در خواب، موجب سلب آرامش نفر مقابل و مشکلات بعدی می شود و در آخر بدون اینکه عمداً این کار را بکنید، طرف شما فکر می کند که از قصد اینکار را می کنید تا وی را آزار دهید، در حالی که شما واقعاً خواب هستید!

در اینجا به حالاتی از نحوه خوابیدن دو نفر کنار هم اشاره می کنیم، امّا قبل از خواندن این مقوله، یادآور می شویم که اگر شما دقیقاً با این روشها نمی خوابید دلیل بر وجود مشکل در روابطتتان نیست، به یاد داشته باشید هیچ چیز مطلق خوب یا بد نیست و نحوه ی خوابیدن یک چیز شخصی و از روی عادت است.

در آغوش هم خوابیدن: خوابیدن در حالی که نفر مقابل شما را از پشت شما در آغوش گرفته و دستانش را به دور شما انداخته، در این حالت وابستگی و نزدیکی کاملاً بین دو نفر نمایان است، البته لازم به ذکر است این وضعیت بیشتر مخصوص زوج های جوان و اوایل ازدواج است.  این نزدیکی جسم و چسبیدن کامل جسم به یکدیگر، سبب افزایش امنیت و کاهش استرس بین دو نفر می شود.

به نرمی در آغوش گرفتن : این حالت تقریباً شبیه وضعیت قبل است با این تفاوت که تماس زن و شوهر تنها در ناحیه های دست، زانو و پاها به همدیگر است که بیشتر در زوجهایی دیده می شود که 5 تا 6 سال از ازدواجشان می گذرد، در این حالت نیز هنوز امنیت حس می شود.

در آغوش خوابیدن مثل ماه عسل: در این حالت همانطور که از اسمش پیداست صورت دو طرف رو به هم است و تمام بدن از گونه تا نوک پا کاملاً به همدیگر چسبیده و حسّ نزدیکی و وابستگی از نحوه ی خوابیدن آنها موج می زند، به نوعی که هر دوطرف ناخودآگاه به این حالت رو می آورند. معمولاً بعد از نزدیکی دو نفر این طور می خوابند، اگر بعد از گذشت سالها از ازدواج باز هم این حالت ادامه یافت، نشان دهنده ی این است که هر دونفر از ته دل وابسته یکدیگر هستند و درجه عشقشان به همان اندازه ی اول ازدواج است.

خوابیدن شاهانه: اینکه نفر مقابل به پشت بخوابد در حالی که صورتش رو به سقف است به طوری که برتری خود را نشان دهد و زن به روی شانه های او تکیه دهد و در این بین زن وابستگی و تواضع خود را نسبت به عشقش نشان می دهد. این طرز خوابیدن نشان دهنده ی تعّهد و اطمینان بین این دو نفر است. در این حالت ممکن است سر زن به روی سینه ی مرد باشد که بیشتر در مورد زنهای جوان و مردهای مسن دیده می شود.

حالت بودایی: در این حالت هر دو نفر پشت به هم خوابیده امّا هنوز از پشت نیز به همدیگر چسبیدند! در این حالت شاید در دید اول، عدم تعلق و وابستگی دو نفر برداشت شود، امّا این به معنای این است که هنوز آنها تمایل زیادی برای سکس و تماس با هم دارند.

به هم چسبیدن پا: بیشتر بین زوجینیست که با یکدیگر بحث و اختلاف داشتند، به نوعی می خواهند بگویند که با هم مشکل دارند، امّا چسبیدن پا بازهم نشانه ی مثبتیست، بدان معنی که همه چیز مثل قبل است با این تفاوت که هر دو هنوز به یاد بحث و اختلاف هم هستند!

جدا از هم: در این حالت زن و شوهر کاملاً از هم جدا خوابیده، بطوریکه یک نفر طرف راست تخت و دیگری پشت به دیگری و آن طرف می خوابد. در این حالت هیچ تماس بین دو نفر نیست، شاید در نگاه اوّل این طرز خوابیدن منفی باشد، امّا در نگاهی دیگر می توان چنین برداشت کرد که هر دوی آنها دوست دارند طرف مقابل راحت بخوابد و از فضای انحصاری تخت خود استفاده کند. چرا که شاید یکی عادت دارد بالش را بغل کند و دیگری چمپاته بخوابد، یا اینکه طرف مقابل آنقدر باز و راحت می خوابد که خود احتیاج به یک تخت دو نفره دارد! بنابراین این طور خوابیدن ازطرفی نوعی ملاحظه کاری و از طرف دیگر نوعی راحت کردن خود از دیگری و داشتن خوابی راحت است!


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
قوانین عشق بی قید و شرط
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

قوانین عشق بی قید و شرط

شاید احمقانه به نظر برسد اما داشتن یک عشق بی قید و شرط نسبت به همسرتان شاید مهمترین قدمی باشد که در زندگی زناشویی خود برمی دارید.

تعطیلات آخر هفته پیش با دوستان دوران دانشگاه به مهمانی رفته بودم. دو روز تمام کلی زن جمع شده بودند تا عشق و آغاز تازه ازدواج را جشن بگیرند. تعطیلات فوق العاده ای بود. خیلی از زوج ها در مراحل اولیه ازدواج ادعا می کنند که عشقشان به همسرشان کاملاً بی قید و شرط است. می دانم که خیلی از متخصصین به عشق بی قید و شرط بین دو زوج اعتقاد ندارند اما به عقیده من در یک ازدواج عالی باید عنصر عشق و محبت به یکدیگر وجود داشته باشد که بتواند جایگزین هر اشتباه و تقصیری شود. شاید فکر کنید من یک عاشق پیشه ناامید هستم اما باور دارم که عشق، حتی بین دو زوج باید و می تواند که بی قید و شرط باشد.

عشق بی قید و شرط یعنی محبت ما برای همدیگر براساس یکسری رفتارها و خصوصیات خاص نباشد. باید همسرتان را به خاطر خود او دوست داشته باشید نه به خاطر اینکه خوش هیکل است یا چون هر شب برایتان شام درست می کند. این همان عشقی است که نامزدها و زوج های تازه ازدواج کرده به آن باور دارند. عشق بی قید و شرط آن عشقی است که نه علیرغم تقصیرات بلکه به خاطر آن باشد. این عشق شماست که وجود آنها را توصیف می کند. همیشه تا قبل از اینکه زندگی واقعی خود را نشان دهد همه چیز عالی  زیباست.

زوج ها در ابتدا آنقدر  مسحور عشق می شوند که فراموش می کنند به منطق شراکت در یک زندگی و طریقه رفتار کردن با همدیگر توجه کنند. متاسفانه، با گذشت زمان عاقل تر و  هوشیارتر می شویم و ناگهان می فهمیم که آنچه قبلاً برایمان دوست داشتنی بود الان آزاردهنده شده است. بلندپروازی های شوهرتان که یک روز به نظرتان جذاب بود دیگر نشاندهنده خودبینی و تکبر او می شود. یا توجه زنتان به جزئیات نشانه حس کنترل گری او می شود. این زمانی است که زوج ها می مانند که کجای کارشان اشتباه بوده است. چطور می شود که وقتی کسی که بی قید و شرط دوستمان دارد در آنچه که هستیم اشکال و ایراد پیدا می کند؟ احتمالاً مشکل از عشق است...درست است؟

تنظیم قوانین پایه

مسئله روشنی که اینجا می توانیم بگوییم این است که آن عشق تغییر کرده است یعنی همسرمان دیگر ما را بی قید و شرط دوست ندارد، اما معمولاً موضوع این نیست. واقعیت این است که اکثر زوج هایی که می بینم به این نقطه رسیده اند مثل قبل همدیگر را دوست دارند. مشکل این نیست که عشقشان تغییر کرده است، مشکلشان این است که هیچوقت برای روابطشان قانون نگذاشتند یا قوانینشان باید به روز شود. پس همانطور که می بینید، بااینکه عشق می تواند بی قید و شرط باشد اما روابط سالم به قانون نیاز دارند.

می دانم که این نیاز به درک متقابل دارد. اما واقعیت این است که روابط برای تحمل استرس و چالش های زندگی نیاز به حد و مرز دارند. من معمولاً این نیاز به حد و مرز در عشق را با بچه دار شدن مقایسه می کنم. پدر و مادر به طور کل فرزندانشان را بی قید و شرط دوست دارند اما برای بزرگ کردن آنها باید قوانینی وجود داشته باشد. به همین ترتیب است که به آنها یاد می دهیم با دیگران کنار بیایند و جهان را درک کنند. قانون و حد و مرزباعث می شود که بچه (با همسر) خیلی خوب درک کند که چطور رابطه مثبت با کسانی که دوستشان دارد برقرار کند و  نیازهایش را بیان کند. شادترین و خوشبخت ترین بچه ها کسانی هستند که با والدینی زندگی می کنند که در ابراز عشق و نیازهایشان راحت هستند. روابط صمیمانه مثل ازدواج هم نیاز به همان راهبردها برای ایجاد یک رابطه عمیق و بادوام دارد.

حد و مرز درواقع همان قوانین تعهد است، یعنی یکسری راهبرد برای اینکه بفهمیم چطور باید ارتباط برقرار کنیم و اینکه از سایرین چه می خواهیم. این حد و مرزها به هر فرد این امکان را می دهد که فردیت خود را حفظ کند به جای اینکه همدیگر را کنترل کنند، به اتفاق هم رشد کنند. این حد و مرزها همچنین تعهد یک ازدواج را حفظ می کند و ارتباطی بادوام و سالم بین دو طرف ایجاد می کند. همین حد و مرز سالم است که باعث می شود بعضی زوج ها به هم وفادار بمانند درحالیکه سایرین با مشکلات بی وفایی و خیانت دست و پنجه نرم می کنند. این حد و مرز ها همچنین از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در رابطه هم فرد را حفظ می کند. بااینکه ممکن است بدون هیچ شرطی همسرتان را دوست داشته باشید به این معنا نیست که حق دارید در یک محیط ناامن یا از نظر احساسی زیان بخش با او زندگی کنید.

این حد مرزها باعث می شوند آزادانه و عمیق هم را دوست داشته باشیم و درک مشخصی از  آنچه برایمان قابل قبول است ایجاد کنیم.

راهی به سوی عشقی بی قید و شرط

اما چطور می توانیم عشقمان را عمیق و بی قید و شرط نگه داریم درحالیکه قوانینی مشخص و سالم برای رابطه مان ایجاد کرده ایم؟ گفتگوی آزاد و تفکر شخصی صادقانه رمز کار است. ایجاد قانون برای رابطه نیازمند این است که هر دو طرف با هم و با خودشان راحت و صادق باشند. این لحظه های صداقت لازم نیست همیشه به صورت گفتگوهای مدنی باشد. گاهی اوقات این لحظات غیرمترقبه پیش می آیند و چیزهایی که یاد می گیرید همان چیزهایی نیست که می خواستید بشنوید. اگر می توانید ریسک کنید که صادق باشید و آسیب پذیر، خواهید توانست ازدواجتان را به سمتی مثبت هدایت کنید.

بهترین لحظه ای که من و شوهرم در زندگی مشترکمان تجربه کردیم و از طریق آن قانون برای رابطه مان مشخص کردیم زمانی بود که من به او گفتم آنقدرها که ادعا می کرد شخص مدرنی نیست. در لخظه ای که واقعاً از دستش خسته شده بودم به او گفتم که او به یک زن سنتی نیاز داشته که خانه بماند و برایش آشپزی کند و لباسهایش را بشوید، نه یک شریک هم سطح خود که همیشه ادعا می کرد. توقع داشتم که با این حرفهایم از خودش دفاع کند و بگوید که زندگی می خواهد که دو طرف در آن همه چیز را 50/50 سهیم باشند. اما درعوض با یک گفتگوی کاملاً صادقانه روبه رو شدم. با کمال تعجب فهمیدم که حرفم درست بوده و او ماه هاست که برای فهماندن آنچه که واقعاً از ازدواجمان انتظار دارد در کشمکش بوده است.

اینطور به نظر رسید که او توقع داشته من نقش سنتی تری را در خانه ایفا کنم، نه زنی مستقل در چارچوب زندگی مدرن امروز. این به آن معنا نبود که از کارم بیرون آمدم و خانه نشستم و به اتو کردن و غذا پختن مشغول شدم، نه. چمدانم را هم نبستم که قهر کنم و خانه پدرم برگردم و دنبال کسی باشم که دنبال زنی با عقاید من باشد. در عوض نشستیم و برای نحوه اداره مسئولیت های خانواده با هم صحبت کردیم. الان هم به نظر می رسد که خیلی بیشتر از آنچه که فکر میکردم زنی سنتی هستم و خیلی وقت ها از خانه کنار فرزندانم نشستن لذت می برم و نیمه وقت هم در یک مدرسه تدریس می کنم. او هم فهمید که می تواند در خیلی کارهای خانه به من کمک کند بدون اینکه ناراحت شود. این درس ها را ما در کنار هم یاد گرفتیم و توانستیم که به همدیگر برای رسیدن به اهدافمان کمک کنیم. مهم نیست که رابطه تان چطور باشد، عشق بی قید و شرطتان می تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد. تنها کاری که باید بکنید این است که آنها را بخشی از قوانین درآورید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نکاتی در مورد سقط جنین
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

نکاتی در مورد سقط جنین

سقط جنین در صورتی باید صورت گیرد که در صورت تایید پزشک سلامت مادر در معرض خطر جدی قرار داشته باشد و یا مشخص گردد کودک بعد از تولد دچار نواقص شدید فیزیکی یا ذهنی خواهد بود. تمام این مراحل باید سیر قانونی و پزشکی خود را طی کند.

همه بحث ها درمورد سقط جنین به شش سوال خلاصه می شود. پنج سوال اول به ماهیت جنین برمی گردد که داخل رحم مادر رشد می کند و آخرین سوال به بحث اخلاقیات در این مسئله می پردازد. این سوالات عبارتند از:

1. آیا این موجود، زنده است؟

2. آیا این موجود یک انسان تلقی می شود؟

3. آیا این موجود یک شخص تلقی می شود؟

4. آیا این موجود از نظر فیزیکی مستقل است؟

5. آیا این موجود دارای حقوق انسانی است؟

6. آیا سقط جنین قتل تلقی می شود؟

اجازه بدهید نگاهی به هر یک از این سوالات بیندازیم. به شما نشان می دهیم که چطور افراد مخالف با سقط جنین از پاسخ هایی کاملاً منطقی برای پشتیبانی از ادعای خود استفاده می کنند اما بعد نشان می دهیم که چطور منازعات آنها از این واقعیت که سقط جنین عملی اخلاقی است حمایت می کند.

1. آیا این موجود، زنده است؟

بله. آن حامیانی که ادعایی غیر از این پاسخ دارند، به ضرر خودشان و هدف مرافعه خودشان قدم برمی دارند. البته که این موجود زنده است. یک مکانیزم بیولوژیکی موادمغذی و اکسیژن را به انرژی تبدیل می کند و باعث می شد که سلولهای آن تکثیر شوند و رشد کنند. این موجود، صد در صد زنده است.

فعالان مخالف سقط جنین گاهی به اشتباه از این واقعیت  برای پشتیبانی از جنبش خود استفاده می کنند. آنها ادعا می کنند که حیات از زمان لقاح آغاز می شود و البته حق با آنهاست. پیدایش یک حیات انسانی زمانی اتفاق می افتد که یک تخم با 23 کروموزوم به یک اسپرم با 23 کروموزوم ملحق می شود و سلولی بارور تشکیل می دهد که زیگوت خوانده می شود که 46 کروموزوم دارد. زیگوت تک سلولی همه DNA های لازم برای رشد یافتن و تبدیل شدن به یک موجود انسانی مستقل و هوشیار را دارد و یک انسان بالقوه است.

اما زنده بودن همه حقوق انسانی را به زیگوت نمی دهد و حق سقط نشدن طی دوره بارداری از آن جمله است.

یک آمیب (ameba) تک سلولی هم موادمغذی و اکسیژن را به انرژی بیولوژیکی تبدیل می کند که باعث تکثیر یافتن و رشد سلولهای آن می شودو همچنین یکسری کامل از DNA های خودش است و همه چیز آن مشابه زیگوت است به استثنای اینکه یک انسان بالقوه نیست، همیشه یک آمیب می ماند و هیچوقت به انسان تبدیل نمی شود. دقیقاً به اندازه زیگوت زنده است اما ما هیچوقت ازحقوق انسانی آن به خاطر همان واقعیت دفاع نمی کنیم. فعالان مخالف سقط جنین هم نمی توانند اینکار را بکنند، به همین خاطر است که لازم است حتماً به بقیه سوالات هم پاسخ بدهیم.

2. آیا این موجود یک انسان تلقی می شود؟

باز هم بله. آنها که با سقط جنین موافق هستند ادعا می کنند که جنین زیگوت (جنین کمتر از هشت هفته) انسان نیست. اما این جنین واقعاً انسان است. DNA آن دقیقاً مثل DNA انسان است و اگر به آن اجازه رشد داده شود، به انسان تبدیل می شود.

باز هم فعالان مخالف سقط جنین گاهی به اشتباه از این واقعیت برای پشتیبانی از نظرات خود استفاده می کنند. آنها می گویند، "میوه درخت بلوط، درخت بلوط در مراحل اولیه آن است به همین ترتیب، یک زیگوت هم یک انسان در مراحل اولیه رشد است". و واقعاً هم حق با آنهاست. اما داشتن یکسری کامل از DNA انسان کلیه حقوق انسانی را به زیگوت نمی دهد—ازجمله حق سقط نشدن طی دوران بارداری.

حرفم را باور ندارید؟ اشکالی ندارد، این را امتحان کنید: دستتان را داخل موهایتان کنید، یک دسته مو در دستتان بگیرید و آن را بکشید. به ریشه موهایتان نگاه کنید. آن بافتی که در انتهای مو می بینید، فلوکول مو است. آن هم یکسری کامل از DNA انسان را در خود دارد و این دقیقاً همان الگوی DNA است که در بقیه سلولهای بدنتان هم یافت می شود اما در واقعیت این خاص بودن DNA نیست که آن را به یک انسان متفاوت تبدیل می کند. دوقلوهای همسان DNA هایی کاملاً مشابه دارند اما هیچوقت نمی گوییم که یکی از دیگری کمتر آدم است و دوقلوها هم دقیقاً یک انسان مشابه نیستند. این شکلبندی DNA نیست که باعث می شود زیگوت یک انسان تلقی شود؛ دلیل آن این است که از DNA انسان در خود دارد. فولکول موی شما دقیقاً همان چیزهایی را دارد که یک زیگوت انسان دارد به جز اینکه کمی بزرگتر است و یک انسان بالقوه نیست. فولکول موی شما هم به همان اندازه زیگوت انسان تلقی می شود اما ما هیچوقت از حقوق انسانی آن دفاع نمی کنیم. فعالان مخالف سقط جنین هم نمی توانند اینکار را بکنند به همین خاطر است که دو سوالی که در زیر می آید در مبحث سقط جنین اهمیت ویژه ای پیدا می کند.

3. آیا این موجود، شخص تلقی می شود؟

خیر. آن فقط یک شخص بالقوه است.

لغت نامه وبسترز شخص را اینطور معنی می کند: "یک فرد یا یک کلیت غیرقابل تقسیم بودن؛ وجودی قابل تشخیص بودن." فعالان مخالف سقط جنین ادعا می کنند که هر زیگوت تازه بارور شده یک شخص است چون DNA آن به طور منحصربه فردی متفاوت با سایرین است. به عبارت دیگر، اگر شما انسان هستید، باید یک شخص هم باشید.

البته قبلاً دیدیم که یک فولکول ساده مو هم به همان اندازه یک زیگوت تک سلولی انسان است و آن DNA خاص تفاوتی ایجاد نمی کند چن دو دوقلوی همسان هم یک شخص نیستند. کاملاً مشخص است که باید اتفاق دیگری بیفتد تا یک انسان را از دیگری متمایز کند. اتفاق دیگری باید بیفتد تا یک بدن DNA دار به یک شخص مجزا تبدیل شود.

اکثر افراد این مسئله را ذاتاً می دانند اما به یک دلیل خاص  قادر به بیان آن نیستند.

مرز تعریف کننده بین چیزیکه انسان است و کسی که یک فرد تلقی می شود، هشیاری است. این خصوصیت خودآگاهی هوشیاری است که باعث می شود ما از دیگران متفاوت و متمایز باشیم. این خودآگاهی، این هوشیاری توام با ادراک و احساس همان چیزی است که ما را از زندگی حیوانی روی کره زمین جدا می کند. ما درمورد خودمان فکر می کنیم. از زبان برای توصیف خودمان استفاده می کنیم. ما از خودمان بعنوان بخشی از یک کلیت بزرگتر آگاهی داریم.

مشکل اینجاست که هوشیاری به طور طبیعی بعد از گذشت چند ماه یا حتی چند سال پس از تولد نوزاد ایجاد می شود. این مسئله معمایی اخلاقی برای حامیان حقوق سقط جنین ایجاد می کند. آنها ذاتاً می دانند که چه چیز یک انسان را به یک فرد یا شخص تبدیل می کند اما همچنین می دانند که چنین فردیت اختصاصی تا بعد از تولد اتفاق نمی افتد. درنتیجه استفاده از فردیت بعنوان بحثی در حقوق سقط جنین به بحث دیگری منتهی می شود که میگوید نباید هیچ اشکالی داشته باشد که یک کودک 3 ماهه را بکشیم چون هنوز به هوشیاری نرسیده است.

فعالات ضد سقط جنین از این مشکل استفاده می کنند تا ادعای خود را ثابت کنند. در یک منازعه یک طرفدار سقط جنین به درستی بیان می کند که تفاوت بین یک جنین و یک انسان کامل این است که جنین یک فرد نیست. فعال مخالف سقط جنین هم به طرز زیرکانه ای پاسخ او را با این پرسش می دهد که چه چیز کسی را به یک فرد تبدیل می کند و طرفدار سقط جنین برای بیان آنچه ذاتاً می داند کلمات را گم می کند. این مسئله را ما می دانیم چون با آن زندگی کردیم. ماما یدانیم که هیچ خاطره ای از خودآگاهی قبل از اولین تولدمان یا حتی دومین آن نداریم. اما خیلی زود هم متوجه می شویم که اگر بگوییم انسان تا چند وقت بعد از تولد به فرد تبدیل نمی شود به مشکل می خوریم. به همین خاطر هیچ نمی گوییم. بعد فعال مخالف سقط جنین از این ناتوانی در توصیف ذات فردیت بعنوان دلیل بر ادعای خود که انسان در همان زمان لقاح یک فرد تلقی می شود، استفاده می کند.

اما آنها اشتباه می کنند. "منطق" آنها کاملاً اشتباه است. چون یک نفر نمی تواند حقیقت را به زبان بیاورد به این معنا نیست که باور او حقیقت نداشته باشد.

و در واقعیت، ترس طرفداران سقط جنین کشف نمی شود. حق با آنهاست و میتوانند بدون تردید آن را بیان کنند. یک انسان تا قبل از هوشیاری به یک فرد تبدیل نمی شود و هوشیاری تا بعد از تولد اتفاق نمی افتد. اما این واقعیت با بحث مخالفین سقط جنین که می گویند اگر اینطور باشد نباید اشکالی داشته باشد که یک بچه سه ماهه را بکشیم چون هنوز به یک شخص تبدیل نشده استف اعتبار خود را از دست نمی دهد.

این وجود هنوز یک شخص بالقوه است  بعد از تولد به یک شخص بالقوه مستقل تبدیل می شود که وجود آن دیگر تهدیدی برای یک وجود دیگر تلقی نمی شود. برای درک بهتر این مسئله باید به سوال بعدی بپردازیم.

4. آیا این موجود از نظر فیزیکی مستقل است؟

خیر. این موجود برای ادامه حیات خود قطعاً به یک انسان دیگر وابسته است. بدون موادمغذی و اکسیژنی که در بدن مادر برای این موجود فراهم می شود، خواهد مرد. در طول دوره بارداری جنین و بدن مادر به طور همزیستی به هم وصل هستند، در یک فضای فیزیکی مشابه هستند و خطرات مشابهی را دارند. هر کاری که مادر می کند روی جنین تاثیر گذار است و وقتی مشکلی برای جنین ایجاد شود، روی مادر نیز تاثیر می گذارد.

فعالات مخالف سقط جنین ادعا می کنند که نمی توان از وابستگی جنین بعنوان مسئله ای در بحث سقط جنین استفاده کرد. آنها می گویند که حتی بعد از تولد هم برای سالیان طولانی، کودک همچنان به مادر، پدر و اطرافیان خود نیازمند است. و از آنجا که هیچکس هم نمیتواند ادعا کند که کشتن یک کودک به خاطر وابستگی آن به دیگران اشکالی ندارد، پس نمی توان گفت که به خاطر وابستگی جنین می توان آن را به قتل رساند.

اما مسئله ای که مخالفان سقط جنین نادیده می گیرند تمایز گذاشتن بین وابستگی فیزیکی و وابستگی اجتماعی است. منظور از وابستگی فیزیکی برآورده کردن نیازهای فیزیکی کودک نیست. آن وابستگی اجتماعی است، آن وابستگی کودک به جامعه—سایر افراد—برای غذا دادن، لباس پوشاندن و دوست داشته شدن است. وابستگی فیزیکی زمان اتفاق می افتد که یک حیات فقط به جسم یک حیات دیگر برای ادامه زندگی وابسته باشد.

وابستگی فیزیکی به خوبی توسط فیلسوف جودیت جارویس تامسون در سال 1971 نشان داده شد. او سناریویی خلق کرد که در آن زنی را می دزدندو زن زمانی به هوش می آید که می بیند با عمل جراحی او را به یک ویولن زن معروف که 9 ماه برای زنده ماندن به بدن او نیاز دارد، وصل کرده اند. پس از آن 9 ماه، ویولن زن خواهد توانست به تنهایی به حیات  خود ادامه دهد اما تا آن زمان به وجود این زن نیاز دارد.

سپس تامسون می پرسد که آیا آن زن از نظر اخلاقی مجبور به وصل ماندن به آن ویولن زن است. کار خیلی خوبی خواهد بود اگر اینکار را بکند چون دنیا را از زیبایی آهنگ هایی که توسط این ویولن زن نواخته می شود بهره مند می کند اما آیا از نظر اخلاقی درست است که به یک موجود دیگر اجازه بدهد از بدن او برای زنده ماندن استفاده کند؟

اینجاست که مخالفان سقط جنین قبول شکست می کنند. آنها ادعا می کنند که مصرف RU-486 برای مادران باردار غیرقانونی است چون باعث می شود موادمغذی از  رحم او بیرون رود و درنتیجه دستگاه حمایتی از جنین گرفته شود و حیات او پایان یادب. درنتیجه ادعاهای مخالفان سقط جنین فقط موید وابستگی فیزیکی مطلق است.

وقتی در نظر بگیریم که این موجود که متصل به بدن زن زندگی می کند نه تنها یک فرد نیست بله فقط یک فرد بالقوه است موضوع عمیق تر هم می شود.

برای پیچیده تر کردن بیشتر آن باید بفهمیم که وابستگی فیزیکی  به معنای تهدید فیزیکی برای جان مادر هم هست. سازمان بهداشت جهانی گزارش می کند که تقریباً 670،000 زن هرساله به خاطر مشکلات ناشی از بارداری جان خود را از دست می دهند (این رقم شامل سقط جنین ها نمی شود). این یعنی 1800 زن در روز. همچنین در مطبوعات کشورهای پیشرفته مثل امریکا یا کانادا می خوانی که یک زن با به دنیا آوردن بچه13 مرتبه بیشتر در معرض مرگ قرار می گیرد تا با سقط کردن جنین.

درنتیجه، بارداری نه تنها چشم انداز داشتن یک فرد بالقوه که ازنظر فیزیکی به بدن یک زن خاص وابسته است می باشد، بلکه به این معناست که زن هم خود را در یک موقعیت تهدید آمیز برای جان خود قرار می دهد.

برخلاف وابستگی اجتماعی که مادر می تواند فرزند خود را برای فرزندخواندگی به کسی دیگر بدهد یا کسی را استخدام کند تا از فرزندش مراقبت کند، رد طول بارداری جنین به طور مطلق از نظر فیزیکی به بدن مادر وابسته است. برخلاف وابستگی اجتماعی که حیات فیزیکی زن با وجود فردی دیگر تهدید نمی شود، در طول بارداری زن خود را در معرض آسیب های فیزیکی قرار می دهد تا آن حیات DNA ای که فقط یک فرد بالقوه است رشد کند.

این ما را به سوال بعدی نزدیک می کند: آیا حقوق یک فرد بالقوه بر حقوق یک مادر برای کنترل بدن خود و محافظت از خود دربرابر خطری که جان او را تهدید می کند، ارجحیت دارد؟

5. آیا این موجود دارای حقوق انسانی است؟

هم بله هم خیر.

یک فرد بالقوه همیشه باید حقوق انسانی کامل داشته باشد مگراینکه وجود آن مزاحم حقوق زندگی، آزادی و خوشبختی یک انسان هوشیار باشد. درنتیجه، یک جنین هیچ حقی قبل از تول ندارد و بعد از تولد از کلیه حقوق انسانی بهره مند می شود.

اگر جنین به دنیا می آید به خاطر این است که مادر از حقوق خود می گذرد تا اجازه بدهد این فرد بالقوه درون او رشد کند. اگر مادر تصمیم بگیرد که از بدن خود دربرابر خطرات بچه دار شدن محافظت کند حق کامل دارد که بارداری را خاتمه دهد.

مخالفان سقط جنین می گویند، "تنها تفاوت بین یک جنین و یک کودک سفر در طول کانال تولد است." این حرف گستاخانه به هیچ وجه این واقعیت را خدشه دار نمی کند که "موقعیت محل" تنها چیزی است که در جهان تفاوت ایجاد می کند.

خیلی ساده است. شما نمی توانید دو وجود با حقوق یکسان داشته باشید که یک بدن را اشغال کنند. یکی از آنها اتوماتیک وار روی دیگری حق وتو پیدا می کند و درنتیجه آنها حقوق یکسان ندارند. درمورد زن باردار، دادن حق زندگی به یک فرد بالقوه در درون رحم، حق مادر برای زندگی، آزادی و خوشبختی را از بین می برد.

از طرف دیگر پس از تولد، فرد بالقوه دیگر بدن مادر را اشغال نمی کند به همین دلیل کلیه حقوق انسانی به او تعلق می گیرد. درنتیجه بااینکه یک بدن انسانی کامل ممکن است هنوز یک فرد نباشد، می تواند پس از تولد از حمایت قانون برای حقوق خود استفاده کند. اما قبل از تولد فقدان فردیت آن و تهدید بودن آن برای زن، سقط جنین را انتخابی کاملاً منطقی و اخلاقی می کند. و این مسئله ما را به پرسش آخر می رساند که دشوارترین نکته ماجراست...

6. آیا سقط جنین قتل تلقی می شود؟

خیر، به هیچ عنوان.

اگر آن موجود یک فرد مستقل نباشد، سقط جنین قتل تلقی نمی شود. یکی ممکن است بگوید که پس اشکالی ندارد که زندگی هر بچه ای را تا قبل ازاینکه به هوشیاری برسد بگیریم اما ما نمی دانیم که چه مدت پس از تولد کودک به فردیت و هوشیاری دست پیدا می کند پس کاملاً منطقی است که از استقلال آنها بعنوان یک مرزی استفاده کنیم که کلیه حقوق انسانی را به آنها می دهد.

استفاده از استقلال مشکل نوزادان پیشرس را هم حل می کند. بااینکه یک نوزاد پیشرس هنوز یک فرد بالقوه است اما باتوجه به استقلال او از مادرش کلیه حقوق یک انسان هوشیار را به او می دهیم. این باعث می شود دیگر لازم نباشد یک تاریخ معین تعیین کنیم که چه زمان نوزاد به هوشیاری می رسد و فردیت پیدا می کند. برخی فرهنگ های قدیمی این زمان را دو سال یا حتی بیشتر می دانند. فرهنگ مذهبی مدرن آن را در زمان لقاح می دانند که کاملاً اشتباه است چون همانطور که مشاهده کردید ثابت کردیم که یک یک جنین به همان اندازه یک فولکول مو انسان است.

اما این باعث نمی شود که مذاهب سرزنش های خود را به زنانی که تصمیم می گیرند بدن خود را کنترل کنند معطوف نکند. این کاملاً طعنه آمیز است که انسانهایی که ادعا می کنند نمایانگر خدای مهربان هستند از اثبات ادعای اشتباه خود واهمه دارند.

وقتی  در نظر بگیریم که اکثر خانم های که سقط جنین داشته اند دشوارترین تصمیم زندگی خود را گرفته اند همه چیز بدتر هم می شود. هیچکس فکر نمی کند که سقط جنین کار خیلی خوبی است. هیچکس به خاطر اینکه حق دارد بچه خود را سقط کند باردار نمی شود. چون بااینکه قتل محسوب نمی شود اما یک دختر یا پسر بالقوه را از فرد می گیرد. پس نیازی نیست که به خانم ها بگویید که مرتکب قتل شده اند.

چون اینطور نیست. برعکس سقط جنین درصورتی که سلامت مادر را بطور جدی بخطر بیندازد و یا مشخص گردد جنین پس از تولد دچار نقص فیزیکی یا ذهنی خواهد بود، انتخابی کاملاً اخلاقی برای هر زنی است  که می خواهد کنترل بدن خود را در دست داشته باشد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان

متخصصین می گویند میل جنسی مردها بیشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است.

مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی تر از زنان است؟

بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.

باور عمومی این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.

دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".

در زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته باشند.

1. مردها بیشتر به رابطه جنسی فکر می کنند.

دکتر لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز به رابطه جنسی فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه درمورد رابطه جنسی فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.

در یک تحقیق بسیار جامع که در آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و متفاوت تری دارند.

2. مردها حریصانه تر دنبال رابطه جنسی هستند.

باومایستر گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال از آن،  مردها بیشتر از زن ها رابطه جنسی می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز در کلیه مراحل رابطه رابطه جنسی می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی طلب می کنند و علاقه بیشتری به رابطه جنسی های اتفاقی دارند.

حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال رابطه جنسی هستند.

·        دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40 درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم بین خانم ها کمتر از آقایون است.

·        فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن رابطه جنسی است نه برعکس آن.

·        زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.

3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.

چه چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.

نتایج آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند که با تصاویر مربوط به رابطه جنسی مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش دادند که تصاویر مربوط به رابطه جنسی مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط به رابطه جنسی مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری نتایج یکسانی را برای هر سه نوع رابطه جنسی (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.

مایکل بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند رابطه جنسی داشته باشند یا عاشق چه کسی می شوند بسیار سخت و صریح هستند.

اما در مقابل خانم ها به خاطر میل جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند اما ظرفیت آن را دارند.

ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است. باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از رابطه جنسیی که اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن رابطه جنسی با جنس مخالف خود. همچنین خانم  ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می دانند.

4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.

باومایستر در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده است.

·        گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.

·        خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به رابطه جنسی دارند. اما در میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.

·        خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد رابطه جنسی تحت تاثیر همسالان خود هستند.

·        خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.

·        خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد رابطه جنسی قبل از ازدواج دارند.

اما چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟ برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به انتظارات جنسی متفاوت تر  مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.

لومان می گوید مردها هرکاری می کنند تا رابطه جنسی داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.

5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.

خانم ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند. استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.

دکتر پِرِل اضافه می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون رابطه جنسی برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."

این به آن معنا نیست که مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش رابطه جنسی را متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد رابطه جنسی داشته باشند اما برای آقایون رابطه جنسی همان رابطه و نزدیکی است. رابطه جنسی زبانی است که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می کنند. رابطه جنسی زبان صمیمیت مردهاست."

6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.

بااینکه محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها 10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.

این یک تفاوت دیگر بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول رابطه جنسی ارگاسم می شوند. درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان برای خانم ها 26 درصد است.

7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.

ازآنجاکه تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است، جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود. مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان موثر نیست.

تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل  می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد  که درموردها بسیار مهمتر از خانم هاست.

یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر. پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین آن.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا خانم ها به توجه نیاز دارند؟
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چرا خانم ها به توجه نیاز دارند؟

تا به حال فکر کرده اید که چرا خانم ها به توجه نیاز دارند؟ آیا این نیاز احساسی برایتان طاقت فرسا شده است؟ آیا به نظرتان احمقانه می رسد؟

یک هدف تکاملی بسیار قوی برای نیاز خانم ها به توجه وجود دارد. شاید اگر این نیاز خانم ها بهتر درک می شد، برای زوج ها  راحت تر بود.

چند میلیون سال پیش، پیشینیان ما مشغول پرورش استراتژی های جنسی خود یا اینکه چطور DNA خود را به نسل های آتی برسانند، بودند. البته آگاهانه به یافتن یک استراتژی فکر نمی کردند اما درواقع ذات و رفتار آنها بود.

برخی زن ها (آنهایی که به استراتژی های بهتری دست پیدا کردند)، کشف کردند که اگر بتوانند با مردی وارد رابطه شوند که کنار آنها بماند، می توانند از حمایت، نگهداری از فرزندشان و حتی غذای اضافی بهره مند شوند.

اما چطور می توانستند بدون وجود هیچ زبان نوشتاری یا گفتاری بفهمند چه کسی با آنها می ماند یا نمی ماند؟ آنها به دنبال نشانه یا علامت بودند.

 آندسته از مردانی که توجه نشان می دادند یا به طریقی میل خود را به ماندن با آنها نشان می دادند، مردهایی بودند که زن ها به آنها اطمینان می کردند و با آنها می ماندند. آن مردهایی که توجه نشان نمی دادند، احتمال کمتری داشت که بتوانند یک رابطه طولانی مدت با کسی برقرار کنند و زنی پیدا کنند که با آنها بماند.

خانم ها شدیداً به این نشانه های توجه کردن حساس شدند. و وقتی مردی به آنها توجه نشان می داد با او می ماندند و اگر نشان نمی داد نمی ماندند.

امروزه، ما از نعمت زبان بهره مندیم و می توانیم از آن برای ابراز توجه و محبت به کسی استفاده کنیم. پس مردها میتوانند کلاماً احساسات خود را بروز دهند. اما نیاز اصلی به توجه و محبت هنوز در انسانها وجود دارد.

خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید یک دلیل ذاتی بسیار قوی و آشکار وجود دارد که چرا زن ها باید قبل از وارد شدن به یک صمیمیت فیزیکی، احساس مهم بودن و دوست داشته شدن بکنند .

پس به جای اینکه با این نیاز ذاتی خانم ها به توجه بجنگید، چرا تسلیم آن نمی شوید. مطمئن باشید که اینکار رابطه تان را قوی تر می کند.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
14 راه خراب کردن رابطه جنسی با همسرتان
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

14 راه خراب کردن رابطه جنسی با همسرتان

خراب کردن رابطه جنسی کار چندان سختی نیست... و اگر هدفتان این است، خیلی راحت توصیه های زیر را عملی کنید و مطمئن باشید که ازدواجی فاقد هرگونه رابطه جنسی خواهید داشت و به کلی احساس تنهایی و بی کسی خواهید کرد.

رابطه جنسی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می شود. تمایلات جنسی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی های احساسی، فشارها، انتقادها و انتظارات است.

پس برای اینکه حسابی رابطه جنسی با همسرتان را خراب کنید، راه های زیر را عملی کنید:

1. فقط چون ازدواج کرده اید انتظار رابطه جنسی داشته باشید.

هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.

2. هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنسی داشته باشید.

بااینکار دیگر هیچکدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. "پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب". مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جنسی لذت نمی برد.

3. هربار از یک الگو پیروی کنید.

دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جنسی تنوع هم مهم است؟

4. حتماً مست باشید تا به راحتی نرم شوید.

در رابطه جنسی فقط خودتان مهم هستید. اگر می دانید که همسرتان از مست شدن شما خوشش نمی آید، باید بداند که اگر واقعاً دوستتان دارد باید تحمل کند.

5. فقط با هدف رابطه جنسی به همسرتان دست بزنید.

واقعاً چه کسی به نوازش غیر-جنسی نیاز دارد؟ اینطوری همسرتان می فهمد که نوازش کردن و رابطه جنسی با هم یکسان است.

6. پیش نوازی را کنار بگذارید و فوراً بروید سر اصل مطلب!

در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه جنسی را شروع کند؟ نیازی نیست اینهمه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی بخوابید.

7. طی رابطه جنسی لباسهایتان را درنیاورید.

نیازی نیست که طی رابطه جنسی کاملاً لخت شوید چون کار بعد از رابطه جنسیتان را هم بیشتر می کند که دوباره لباسها را تن کنید.

8. از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید.

اگر اینکار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر اینکار را نکنید تا آخر می خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می دهد.

9. از ظاهر همسرتان انتقاد کنید.

هرچه سن همسرتان بالاتر می رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می کند. اینکار باعث می شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.

10. موقع رابطه جنسی بگذارید تلویزیون روشن بماند.

نباید بگذارید که رابطه جنسی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جنسی برنامه مورد علاقه تان را هم نگاه کنید.

11. حین رابطه جنسی تلفنتان را هم جواب بدهید.

از کجا می دانید شاید تلفن مهمی باشد و نباید از آن غافل باشید. درمورد اس ام اس و ایمیل هم همینطور. فوراً به آنها جواب بدهید. از این گذشته حین رابطه جنسی به دستهایتان که نیاز ندارید و می توانید با آن گوشی تلفن را بگیرید.

12. قبل از رابطه جنسی، حین رابطه جنسی، بعد از رابطه جنسی خبررسانی کنید.

در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنسی شما مطلع باشند. و به نظر شما اگر هر اتفاقی که می افتد را در فیس بوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً اتفاق افتاده است؟

13. تا جایی که می توانید سریع رابطه جنسی را تمام کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید.

 باز هم می گویم در رابطه جنسی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می توانید کاری برای آنها بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.

14. وقتی رابطه جنسی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید.

هرچه زودتر کارتان را تمام کنید سریعتر می توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه. و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست، به قانون شماره 5 رجوع کنید.

موارد فوق بخشی از راه هایی است که بشدت میتواند بروی زندگی جنسی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند. همیشه بدانید که رابطه جنسی صحیح و رضایت بخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است. رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده به نحوی که این حالت می تواند تا مدتها اثرش باقی بماند و به گونه های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، ... خود را نمودار سازد. بنابراین همیشه با کسب آگاهی های لازم در این زمینه سعی در بهبود زندگی جنسی خود و همسرتان بنمایید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا خانم ها تظاهر به ارگاسم می کنند؟
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چرا خانم ها تظاهر به ارگاسم می کنند؟

بله خیلی وقت ها خانم ها تظاهر به ارضا شدن می کنند. من بعنوان یک زن که سالیان طولانی زندگی کرده ام و با دوستانم در این مورد حرف زده ام می توانم بگویم که تقریباً 99% خانم ها موقع رابطه جنسی با شوهرانشان تظاهر میکنند که ارگاسم شده اند و در 100% موارد شوهرانشان متوجه نشده اند. بارها و بارها از زبان مردها شنیده ام که اگر همسرشان تظاهر به ارگاسم کند متوجه می شوند اما واقعیت نشان می دهد که تعداد بسیار کمی از آنها این توانایی را دارند.

مردها دوست دارند فکر کنند که وقتی با همسرشان رابطه جنسی برقرار می کنند بهترین رابطه جنسی زندگیشان را به آنها داده و کاملاً آنها را ارضاء کرده اند.

با اینکه امروزه خانمها بیشتر از نسل های قبل در مورد رابطه جنسی صحبت می کنند اما هنوز هم تعداد زیادی از خانم ها هستند که دوست ندارند در این مورد با شوهرشان حرف بزنند  بگویند که دوست دارند رابطه جنسیشان به چه صورت باشد. به همین دلیل ممکن است خیالپردازی کنند و آنچه می خواهند را در تصوراتشان ببینند اما حتی یک کلمه هم درمورد آن با همسرشان حرف نزنند. اما چرا؟ چون زن ها می دانند که اعتماد بنفس مردها چقدر شکننده است. یک خانمی که می شناختم می گفت که بعد از سالها درمان و مشاره برای ازدواج، یک شب حین رابطه جنسی به شوهرش می گوید:

"واقعاً دوست دارم که امشب ارگاسم بشم."

"یعنی چی؟ مگه تا حالا نمی شدی؟"

"اممم.... نه!"

"پس تظاهر می کردی؟"

"اوهوم. بعضی وقت ها."

"چند بار تظاهر کردی؟"

"بیشتر از بیست."

"بیست بار؟"

"نه بیست سال!"

آن زن گفت که زندگی جنسی او همان شب تمام شد. شوهرش کم کم تمایلش را به او از دست داد و در مابقی زندگی زناشویی هیچ رابطه جنسیی با هم نداشتند.

اما چرا خانمها تظاهر به آن می کنند؟ شاید به اندازه تعداد خانم ها برای این مسئله دلیل وجود داشته باشد. اما متداولترین دلایل آن عبارتند از:

1. زن باید کاملاً احساس نزدیکی با شوهرش کند و به او اعتماد کند تا بتواند ارضاء شود.

2. او خسته است و فقط می خواهد که رابطه جنسی تمام شود.

3. حوصله شروع کردنش را نداشته اما به خاطر اینکه شما ناراحت نشوید مجبور به اینکار شده است.

4. شما تحریکش نمی کنید. بوی بدنتان، بی دهانتان یا هر چیز دیگری در شما باعث امتناع او می شود. اما نمی خواهد که احساساتتان را جریحه دار کند چون دوستتان دارد به همین خاطر سعی می کند سریع کار را تمام کند.

5. از دستتان عصبانی است اما نه آنقدر عصبانی که درموردش با شما حرف بزند.

6. بارها و بارها تلاش کرده که به شما بگوید آرامتر پیش بروید یا بگوید که دوست دارد چطور رابطه جنسی برقرار کنید اما شما اشاره هایش را متوجه نشدید.

7. می ترسد که ارضاء شدنش وقت زیادی بگیرد و شما خسته شوید به همین خاطر تظاهر می کند که ارضاء شده است.

بله خانم ها تظاهر می کنند که ارضاء شده اند. و همسر شما هم ممکن است اینکار را کرده باشد. حالا ببینید که از کجا باید بفهمید.

1. اگر بعد از رابطه جنسی هنوز انرژی زیادی داشته باشد و بخواهد از جا بلند شود و به بقیه کارهایش برسد مطمئن باشید که تظاهر به ارضاء شدن کرده است.

2. اگر حین رابطه جنسی واژن او انقباضات شدید نداشت پس ارضاء نشده است.

3. اکثر خانم ها موقع ارضاء شدن پوست صورت و گردنشان گلگون می شود و نوک سینه هایشان سفت می شود اگر برای طرف شما اینطور نشد پس ارضاء نشده است.

4. اگر موقع ارضاء شدن بتواند حرف بزند درست مثل فیلم های پورنو بدانید که تظاهر می کند. ارگاسم واقعی فقط صدای آه زن را بلند می کند و حرف زدن و مکالمه برای او ممکن نیست.

5. اگر دیدید که برای انجام رابطه جنسی عجله دارد و نوازش های شما را قطع می کند تا سریع سر رابطه جنسی اصلی بروید بدانید که فقط می خواهد زود کار را تمام کند.

6. اگر در کمتر از 5 دقیقه بدون اینکه پیش نوازی طولانی داشته باشید تظاهر به ارگاسم شدن کند بدانید که فقط قصد داشته شما ارضا شوید و بعد دنبال کارتان بروید.

7. اگر فوراً پس از آن بخواهد حرف بزند بدانید که تظاهر به ارضا شدن کرده است. اگر بخواهد که در آغوشتان بیاید یا آرام دراز بکشد احتمالاً ارضا شده است.

8. وقتی زنی ارضا می شود دستگاه تناسلی او بسیار حساس می شود و اگر به لمس کردن خود ادامه دادید و او دستتان را کنار نزد بدانید که ارضا نشده است.

پس اگر فکر می کنید که همسرتان تظاهر به ارضا شدن می کند، آیا باید از او بپرسید؟ نه به هیچ وجه. سعی کنید مطالعه تان را بیشتر کنید تا رابطه جنسی بهتری انجام دهید. اگر دیدید که می خواهد با عجله کار را تمام کند به او بگویید که امشب اصلاً نمی خواهید رابطه جنسی کنید و فقط می خواهید ناز و نوازشش کنید و او را ارضا کنید. همین. و به احتمال زیاد این اتفاق برای او خواهد افتاد.

سعی کنید کمی بیشتر درمورد آناتومی خانم ها مطالعه کنید. کمتر به خودتان و چیزهایی که تحریکتان می کند فکر کنید و کمی از توجهتان را هم به چیزهایی که همسرتان را تحریک می کند معطوف کنید. بیشتر خانم ها با رابطه جنسی کامل نیست که ارضا می شوند. آنها نیاز به تحریک چوچوله دارند. بیشتر آنها دوست ندارند که چوچوله شان را سفت و خشن تحریک کنید. اگر واژنشان خشک بود اینکار را نکنید چون دردناک خواهد بود. می توانید از روغن استفاده کنید.

هرچقدر خارج از تختخواب بیشتر با او حرف بزنید بیشتر به شما اطمینان خواهد کرد و احساسات و رازهای خود را با شما در میان خواهد گذاشت و درمورد چیزهایی که در رابطه جنسی دوست دارد با شما حرف خواهد زد. پس حالا که فهمیدید به احتمال زیاد همسر شما هم همیشه تظاهر به ارضا شدن می کرده است، ببینید چطور می توانید یک ارگاسم واقعی به او بدهید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چشم چرانی آقایون: سرگردان بودن چشم یا سرگردان بودن دل

مردها در حضور زن ها مثل بچه هایی می مانند که داخل یک اسباب بازی فروشی شده باشند. قلبشان پیش یک چیز خاص است اما با اینحال هنوز هم هر چیز  جذابی که دوروبرشان باشد را نگاه می کنند.

مردها موجوداتی بصری هستند

مردها به هیچ وجه نمی توانند از تحسین کردن زیبایی زنان خودداری کنند. اما آیا انجام اینکار وقتی پیش همسر یا معشوقه شان هستند درست است؟ مجله سلامت مردان اخیراً رای گیری در این مورد انجام داده است:

·         53 درصد گفتند که اگر موردی باشد حتماً نگاه می کنند.

·         28 درصد گفتند فقط در موارد بسیار خاص و حتماً با داشتن عینک آفتابی این کار را می کنند.

·         19 درصد گفتند که هیچوقت اینکار را نمی کنند چون نمی خواهند همسرشان از دست آنها ناراحت شود.

اما برای یک لحظه فکر کنید. زن ها هم از این بدشان نمی آید. درست است؟ منظورم این است که مثلاً آن 7 پرستاری که به خاطر نگاه کردن به پرونده پزشکی جورج کلونی تعلیق شدند لزوماً به خاطر مسائل پزشکی اینکار را نکرده بودند، درست است؟

واقعیت این است که مردها نگاه می کنند و زن ها هم نگاه می کنند. بیولوژی طوری ما را برنامه ریزی کرده است که به دنبال جفتی مناسب خودمان باشیم و کره چشممان یکی از ابزارهایی است که همه ما برای خرید از آن استفاده می کنیم.

اما دیگر وقتش رسیده واقعیت را ببینیم

اکثریت خانم ها و آقایون می توانند خیال پردازی بصری را از واقعیت متمایز کنند. درمورد مردها می توانیم بگوییم که بسیاری از مردها اگر وقتی با همسرشان هستند به زنان دیگر نگاه می کنند اصلاً قصد بی احترامی و توهین به او را ندارند. بسیاری از مردها اندام خانم ها را زیباترین دیدنی های دنیا می دانند، درمورد آبشار نیاگارا هم همین فکر را می کنند اما لزومی ندارد که تا آنجا بروند.

البته جای انکار نیست که برای بعضی از مردها چشم چرانی قدم اول برای درگیر شدن جدی با آن فرد است. اما چطور می توان مردهایی که هر از گاه چشم چرانی می کنند را از آنهایی که با هدفی خاص اینکار را می کنند تشخیص داد؟ چند نکته هست که باید به خاطر داشته باشید:

·      یک نگاه صادقانه بهتر از دید زدن دزدکی است.

بسیاری از مردان قبول دارند که نگاه می کنند چون می دانند اگر گند کار در بیاید نشانه بی احترامی آنها به همسرشان خواهد بود. مطمئناً مردی که می گوید، "خوب خانمه خیلی خوشگل بود" ممکن است با خشم شدید اما موقتی همسرش روبه رو شود اما بعد از اینکه عصبانیت همسرش فروکش کرد، زن متوجه می شود که شوهرش آدم صادقی است پس خطری او را تهدید نمی کند. از این گذشته با اینکه می توانسته اما به هیچ وجه سعی نکرده چیزی را از او پنهان کند. باید نگران مردی بود که چشم چرانی خود را انکار می کند. اگر مرد چیزی را پنهان کند آنوقت باید نگران شد.

·      تاریخ آینده را پیشگویی می کند.

وقتی بدانید که مردتان نامزد قبلی خود را چطور انتخاب کرده است می تواند شما را با عملکرد او اشنا کند. اگر او را در یک رستوران یا خیابان ملاقات کرده باشد خیلی ساده بیانگر این است که برحسب آنچه او را جذب کند وارد عمل می شود. اما اگر مردی نامزد خود را در محل کار یا بین دوستان ملاقات کرده باشد مطمئناً نشانه خوبی است. چنین فردی برای برقراری ارتباط نیاز به رابطه معنادار دارد به همین دلیل احتمال بسیار کمی وجود دارد که با دیدن یک زن زیبا جذب شود.

·      آن زنی که مرد نگاهش می کند لزوماً زنی نیست که می خواهد با او باشد.

تفاوت بسیار عمیقی بین یک نگاه کردن ساده و آوردن یک نفر در دنیای خصوصی خود وجود دارد. اگر مردی در خیابان چشم چرانی می کند احتمال خیلی کمی وجود دارد که بخواهد به او نزدیک شود.

به نظر اکثر مردان، نگاه کردن به زنان زیبا اصلاً به معنای بی احترامی به همسر یا نامزدشان نیست، آنها با این کار فقط هنر را تحسین می کنند و زنی که بخواهد بیش از حد نسبت به چنین چشم چرانی هایی حساسیت نشان دهد فقط همسرش را به نزدیک شدن به یکی از همین زنان تحریک می کند.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟

خانم ها در سطوح اجتماعی با هم رقابت می کنند و معیار برنده شدن آنها معمولاً توسط سایرین تعیین می شود و نتایج آن کاملاً شخصی و ناملموس است. خانم ها معمولاً با خصوصیاتی که خودشان هیچ کنترلی روی آن ندارند قضاوت می شوند: چیزی که خودشان خلق نکرده اند و خارج از وجود آنها است مثل وضعیت ظاهری. موفقیت آنها مبنی بر اعتباردهی بسیار ذهنی، متعصبانه و ظاهری سایرین می باشد. او قادر نیست تحمل کند که نمی تواند رقیبش را شکست دهد چون هیچ چیز دست هیچکدام از آنها نیست و دست سایرین است. اما چطور می توانید از بقیه خانم ها زیباتر باشید وقتی تصمیم با نظر دیگران و براساس دیدگاه آنها نسبت به زیبایی است.

چطور می توانید ترجیحات و علایق شخصی دیگران درمورد یک اندام یا شکل خاص، یک رنگ چشم خاص یا رنگ مو را تغییر دهید؟ چند نفر لازم است بگویند شما زیبا هستید تا بتوانید آن را باور کنید؟ خانم ها برای به دست آوردن توجه آقایون با هم رقابت می کنند و طوری برخورد می کنند که انگار این توجهات و تحسین ها اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را بالا می برد. خانم ها سعی می کنند جذاب تر از بقیه لباس بپوشند و اندامی زیباتر بسازند.

خانم ها به طور غریزی می دانند که وقتی نوبت به رابطه جنسی می رسد مردها هیچ قدرتی ندارند. آنها می دانند که اگر یک رابطه بدون هیچ رابطه جنسی بین مرد یا زنی وجود داشته باشد، 90 درصد به این دلیل است که زن نمی خواهد رابطه داشته باشد نه برعکس. اکثر خانم ها فکر نمی کنند که مردها بتوانند به خاطر تعهد، عشق و وفاداری که به یک زن دارند، چه از نظر روانشناسی و چه بیولوژیکی دربرابر قدرت جنسی یک زن دیگر مقاومت کنند.

زن ها آنقدر درگیر به دست آوردن توجه مردها هستند که بینش روانی، فکر و احساسی برای تغییر فضای اجتماع که باعث می شود اعتماد به نفسشان پایین بیاید را پیدا نمی کنند. زن ها فکر می کنند مردها در روابط جنسی خود بی قید، بی وفا، دروغگو و خائن هستند اما آنچه که بیشتر خانم ها می خواهند بفهمند این است که تحقیقات نشان می دهد احتمال بیشتر وجود دارد که مردها با بهترین دوست، خانواده، فامیل همسرشان که دوستش دارد و به او احترام می گذارد، رابطه جنسی داشته باشند. یکی از دلایل موفق بودن مردها در خیانت این است که زن ها این اجازه را به آنها می دهند چون در حال رقابت با هم هستند.

زن ها باور دارند که اگر از نظر ظاهری بهتر باشند، از بقیه خانمها بهتر هستند. در تبلیغ یک قرص لاغری زنی گفته بود که من الان خیلی لاغرتر از زنی هستم که شوهرم به خاطر او من را ترک کرد. این جمله باعث می شود فکر کنیم که او تصور می کند به خاطر چاقی حقش بوده که شوهرش ترکش کند. هدف او برای کم کردن وزنش این بوده که لاغرتر از  زنی شود که شوهرش به خاطر او ترکش کرده است. اوبه جای اینکه به فکر خیانت همسرش باشد، با زن مقابل رقابت می کرده است. هدف آن زن برای کم کردن وزنش ارتقاء وضعیت سلامتی یا بالا بردن اعتماد به نفسش نبوده، بلکه این بوده که لاغرتر از رقیبش شود. این تبلیغ به زن ها می گوید که برای اینکه بتوانند عشق و وفاداری همسرشان را داشته باشند باید فلان شکل باشند. مهم نیست که برای مرد آشپزی می کنید، بچه هایش را بزرگ می کنید، و از رویاها و جاه طلبی هایش حمایت می کنید، چیزی که در یک رابطه خیلی مهم است این است که از نظر ظاهری جذابیت لازم برای در خانه نگه داشتن شوهرتان را داشته باشید یا نه. یک تصور وجود دارد که می گوید خیلی طبیعی است که مرد وقتی دیگر از نظر جنسی کششی به همسرش ندارد، به او خیانت کند. خیلی خانم ها باور دارند که اگر  به اندازه کافی جذاب نباشند اشکالی ندارد اگر شوهرشان به آنها خیانت کند و به او حق می دهند.

دیدگاه زن از ارزش فردی بیرون از خود او و در ذهن سایرین شکل می گیرد و این بر نظر درونی او درمورد ارزش خودش بعنوان یک انسان تاثیر می گذارد. زن ها به طور غیرمستقیم با سایر زن ها رقابت می کنند چون یاد نگرفته اند که امیال، احساسات و اهداف خود را به شکل واقعیت های فیزیکی و ملموس تشخیص دهند. وقتی خانم ها یاد بگیرند که نمی توانند به جای بچه ها و شوهرشان زندگی کنند دست از متنفر بودن از همدیکر برمی دارند و بر استعدادها و ویژگی های خاص و منحصربه فرد خودشان متمرکز می شوند.

چرا خانم ها از هم متنفر هستند؟

1. زن ها احساس می کنند که بهترین زمان بیولوژیکی آنها محدود است و می توانند خیلی راحت با یک زن جوانتر و زیباتر جایگزین شوند.

2. زن ها فکر می کنند که زن های دیگر وفاداری جنسی همسرشان را کنترل می نمایند.

3. زن ها فکر می کنند که درجه زیبایی ظاهری آنها به شانس بستگی دارد نه چیزی که در کنترل خود آنها باشد.

4. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها می توانند چیزی که خیلی برای به دست آوردن آن تلاش کرده اند را بااستفاده از زیبایی خود از چنگشان در بیاورند چون مردها با زیبایی آنها افسون خواهند شد.

5. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها قابل اعتماد نیستند. آنها خیلی غیبت می کنند، دو رو هستند و مردتان را جلوی رویتان می دزدند.

6. زن ها فکر می کنند که بقیه زن ها توجه دیگران به آنها را می دزدند.

7. زن ها از نظر روانشناسی با بقیه زن ها در رقابت هستند تا جذاب تر به نظر برسند.

8. زن ها به طور ناخودآگاه فکر میکنند که اگر شبیه زنی دیگر به نظر برسند، می توانند زندگی او، جواهراتش و شوهرش را به دست آورند و مردم با همان تحسین و تمجید به او نگاه می کنند.

نکاتی که ارزش فکر کردن را دارند:

·         شما هیچوقت نمی توانید کاری کنید که مردتان به زن های دیگر نگاه نکند یا آنها را تحسین نکند. آیا فکر میکنید که آن زن دیگر به خاطر اینکه زیباتر است ارزش انسانی بالاتری نسبت به شما دارد؟

·         شما بیش از جسمتان هستید. ببینید چه استعدادها و مهارت های منحصربه فردی دارید؟

·         اینکه دیگران درمورد شما چه فکری می کنند دست شما نیست. وقتی این واقعیت را قبول کردید که هیچ کنترلی بر افکار دیگران نسبت به خودتان ندارید، آنوقت می توانید زندگیتان را آنطور که می خواهید شکل دهید.

·         با هیچکس جز خودتان نمی توانید رقابت کنید.

·         تنها کسی که روی او کنترل دارید خودتان هستید.

·         آنچه در دیگران جستجو می کنید را در خودتان به وجود بیاورید. لازم نیست برای اینکه با یک پزشک ازدواج کنید، خودتان دکتر شوید.

·         شما مهمترین انسان در کل جهان هستید و باید زیبایی درونی و بیرونی خود را بشناسید. چرا باید کسی بیشتر از آنچه که خودتان، خودتان را دوست دارید و احترام می کنید، شما را دوست داشته باشد و به شما احترام بگذارد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چرا خانم های زیبا با مردهای بدقیافه ازدواج می کنند؟

از آنجا که خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند ممکن است کسی را انتخاب کنند که از نظر ظاهری پایینتر  از آنها باشد. تحقیقات جدید نشان می دهد که ازدواج هایی که در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است.

تصور محققان از دلیل آن این است که مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند درحالیکه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند که به خوبی از آنها حمایت کند.

محققان قبول دارند که مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان می دهد که استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن، و بیبی فیس بودن و یک نسبت خاص برای دورسینه و دور لگن.

تحقیقات گذشته نشان داده است که افراد با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم رابطه برقرار می کنند، رابطه شان بسیار عالی خواهد شد. اما این تحقیقات عموماً مبنی بر زوج های جوان است و نشان می دهد که زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش جذابیت ظاهری در ارتباطات رسمی تر و باقاعده تر مثل ازدواج تقریباً یک راز است.

یک تحقیق جدید نشان می دهد که ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.

زوج های ...

این تیم تحقیقاتی 82 زوج که طی شش ماه قبل ازدواج کرده بودند و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم رابطه داشتند را ارزیابی کرد. شرکت کننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال سن داشتند.

محققان گفتگوی هر زوج درمورد یک مشکل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری کردند. فیلم ها بعداً از این جهت ارزیابی شد که آیا زوج ها درمورد مشکلشان یکدیگر را حمایت می کردند و پشت هم را داشتند یا نه. این مشکلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر، شروع یک کار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد.

یک شوهر منفی احتمالاً در چنین موقعیتی می گوید، "این مشکل توست و خودت باید حلش کنی". اما یک شوهر مثبت خواهد گفت، "من با توام، کاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟"

یک گروه از محققان جذابیت های ظاهری هر زوج را بین 1 تا 10 کدگذاری کردند که عدد 10 بهترین و کامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریباً در یک سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یک سوم جذابیت مرد بیشتر بوده و سایر زو ج ها ظاهری تقریباً هم ردیف داشتند.

به طور کل، در مواردی که زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می کردند.

نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد. مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند. زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند.

در زوج هایی که مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت کننده نبودند. یکی از محققان این تحقیق می گوید که زن ها معمولاً درجه حمایتی که از طرف مرد دریافت می کنند را به خود او منعکس می کنند. مردی که ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه که انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین خاطر همه تلاشش را می کند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد.

مردهایی که ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارد، طبیعتاً به زن هایی زیباتر از همسر کنونیشان دسترسی دارند و ایده مرغ همسایه غازه ممکن است باعث کمتر کردن تعهد آنها نسبت به ازدواجشان شود.

محققان عقیده دارند که جذابیت ظاهری شوهرها برای خانم ها اهمیت چندانی ندارد، درعوض زن ها به دنبال مردهایی هستند که بتوانند به خوبی از آنها حمایت کنند.

پس به نظر می رسد که آن ازدواج ناجور و نابرابر ازدواج عالی باشد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا برخی آقایون به فاحشه ها روی می آورند
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چرا برخی آقایون به فاحشه ها روی می آورند

دلیل اینکه چرا بعضی از مردها برای سکس پول می دهند در مصاحبه هایی که در یک تحقیق جدید انجام گرفت مشخص شد.

رامین، یک مرد سی و خورده ای ساله از طبقه متوسط می گوید، "از سکس با فاحشه ها هیچ چیز نصیب من نمی شود جز یک حس خیلی بد. امیدوارم حرف زدن درمورد آن کمک کند بفهمم که چرا سراغ آن می روم."

من هم امیدوار بودم که با دلایل او بهتر آشنا شوم. رامین یکی از 700 مردی بود که در این پروژه تحقیقی مصاحبه شده بود که هدف آن کشف علت واقعی روی آوردن مردها به سکس با فاحشه ها بود. این پروژه بین المللی در شش کشور انجام گرفت و از 103 مردی که در لندن مصاحبه شدند و من که یکی از محققان آنجا بودم، اکثراً بدشان نمی آمد که درمورد تجاربشان بحث کنند.

این مردها جزو دسته مردهای کلیشه ای جامعه نبودند. سنشان بین 18 تا 70 سال بوده و از نژادهای مختلف سفید، سیاه پوست، آسیایی و اروپای شرقی انتخاب شدند. اکثر آنها شاغل بودند و بسیاری از آنها تحصیلات دانشگاهی داشتند. غالب آنها افرادی مودب و متشخص با مهارت های اجتماعی متوسط تا خوب بودند. خیلی از آنها ازدواج کرده یا نامزد داشتند؛ یعنی تقریباً بیش از نیمی از آنها با یک زن ازدواج کرده یا رابطه جدی داشتند.

این تحقیق که در سال 2005 به چاپ رسید، مشخص کرد که در کشورهای غربی تعداد مردانی که برای سکس پول پرداخت می کنند در دهه گذشته دوبرابر شده است. محققان تحقیق این افزایش را با پذیرش بیشتر ارتباطات جنسی تجاری مربوط دانشتند اما بااینحال بسیاری از مصاحبه ها نشان داد که این افراد از پول دادن برای سکس احساس خجالت و شرمساری زیادی می کنند. یکی از آنها احساس خود را اینطور توصیف می کند، "از نظر ذهنی ارضاء نمی شدم". چند نفر دیگر می گویند، "واقعاً پشیمانم، پول هدر دادن است"، "هنوز تنهایم"، "در مورد رابطه ام با همسرم احساس گناه می کنم". درواقع بسیاری از این مردها جمع تناقضات بودند و باوجود اینکه تجاربشان "پوچ، بی ثمر و افتضاح" بوده اما به روی آوردن به فاحشه ها ادامه داده اند.

من با 12 نفر از این مردها مصاحبه کردم و به نظرم تجربه ای عالی بود. یکی از آنها درمورد تجربه کودکی پر از خشونت و بی تفاوتی خود صحبت کرد و آن را با ناتوانی خود در ایجاد روابط نزدیک با دیگران مخصوصاً زن ها مربوط دانست. الکس اقرار کرد که سکس با فاحشه ها به او احساس پوچی می دهد اما گفت که نمی داند چطور باید با زن ها آشنا شود. وقتی از او درمورد احساسش نسبت به فاحشه هایی که با آنها سکس می کند پرسیدم گفت که از یک طرف دوست دارد با او آشنا شوند و دوستش بدارند و از طرف دیگر می داند که این آشنایی ها به هیچ وجه شباهتی با یک رابطه واقعی ندارند.

او می گوید، "من دلم می خواهد فاحشه ای که اجاره می کنم مثل یک دوست دختر واقعی با من رفتار کند نه طوری که انگار کارش را انجام می دهد. طوری که یک نفر سوم تصور کند که ما واقعاً عاشق و معشوقیم."

دلم برای الکس سوخت. هیچکس به او یاد نداده است که چطور می تواند با یک انسان دیگر رابطه برقرار کند و دنبال چیزی بود که این سکس های خیابانی به هیچ وجه برای او فراهم نمی کرد.

اما یکی دیگر از این مصاحبه ها واقعاً توجهم را جلب کرد. دارن جوان خوش قیافه و خوش تیپ بود. از او پرسیدم چند وقت یکبار فکر می کند فاحشه ای که با او سکس می کند از آن سکس لذت می برد. گفت، "من اصلاً نمی خواهم آنها لذتی ببرند. من دارم پولش را می دهم و این کار اوست که به من لذت بدهد. اگر او هم لذت ببرد احساس می کنم که سرم کلاه رفته است." از او پرسیدم که آیا فکر می کند که فاحشه ها با زن های دیگر فرق دارند. او گفت، "اینکه آنها می توانند کاری را انجام دهند که بقیه زن ها حاضر به انجامش نیستند نشان می دهد که توانایی در آنهاست که به آنها اجازه می دهد بدون احساس شرم و تنفر این کار را بکنند."

وقتی در مصاحبه ها پرسیدم چه چیز به فاحشگی پایان می دهد، یکی از مردها خندید و کفت، "همه آنها را بکشید". یکی دیگر گفت، "باید همه مردهایی که مبادرت به این کار میکنند را در خانه زندانی کنید". اما اکثراً اعتقاد داشتند که اگر قانونی برای این مسئله تصویب شود آنها دیگر سراغ فاحشه ها نمی روند. جریمه، خبر دادن به خانواده یا کارفرما یا احتمال سابقه جنایی باعث می شود که مردها دیگر سراغ آن نروند. تقریباً نیمی از مردها اعتقاد داشتند که زنانی که به خودفروشی روی آورده اند قربانیان مردان هوسرانی هستند که آنها را به این کار وا می دارند اما همچنان به ملاقات با آنها ادامه می دهند.

قانون پرداخت پول برای سکس با زنانی که توسط چنین مردانی استثمار می شوند را غیرقانونی اعلام می کند اما منتقدان این را ناعادلانه می خوانند چون ممکن است مردی نداند که آیا آن زن تحت استثمار یکی از این دسته مردهاست یا نه. مصاحبه های ما این موضوع را به چالش کشید. مردها تا حدودی درمورد سوءاستفاده و اجبار در فاحشگی می دانستند و به هیچ وجه تصور نمی کردند که این زنان به خاطر عشقی که به سکس دارند وارد این کار می شوند. بیش از نیمی از آنها باور داشتند که این زنان تطمیع شده و خرید و فروش شده اند.

بیش از یک سوم آنها گفتند که تصور می کردند این فاحشه ها از یک کشو خارجی به لندن داد و ستد شده اند و تعداد کمی از آنها گفتند که با یکی از این قربانیان روبه رو شده اند چون زن مورد نظرشان قادر نبوده به زبان محلی صحبت کند.

یکی از مردها می گفت که فاحشه ای را دیده که آثار کبودی و ضرب و جرح روی بدنش بوده و لهجه اروپای شرقی داشته است. مرد دیگر ادعا می کرد زن افریقایی که با او رابطه داشت حتماً قربانی خرید و فروش زنان بوده چون مضطرب و وحشت زده به نظر می رسیده است. به او گفته بوده که او را گول زده اند، با او سکس کرده و مشکلی با آن سکس نداشته و بعد از او خواسته که کمکش کند اما مرد گفته که کاری برای او نمی تواند بکند چون فکر می کرده که احتمالاً به او دروغ می گفته است.

یکی از جالب ترین یافته های این تحقیق این بود که بسیاری از مردها باور داشتند که اگر آقایون نتوانند برای سکس پول بدهند، حتماً به تجاوز روی می آورند. یکی از این مردها گفت، "بعضی وقت ها ممکن است به زنی تجاوز کنید. به خاطر همین سمت یک فاحشه می روید." یکی دیگر این موضوع را اینطور بیان می کند، "یک مرد ناامید که شدیداً به سکس نیاز دارد، ممکن است به کسی تجاوز کند." نتیجه گیری من از این گفته این بود که اینکه می گویندمردها تجاوزگر هستند تقصیر فمینیست ها نیست. گاهی اوقات خود مردها مقصرند.

نیمی از مصاحبه شونده ها در خارج از انگلستان، اکثراً در آمستردام، که فاحشگی قانونی است و آزادانه برای آن تبلیغ می شود، سکس پولی داشته اند. تقریباً نیمی از آنها گفتند که اولین بار قبل از 21 سالگی برای سکس پول داده اند. دیوید می گفت، "پدرم من و برادر بزرگترم را به یکی از این خانه ها برد. احتمالاً می خواست مطمئن شود که ما همجنس باز نیستیم. البته پدرم خودش اینکار را نکرد و فکر هم نمی کنم که در این مورد به مادرم چیزی گفته باشد."

مرد دیگری طی سفری که به اتفاق هشت نفر از دوستانش به تایلند داشت، به سمت فاحشه ها رفته بود. کاملاً از آن تجربه ناامید بود. می گفت، "یک دختر روسی بود. اصلاً تجربه خوشایندی نبود چون دختر اصلاً حرف نمی زد، فقط روی تخت دراز کشید و می خواست که فقط سکس انجام شود."

خیلی از مردها می خواستند که یک رابطه واقعی با یک زن برقرار کنند و وقتی اتفاق نمی افتاد ناامید می شدند. بقیه مردها برایشان روشن بود که برای سکس پول داده اند تا بتوانند خیلی راحت رابطه را کنترل کنند، مثل باب که در این زمینه می گوید، "ببینید، مردها برای این زن ها پول می دهند چون می توانند با اون هرکاری که می خواهند بکنند. خیلی از مردها سراغ فاحشه ها می روند چون آنها زیربار کارهایی در سکس می روند که زن های عادی نمی روند."

بااینکه بعضی از مردها گفتند که فکر می کردند زن هایی که به آنها برای سکس پول دادند خودشان هم از آن سکس لذت برده اند اما خیلی دیگر از مصاحبه شونده ها قبول کردند که این زن ها ممکن است احساس تنفر و بیچارگی کنند. احمد یکی از این مردها می گوید که فکر می کرده آن زن احساس تسکین و راحتی کند، "راحتی از اینکه نمی خواهم بکشمش".

فقط 6 درصد از این مردها به جرم رابطه با فاحشه ها دستگیر شده بودند. احتمالاً این قانون جدید باعث می شود مردهایی مثل آلبرت برای رفتن سراغ همچنین زن هایی بیشتر فکر کنند. او می گوید، "اگر برای انجام اینکار توی دردسر بیفتم، دیگر سراغ آن نمی روم. در این کشور پلیس مشکلی با مردهایی که سراغ فاحشه ها می روند ندارد".

چرا برخی مردها سکس را خریداری میکنند؟

"فاحشه ها زن هایی هستند که به طور نامناسبی برای لذت بخشیدن آرایش می شوند. آنها زن هایی با درد و غم و افسوس و پشیمانی همیشگی هستند"

این نقل قول رنج و عذاب زن هایی که خودفروشی می کنند را توصیف می کند. اما مردهایی که برای سکس پول می دهند چه؟

بعنوان مثال، چرا باید یک مرد متاهل سراغ یک زن فاحشه برود و برای سکس پول بدهد درحالیکه زنش در خانه حاضر و آماده است؟ چرا باید یک مرد مجرد سکس را بخرد وقتی می تواند یک همسر برای خود داشته باشد که با لذت و رغبت با او سکس کند؟

در دسامبر تا ژانویه 2009-2008ف یک مجله امریکایی مقاله ای چاپ کرد که سعی می کرد این سوال را پاسخ دهد. نویسندگان این مقاله عنوان کرده بودند که متخصصین شدیداً به دنبال علت این مشکل هستند اما نتوانسته اند به توافق عمومی برسند. احتمالاً دلیل اینکه نتوانسته اند درمورد این مسئله توافق کنند به خاطر این واقعیت است که عوامل محرک روی آوردن به فاحشه ها کاملاً در افراد مختلف متفاوت بوده و پیچیده است. به عبارت دیگر، هیچ دلیل مشخصی برای این رفتار وجود ندارد که برای همه صدق کند. اجازه بدهید نگاهی به این مسئله بیندازیم و بعضی از عوامل دخیل را بررسی کنیم.

تحقیقات مختلف در این مقاله برآورد کرده بودند که درصد مردانی که سراغ فاحشه ها می روند د کشورهای مختلف متفاوت است مثلاً در ایالات متحده 16% است و در کشورهایی مثل تایلند به 90% هم می رسد. به طور متوسط 16 تا 39 درصد از مردان در سراسر جهان سراغ فاحشه ها می روند.

این مردها از نژادها، طبقات اجتماعی و محدوده سنی متفاوت هستند. یک نمونه از آن استاندار قبلی ایالت نیویورک است که متاهل بود و بچه داشت. به عبارت دیگر، از راننده های تریلی گرفته تا معلم ها، سیاست مداران، پزشکان، وکلاء و حتی خود قانونگذاران در کشورهای غربی سراغ فاحشه ها می روند.

اجازه بدهید به برخی از علل این مسئله بپردازیم. البته متذکر می شویم که هیچ علت مشخصی برای این مشکل وجود ندارد.

1. افرادی هستند که میل غیرطبیعی به سکس دارند. این مسئله ممکن است برای یک مرد یا یک زن اتفاق بیفتد. مردهایی که دچار این اختلال هستند هیچوقت نمی توانند سکس کافی با همسر خود داشته باشند به همین خاطر برای اینکه تا حدی که می خواهند رابطه جنسی داشته باشند معمولاً سراغ فاحشه ها می روند.

2. این علت هم که باز به علت شماره یک مرتبط است، این است که مردهایی هستند نیازشان به لذت جنسی ارضاء شدنی نیست و بدون سکس دچار خستگی و ناکامی همیشگی خواهند بود.

3. مردهایی هستند روابط واقعی را به علل مختلف مثلاً ترس از صمیمیت، خطرناک می دانند. این افراد معمولاً همیشه سراغ یک فاحشه خاص می روند و خیالپردازی می کنند که با آن زن یک رابطه واقعی دارند. یک جنبه از این رابطه خیالی این است که آن فاحشه، برخلاف یک همسر، هیچ انتظار و توقع احساسی ندارد و فقط روان آن مرد را تسکین می دهد.

4. زن ستیزی یا تنفر از زنان یکی دیگر از این عوامل است و متخصصین این حیطه باور دارند که مردهایی که معمولاً زیاد سراغ فاحشه ها می روند یک تنفر واقعی از زنان دارند. آنها زنان را بسیار سطح پایین و قابل خریداری می انگارند.

تاثیر بر زنان:

بااینکه درمورد عوامل محرک برای مردهایی که سراغ فاحشه ها می روند هیچ اتفاق نظری بین کارشناسان وجود ندارد اما یک توافق عمومی بین آنها وجود دارد که فاحشگی خسارت سنگینی بر سلامت جسمی و احساسی زن ها ایجاد می کند.

این زنها مجبورند که برای ادامه کارشان احساساتشان را مسدود کنند. همچنین تحت سوء استفاده جنسی توسط مردان فاسدی که بدن های آنها را می فروشند قرار می گیرند.

اما چرا زن ها وارد این کار می شوند؟ کارشناسان بر این عقیده هستند که ندرتاً این کار انتخاب خود فرد بوده است. نیروهایی مثل فقر، اعتیاد به موادمخدر، و ترس از آزار  و اذیت مردانی که آنها را خرید و فروش می کنند باعث می شود که به این کار روی بیاورند.

و آخر اینکه:

افراد زیادی متقاعد شده اند که این نیاز مردان است که موجب پدید آمدن فاحشگی و تمام مشکلات و رنج های توام با آن می شود. درنتیجه، باور بر این است که کارهایی مثل آموزش دادن به مردها و کاهش نیاز جنسی آنها راه حل اصلی این مشکل است.

این موضوع، موضوعی بسیار پیچیده و جدی است که نیاز به تحقیق و درک بسیار دارد. اما همیشه یادتان باشد که این موضوع مسئله ای مذهبی یا اخلاقی نیست بلکه پدیده ای اجتماعی و جزائی است و باید از این دیدگاه مورد بررسی قرار گیرد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آیا زوج ها باید از فیلم های پورنو استفاده کنند؟
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

آیا زوج ها باید از فیلم های پورنو استفاده کنند؟

خیلی وقت ها ممکن است بشنوید که زن و شوهری برای برانگیختن میل جنسی خود به اتفاق هم یک فیلم پورنو تماشا کرده اند. اما ما بعنوان یک موسسه آموزش خانواده اعتقاد داریم که این کار برای زندگی زناشویی بسیار مخرب است. ممکن است سوال کنید که چرا ما مخالف کاری هستیم که اینقدر برایتان لذت بخش است.

تماشای فیلم های پورنو معمولاً حس فرد را نسبت به همسر خود کم می کند.

هنرپیشه های فیلم های پورنو، جوان، چابک و خوش هیکل هستند. سن آنها در فیلم هیچوقت بالا نمی رود، وزنشان هم اضافه نمی شود، پوستشان چروک برنمی دارد و بدنشان شل نمی شود. آنها می توانند در وضعیت ها و حالاتی سکس کنند که فقط بندبازان حرفه ای می توانند بدنشان را به آن حالات درآورند و به نظر می رسد که هر کاری که طرفشان حین سکس با آنها بکند برایشان لذت بخش است. تعداد خیلی کمی از زوج ها می توانند این خیالات را در سکس واقعی خود در هر سنی که باشند پیاده کنند اما معمولاً بعد از 30 سال دیگر همسرتان برایتان جذابیت نخواهد داشت. وقتی با چنین خیالپردازی هایی ذهنتان را پر کنید دیگر نمی توانید با همسر خودتان تحریک شوید. درنتیجه، کسی که باید دوستش بدارید، تحسینش کنید و با او تحریک شوید به نظرتان پیر و به درد نخور می آید. و نتیجه آخر آن این خواهد بود که به دنبال یک فرد جوانتر برای سکس خواهید رفت.

فیلم های پورنو اعتماد به نفس همسرتان را پایین می آورد.

وقتی همسرتان به خاطر حساسیت زدایی جنسی نتواند شما را تحریک کند، معمولاً برای تحریک کردن خود از فیلم های پورنو استفاده می کنید. در اکثر موارد، زن برای خوشایندی همسرش این فیلم ها را تحمل می کند. اما خیلی از زن ها از اینکه شوهرشان دیگر با آن شور و احساس به آنها نگاه نمی کند، در هم می شکنند. متعجب می مانند که چه عیب و ایرادی دارند که دیگر نمی توانند شوهرشان را تحریک کنند. اینجاست که اعتماد به نفس آنها خدشه دار می شود. مطمئناً هیچ شوهر فهمیده و باشعوری دوست نخواهد داشت که چنین اتفاقی برای همسرش بیفتد.

آیا ممکن است این نقش ها عوض شود؟ هر چیزی در زندگی ممکن است. بااینکه مردی ممکن است تصور کند که با زنی ازدواج کرده که هر مردی آرزویش را دارد، از دست رفتن اعتماد به نفس در مردها هم به همان اندازه مخرب است. پس هیچ زنی نباید با استفاده از فیلم های پورنو به جای شوهرش خود را تحریک کند.

فیلم های پورنو معمولاً منجر به گناه می شوند.

در قرآن و تمامی کتاب های مقدس، زنا نهی شده است. اما به نظر شخصی من هر مردی که از روی شهوت به یک زن نگاه می کند در قلب خود مرتکب زنا شده است.

آیا ممکن است زنی که فیلم پورنو نگاه می کند از گناه دور بماند؟ اگر به نظرش این فیلم ها چندش آور و پست باشد اما در کنار همسرش آن را تماشا کند، مرتکب گناه نمی شود. از طرف دیگر، ممکن است به هر حال مرتکب گناه شود. اگر اعتقادش این باشد که نگاه کردن چنین فیلم هایی گناه است و با این وجود برای خوشایندی شوهرش نگاه کند، برای او گناه محسوب می شود. همچنین اگر این فیلم ها ذهن و فکر او را آلوده کند، در قلبش را رو به گناه باز گذاشته است.

هرکسی که برای تحریک جنسی فیلم پورنو نگاه می کند، مطمئناً از روی شهوت اینکار را می کند. ممکن است خیلی ها بگویند که شهوت او برای هنرپیشه های فیلم نیست و برای همسر خودش است اما اگر اینطور است پس نقش آن هنرپیشه ها چیست؟ آنهایی که به این فیلم ها اعتیاد پیدا می کنند نیازمند مشاوره روانشناسی هستند، چه ازدواج کرده باشند و چه نکرده باشند.

نتیجه اینکه توصیه ما برای زوج ها این است که از استفاده از این فیلم ها برای تحریک خود و همسرتان خودداری کنید و سعی کنید فقط و فقط از همسرتان لذت ببرید و بس.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تاثیر تنش و آرامش بر لذت جنسی در خانمها
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٩  

زمـانیکه صحــبت از رضایت جنسی در خانمها به میان می
آید، افراد دچار آشفتگی های متفاوتی میشوند. تنها 10%
از خــانم ها هستند که به خوبی می دانند چگونه باید این
دو مقـوله را بــه درستی هــدایت کنند. یکی از مواد مهم و
کلیـدی در این میـان آمــوزش آن است که چگونه می تـوان
میـان تنـش و آرامش در حیــن رابطه جنســی تـعادل برقرار
کرد.

امـا بــه راستـی یک خانم چگونه می تواند در آن واحد هم
ریلکس باشد هم تحت فشار؟

نوعی از هیجان که زنان را به اوج لذت جنسی میـرسـانـد،
تنش عضلانی است که نام علمی آن میوتونیا (myotonia) است. بسیاری از خانم هایی که طعم ارگاسم را نچشیده اند، به غلط تصور می کنند که فقط باید دراز بکشند و ریلکس باشند. آنها شنیده اند که حفظ آرامش در طول رابطه جنسی مهم است، اما به درستی نمی دانند که در کجا و چگونه باید از آن بهره بگیرند. بسیاری از خانم ها اولین تجربه ارگاسم خود را با کشش و فشار متعادلی که به پاها، شکم، و باسن وارد می آورند، تجربه می کنند. گاهی اوقات در این راه می توانند از ماهیچه های کف پای خود نیز استفاده سودمند ببرند. برخی از خانم ها به نیم تنه بالایی خود نیز فشار وارد می آورند.

تنها درصد کمی از خانم ها هستند که در زمان تخلیه جنسی، هیچ گونه فشاری را در بدن خود احساس نمی کنند. جالب است بدانید انقباضی که در عضلات لگن خاصره رخ می دهد، سبب ایجاد حالت ارگاسم می شود. فشردن همان عضلاتی که شما آنها را به منظور متوقف نمودن جریان ادرار بکار می گیرید، سبب ایجاد ارگاسم می شود.

به طور کلی انقباض عضلات منطقه ای خاص، سبب می شود که خون بیشتری به آن منطقه برسد. تسریع گردش خون در لگن و ران موجب می شود که گردش خون در دستگاه تناسلی نیز افزایش پیدا کرده و سرعت بگیرد. در علم زیست شناختی به این عمل vascongestion اطلاق می شود.

حال می پردازیم به زمانیکه بدن نیاز به آرامش دارد؛ چه قسمت هایی از بدن باید در حالت آرامش به سر برند؟ مغز. منظور از آرامش همان آرامش ذهنی است. خانم در حین سکس نباید نگران باشد و دائماً خود را زیر سؤال ببرد. باید تمام حواس خود را به محرک های خارجی داده و بر روی احساسات خود تمرکز کند.

برای ریلکس نمودن خانم ها می توان از تکنیک "امواج رادیویی صامت" استفاده کرد. از این روش بیشتر در پست خانه ها، و مکان هایی که مردم ملزم به ایستادن بلند مدت در صف های طول و دراز هستند، استفاده می شود. با مشاهده تصاویر خاصی، حس عصبانیت افراد کاهش پیدا کرده و به آرامش ذهنی دست پیدا می کنند. از انواع رایج این تصاویر، شکل حروف پشت سرهمی است که از گوشه سمت چپ وارد صفحه میشوند و به آرامی از طرف دیگر خارج می شوند. اخیراً به انواع جدید آنها، طالع بینی، گزارش امتیازهای ورزشی، اخبار روز و چیزهایی از این قبیل هم اضافه کرده اند.

زمانیکه از این شیوه استفاده می شود، برخی از خانم ها پیشنهاد می کنند سرودهایی با مضامین: "تا هر موقع که بخواهم می توانم ادامه دهم" یا " واقعاً احساس خوبی دارم" نیز به آنها اضافه کنند تا رادیوی ذهنی آنها از هر لحاظ آماده شود. این کار ذهن را به خود مشغول کرده، تحریک جنسی را تقویت کرده و به آن شدت میبخشد.

دو نمونه از مهمترین فاکتورهای دست یابی به رضایت جنسی، همین دو مقوله اخیر بودند که شاید به ظاهر در مقابل یکدیگر قرار گرفته باشند، اما اگر با هم در آمیزند، پیشرفت چشمگیری در نتیجه کار ایجاد می کنند.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
فاکتورهای تاثیرگذار بر رابطه جنسی زوجین
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢  

 

1-فرزندان پیش دبستانی: پدرانی که صاحب فرزند کودکستانی میباشند، از رابطه جنسی کمتری برخوردارند. در مردان معمولا بیش از زنان این احتمال وجود دارد که به فرزندان خردسال خود به عنوان یک مانع و مخل زندگی جنسی نگریسته شود، بنابراین مردان در این شرایط کمتر آغازگر رابطه ی جنسی میشوند. از این رو زنان بایستی پیش دستی کرده و خود آغاز گر رابطه ی جنسی شوند و برای این کار زمان مناسبی را کنار بگذارند. زنان باید بیش از پیش به شوهران خود توجه کرده و به آنها بفهمانند که کماکان جذاب و دوست داشتنی هستند. برای این کار کودک را راس ساعت 8 شب به رختخواب هدایت کنید، تا بتوانید فرصت هم آغوشی با شوهران خود را فراهم آورید.

2- احتمال جدایی و متارکه: زوجینی که قصد جدایی از یکدیگر را دارند، رابطه ی جنسی ی کمتری با یکدیگرخواهند داشت. زوجینی که به سمت طلاق پیش می روند اغلب سعی میکنند از صمیمیت میان خود بکاهند.

3- سن: این یک فاکتور پیش بینی کننده قوی است. هر قدر سن بالاتر رود احتمال کاهش روابط ی جنسی افزایش می یابد. اما در آن روی سکه وقتی رابطه جنسی در زوجین مسن روی میدهد، عموما رضایت بخش تر و از کیفیت بالاتری برخوردار بوده و عشق و محبت در آن پر رنگ تر است. این گلایه زنان جوان که: "وی از شور و بنیه جنسی ی خوبی برخوردار است اما هیچ چیز از تکنیک های جنسی و عشق ورزی نمیداند." با افزایش سن کمتر به گوش میرسد. با افزایش سن زنان و مردان خصوصیات یک رابطه ی جنسی خوب و رضایت بخش را آموخته و همین امر باعث میشود با وجود کاهش بنیه جنسی و دفعات برقراری رابطه جنسی، رابط ی جنسی رضایت بخش تر و لذت بخش تر گردد.

4- سالهای تاهل: مردانی که از تاریخ ازدواجشان خیلی گذشته، رابطه ی جنسی کمتری را گزارش میکنند. اما مدت ازدواج عامل پیش بینی کننده ی مهمی برای زنان بشمار نمی آید. البته تعداد روابط جنسی در مردان معمولا نسبی است.

5- رضایت و خوشبختی: جای شگفتی نیست که هر قدر زوجین شادتر باشند و احساس خوشبختی بیشتری کنند، تمایل بیشتری به برقراری رابطه ی جنسی از خود نشان خواهند داد. زمانی که شما دلباخته کسی باشید و از شغل و زندگی خوبی نیز برخوردار باشید، رابطه ی جنسی به مثابه پوشش و تزئینات روی کیک میباشد.

6- سطح سلامتی:کاهش سطح سلامتی معمولا موجب کاهش روابط جنسی در مردان میشود، اما در زنان این چنین نیست. چراکه زنان مسن برقراری رابطه ی جنسی را  حتی در وضع ناخوشی و کسالت یک وظیفه و تکلیف میدانند. زنان بیمار و ناخوش برای برقراری رابطه ی جنسی مشکل خاصی نخواهند داشت، اما مردان قادر به پنهان کردن بیماری و تاثیرات مشهود آن طی برقراری روابط جنسی نخواهند بود. چراکه مردان برای برقراری رابطه ی جنسی ناچار به صرف انرژی و نیروی فیزیکی بیشتری میباشند. اختلال نعوظ، استرس، خستگی و بیماریهای قلبی-عروقی دلایل اصلی امتناع مردان از رابطه جنسی میباشد.

7- فعالیتهای مشترک: زنان و مردان متاهلی که بیشتر با هم صحبت میکنند و کارها را بیشتر با یکدیگر(مشترکا‌ً) انجام میدهند، از لحاظ جنسی فعالتر میباشند. سکس نهایت تجلی و ابراز عشق و صمیمیت است و بر خلاف سایر فعالیتهای مشترک تنها میان شما و همسرتان به اشتراک گذارده میشود. چنانچه زندگی ی جنسی شما افول کرده، بکوشید فعالیتهایی را به همراه یکدیگر انجام دهید مثل ورزش، رفتن به سینما، باغبانی، انجام وظایف خانه و غیره. این کار میتواند به رابطه شما روح تازه ای بدمد. راهکار دیگر اینست که دانسته های خود را با یکدیگر تقسیم کنید. با این کار نه تنها به معلومات شما افزوده میگردد، بلکه فرزندانتان نیز بواسطه آن چیزهای جدیدی می آموزند. افزایش دانش و اعتماد میان زوجین با تسهیم اطلاعات خود با یکدیگر باعث افزایش میل جنسی خواهد شد.

8- تعداد فرزندان: فرزند بیشتر، رابطه ی جنسی بیشتر. علت: حضور فرزندان میتواند نمایانگر ثبات در ازدواج باشد. اما در عین حال زوجین بایستی خیلی خلاق باشند تا بتوانند در حضور فرزندان خود رابطه ی جنسی داشته باشند! بنابراین فرزند کمتر، فرصتهای رابطه ی جنسی بیشتر.

9- بحث بر سر رابطه ی جنسی: زوجینی که سکس چندانی با یکدیگر ندارند، همچنین در مورد آن نیز خیلی کم و بندرت بحث و گفتگو میکنند. پژوهشگران اینچنین استدلال میکنند که این دسته از زوجین اینگونه پرورش یافته و خو گرفته اند که رابطه ی جنسی اندکی داشته و از مطرح کردن آن نیز بی نیاز باشند. طرح این مسائل که: "ما میتوانیم این...امتحان کنیم" و یا "من راحت نیستم وقتی ...." و یا "چرا ما هیچ وقت...." باعث افزایش رابطه ی جنسی شما میشوند. هر قدر زوجین رابطه ی جنسی بیشتری با یکدیگرداشته باشند، بیشتر هم درباره آن بحث میکنند. یکی از نشانه های هشدار دهنده در یک رابطه ی نابرابر و نامتعادل فقدان اختلافات و ناسازگاری هاست.زوجینی که درباره ی هیچ چیز بحث نمیکنند، زوجینی هستند که با یکدیگر گفتگو نمیکنند و در واقع خودشان را سانسور میکنند. دقیقا مشابه یک ذهن زندانی جایی که یک نفر حکمفرما و غالب مطلق است و دیگری تنها فرمانها را بدون هیچ گونه اظهار نظر، به چالش کشاندن و مباحثه ای میپذیرد. این بحث نکردن ها باعث ایجاد هارمونی و تفاهم کاذب گردیده و صرفاً رنجش و تنفر به بار می آورد که دیر یا زود خود را آشکار میسازند.

10- خشونت: یکی دیگر از یافته های غیر منتظره رابطه ی میان خشونت و فعالیتهای جنسی بیشتر در زنان است. برخی پژوهشگران آن را به این واقعیت استناد میکنند که برخی از زوجین از سکس به عنوان یک ابزار آشتی ی مجدد پس از نزاع و بگو مگوها استفاده میکنند. برخی هم معتقدند که برخی زوجین در بیان عشق و یا خشم بیشتر فیزیکی عمل میکنند. رابطه ی سکس و خشونت تنها در زنان وجود دارد و این اشاره دارد به اینکه برخی مردان از سکس به عنوان شکلی از کنترل و سلطه گری استفاده میکنند. به خاطر داشته باشید پیوند این چرخه ‌‌‌( نزاع-رنجش-سکس-آشتی) برای مرد و زن غیر سالم محسوب میگردد. این به مفهوم آنست که ممکن است زوجی رابطه ی جنسی فراوانی با یکدیگر داشته باشند، اما کلیت رابطه از یک مشکل جدی رنج ببرد.(بدون سکس رابطه ای نیز وجود نخواهد داشت). علت دیگر آن میتواند اغواگر بودن خشونت باشد. مردان و زنان به دنبال تماشای فیلمهای ترسناک افزایش برانگیختگی جنسی را تجربه میکنند. اوج گرفتن آدرنالین در پی پاسخ جنگ یا گریز باعث افزایش میل جنسی میگردد. بنابراین پس از مشاجره با افزایش آدرنالین میل جنسی نیز افزایش می یابد. برای 70 درصد زنان غیر فمینیست که سلطه مردان را مورد پسند قرار داده و تایید میکنند، سکس تنها فرصت ایمنی است که شوهران میتوانند بر زنان خود تسلط و برتری داشته باشد. زنانی که میپندارند آسیب پذیری ماهیت و جوهره وجودی  زنانگی است، از سلطه پذیری هنگام برقراری رابطه جنسی خشنود میباشند.

11- داد و ستد جنسی: برخی زنان از رابطه ی جنسی به منزله یک خدمت قابل معامله، اقدام به بهره برداری میکنند. یعنی در قبال برقراری رابطه ی جنسی، همواره چیزی از شوهران خود مطالبه میکنند. در چنین روابطی رابطه ی جنسی میتواند ازهیچ تا بسیار زیاد در جریان باشد. حتی اگر رابطه ی جنسی میان چنین زوجینی فراوان باشد،  از آنجایی که روابط جنسی بر مبنای عشق و صمیمت استوار نیست، نمیتواند بیانگر رابطه ای پایدار و با ثبات باشد. از سویی بتدریج رابطه ی جنسی قداست خود را از دست داده و احتمال برقراری روابط جنسی ی‌ خارج از ازدواج (نامشروع) در زوجین افزایش می یابد.

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نیازهای اساسی زنان و مردان
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

 

در این مقاله با نیازهای اساسی زنان و مردان بطور کاملا علمی و روانشناسانه آشنا خواهید شد:

1- مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.

2- زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان میخواهند راه گشا و منجی باشند.

3- مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4- مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5- تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.

نیازهای مردان:

1- یک شریک جنسی خوب.

2- یک همدم اهل تفریح.

3- یک همسر جذاب.

4- یک منزل دنج و آرام.

5- تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6- یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7-یک همسر وفادار.

* شکست = هراس مردان.

* آینه مرد = شغل +همسر (در واقع میزان عزت نفس و احترامی که مرد برای خود قائل است به میزان احترام و ارزشی است که همسر آن مرد برای وی قائل میباشد)

نیازهای زنان:

1-عطوفت و مهر ورزی.

2- گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3-صداقت و صراحت.

4-حمایت مالی.

5-همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6- همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.

7- امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8-یک همسر وفادار و متعهد.

9-جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11-احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12-قدردانی از زحمات آنها.

13-همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14- بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15- نزدیکی: در آغوش گرفتن آنها.

16- پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17-همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18-یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19-یک مرد با اعتماد بنفس.

20- یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.

نکته آخر:

زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی میخواهند به رابطه جنسی برسند.

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
14 راه خراب کردن رابطه جنسی با همسرتان
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

 

خراب کردن رابطه جنسی کار چندان سختی نیست... و اگر هدفتان این است، خیلی راحت توصیه های زیر را عملی کنید و مطمئن باشید که ازدواجی فاقد هرگونه رابطه جنسی خواهید داشت و به کلی احساس تنهایی و بی کسی خواهید کرد.

رابطه جنسی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می شود. تمایلات جنسی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی های احساسی، فشارها، انتقادها و انتظارات است.

پس برای اینکه حسابی رابطه جنسی با همسرتان را خراب کنید، راه های زیر را عملی کنید:

1. فقط چون ازدواج کرده اید انتظار رابطه جنسی داشته باشید.

هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.

2. هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنسی داشته باشید.

بااینکار دیگر هیچکدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. "پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب". مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جنسی لذت نمی برد.

3. هربار از یک الگو پیروی کنید.

دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جنسی تنوع هم مهم است؟

4. حتماً مست باشید تا به راحتی نرم شوید.

در رابطه جنسی فقط خودتان مهم هستید. اگر می دانید که همسرتان از مست شدن شما خوشش نمی آید، باید بداند که اگر واقعاً دوستتان دارد باید تحمل کند.

5. فقط با هدف رابطه جنسی به همسرتان دست بزنید.

واقعاً چه کسی به نوازش غیر-جنسی نیاز دارد؟ اینطوری همسرتان می فهمد که نوازش کردن و رابطه جنسی با هم یکسان است.

6. پیش نوازی را کنار بگذارید و فوراً بروید سر اصل مطلب!

در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه جنسی را شروع کند؟ نیازی نیست اینهمه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی بخوابید.

7. طی رابطه جنسی لباسهایتان را درنیاورید.

نیازی نیست که طی رابطه جنسی کاملاً لخت شوید چون کار بعد از رابطه جنسیتان را هم بیشتر می کند که دوباره لباسها را تن کنید.

8. از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید.

اگر اینکار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر اینکار را نکنید تا آخر می خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می دهد.

9. از ظاهر همسرتان انتقاد کنید.

هرچه سن همسرتان بالاتر می رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می کند. اینکار باعث می شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.

10. موقع رابطه جنسی بگذارید تلویزیون روشن بماند.

نباید بگذارید که رابطه جنسی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جنسی برنامه مورد علاقه تان را هم نگاه کنید.

11. حین رابطه جنسی تلفنتان را هم جواب بدهید.

از کجا می دانید شاید تلفن مهمی باشد و نباید از آن غافل باشید. درمورد اس ام اس و ایمیل هم همینطور. فوراً به آنها جواب بدهید. از این گذشته حین رابطه جنسی به دستهایتان که نیاز ندارید و می توانید با آن گوشی تلفن را بگیرید.

12. قبل از رابطه جنسی، حین رابطه جنسی، بعد از رابطه جنسی خبررسانی کنید.

در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنسی شما مطلع باشند. و به نظر شما اگر هر اتفاقی که می افتد را در فیس بوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً اتفاق افتاده است؟

13. تا جایی که می توانید سریع رابطه جنسی را تمام کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید.

 باز هم می گویم در رابطه جنسی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می توانید کاری برای آنها بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.

14. وقتی رابطه جنسی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید.

هرچه زودتر کارتان را تمام کنید سریعتر می توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه. و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست، به قانون شماره 5 رجوع کنید.

موارد فوق بخشی از راه هایی است که بشدت میتواند بروی زندگی جنسی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند. همیشه بدانید که رابطه جنسی صحیح و رضایت بخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است. رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده به نحوی که این حالت می تواند تا مدتها اثرش باقی بماند و به گونه های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، ... خود را نمودار سازد. بنابراین همیشه با کسب آگاهی های لازم در این زمینه سعی در بهبود زندگی جنسی خود و همسرتان بنمایید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
روابط زوج‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

 

زن و شوهران پرمسأله، خود را سالم‌ترین و عاقل‌ترین می‌دانند!!! چرا گروهی از زنان یا شوهران به اشباهات رفتاری و روانی دیگری تأکید دارند؟

سازگاری یکی از اصلی‌ترین نشانه‌ی سلامت روانی است.

وقتی زندگی مشترک شروع می‌شود، زن و مرد هریک به نوبه‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. این امر زمانی تحقق می‌یابد که:

1- زوج‌ها دوست داشتن واقعی و عشق‌ورزی را به‌درستی آموخته باشند تا بر زندگی مشترک‌شان، مهر، محبت و عشق حاکم شود.

2- آگاهی‌های لازم در زمینه‌ی تفاوت‌ها، نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرشان را کسب کنند و به معیارهای خود و همسرشان احترام بگذارند؛ به‌ویژه نیازهای احساسی و عاطفی همدیگر را درک کرده و آگاهانه و به‌درستی، آن‌ها را برطرف سازند.

3- مهارت‌های لازم برای ایجاد روابط مؤثر بین خود و همسر را آموخته و همواره معتقد باشند که می‌توانند زندگی مشترک رضایت‌بخشی را فراهم سازند.

کسب آگاهی و مهارت‌های ضروری زندگی مشترک، آموختنی‌ست؛ برای کسب هرگونه مهارتی در هر زمینه‌ای، معمولاً آموزش‌دیدن به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم ضرورت دارد چراکه انسان با آموزش، پرورش و عمل است که آگاهی، مهارت و تجربه‌ی لازم را کسب نموده و با خلاقیت خود، به گسترش آن می‌پردازد. وجود مهدهای‌کودک، مراکز پیش‌دبستانی، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، انواع بی‌شمار کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی و پرورشی در دنیا، دلالت بر این دارد که در هر موردی، می‌بایست دوره‌ی آموزش‌های لازم و درست را طی و مهارت و تجربه‌های لازم و کافی را کسب نمود.

با وجود این‌که آموزش ازدواج برای تشکیل زندگی مشترک موفق برای همه‌ی دختران و پسران بسیار حیاتی‌ست و شاید بتوان گفت که حتی از سایر آموزش‌ها نیز مهم‌تر و اثرگذارتر می‌باشد، اما متأسفانه این امر در تعداد کمی از خانواده‌ها و جوامع پذیرفته شده و به‌مرحله‌ی اجرا درآمده است. گویا همه‌ی دختران و پسران به‌طور مادرزاد و خودکار، اطلاع کاملی از تشکیل زندگی مشترک موفق داشته و نیازی به طی دوره‌های همسرداری و شناخت بیش‌تر از دنیای هم ندارند! درحالی‌که با مراجعه به مشاوران و روان‌شناسان خبره و یادگیری و کسب مهارت‌های ضروری‌ و شناخت بیش‌تر خود و همسر است که زوج‌ها می‌توانند در برابر مسائل و موانع، راه‌حل‌های مناسب را انتخاب ‌کنند و آگاهانه باورها، اندیشه‌ها، احساسات و عملکرد خویش را در مسیر هدف‌های‌شان قرار داده و زندگی مشترک موفقی را بسازند.

می‌گویند زندگی مشترک همانند بازی «تخته نرد» است؛ اگرچه انتخاب عدد تاس‌ها در اختیار ما نیست، اما نحوه‌ی بازی در اختیار خودمان است. هرقدر مهارت بازی بالاتر و تکنیکی‌تر باشد، امکان موفقیت و برنده‌شدن نیز بیش‌تر می‌شود.

در زندگی مشترک، هرچند خیلی از عوامل بیرونی را نمی‌توان کنترل‌کرد و هم‌چنین برای بسیاری از زوج‌ها، انتخاب و برداشت‌ از رویدادهای پیرامون، ناآگاهانه و ناهوشیارانه است اما:

 *زوج‌هایی که دارای آگاهی و مهارت‌های لازم هستند و می‌توانند بر ذهن خود مدیریت ‌کنند، باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی می‌کنند و در بیش‌تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشیارانه برداشت مثبت می‌نمایند و رابطه‌ی زناشویی خود را رضایت‌بخش‌تر و جذاب‌تر و بالنده‌تر می‌سازند.

* زوج‌هایی که نگرش و باورهای منفی نسبت به همسر و امور زندگی دارند، جلوی پیشرفت و بهبود روابط زناشویی‌شان گرفته می‌شود چراکه باورهای منفی بر اندیشه، احساسات و اعمال‌شان تأثیر منفی گذاشته و نمی‌گذارد زوج‌ها مشکلات خود را به‌درستی درک و حل نمایند. درواقع باورهای منفی، منشأ اصلی اختلاف‌ها و آزردگی‌ بین زوج‌ها می‌شود. به‌عبارت دیگر عواملی چون ترس، شک و تردید، پایین‌بودن اعتمادبه‌نفس، نداشتن شجاعت و جسارت لازم برای تصمیم‌گیری متفاوت با عقاید دیگران و ده‌ها عامل دیگر موجب می‌شود که بخش عمده‌ی تصمیم‌گیری‌های بیش‌تر زوج‌ها از روی عادت و با اندیشه‌های منفی، غیرجسورانه و غیرخلاقانه باشد.

زوج‌های موفق معتقدند که باورها، اندیشه‌ها، گفتار و رفتارشان را خود انتخاب می‌کنند و همه‌ی عملکردهای‌شان، بازتاب انتخاب‌های درست یا اشتباه و آگاه یا ناآگاه خودشان است. آنان عقیده دارند که کیفیت زندگی مشترک و زناشویی‌شان، همان‌چیزی‌ست که یا خواستار آن بوده و یا زیربار آن رفته‌اند و مسؤولیت آن را برعهده‌‌ گرفته و نتایج مربوطه را می‌پذیرند و درصورت اشتباه، اقدام به جبران آن می‌کنند. این زوج‌ها به‌راحتی احساس‌های خود را بروز می‌دهند و با مذاکره و احترام‌گذاشتن به نظرات یکدیگر و درک همدیگر، زندگی مشترک‌شان را در مسیری رضایت‌بخش و جذاب قرارمی‌دهند.

زوج‌های ناموفق، دیگران را مسؤول ناکامی و شکست خود دانسته و باورها، اندیشه‌ها و رفتار خود را درست می‌دانند و حاضر نیستند که بپذیرند شاید اندیشه‌ها و عملکرد خودشان اشتباه بوده است. این زوج‌ها عدم موفقیت در زندگی مشترک را به گردن همسر، فامیل و دیگران می‌اندازند و کم‌تر حاضر می‌شوند مسؤولیت شکست‌ها را خود بر‌عهده بگیرند. آنان خطاب به همسر و دیگران می‌گویند: حق با من است... اگر به حرفم گوش می‌دادی، این‌طور نمی‌شد... همه‌ی مشکل‌ها از سوی توست... چرا نمی‌توانی احساسم را بفهمی... و ده‌ها نگرش منفی دیگر. مشکل بزرگ بسیاری از زوج‌های پرمسأله این است که خود را سالم و حتی سالم‌ترین و عاقل‌ترین می‌دانند، به اشتباهات گفتاری، رفتاری و روانی دیگران تأکید دارند و به سرزنش و انتقاد از آنان می‌پردازند تا فشار عقده‌ها‌ی درونی‌شان را کاهش دهند.

تصاویر ذهنی، باورها، اندیشه‌ها، عملکرد و قدرت خلاقیت هرکسی، هویت و شخصیت او را شکل می‌دهد؛ اگر بپذیریم که این عناصر در هر سنی قابل تغییر هستند و با تغییر آگاهانه‌ی تصویر ذهنی و باورها می‌توان هویت و شخصیت خود را متحول و دگرگون ساخت، در این‌صورت با دلگرمی و امیدواری بیش‌تری، آماده‌ی ایجاد تغییر در عادات و رفتار خود شده و می‌پذیریم که قابل تغییر و اصلاح هستیم و می‌توانیم با دلگرمی بیش‌تر و آگاهانه، خود را در مسیر تغییر درست قراردهیم و زندگی مشترک رضایت‌بخشی بسازیم.

در هر پیش‌آمدی اگر بدانیم که من، شما و هر زن و شوهری در برابر حوادث و گزینه‌های زندگی خود مسؤولیم و حق انتخاب داریم و هر پیش‌آمدی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قراردهیم، مغز بیش‌تر فعالیت می‌کند و هرچه مغز بیش‌تر کار کند، مسائل‌‌مان بهتر حل می‌شود. بنابراین با ارتقای آگاهی، تمرین، تکرار و استفاده‌ی بیش‌تر از مغز، می‌توان به‌موقع و به‌درستی اقدام‌کرد و در هر شرایطی آگاهانه‌تر، خلاقانه‌تر، مهربانانه‌تر، همدلانه‌تر و جسورانه‌تر تصمیم‌‌گرفت و کنش یا واکنش نشان‌داد.

در تداوم زندگی مشترک، گزینه‌ها و مسیرهای انتخابی بیش‌تر زوج‌ها، ناهوشیارانه، منفی، مضر و ناصواب می‌باشد. وقتی ارتباط زن و شوهر، سطحی، مکانیکی و غیرصمیمی باشد و به احساس‌ها، گفته‌ها، ارزش‌ها و نیازهای یکدیگر بی‌توجه باشند، هم‌چنین، عزت و اعتمادبه‌نفس، آزادی و استقلال همسر خود را با کنترل‌ و بدرفتاری‌های جسمی، کلامی، روانی و دخالت‌های غیرضروری ‌مورد تعرض قراردهند یا همسر خود را با‌زور و فشار، وادار به تسلیم و تمکین نمایند، زندگی مشترک را با دغدغه‌های فکری، نگرانی‌ها و اضطراب‌ها، عذاب‌ها و مشکلات متعدد و ناخواسته‌ای مواجه خواهند ساخت؛ چراکه کارهای ناصواب، خوشبختی و آرامش واقعی را به‌دنبال ندارد.

در این نوع روابط زناشویی، یکی از زوج‌ها می‌خواهد در هر زمینه‌ای از همسرش برتر جلوه کند؛ پیوسته فقط اشتباه‌ها را می‌بیند و ایراد می‌گیرد و با دخالت‌های مکرر در هر زمینه‌ای، نمی‌گذارد استعداد همسرش شکوفا شده و رشد کند و عملاً عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس او را از بین می‌برد تا فقط خودش در معرض نمایش و توجه بیش‌تر قرارگیرد، درحالی‌که اگر مسیرهای انتخابی، مثبت، سازنده و درست باشد، به احساس‌ها، گفته‌ها و نیازهای هم توجه کنند، در هر شرایطی مسؤولیت‌پذیر باشند، رفتار همدلانه و عاشقانه‌ای با هم داشته باشند، با حفظ حرمت همدیگر و با انعطاف‌پذیری و صداقت، درخواست‌ها و پیشنهادهایی جهت بهتر ساختن زندگی مشترک ارائه دهند، در برابر موانع و مشکلات مسؤولانه و با جدیت اقدام نمایند و با صراحت و روراستی، اندیشه‌ها و احساس‌های خود را بیان و همدیگر را بهتر درک ‌کنند، می‌توانند به تداوم زندگی مشترک رضایت‌بخش، کمک شایانی نمایند.

زوج‌های موفق به زوج‌های ناموفق توصیه می‌کنند که: با همسرتان با محبت و واضح صحبت کنید، از کلمات مثبت بیش‌تر استفاده نمایید، به‌جای ضمیر من، از ضمیر ما استفاده کنید، نقاط قوت همسرتان را کشف‌کرده و به تأیید و تحسین و حسن‌جویی از او بپردازید تا زندگی مشترک‌تان در مسیر رضایت‌بخش قرار‌گیرد. با حمایت، همدلی و دلگرمی، با گفتار کلامی و غیرکلامی مانند لبخندزدن، نگاه پرسوز، با هیجان صحبت‌کردن، توجه‌کردن بیش‌تر به همسر در منزل و مهمانی‌ها و... حمایت و صمیمیت بیش‌تری از خود نشان‌دهید، در برابر هر موضوع و پیش‌آمدی، بلافاصله احساسی عمل نکنید، هر موردی را تجزیه و تحلیل نموده و از مغزتان بیش‌تر استفاده کنید تا زندگی موفق، شاد و آرامی را تجربه نمایید.

زوج‌های موفق توصیه می‌کنند: برای داشتن زندگی متعادل، ضمن انجام وظایف و مسؤولیت‌های روزانه جهت کاهش فشارها، تنش‌‌ها و خستگی‌های روانی و جسمی و تجدید انرژی‌های مصرف‌شده‌ی خود، همسر و فرزندان در بین انجام وظایف روزمره، فعالیت‌های لذت‌بخش و تفریح‌های دلخواهی چون ورزش، پیاده‌روی، دیدار دوستان، مسافرت، مطالعه، هم‌نشینی با دوستان و فامیل، گوش‌دادن موسیقی، کشیدن نقاشی، تشویق و تحسین همدیگر و... را (در برنامه‌تان) بگنجانید تا نشاط طراوت و بالندگی زندگی مشترک‌تان را حفظ کنید.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
روابط زوج‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

 

زن و شوهران پرمسأله، خود را سالم‌ترین و عاقل‌ترین می‌دانند!!! چرا گروهی از زنان یا شوهران به اشباهات رفتاری و روانی دیگری تأکید دارند؟

سازگاری یکی از اصلی‌ترین نشانه‌ی سلامت روانی است.

وقتی زندگی مشترک شروع می‌شود، زن و مرد هریک به نوبه‌ی خود آگاهانه یا ندانسته متعهد می‌شوند که برای ایجاد و داشتن زندگی مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. این امر زمانی تحقق می‌یابد که:

1- زوج‌ها دوست داشتن واقعی و عشق‌ورزی را به‌درستی آموخته باشند تا بر زندگی مشترک‌شان، مهر، محبت و عشق حاکم شود.

2- آگاهی‌های لازم در زمینه‌ی تفاوت‌ها، نیازها و چگونگی رفع نیازهای خود و همسرشان را کسب کنند و به معیارهای خود و همسرشان احترام بگذارند؛ به‌ویژه نیازهای احساسی و عاطفی همدیگر را درک کرده و آگاهانه و به‌درستی، آن‌ها را برطرف سازند.

3- مهارت‌های لازم برای ایجاد روابط مؤثر بین خود و همسر را آموخته و همواره معتقد باشند که می‌توانند زندگی مشترک رضایت‌بخشی را فراهم سازند.

کسب آگاهی و مهارت‌های ضروری زندگی مشترک، آموختنی‌ست؛ برای کسب هرگونه مهارتی در هر زمینه‌ای، معمولاً آموزش‌دیدن به‌صورت مستقیم یا غی