موضوعات مطالب وبلاگ

خانواده و زناشویی

اس ام اس ها

افراد مشهور

ترفند ها و آموزش ها

وبگردی و متفرقه

این وبلاگ تنها برای آموزش مسائل زناشویی میباشد و هیچ مطلبی در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران و وبسایت پرشین بلاگ درج نمیکند. اگر مطلبی از نظر شما مورد داشت لطفا خبر دهید تا سریعا پیگیری شود. با تشکر

 
آیا با همسر خود درباره روابط عشقی قبلی خود صحبت کنیم؟
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

تردیدی وجود ندارد که خانم ها نسبت به آقایون خیلی بیشتر صحبت می کنند. معمولاً خانم ها همیشه در پی آن هستند که همسرشان در مقابل آنها احساساتش را ابراز کند و هر چه در دل دارد را بر زبان بیاورد. این در حالی است که آقایون ترجیح می دهند خانم دست از سرشان بردارد و آنها را تنها بگذارد. به هر حال زمانی که نوبت به گفتگوی باز میان زوجین می رسد، صحبت کردن در مورد “نامزد قبلی” و یا روابطی که هر یک از طرفین در گذشته تجربه کرده اند، می تواند تاثیرات مهمی بر روی رابطه بگذارد.

زمانیکه دو نفر قصد آن را دارند که در کنار هم یک رابطه ی قوی و پویا راایجاد نمایند، درست نیست که همواره صحبت از یک نفر دیگر در ارتباط آنها به میان کشیده شود؛ اما باز هم باید به این سوال پاسخ داد:“اگر یکی از طرفین مرتباً در مورد رابطه ی قبلی خود صحبت می کند، آیا این بدان معناست که او در حال حاضر از ارتباطی فعلی اش ناراضی است؟”  

به هر حال بروز احساساتی نظیر حسادت، سوء ظن، و شک و تردید اجتناب ناپذیر است. طرف دیگر همواره به این مسئله فکر می کند که به چه علت شریک او تا این حد از نامزد قبلی خودبرای او تعریف می کند. اما ایا اگر کسی در مورد روابط قبلی خود صحبت کند به راستی بدان معناست که از ارتباط فعلی خود ناراضی است؟ به این سوال نمی توان یک جواب “بله” و یا “خیر” قطعی گفت. هر ارتباطی متفاوت است و از این مهمتر همه ی انسان ها نیز با هم فرق می کنند. فقط به این خاطر که شریک شما مرتباً در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند نمی توانید مطمئن شوید که تمایل دارد مجدداً رابطه ی خود را با فرد مورد نظر از سر بگیرد.

در یک چنین شرایطی ممکن است شخص تصور کند که چون شریکش دائماً از رابطه ی قبلی خود تعریف می کند، بنابراین به ارتباط گذشته بیش از ارتباط فعلی علاقمند بوده است. 

اما لزوماً صحبت از تجربیات گذشته نمی تواند یک چنین مفهومی در بر داشته باشد. پیش از اینکه هر گونه قضاوتی کنید، باید ببینید که ارتباط قبلی او چه مدت زمانی به طول انجامیده. اگر آنها ارتباط طولانی مدتی با هم داشتند، بنابراین باید این انتظار را داشته باشید که هرزگاهی جملاتی در مورد نامزد قبلی شریک خود بشنوید. دلیلش هم این است که به هر حال برای مدت زمانی با هم بوده اند و در حال حاضر او جزئی از زندگی گذشته ی همسرتان را تشکیل می دهد. البته باید به شدت توجه داشته باشید که صحبت کردن در مورد نفر قبلی، صرفاً به آن معنا نیست که شریک زندگیتان احساس خاصی نسبت به فرد مورد نظر دارد. او فقط حقایق و اتفاقاتی را که برایشان افتاده برای شما تعریف می کند.

شما همچنین باید به این مطلب توجه کنید که شریکتان در چه زمینه ای در مورد نامزد قبلی اش با شما صحبت می کند. اگر به طور مکرر شما را با نامزد قبلی اش مقایسه می کرد بنابراین باید نتیجه بگیرید که:“بله، با مشکل بزرگی روبرو هستید.” اگر شریک شما عادت به مقایسه کردن داشته باشد و همیشه شما را با نامزد قبلی (و یا هر کسی دیگری) مقایسه کند، پس باید متوجه باشید که مشکل از جانب اوست و این رابطه از سلامت مناسب اجتماعی برخوردار نمی باشد. همانطور که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، باید بدانید که همه ی انسان ها متفاوت هستند و شما تحت هیچ شرایطی نباید احساس کنید که شریکتان شما را با کسی مقایسه می کند. این مسئله را نیز باید در نظر بگیرید که اگر گاهی اوقات به برخی از رفتارهای متداول شریک قبلی شان اشاره کردند، درست نیست بیش از اندازه حساسیت به خرج دهید، چراکه قصد آنها فقط بازگو کردن شرایط عادی زندگی شان است.

اگر متوجه شدید که نامزد قبلی و شریک فعلی زندگیتان اصرار دارند که به هرطریقی که شده به ارتباط خود با هم ادامه دهند، حتی در حد یک دوست کاملاً عادی، آنوقت باید کمی مراقب باشید. اگر چنین اتفاقی روی داد، نگران شدن شما یک امر کاملاً طبیعی است. اگر نامزد قبلی سعی می کرد که حضور خودش را حفظ کند و نامزدتان نیز مجدداً شروع کرد به صحبت کردن در مورد او، باید احتمال دهید که شاید مجدداً شعله های عشقشان در حال روشن شدن است. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذارید و به او بگویید که چه مسائلی باعث ایجاد نگرانی در شما شده اند. شاید به شرایطی برخورد کنید که نامزد قبلی و شریک شما بخواهند به رابطه ی دوستانه ی خود ادامه دهند. 

 در این حالت تصمیم گیری باشماست که در این رابطه باقی بمانید و ارتباط آنها را از نزدیک کنترل کنید و یا او را ترک کنید.

گاهی نیز همسر شما قصد دارد صداقت نشان دهد و یک بار از رابطه و یا روابط قبلی خود بگوید و دیگر هیچ

کلمات کلیدی: مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
شوهرم وظائف خود را انجام نمی دهد
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

شوهرم وظائف خود را انجام نمی دهد

با سلام خدمت کارشناس محترم

من و شوهرم طی دوره رزیدنتی پزشکی او ازدواج کردیم. چون می دانستم که محدودیت زمانی او خیلی بیشتر از من است، بیشتر وظائف خانه مثل هزینه ها را من برعهده گرفتم همینطور مراقبت از پسرمان را بعد از به دنیا آمدنش.

الان همه آموزش هایش تمام شده اما اصلاً نشان نمی دهد که می خواهد گوشه ای از این وظائف را هم  او بر دوش بگیرد. البته می دانم که خانواده اش کار را برای مرد خیلی مهمتر از خانواده می دانند. اما من چطور می توانم به او بفهمانم که خانه و فرزندش باید اولویت بالاتری برایش داشته باشد؟ سعی کردم در مناسبت های مختلف این مسئله را با او در میان بگذارم اما همیشه یک کار دیگر بود که باید انجام می داد (امتحان، تحقیق و ...) و به من می گفت که باز هم صبرکنم. می ترسم هیچوقت زمانی نرسد که همه چیز به طور مساوی بین ما تقسیم شود. چطور می توانم از ایجاد خشم و کینه در خودم جلوگیری کنم؟

یک نمونه از این مسئله این است: هیچوقت تا حالا نصف شب برای رسیدگی به بچه بیدار نشده است، حتی روزهای تعطیل که فردای آن سر کار نمی رود. وقتی نصف شب بچه گریه می کند صبر می کند من بیدار شوم یا سر من داد می زند که بیدار شوم و به بچه رسیدگی کنم.

در جستجوی عدالت

در جستجوی عدالت عزیز

شما دو سوال مطرح کردید:

1. اینکه چطور می توانید به او بفهمانید این خانه و زندگی و بچه باید در اولویت بالاتری برای او باشد؟

2. چطور می توانید از بروز خشم و نفرت علیه همسرتان جلوگیری کنید؟

در مورد سوال یک روشی وجود دارد که از طریق آن می توانید او را قانع کنید سهم خود را از وظائف خانه بر عهده گیرد. شما احساس ناامیدی می کنید. دوست دارید او هم مثل شما فکر کند و رفتار کند و خانواده اش برایش در درجه اول اهمیت باشد. اگر او تغییر نکند آنوقت از او متنفر می شوید. واقعیت مایوس کننده این است که تازمانیکه اصرار دارید او باید تغییر کند، تغییر نخواهد کرد. نه شما و نه من توانایی تبدیل کردن همسر شما به یک شوهر و پدر مسئول را نداریم. اگر اصرار کنید او مقاومت خواهد کرد و شما باز اصرار خواهید کرد. این را فیزیک زناشویی فرص کنید: برای هر تقاضای اجباری یک نیروی مقاوم بر خلاف آن وجود دارد.

احتمالاً این حرف ناامیدتان کرده است. شما برای ما نامه نوشته اید که کمی امیدوارتان کنیم اما ما برعکس یک واقعیت بدبینانه را مطرح کردیم. من به شما می گویم که شما نمی توانید همسرتان را تغییر دهید و الان احتمالاً با خود فکر می کنید که اگر تغییر نکند دیگر زندگیتان تمام شده است. خوب، قبل از اینکه امیدتان را به طو کامل از دست بدهید، اجازه بدهید یک قانون زناشویی دیگر را ذکر کنم: اصل رشد ابدی: خود را تغییر دهید و دیگری هم ممکن است تغییر کند.

شما به طور ناخودآگاه سعی کرده اید این اصل را پیاده کنید. می پرسید: چطور می توانم از بروز خشم و تنفر نسبت به همسرم جلوگیری کنم؟ من دو سوال دیگر می شنوم: آیا صرفنظر از اینکه شوهرم چه می کند یا نمی کند، آزادم آنطور که می خواهم فکر کنم، احساس کنم و انتخاب کنم؟ اگر پاسخ به سوال اول منفی است و به سوال دوم مثبت، آنوقت تنفر یا ناامیدی تنها انتخاب شما خواهد بود.

اما می دانید که آزادیتان بیشتر از این است. چرا؟ چون نپرسیدید: آیا ممکن است دست از خشمگین بودن بردارم؟ درعوض یک سوال تکنیکی پرسیدید، چطور می توانم از بروز آن جلوگیری کنم؟ این سوال به طور خودکار این تصور را به وجود می آورد که با اطلاعات و راهنمایی درست می توانید یاد بگیرید احساساتتان را کنترل کنید.

خوب اجازه بدهید حالا برویم سراغ آنچه در حیطه مسئولیت و کنترل شماست.

1. کنترل خود: شما الان آزرده خاطر و عصبانی هستید. چرا نباید باشید؟ همه کارهای خانه و مراقبت از بچه روی دوش ما افتاده است. این منصفانه نیست. وقتی او رزیدنت بیمارستان بود خودتان با میل  و علاقه مسئولیت بیشتر را بر عهده گرفتید چون می خواستید به او کمک کنید. این زیباترین کاری است که زنی می تواند انجام دهد. اما عدالت کجاست؟

فکر میکنم این عصبانیت شما هیچ انتهایی ندارد. هیچ چیز نمی تواند بیشتر از این عصبانی کند که کسی از شما سوءاستفاده کند. اما مشکل شما این است که دنبال عدالت و انصاف هستید و آنچه نیاز دارید کمی حس همکاری است. به نظر من شما اینطور با شوهرتان برخورد می کنید که انگار او چیزی به شما مدیون است. نتیجه این می شود، "نه من مدیون نیستم و هیچ کاری نمی کنم".

باید تصمیم بگیرید که می خواهید حق با شما باشد یا روی طرفتان تاثیر بگذارید. در ازدواج حق با شما بودن یعنی اینکه دعوا را برنده شوید و رابطه تان را از دست بدهید. پس کنترلتان را به دست آورید و سعی کنید موثر باشید. با حس همکاری با شوهرتان برخورد کنید. تصور کنید که او قابلیت این را دارد که یک پدر و شوهر توانا باشد. از او نظرش را درمورد مسائل مربوط به بچه و هزینه های خانه بپرسید. از او دعوت کنید که برای حل مشکلات خانواده با شما همفکری کند و اگر اینکار را کرد قدردانی کنید. وقتی بفهمد که چقدر خسته شده اید ممکن است کسی را استخدام کند که در کارهای خانه و بچه به شما کمک کند.

یک چیز مسلم است و آن اینکه تا زمانیکه با روحیه عصبانیت و سرزنش با شوهرتان برخورد می کنید هیچوقت حس همکاری او را ترغیب نخواهید کرد. پس خود را کنترل کنید تا بتوانید روی او تاثیر بگذارید.

2. پذیرش: یاد بگیرید این واقعیت را قبول کنید که اولویت های شوهر شما با شما متفاوت است. آیا این یعنی باید خوشحال باشید که کار او برایش مهمتر از خانه و خانواده اش است؟ مسلماً نه. پذیرش یعنی اینکه چیزی که قادر به تغییر آن نیستید را قبول کنید. این فرایندی دردناک است. باید تمام امیدها و آرزوهایی که درمورد ازدواجتان و زندگی خانوادگیتان داشتید را دور بریزید و فراموش کنید. رویاهای او خانه و بچه و همسری دوست داشتنی نیست. هدف او این است که پزشکی موفق شود. همانطور که گفتید، او از خانواده اش یاد گرفته که کار برایش باید مهمتر از خانواده باشد.

3. انتخاب: پذیرش به انتخاب می انجامد. وقتی با واقعیت کنار آمدید، خیلی سریع یاد می گیرید که چه انتخاب هایی پیش روی دارید. مثلاً، بدون سرزنش کردن یا تقاضای تغییر او می توانید برای همسرتان مشخص کنید که آنچه شما و خود او از زندگی می خواهید کاملاً متفاوت است. این تفاوت های آشکار برای شما خیلی دردناک است. می توانید به او بگویید که دوستش دارید و می خواهید با او بمانید اما این وضع زندگی برایتان قابل قبول نیست. می توانید به او پیشنهاد مشاوره خانوادگی را بدهید تا بتوانید با تفاوت هایتان کنار بیایید.

هر انتخابی عواقب منطقی خود را به همراه دارد. اگر او تصمیم بگیرد که روی کارش تمرکز کند حتی اگر به قیمت از دست دادن خانواده اش باشد آنوقت نباید تعجب کند که همسر و فرزندش با او مثل غریبه ها رفتار کنند. حتی ممکن است تصمیم بگیرید که از او طلاق بگیرید. مجبور نیستید با مردی زندگی کنید که نمی تواند تعهدی به خانواده خود داشته باشد.

من نمی دانم چه تصمیمی خواهید گرفت. احتمالاً همان روش قبلتان را ادامه می دهید تا او را متقاعد کنید باید تغییر کند تا به جایی می رسید که می فهمید تنها تغییری که انجام شده این است که خودتان را به فردی عصبانی و پرخاشگر تبدیل کرده اید.

یا شاید هم یاد بگیرید دست از عصبانیت و سرزنش بردارید و به این شناخت برسید که می توانید انتخاب کنید. آخرین توصیه ای که برایتان دارم این است که دست از دنبال کردن شوهرتان و یکسره در گوش او خواندن که مثل شما باشد بردارید. سعی کنید  روی خودتان کار کنید و آنوقت شوهرتان می بیند که چه چیز را از دست داده بود.

با آرزوی موفقیت شما

دکتر رستگار


کلمات کلیدی: خانواده ،مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
مشاوره جنسی : چرا میل جنسی کم می شود و برای رفع این مشکل جه باید کرد؟
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  

با طولانی تر شدن رابطه، تعدد روابط جنسی بین طرفین رو به کاهش می رود. این مسئله کاملاً نرمال است، و به هیچ وجه به این معنا نیست که رابطه ی شما رو به اتمام است. این کاهش میل جنسی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، مثل استرس و فشارهای روحی، رژیم های غذایی، ورزش، قابلیت دسترسی و مشکلات روابطی. در اکثر مواقع این مشکلات با گذشت زمان به خودی خود حل می شوند، اما بعضی از این مشکلات اینطور نیستند.

اگر مشکل تعدد و تکرار رابطه جنسی به خاطر مشکلات موجود در خود رابطه باشد، بیشتر زوج ها سعی میکنند برای حل آن مشکل، رابطه جنسی بیشتری با هم داشته باشند، این کار می تواند یک راه حل موقتی باشد، اما قادر نخواهد بود که مشکل را به طور اساسی از بین ببرد. علاوه بر این کیفیت رابطه ی جنسی نیز کاهش خواهد داشت.

حل مشکلات

بیایید صادق باشیم—بعضی از زوج ها واقعاً سختگیر هستند و نا عادلانه در مورد یکدیگر قضاوت می کنند. اگر میل و کشش جنسی شما به میزان زیادی با میل و کشش جنسی همسرتان تفاوت دارد، بهتر است بدنبال راه حلی برای ایجاد توازن باشید

شیوه های صحیح تحریک جنسی همسر

گفتگو

خیلی تعجب می کنم وقتی می بینم که بیشتر افرادی که مشکلاتشان را برای من ایمیل میکنند یا نامه می فرستند، حتی سعی نکرده اند درمورد مشکلات جنسیشان به درستی با همسرشان صحبت کنند. خانمها در این مورد بدتر هستند و تصور میکنند که همسرشان باید خود متوجه این مسئله بشود و لازم نیست که آنها با او صحبت کنند. من واقعاً نمی دانم که همسران این خانم ها از کجا باید پی به این قضیه ببرند!

گفتگو در این زمینه فقط شامل حرف زدن نیست، باید بتوانید خوب گوش بدهید و قلباً قصد حل مشکل را داشته باشید. برای حل این مشکلات فقط کافی است همانطور باشید که برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردید، سعی کنید همانقدر مهربان، بخشنده و به طرفتان علاقه مند باشید.


کلمات کلیدی: مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
راه حل هایی برای 6 مشکل خانوادگی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

بتازگی از مرحله ماه عسل رابطه خود عبور کرده و کم کم مـشکلات و درگیریهای زندگی گریبان گیر شما می شـود. بـیـامـوزید که چگونه می توانید از مشاجرات رهایی یافتـه و مدت زمانی را تنها باشید و مهمتر ازهمه مطمئن گردید که مشکلات شما بعد از حلل و فصل دیـگر تـکرار نـخواهند شد.

1- او به شما ( بطور کامل ) اعتماد ندارد او بدگمان شـده که شـما به همه زنان اطراف خود چـشم میدوزید. چرا؟ احتمالا به این دلیل که شما حس بیـنـایـی داشته و درنتیجه جنس مخالف را مورد توجه قرار میدهید. در عوض این موضوع باعث حسادت ورزیدن وی میگردد. در حالی که ممکن است تا حدی حق داشته باشد، عمدتا در اشتباه است. بلی، شما به زنها نگاه می کنید امـا به طـور غیـر عـمـدی و مـخـتـصر. در نـهایت با برانداز نمودن زنان، سخت افزار مـغز شما دارد کاری را که از قبل برنامه ریزی شده است انجام میدهـد. ایـن به معنای تـعاقب و پیگیری آن زنان نمی باشد. همسر شما باید این مطلب را دانسته و درک نماید.

راه حل: او را به همراه دوستـان دیـگر خود به بیرون دعوت کرده و به وی نشان دهید که چشمان شـما مـتوجـه او است. یک کار موثر دیگر که به او افراطی گریش را بفهماند، انجـام بـازی " بـه نظر تو آن مرد/زن جذاب هست؟ " می باشد. به وی نشان دهید که توجه کردن به افـراد جذاب طبیعی است. با بیضرر نـمایـاندن عمل مذکور، این غریزه انسانی را تا پایین ترین حد خطرناکیش تقلیل خواهید داد.

2- نیاز بیشتری به اوقات "تنهایی" دارید بعد از گذراندن زمان قابل ملاحظه ای با یکدیگر، جـدا کردن خود از وی دشوار خواهد بود. صمیمیت و علاقه هنـوز وجـود دارد ولـی احساس میکنید که نیاز دارید زمانی را بدون او سپری نمایید.

راه حل: اوقات با او بودن را به بهترین وجه سپری کنید. فقط این نباشد که روی کاناپه نـشسته و بدلیل اینکه حوصله انجام کار دیگری را ندارید، با هم تلویزیون تماشا کنید. قـرار ملاقاتی رسمی را ترتیب دهید: او را به یک رستوران برده و سپس به یک کافه بروید. در شبهایی که برنامه ای ندارید و او پیشنهاد با هم بودن می کند، بـگویید که زمانی برای استراحت و رها شدن از استرس روزانه نیاز دارید.

هـمـچنین میتوانید او را تشویق به گذراندن وقتش با دوستان خود نموده و یا سرگرمــی جدیدی برایش فراهم کنید. این عمل بـرای شـما فـرصـتـی بـوجـود مـی آورد کـه هـنگـام مـلاقـات مـجدد او، انتظار چیز جدیدی را داشته باشید. و اگر سرگرمی جدید وی به طـور اتفاقی تماشای فوتبال باشد، دیگه چه بهتر. درسته؟

3- دائما دعوا می کنید هنگامی که اختلافات کوچک تبدیل بـه جـنگهای تمام عیار میشوند، احتمال از بین رفتن رابطه زیاد میگردد. روی کاناپه خوابیدن اصلا خوشایند نیست.

راه حل:مشاجـره را از هـمان آغاز پایان دهید: آیا موضوع واقعا ارزش بحث کردن را دارد؟ اگر دارد سعی کنید مشکل را از نقطه نظر او تحلیل کنید. فعالانه و بـا دقـت گـوش دهـید. ممکن است او به آنچه که باعث خرابی فـکـرش شـده اشـاره نـمـاید؛ ایـن اطـلاعـات را نـادیـده نپندارید. این عمل باعث خواهد شد او نیز متقابلا به صحبتهای شما گوش داده و آنها را مد نظر بگیرد.
4- در خصوص مسائل مالی اختلاف نظر دارید اگر با هم زندگی میکنید، چه کسی چه چیزی را پرداخت میکند؟ آیا وقتی برون میروید، همیشه شما صورتحساب را پرداخت میـنمایـید؟ ممکن است تصور کنید او دارد از شما استفاده می نماید. دریابید.

در طولانی مـدت سـؤالاتی از این قبیل میتواند باعث ایجاد موانعی در زندگی شما گردد و در صورتی کـه از ذهـن پـاک نشوند، گـاهی نـیز مـتاسفانه تنفر و رنجش تدریجی را در رابطه بوجود می آورند.

راه حل: یک حساب بانکی مشترک برای هزینه هایی که هر دوی شما در آنها سهیم هستید باز کنید. در غـیـر این صورت بصورت دانگی بیرون رفته و یا نوبتی صورتحساب ها را پرداخت نمایید. از هر روشی که انتخاب می کنید، از ایـن ابـزار بـرای اعـاده برخی موازنات مالی بـهـره ببرید. کار شما تنها برای یک برنامه ریزی مالی نـبـوده، بـلـکه بـرای حـفـظ و بـقـای رابطه تان نیز مفید واقع خواهد شد.

5- دیگر احساسی وجود ندارد شعله های آتشین عشق در حال فروکش کردن است و دیگر هیچیک از شما تمایلی بـه رومانتیک بودن از خود نشان نـمی دهد. اکـنـون زمان آن رسیده که زندگی جنسی خود رنگ و بویی تازه بدهید. 

راه حل:بعد ازظهری رومانتیک را در منزل خود ترتیب داده و یا اتاقی در یـک هتل خوب اجاره کنید. یک نوشیدنی خنک، چند عدد شمع روشن و یک دون ژوئن. ایــده دیگر می تواند رفتن به مسافرتهای کوتاه در آخر هفته باشد.

6- بیش از حد کار می کنید او تصور می کند که شما وقت زیادی را برای کارتان صرف مینمایـید. آیـا حق دارد؟ ماندن سـر کـار تا دیر وقت و یا کار کردن در آخر هفته ها برایتان عادی اسـت؟ اگـر هـست پـس بهتر است به خاطر حفظ رابطه تان در مورد الگوی کاری خود تجدید نظر کنید.

راه حل: بهره وری خود را در محل کارتان افزایش دهـید. بـرخی از بـعد از ظهر ها را فاکتور گرفته و وقت خود را با همسرتان بگذرانید. سعی کنید به اندازه نیازش به او توجه کنید.

جـوری بـرنـامه ریـزی نمایید که بتوانید ساعات بیشتری را در آخر هفته بـرای نهار با هم صـرف کنـیـد. اگر محل کارتان به هم نزدیک است سوار اتومبیلتان شده و او را برای نـهـار به بیرون ببرید.



مشکلات خود را حل کنید

زندگی همانند یک خیابان دو طرفه می بـاشـد. به یـاد داشـته بـاشـید اگـر شـما در برابر همسرتان فداکاری کرده و از خود گذشتگی نشان دهید،او نیز لازم است مقابله به مثل نماید و اگر نه، باید در اینکه وی همان شخص دلخواه شما است یا خیر تجدید نظر کنید.

بخاطر داشته باشید که روابط مستلزم نگهداری و مصالحه و سازش هسـتـند. هـمیشه مسائلی وجود خواهد داشت که نیاز به حل و فصل کردن دارند. اگـر ایـن پیشنهادات حل مشکلات را مورد استفاده قراردهید، احتمال اینکه بتوانید خود را از ناراحتی و آشفتگی بیرون آورید، بیشتـر خواهـد شـد. بـعلاوه از دست شنیدن نق زدنهای دائمی همسرتان نجات خواهید یافت.


کلمات کلیدی: ازدواج ،مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چگونه متوجه شویم که طرف مقابل ما فردی خودساخته است یا نه
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱  

چگونه متوجه شویم که طرف مقابل ما

فردی خودساخته است یا نه

 فرد خودساخته به معنای فردی است که درصدد واقعیت دادن به توانایی‌های خود است. یعنی کسی که قابلیت‌های خود را شناخته و برای رسیدن و کامل‌کردن آنها تمام تلاش خود را انجام می‌دهد. در متن زیر نکاتی از خصوصیات این فرد آمده است که پس از مطالعه کردن می‌توانید خود را محک بزنید.
نتیجه‌ای که به دست می‌آورید، نمایش شهودی نقاط ضعف و قدرت شما در حرکت به سمت به واقعیت کشاندن توانایی‌های فردیتان است. وقت بگذارید و به این فکر کنید که واقعا چرا در برخی خصوصیات قوی‌تر از بقیه هستید.
1- فرد خودساخته درک کارآمدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری می‌کند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایین‌ها را بپذیرد و تفاوت آن را تشخیص دهد.
2- پذیرش خود، دیگران و طبیعت: فرد خودساخته واقعیت را همان طور که هست می‌بیند و مسوولیت آن را نیز به گردن می‌گیرد.
3- فرد خودساخته در کارهای خود سادگی و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آن طور که دیگران تصور می‌کنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی می‌رسد، انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است، چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمی‌کند دیگران را آزار دهد و برای خوبی‌ها ارزش و احترام قائل است.
4- مشکل محوری: ‌فرد خودساخته کسی است که شدیدا روی مشکلات خارج از خودش تمرکز می‌کند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکلات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش می‌کند.
5- جدایی و نیاز به حریم خصوصی: با وجود همه دغدغه‌های او برای جامعه، فرد خودساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمان‌هایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق می‌شود، لذت می‌برد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمی‌بیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها به‌تنهایی کافی است.
6- خودمختاری و استقلال از فرهنگ و محیط: فرد خودساخته قادر است تصمیم بگیرد و خود کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.
7- طراوت همیشگی: فرد خودساخته از ساده‌ترین و طبیعی‌ترین چیزها احساس لذت می‌کند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست. به همین دلیل همیشه به تماشای آن می‌رود. هنوز هم از انجام بازی‌های دوران کودکی خود لذت می‌برد.
8- تجربه عارفانه، عالی‌ترین درجه: این افراد همیشه تجربیاتی دارند که باعث می‌شود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان می‌بینند و تصور می‌کنند که در یک برهه از زمان، بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.
9- حس همبستگی: آنها نسبت به همه مردم احساس دارند. از آدم‌هایی که در اطرافشان وجود دارد، آگاهند و نسبت به آنها حساسند.
10- ارتباطات میان‌فردی: چنین اشخاصی، ارتباطات میان‌فردی عمیق‌تر و شدیدتری نسبت به دیگر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوست‌داشتن دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولا دوستان کمی دارند؛ اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.
11- ساختار شخصیتی دموکراتیک: فرد خودساخته به برابری انسان‌ها معتقد است. این که هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.
12- تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد: آنها تفاوت میان راه و هدف، خوب و بد را می‌دانند و طوری تشخیص می‌دهند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران نشود.
13- حس شوخ‌طبعی فلسفی یا غیرخصومت‌آمیز: از شوخی لذت می‌برند، دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند؛ اما نه به قیمت آزار دادن دیگران. آنها با این که می‌توانند خیلی جدی باشند؛ اما افرادی خوش‌طینت به نظر می‌رسند.
14- خلاقیت: فرد خودساخته می‌تواند شدیدا خلاق باشد. خلاقیت خود را می‌تواند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیال‌پردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.
15- مقاومت در برابر فرهنگ‌پرستی، برتری هر‌فرهنگ خاص: هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و می‌تواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند؛ طوری که خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.
16- نواقص فرد خودساخته: افراد خودساخته افرادی‌اند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل افرادی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستی‌هایی دارند و همیشه چیزهای تازه‌ای برای یاد گرفتن و راه‌های تازه‌ای برای رشد وجود دارد. افراد خودساخته با این که با خود خیلی راحت هستند؛ اما هیچ وقت دست از تلاش برنمی‌دارند.


کلمات کلیدی: مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
با شکست عشقی و تلخی برهم خوردن رابطه چگونه کنار بیاییم؟
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧  

تقریباً همه ما یکبار درد برهم خوردن یک رابطه عاشقانه را در یک نقطه از زندگی تجربه کرده ایم. خیلی از افراد مجبورند که طی دوره دانشگاه با اولین شکست عشقی خود کنار بیایند. درک سختی و دردناک بودن برهم خوردن یک رابطه مهم مقدور نیست مگر اینکه خودتان هم شخصاً آنرا تجربه کنید. احساس غم و ناامیدی شدید واکنشی متداول به این اتفاق در زندگی است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد. در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:


  • انکار: باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمان شده است، خیلی سخت است. خیلی دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.
  • ناامیدی و غم: احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند. ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی سخت خواهند بود.
  • ترس: تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی کنید.
  • عصبانیت: خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.
  • مقصر کردن خود و احساس گناه: ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه کنید.
  • حسادت: ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.
  • سر در گمی: بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید. ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و مفهومی دارد.
  • آسودگی: ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها، ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.


آیا خوب می شوم؟

اگر رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی بهتر می شوید. کلیشه "گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد" در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد.

برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.

هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است. اما کارهایی هست که می توانید برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام دهید:

  • از دوستان و خانواده کمک بگیرید. حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند  که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند.
  • به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و غمگینان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.
  • برنامه روزانه داشته باشید. سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند. باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت کنید.
  • در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید. علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.
  • نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید.

کلمات کلیدی: مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش ازدواج در سلامت روان جوانان
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

ازدواج  یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد وچون برخلاف فطرت حرکت می کند، به دشواری ها و مشکلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شک ، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان ، درفراز و نشیب زندگی ، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج ، درکنار یکدیگر از آرامش ، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.
خداوند متعال در این باره می فرماید:
" و از نشانه های او این که ، همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنارآنان آرامش یابید، در میانتان موّدت و رحمت قرار داد . در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند".
رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – نیز ، ازدواج را عامل ایجاد اخلا ق نیکو د رفرد می داند و می فرماید:
" مردان وزنان بی همسر خود را به ازدواج یکدیگر درآورید ، چرا که خداوند اخلاق آنان را نیکو می سازد" .
امروزه ، پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه ، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریکا درسال 1980 نشان می دهد که بین سلامت روانی  و ازدواج ، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های نوروتیکی درمقایسه ، کمتر در آنها دیده می شود و درصد کمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده ، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد ،  سلامت  و بهداشت روانی ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است که خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری که  از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تأثیر عوامل اقتصادی در ازدواج و ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی که در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از:
1)  مسکن؛
2)  وسائل زندگی؛
3)  هزینه های رفاهی و معیشتی.
هر یک از امکانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد  که نبود یا کمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد.
نکته مهم در اینجا آن است که اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده که قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی که در یک خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یک خانواده مرفه را اقناع کند. این دختر در یک زندگی با امکانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی که در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امکانات مالی و رفاه خانواده  در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

1)  نقش مسکن در زناشویی
نخستین عاملی که در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسکن است. هر خانواده به یک واحد مسکونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترک با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسکن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یک اطاق ، مستقل زندگی کنند. بنابراین منظور از مسکن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امکان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی که وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسکن است؛ ولو یک  آپارتمان بسیار کوچک و یا  به صورت استیجاری.
بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یک خانه زندگی کنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود که در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی کنند این سنت ها یا شرایط را بشکنند  و از گام اول چنین مشکلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد.

2)  وسائل زندگی
برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله کم بودن جهیزیه پافشاری کند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع کرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود.آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است که اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد.
وسایل زندگی را می توان به دو  بخش تقسیم کرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی که جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوکس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند. دختر و پسر جوانی که در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشکلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی که درآمد کافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا که زن، خانه و کاشانه خود را ترک کند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یک عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

3)  هزینه های رفاهی و معیشتی
در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاک ازدواج را میزان درآمد  پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یک سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود که شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند.

ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین
1)  نداشتن مسکن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سکونت در محل های نامناسب.
2)  درآمد زنان که در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار کار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا که تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اکثر اوقات بین زن و مرد در هزینه کردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد.

3)  چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه کار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می کند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید.

4)  بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته.

5)  شوهرانی که به خاطر ثروت زن با وی ازدواج کرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد.

6)  رفاه طلبی بعضی زنان که بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند.

7)  زنان اسراف کاری که قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می کنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می کنند.

8)  شوهری که زیر بار هزینه های خانواده، کمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل  دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممکن است در خانه با اندک بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این که زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشکلات زندگی بیش از خانواده یک شغله است.

9)  تعادل بودجه و کنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می کند. زیاد خرج کردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت کنترل باشد. این که چه کسی این کار را انجام دهد، زن یا مرد،  به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد.

10)  مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یکدیگر.

11) در کشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یکی از موارد وابستگی آن است که چنانچه در زمان پیری از کار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع کمک دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از کار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین کند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا کم ایمان ، در قبال این کمک بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند که  همسرشان نباید از دهان بچه ها نگیرد و خرج پدر و مادر خود کند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع کردن و توجیه همسران از مشاوران و روحانیون کمک گرفته شود.

وظایف مشاوران در قبال مشکلات اقتصادی خانواده
مشاوران در قبال مشکلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند  و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی که مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است:

1)  دختر و پسری که قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یکدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسکن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد که دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد کسب کند. یکی از مواردی که دختران را به ناسازگاری می کشاند،آن است که پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امکانات معرفی کند و بعد ازدواج مشخص می شود که پسر آه در بساط ندارد.  از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی که بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذکر شوند که با تحقیق کافی در این زمینه تصمیم بگیرند.

2)  خانمی که شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن کند. او باید مشخص سازد که درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد که همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا کار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

3)  بعضی از خانواده ها اولین عاملی را که در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است که به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذکر گردند که مسائل اقتصادی نباید موجب شود که اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند.

4)  مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی که موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی که باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از:

- پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده .
- جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری.
- تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند که فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشکیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امکان هماهنگی وجود خواهد داشت.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
لزوم مشاوره ازدواج در رابطه با شغل همسر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

یکی از عواملی که مشاوران در رابطه با همسر گزینی باید مورد توجه قرار دهند، " شغل" است. دختران یا پسران در انتخاب همسر به شغل طرف مقابل اهمیت می دهند و اطلاعات لازم را در این مورد به دست می آورند.  هنگامی که پسری برای خواستگاری یا آشنایی با یک دختر به منظور ازدواج وارد عمل می شود ، نخستین چیزی که دختر در مورد او جویا خواهد شد، شغل اوست. مهمترین کمکی که مشاور در مورد شغل همسر می تواند انجام دهد ،  دادن اطلاعات لازم در مورد آن شغل و بررسی نگرش مـُراجع در رابطه با آن ، از جهت میزان درآمد مورد نظرش و ... می باشد.

دخترانی که به علت علاقه مفرط به یک شغل ممکن است تحت تأثیر آن، سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نادیده بگیرند ،  باید مورد مشاوره قرار گیرند.

در بسیاری از موارد شغل شوهر و عدم اطلاع کافی دختر، موجب ازدواجی می شود که فرجام آن رضایت بخش نیست. در این موارد مشاور باید در زمینه شغل مزبور به مراجعی که تحت تأثیر شغل مرد قرار گرفته و می خواهد با او ازدواج کند، اطلاعات کافی بدهد و به علاوه سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نیز ( به همان اندازه که شغل را مطرح می سازد) مورد توجه قرار دهد تا مراجع با بصیرت تصمیم گیری نماید.

بعضی از زنان از مشاغلی که لباس خاصی دارند ، مانند لباس نظامی نیروی هوایی، دریایی، روحانی و ... خوششان می آید و تحت تأثیر لباس مبادرت به ازدواج می نمایند. در این موارد مشاور باید آنان را به سایر عوامل مؤثر در ازدواج توجه دهد تا تصمیم گیری عجولانه ننمایند.

در مورد چنین ازدواجی مشاور باید اهمیت عاملی را که در نظر مراجع به صورت غیر واقعی او را تحت تأثیر قرار داده است، در حّد واقعی پایین بیاوردو او را متوجه سن و اخلاق و سایر عوامل مؤثر در ازدواج نماید تا عاقلانه تصمیم گیری کند.

 مردانی هستند که به طرف زنان شاغل می روند و هدفشان از این ازدواج حقوق و درآمد زن است که به زندگی آنان کمک کند. مشاور برای این قبیل مردان باید هدف از ازدواج را تبیین کند و عدم توجه به سایر عوامل و عواقب آن را مطرح نماید؛ به علاوه این موضوع را که ممکن است زن درآمد خود را در اختیار خانواده قرار ندهد با مـُراجع در میان بگذارد. در موارد زیادی مراجع در تصمیم خود تغییر می دهد؛ ولی چنانچه مسئله درآمد زن برایش مهم باشد و ازدواج سرگیرد؛ احتمال زیادی وجود دارد که نظر مرد تأمین نگردد و ناشادی بر زندگی حاکم شود.

مردان یا زنانی که به خاطر موقعیت شغلی همسر یا موقعیت شغلی پدر و همسر ، یا به خاطر رسیدن به هدف های شخصی و احساسی خود ، اقدام به ازدواج می کنند؛ زندگی را به خاطر هدف های غیر واقعی باخته اند. از جمله این موارد:

- مرد یا زنی که با یک فرد جانباز به خاطر مزایای مادی ، تحصیلی و یا اجتماعی او ازدواج می کند و وقتی به هدفش رسید دیگر همسرش برای او اعتباری ندارد.

- شخصی که به منظور استفاده از اعتبار شغلی و موقعیت اجتماعی پدر دختر با او ازدواج می کند.

- مردی که به خاطر اشتغال برای گرفتن مجوز اقامت در یک کشور با یک زن خارجی ازدواج می کند.

در این قبیل موارد مشاور باید آنان را به هدف های ازدواج و لذت بردن از زندگی زناشویی توجه دهد و با بررسی های همه جانبه با مراجعان، هدف انتخابی آنان را در جهت صواب تغییر دهد.

- مراجعانی که اظهار می دارند شغل شوهر برایشان مهم نیست؛ بلکه آنچه مهم است فرهنگ و اخلاق است. مشاور باید این گونه مُراجعان که به یک یا چند عامل مؤثر در ازدواج توجه دارند ،  به اهمیت سایر عوامل توجه دهد و آنان را با عواقب ناخوشایند نادیده گرفتن سایر عوامل مواجه سازد.

 

خانواده های دو شغله

کسانی هستند که پس از ازدواج برای کسب درآمدِ بیشتر به بیش از یک شغل رو می آورند. گاه ممکن است زن و مرد هر دو دارای دو شغل باشند؛ چون این خانواده ها بیش از حّد معمول تقّلا می کنند ، اغلب خسته اند و فرصت رسیدگی به نیازهای همسرشان را ندارند. اشتغال خانواده به بیش از یک شغل ، گاه به علت نیاز است و گاه به علت علاقه به کار یا حرص به درآمد بیشتر. در صورت اول شاید علت موجه و برای رفاه خانواده قابل توجیه باشد؛ ولی در حالت دوم به هیچ وجه اشتغال ضرورت ندارد و موجب می شود که زندگی خانواده حالت سرد و بی روح داشته باشد و چه بسا که به علل مختلف به ناسازگاری ها و ناهنجاری های دیگری نیز بیانجامد.

مشاوران باید در این گونه موارد ، مراجعان خود را متوجه این نکته سازند که تلاش معاش نباید هدف های زناشویی را  تحت الشعاع قرار دهد؛ زیرا کار و زحمت و کسب درآمد وسیله ای برای حصول به هدف های زناشویی است.

 


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی