موضوعات مطالب وبلاگ

خانواده و زناشویی

اس ام اس ها

افراد مشهور

ترفند ها و آموزش ها

وبگردی و متفرقه

این وبلاگ تنها برای آموزش مسائل زناشویی میباشد و هیچ مطلبی در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران و وبسایت پرشین بلاگ درج نمیکند. اگر مطلبی از نظر شما مورد داشت لطفا خبر دهید تا سریعا پیگیری شود. با تشکر

 
آشنایی با برخی مهارت های همسر داری
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود
 

1- شاد باشیم؛

 شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛

 اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛

 مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛

 از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛

 با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛

 داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛

 درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛

 هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛

 برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛

 آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛

 برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم

 و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛

سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم،

 محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛

 منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛

صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛

 فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛

ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛

رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛

در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛

 هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛

 از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛

 هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛

 در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛

طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛

 دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛

 فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛

 حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛

 یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛

عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم

که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛

 باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت

 قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم

 و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛

هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛

 نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛

 افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛

 زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛

 هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛

از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.


کلمات کلیدی: ازدواج ،همسرداری ،خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چه تعداد فرزند: عدد یک از همه بهتر است!
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

چه تعداد فرزند: عدد یک از همه بهتر است!

همیشه دوست داشتم دو بچّه داشته باشم. امّا خوب بعد از اینکه دختر کوچکم را به دنیا آوردم، علی رغم میل خود و اطرافیانم موقعیت بچّه دوّم فراهم نشد. واقعیت این است که به محض آوردن فرزند اوّل و هنوز در حالی که چهار دست و پا راه می رود، دیگران با لبخندی مضحک و طعنه دار می گویند: "پس کی دوّمی را می آورید؟!"

جالب اینکه حتّی وقتی دخترم "پریا" را باردار بودم، خیلی ها می گفتند: "چه خوب می شد اگر دو قلو بود!".

همیشه پدر و مادرهایی که چند فرزند دارند، طوری با من رفتار می کنند مثل اینکه چیزی کم دارم! وقتی می گویم:"پریا تنها عزیز منه"، با افسوس به من نگاه می کنند، انگار که هر زنی به محض آوردن بچّه اوّل، وظیفه دارد دوّمی را هم پشت سر آن بیاورد.

من که این عقیده را اصلاً قبول ندارم.

وقتی مادرم بعد از 28 ساعت درد، بالاخره زایمان کرد، پدرم به او نگاهی کرد و گفت، باید بعدی را هم بیاوریم! در حالی که خود من وقتی بعد از تنها نیم ساعت دخترم را به دنیا آوردم، تنها دوست داشتم تا آخر عمر کودکم را در آغوش بگیرم و بخوابم!

من نه تنها فرزند خود، بلکه همه بچّه ها را دوست دارم، عاشق بوی آنها هستم، وقتی پودر بچّه به پریا می زنم، فقط می خواهم آن را بو کنم، حتّی قبل از بچّه دار شدنم، در یک پانسیون کودکان، برای آنها قصّه می خواندم. امّا همه این علاقه و عشق به کودکان با اینکه چندین بچّه بیاوری دو مقوله متفاوت است. خوشبختانه هم من و هم شوهرم، هردو تنها یک فرزند می خواهیم و از اینکه این موجود کوچک دوست داشتنی با آن موهای فرفری و دستهای کوچک را در آغوش می گیریم خوشحالیم.

این در حالیست که تمامی همکاران من نیز از داشتن بچّه ی زیاد خودداری می کنند، چرا که شغل آنها مثل من کمی سخت است، من شبها برای رادیو و تلویزیون قصّه شب می گویم. تمام این مدّت و روزهای بعد را تنها با حسّ زیبای قلبیم نسبت به پریا زندگی می کنم و این از نظر من کافیست!

شاید فکر کنید کمی خودخواه و یک دنده هستم. شاید هم شما حقّ دارید. درست است من در دنیای خود و پریا غرق هستم.

بله، من با یک بچّه، می توانم از خوابی کافی و سلامتی کامل برخوردار باشم، به طوری که در یک رستوران بعد از اینکه برای پریا همبرگری را تکّه تکّه می کنم و به آن می دهم، بعد از آن خود می توانم از خوردن غذای دلخواهم لذّت ببرم و یا حتّی یک قهوه!

لحظات زندگی مال من است و وقتی با تنها فرزند خود در خانه بازی می کنم، دیگر لازم نیست بچّه های دیگر نیز از سر و کول من بالا بروند. آن وقت بود که احساس می کردم یک پرستار کودک هستم تا مادر.

به جای اینکه وقتی برای چند فرزند بگذارم، می توانم تنها با پریای کوچکم حتّی یکی دوساعت پازل بازی می کنم. آنقدر وقت دارم که به او اجازه دهم کاملاً به روی چیدن قطعات فکر کند تا بالاخره آن را بسازد.

قبلاً شاید از اینکه مردم می گفتند: "پریا تنهاست، تو باید یک برادر یا خواهر برایش بیاوری، بعداً پشیمان می شوی و افسوس می خوری"، احساس گناه می کردم. امّا حالا لبخندی می زنم و اعتنایی نمی کنم.

اگر داشتن خواهر و برادر، برای اجتماعی شدن اوست، من و شوهرم به پریا، احترام، روابط اجتماعی و تعامل را یاد می دهیم، بله، من و پدرش به امید روز ازدواج او زنده هستم تا ثمره ی زندگیمان را ببینیم.

در مقابل سوال دیگران که می گویند:"اگر در اثر حادثه ای همین یک فرزند را در آخر عمر از دست بدهید چه می کنید؟" و من جواب می دهم:"اصلاً ترجیح می دهم به این موضوع فکر نکنم، هر چه قسمت باشد!" شاید قبلاً در مقابل این مهملات، عصبانی می شدم، امّا حالا دیگر برای هر چه پاسخی دارم.

وقتی آنها اصرار به داشتن برادر یا خواهر برای پریا می کنند، به یاد برادر خودم می افتم که درست است که او را دوست دارم و حتّی زمانی عاشقش بودم، امّا حالا، آنقدر زندگی ها سخت است که دیگر وقت به هم رسیدن را هم نداریم.

امّا خوب حقیقت این است که در یک برهه از زمان از درون نگران چیزی بودم، بله! اینکه روزی بلایی سر پریا بیاید و من از ناراحتی آن دق کنم!  و دقیقاً این اتّفاق چند باری به من دست داد و مرا تهدید کرد، وقتی پریا از شدّت ناتوانی و ضعف و تب در بغلم ناله می کرد و شوهرم به سختی رانندگی می کرد تا او را به اوّلین مرکز درمانی برسانیم و یا وقتی بارها و بارها موضوعاتی را در مورد نوجوانانی که به علل مختلف همچون تصادف و ... جان خود را از دست داده اند خواندم و نوشتم. بله در آن زمان وقتی شوهرم خواست عمل وازکتومی (عمل پیشگیری از بارداری در مردها) را انجام دهد، مانع از این کار شدم، حتّی همسرم نیز از این کار من یکّه خورد و باور نمی کرد علی رغم توافق هر دوی ما بر یک بچّه، آن همسر سمج و یکدنده اش دوباره بخواهد بچّه دار شود ، روزی به خود آمدم که شاید واقعاً نتوانم با یک بچّه سر کنم، امّا بعد از گذشت چند سال، دوباره روحیه خود را بازیافتم،

بله، وقتی همسرم در سی سالگی عمرش تقاضای وازکتومی کرد، من آن را قبول کردم و حالا با تنها فرزند خود، پریا تا آخر عمر با همسرم زندگی خوشی دارم و از این بابت خوشحالم، این همان چیزی بود که از اوّل می خواستم.


کلمات کلیدی: خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
یک دلیل جالب برای گرایش جوانان به همجنسگرایی
ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

یک دلیل جالب برای گرایش جوانان به همجنسگرایی

اخیراً یکی از موسسات جامعه شناسی و مشاوره خانواده در امریکا نتایج تحقیقات خود را در مورد علل گرایش جوانان به همجنسگرایی و عدم تمایل آنها به ازدواج منتشر کرده و به نتایج جالبی دست یافته که به طرح یکی از آنها میپردازیم.

این موسسه با طرح پرسش از 2000 دختر و پسر که تمایلات همجنس گرایانه داشتند و یا تمایلی به ازدواج در خود نمیدیدند دریافت که اینگونه ناملایمات رفتاری جوانان جامعه میتواند ریشه در گذشته و شرایط محیطی و نیز نحوه رفتار والدین با آنها داشته باشد.

30 درصد از پسران و 25 درصد از دختران ابراز میداشتند که در دوران کودکی و نوجوانی تحت تاثیر رفتار سوء والدین نسبت به خود بوده اند. از جمله از این رفتارهای نامناسب میتوان به عدم ابراز محبت کافی، کودک آزاری، تنبیه بدنی، تبعیض بین فرزندان، عدم توجه، مقایسه تحقیر آمیز با کودکان دیگر و ناهنجاریهای گفتاری مثل دشنام گویی  اشاره کرد.

یکی از پسران از نحوه رفتار مادرش در دوران کودکی شکایت میکرد. وی میگفت مادرش بسیار به او دشنام میداد و هیچگاه محبت نمیکرد و همیشه با رفتار ناپسندش موجب تحقیر و سرخوردگی او می شد. ولی در عوض پدرش با محبت های بسیار باعث شده بود تا وی از لحاظ عاطفی به پدرش گرایش پیدا کند. به مرور زمان این پسر نسبت به  زنان ذهنیتی کینه جو و بد پیدا کرد به نحوی که به سختی میتوانست با جنس مخالف خود ارتباط عاطفی برقرار کند و هیچ علاقه ای نیز برای این کار در خود نمی دید. همیشه کناره گیری میکرد و سعی مینمود بیشتر وقتش را با دوستان پسر خود بگذراند. همین امر موجب شد گرایشات جنسی نامتعارفی نسبت به همجنسانش پیدا کند.

یکی از دختران نیز که به دلیل رفتارهای ناپسند پدرش و محدودیت های شدیدی که وی در دوران کودکی و نوجوانی برای او قائل شده بود، تمایلات همجنسگرایانه پیدا کرده بود، اینطور بیان میکرد که سوء رفتار و گفتار پدرش و برخوردهای زشت و غیر انسانی او، حس تنفر و انزجار را نسبت به مردان در وی ایجاد و تقویت کرد به نحوی که دیگر حاظر نبود با هیچ جنس مذکری در ارتباط باشد و از همگی آنها فراری بود و دوری میکرد. اعتمادش را به کل از دست داده بود و همه مردان را مانند پدرش فرض میکرد که توان ابراز هیچگونه محبتی به وی را ندارند. او نیز به مرور زمان به همجنس خود تمایل پیدا کرد.

در بین افرادی که ازدواج نکرده بودند نیز این گونه سوء رفتارهای والدین مشهود بود. نکته شایان توجه این است که به غیر از سوء رفتار نسبت به کودکان، سوء رفتار والدین نسبت به یکدیگر نیز یکی از موارد مشترک بین اینگونه جوانان بود.

یکی از این افراد اظهار مینمود که در دوران کودکی شاهد مشاجرات مداوم و پایان ناپذیر پدر و مادرش بوده که تاثیرات جبران ناپزیری در آینده وی برجای گذاشته است. او میگفت هیچ گاه ندیده که پدر و مادرش به هم ابراز علاقه کنند و یا کلام محبت آمیزی به هم بگویند. تنها چیزی که به خاطر داشت دشنام گویی آنها به یکدیگر، زد و خوردهای فیزیکی و دیگر ناملایمات بود. حتی پدر و مادرش از زمان کودکی وی تا بحال شبها جدای از هم میخوابند و هیچ رابطه عاطفی بین آنها مشاهده نمیکرد. همین امر باعث شده بود او نیز تمایلی به ازدواج نداشته باشد چون فکر میکرد ممکن است سرنوشت خودش نیز مانند والدینش شود.

کودکان در سنین پایین به شدت تحت تاثیر رفتارهای والدین خود هستند و این رفتارها میتواند در آینده فرزندان نقش بسزایی ایفا نماید. والدین باید با ابراز محبت به یکدیگر و به فرزندان خود به آنها عشق ورزیدن و محبت کردن را بیاموزند و از رفتارهایی نظیر کم محبتی، بی توجهی، تمسخر فرزندان، مقایسه با کودکان دیگر، ایجاد محدودیت غیر منطقی، تبعیض بین فرزندان و هرگونه ناهنجاریهای رفتاری جداً بپرهیزند چراکه اینگونه ممکن است آینده و مسیر زندگی فرزندان خود را به کلی تباه و نابود سازند تا جایی که در برخی از موارد راه برگشت و جبران نخواهند داشت.

کودکانی که در سنین پایین از کمبود محبت والدین رنج میبرند و یا والدین آنها به یکدیگر محبت نمیکنند و احترام نمیگذارند، قطعا در جوانی راه افراط و تفریط پیش خواهند گرفت و از سلامت روان مناسبی برخوردار نخواهند شد. لازمه یک جامعه سالم و شاداب، وجود سلامت رفتار و اندیشه است و این نیز جز در سایه خانواده های سالم و هوشیار تحقق نخواهد یافت.


کلمات کلیدی: جوانان ،خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
شوهرم وظائف خود را انجام نمی دهد
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

شوهرم وظائف خود را انجام نمی دهد

با سلام خدمت کارشناس محترم

من و شوهرم طی دوره رزیدنتی پزشکی او ازدواج کردیم. چون می دانستم که محدودیت زمانی او خیلی بیشتر از من است، بیشتر وظائف خانه مثل هزینه ها را من برعهده گرفتم همینطور مراقبت از پسرمان را بعد از به دنیا آمدنش.

الان همه آموزش هایش تمام شده اما اصلاً نشان نمی دهد که می خواهد گوشه ای از این وظائف را هم  او بر دوش بگیرد. البته می دانم که خانواده اش کار را برای مرد خیلی مهمتر از خانواده می دانند. اما من چطور می توانم به او بفهمانم که خانه و فرزندش باید اولویت بالاتری برایش داشته باشد؟ سعی کردم در مناسبت های مختلف این مسئله را با او در میان بگذارم اما همیشه یک کار دیگر بود که باید انجام می داد (امتحان، تحقیق و ...) و به من می گفت که باز هم صبرکنم. می ترسم هیچوقت زمانی نرسد که همه چیز به طور مساوی بین ما تقسیم شود. چطور می توانم از ایجاد خشم و کینه در خودم جلوگیری کنم؟

یک نمونه از این مسئله این است: هیچوقت تا حالا نصف شب برای رسیدگی به بچه بیدار نشده است، حتی روزهای تعطیل که فردای آن سر کار نمی رود. وقتی نصف شب بچه گریه می کند صبر می کند من بیدار شوم یا سر من داد می زند که بیدار شوم و به بچه رسیدگی کنم.

در جستجوی عدالت

در جستجوی عدالت عزیز

شما دو سوال مطرح کردید:

1. اینکه چطور می توانید به او بفهمانید این خانه و زندگی و بچه باید در اولویت بالاتری برای او باشد؟

2. چطور می توانید از بروز خشم و نفرت علیه همسرتان جلوگیری کنید؟

در مورد سوال یک روشی وجود دارد که از طریق آن می توانید او را قانع کنید سهم خود را از وظائف خانه بر عهده گیرد. شما احساس ناامیدی می کنید. دوست دارید او هم مثل شما فکر کند و رفتار کند و خانواده اش برایش در درجه اول اهمیت باشد. اگر او تغییر نکند آنوقت از او متنفر می شوید. واقعیت مایوس کننده این است که تازمانیکه اصرار دارید او باید تغییر کند، تغییر نخواهد کرد. نه شما و نه من توانایی تبدیل کردن همسر شما به یک شوهر و پدر مسئول را نداریم. اگر اصرار کنید او مقاومت خواهد کرد و شما باز اصرار خواهید کرد. این را فیزیک زناشویی فرص کنید: برای هر تقاضای اجباری یک نیروی مقاوم بر خلاف آن وجود دارد.

احتمالاً این حرف ناامیدتان کرده است. شما برای ما نامه نوشته اید که کمی امیدوارتان کنیم اما ما برعکس یک واقعیت بدبینانه را مطرح کردیم. من به شما می گویم که شما نمی توانید همسرتان را تغییر دهید و الان احتمالاً با خود فکر می کنید که اگر تغییر نکند دیگر زندگیتان تمام شده است. خوب، قبل از اینکه امیدتان را به طو کامل از دست بدهید، اجازه بدهید یک قانون زناشویی دیگر را ذکر کنم: اصل رشد ابدی: خود را تغییر دهید و دیگری هم ممکن است تغییر کند.

شما به طور ناخودآگاه سعی کرده اید این اصل را پیاده کنید. می پرسید: چطور می توانم از بروز خشم و تنفر نسبت به همسرم جلوگیری کنم؟ من دو سوال دیگر می شنوم: آیا صرفنظر از اینکه شوهرم چه می کند یا نمی کند، آزادم آنطور که می خواهم فکر کنم، احساس کنم و انتخاب کنم؟ اگر پاسخ به سوال اول منفی است و به سوال دوم مثبت، آنوقت تنفر یا ناامیدی تنها انتخاب شما خواهد بود.

اما می دانید که آزادیتان بیشتر از این است. چرا؟ چون نپرسیدید: آیا ممکن است دست از خشمگین بودن بردارم؟ درعوض یک سوال تکنیکی پرسیدید، چطور می توانم از بروز آن جلوگیری کنم؟ این سوال به طور خودکار این تصور را به وجود می آورد که با اطلاعات و راهنمایی درست می توانید یاد بگیرید احساساتتان را کنترل کنید.

خوب اجازه بدهید حالا برویم سراغ آنچه در حیطه مسئولیت و کنترل شماست.

1. کنترل خود: شما الان آزرده خاطر و عصبانی هستید. چرا نباید باشید؟ همه کارهای خانه و مراقبت از بچه روی دوش ما افتاده است. این منصفانه نیست. وقتی او رزیدنت بیمارستان بود خودتان با میل  و علاقه مسئولیت بیشتر را بر عهده گرفتید چون می خواستید به او کمک کنید. این زیباترین کاری است که زنی می تواند انجام دهد. اما عدالت کجاست؟

فکر میکنم این عصبانیت شما هیچ انتهایی ندارد. هیچ چیز نمی تواند بیشتر از این عصبانی کند که کسی از شما سوءاستفاده کند. اما مشکل شما این است که دنبال عدالت و انصاف هستید و آنچه نیاز دارید کمی حس همکاری است. به نظر من شما اینطور با شوهرتان برخورد می کنید که انگار او چیزی به شما مدیون است. نتیجه این می شود، "نه من مدیون نیستم و هیچ کاری نمی کنم".

باید تصمیم بگیرید که می خواهید حق با شما باشد یا روی طرفتان تاثیر بگذارید. در ازدواج حق با شما بودن یعنی اینکه دعوا را برنده شوید و رابطه تان را از دست بدهید. پس کنترلتان را به دست آورید و سعی کنید موثر باشید. با حس همکاری با شوهرتان برخورد کنید. تصور کنید که او قابلیت این را دارد که یک پدر و شوهر توانا باشد. از او نظرش را درمورد مسائل مربوط به بچه و هزینه های خانه بپرسید. از او دعوت کنید که برای حل مشکلات خانواده با شما همفکری کند و اگر اینکار را کرد قدردانی کنید. وقتی بفهمد که چقدر خسته شده اید ممکن است کسی را استخدام کند که در کارهای خانه و بچه به شما کمک کند.

یک چیز مسلم است و آن اینکه تا زمانیکه با روحیه عصبانیت و سرزنش با شوهرتان برخورد می کنید هیچوقت حس همکاری او را ترغیب نخواهید کرد. پس خود را کنترل کنید تا بتوانید روی او تاثیر بگذارید.

2. پذیرش: یاد بگیرید این واقعیت را قبول کنید که اولویت های شوهر شما با شما متفاوت است. آیا این یعنی باید خوشحال باشید که کار او برایش مهمتر از خانه و خانواده اش است؟ مسلماً نه. پذیرش یعنی اینکه چیزی که قادر به تغییر آن نیستید را قبول کنید. این فرایندی دردناک است. باید تمام امیدها و آرزوهایی که درمورد ازدواجتان و زندگی خانوادگیتان داشتید را دور بریزید و فراموش کنید. رویاهای او خانه و بچه و همسری دوست داشتنی نیست. هدف او این است که پزشکی موفق شود. همانطور که گفتید، او از خانواده اش یاد گرفته که کار برایش باید مهمتر از خانواده باشد.

3. انتخاب: پذیرش به انتخاب می انجامد. وقتی با واقعیت کنار آمدید، خیلی سریع یاد می گیرید که چه انتخاب هایی پیش روی دارید. مثلاً، بدون سرزنش کردن یا تقاضای تغییر او می توانید برای همسرتان مشخص کنید که آنچه شما و خود او از زندگی می خواهید کاملاً متفاوت است. این تفاوت های آشکار برای شما خیلی دردناک است. می توانید به او بگویید که دوستش دارید و می خواهید با او بمانید اما این وضع زندگی برایتان قابل قبول نیست. می توانید به او پیشنهاد مشاوره خانوادگی را بدهید تا بتوانید با تفاوت هایتان کنار بیایید.

هر انتخابی عواقب منطقی خود را به همراه دارد. اگر او تصمیم بگیرد که روی کارش تمرکز کند حتی اگر به قیمت از دست دادن خانواده اش باشد آنوقت نباید تعجب کند که همسر و فرزندش با او مثل غریبه ها رفتار کنند. حتی ممکن است تصمیم بگیرید که از او طلاق بگیرید. مجبور نیستید با مردی زندگی کنید که نمی تواند تعهدی به خانواده خود داشته باشد.

من نمی دانم چه تصمیمی خواهید گرفت. احتمالاً همان روش قبلتان را ادامه می دهید تا او را متقاعد کنید باید تغییر کند تا به جایی می رسید که می فهمید تنها تغییری که انجام شده این است که خودتان را به فردی عصبانی و پرخاشگر تبدیل کرده اید.

یا شاید هم یاد بگیرید دست از عصبانیت و سرزنش بردارید و به این شناخت برسید که می توانید انتخاب کنید. آخرین توصیه ای که برایتان دارم این است که دست از دنبال کردن شوهرتان و یکسره در گوش او خواندن که مثل شما باشد بردارید. سعی کنید  روی خودتان کار کنید و آنوقت شوهرتان می بیند که چه چیز را از دست داده بود.

با آرزوی موفقیت شما

دکتر رستگار


کلمات کلیدی: خانواده ،مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
10 نکته مفید برای نام گذاری فرزندان
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٥  

10 نکته مفید برای نام گذاری فرزندان

انتخاب اسم برای فرزندتان یکی از هیجان انگیزتین فعالیت ها قبل از تولد نوزاد است. از این گذشته یکی از مهمترین تصمیمات شما هم هست. عوامل زیادی در این تصمیم نقش دارند. در ان مقاله به 10 نکته که می تواند برای انتخاب اسم فرزندتان کمکتان کند اشاره می کنیم.

1)      اسمی که انتخاب می کنید باید یک مفهوم ذهنی مثبت با خود شما داشته باشد. همچنین باید پرمفهوم باشد. اسم اولین تاثیر هر فرد روی مخاطب است. باید به این فکر کنید که فرزندتان این اسم را نه فقط در کودکی و در زمین بازی بلکه در بزرگسالی هم استفاده خواهد کرد.

2)      ریتم و آهنگ اسم کوچک باید با نام خانوادگی بخواند. به طور کلی، تعداد سیلاب های اسم کوچک نباید به اندازه تعداد سیلاب های نام خانوادگی باشد. برای اینکه ببینید اسمی که انتخاب می کنید با نام خانوادگی فرزندتان هم خوانی دارد، نام و نام خانوادگی را چندین بار پشت هم تکرار کنید.

3)      چند حرف اول اسم نباید ناخوشایند باشد.

4)      تلفظ اسم را به دقت چک کنید. اگر از یک تلفظ غیرمعمول استفاده کنید، آنوقت فرزندتان باید تا آخر عمر تلفظ شما را درست کند.

5)      نام یکی از دوستان و افراد خانواده که برایتان قابل احترام است را انتخاب کنید.

6)      برای خلق یک اسم جدید چند اسم را با هم ترکیب کنید. می توانید با کنار هم گذاشتن دو اسم یک اسم جدید خلق کنید.

7)      نام های مستعار یا اسم های خودمانی که با آن اسم ساخته می شود را پیدا کنید. ممکن است دوست داشته باشید اسمی انتخاب کنید که نام های مستعار زیادی از روی آن ساخته شود.  این باعث می شود فرزندتان وقتی بزرگتر شد، کنترل بیشتری روی اسم خود پیدا کند.

8)      اسم را تمرین کنید و ببینید چه حسی به شما می دهد. یکی از دوستان نزدیکتان را بارها به طرق مختلف با این اسم صدا کنید. در آینده مجبور خواهید بود هزاران هزار بار این اسم را به صورت های مختلف صدا کنید، با زمزمه وقتی بچه خواب است یا با فریاد وقتی او را برای شام صدا می کنید.

9)      اسم های دو قسمتی فرصت خوبی برای شماست. می توانید اسم یکی از بزرگان را برای احترام با اسم دلخواه خودتان ترکیب کنید. یا اگر با همسرتان توافق ندارید هر دو اسم مورد علاقه تان را در صورت امکان به هم بچسبانید.

10)   از افزونگی حروف بین اسم ها خودداری کنید. گاهی اوقات وقتی نام کوچک و نام خانوادگی با یک حرف شروع می شوند با هم همخوانی پیدا نمی کنند. یا اگر نام خانوادگی باحرف صدادار تمام می شود، نام کوچک نباید اینطور باشد. همینطور حرف آخر اسم کوچک نباید با حرف اول نام خانوادگی یکسان باشد یا همخوانی نداشته باشد.

منابع زیادی برای انتخاب اسم وجود دارد، هم به صورت کتاب و هم به صورت برنامه های کامپیوتری. می توانید اسم فرزندتان را از اسم افراد معروف انتخاب کنید. قرآن هم منبع خیلی خوبی برای انتخاب اسم است.

نکته آخر: اگر اسمی که انتخاب کرده اید با نکته هایی که در بالا ذکر کردیم تناقض دارد اما به هر حال آن را دوست دارید، هیچ اشکالی ندارد. همان اسم را انتخاب کنید. یادتان باشد مهمترین مسئله این است که خودتان آن اسم را دوست داشته باشید.


کلمات کلیدی: خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
5 جمله ای که دختران مجرد دوست ندارند بشنوند
ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

با گفتن این جمله به نظر می رسد که روی تلاش و کوشش یک دختر قضاوت می کنید. بهتر است که یک دختر مجرد را تشویق کنید تا بیشتر تلاش کند  


1- شاید زیاد تلاش نمی کنی
با گفتن این جمله به نظر می رسد که روی تلاش و کوشش یک دختر قضاوت می کنید. بهتر است که یک دختر مجرد را تشویق کنید تا بیشتر تلاش کندتا به اهداف خودبرسد .اگر کسی را در انجام کاری ناکام دیدید سرزنش کردن اصلا روش خوبی به نطر نمیرسد . سعی کنید طوری رفتار کنید که او هم تحت فشار قرار نگیرد و از نصایح شما دلخور نشود .

2- زیاد آرایش کردی!
با گفتن این جمله به شخصیت او، آسیب می رسانید. سعی کنید انتقاد خود را با زبان بهتری به زبان آورید.
در نظر اشته باشید یک دختر، دوست دارد پوشش و آرایشش جذاب و زیبا باشد تا دیگران را به سمت خودش جذب کند.

3- برگرد همانجایی که بودی
این جمله، پیامی را به سمت مجردها می فرستد به این معنی که آنها نمی توانند زندگی خوبی داشته باشند و از آن لذت ببرند و آزادی از آنها گرفته شده است.
برای مجردها، پنهان شدن در خانه مثل مخفی شدن دوران جنینی شان در شکم مادر معنای خوشایندی ندارد. اغلب آنها دوست دارند شاغل باشند، با دوستانشان گردش بروند و در نهایت بیشتر وقت شان را با دوستانشان سپری کنند.

4- خیلی عیب جو هستی
این جمله به این معنی است که دیگر وقت زیادی برای انتخاب همسر آینده ات نداری، وقت تو تمام شده، دیگر وقت انتخاب کردن و رفتن به خانه بخت است.

5- توقعت را کم کن
این جمله اینطور تفسیر می شود که تو زیاد از خواستگارهایت سوال می پرسی، ایرادگیر هستی، خودسری.مجردها این جمله را اینطور معنی می کنند که باید سطح توقعشان را پایین بیاورند تا خواستگارهای دست پایینشان را هم جذب کنند و آنها را بپسندند.
به دخترهای مجرد پیشنهاد می کنیم که گول خواستگارهایی که ازنظرشان نامطئن و مشکوک هستند و خودشان را خوب و مثبت معرفی می کنند نخورند. زیرا تا کِی آنها می خواهند اخلاق و رفتار واقعی شان را از شما پنهان کنند و ماسک خوبی را به صورتشان بزنند؟

کلمات کلیدی: خانواده ،تربیت فرزندان

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
صمیمی ترین مکان دنیا
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

10 روش برای داشتن محیطی آرام در خانواده

با تدبیر و تدبر مى توان محیط خانواده را صمیمى کرد . و محیط خانه را به دلنشین ترین جا برای همه ی افراد خانواده تبدیل کرد. می توان کاری کرد تا فرزندان درد دل هایشان را با والدین مطرح کنند و حرف هایشان را بزنند واگر چیزى مى خواهند ، از والدین بخواهند. 

گاهى مى شنویم که پدرى با پسر جوانش ‍ دوست است یا با او به مسافرت مى رود، راه مى رود و درد دل مى کند؛ اما گاهى رابطه ها تشریفاتى است . احوالى پرسیده مى شود و به سلام و علیکى قانع هستند؛ یعنى آن قدر فاصله زیاد است که حرفى براى گفتن ندارند و صمیمیت وجود ندارد. 

براى ایجاد محیطى آرام و صمیمى اصول زیر مى تواند کارگشا باشد:

1. وجود صمیمت بین پدر و مادر 
اگر مى خواهیم فرزندان با ما صمیمى بوده ، همکارى و اطاعت داشته باشند باید خودمان با هم صمیمى باشیم .

 عمل صمیمانه اعضاى خانواده مى تواند راه و جهت صحیح را به فرزندان منتقل کند. حضرت على (علیه السلام ) مى فرمایند:

مردم را با غیر زبانتان - عملا - به خوبى ها دعوت نمایید. (1)

2.هوشیارى و دقت و حسابگرى 

اگر فرزند احساس کند اولیایش انسان هاى هوشیار و مشکل گشایى هستند ، در آن ها ایجاد صمیمیت و اعتماد مى شود. اگر خانواده ساده لوح ، ضعیف و غیر هوشیار باشد ، فرزندان احساس صمیمیت نمى کنند ، موضع گیرى مى کنند و کار خودشان را انجام خواهند داد.

3. رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى  

باید فرزندان خاطره ی خوبى از رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى والدین داشته باشند و احساس کنند که والدینشان راستگو ، عادل و رستگارند.

4. برخورد منطقى با خطاهاى فرزندان 
نباید با دیدن کوچک ترین تخلف فرزند ، عکس العمل شدید نشان داد. برخورد منطقى با خطاها و لغزش فرزندان از اصول مهم ایجاد صمیمیت است.

5. بها دادن به نقاط قوت فرزندان 

امتیاز دادن و تشویق کردن فرزندان در برابر کارهاى مثبت ، نقش ارزنده اى در ایجاد صمیمیت دارد.

6. ایجاد محیطى صمیمانه براى بحث و گفتگو 

انسان باید وقت کافى در اختیار فرزندان بگذارد، براى آن ها قصه و داستان بگوید ، موضوعى را طرح و پیرامون آن به بحث و گفتگو بپردازد. موقع صحبت کردن فرزند ، کاملا گوش دهد ، به او نگاه کند و لبخند بزند و به بحث و بررسى موضوع بپردازد.

7. نظرخواهى از فرزندان در امور خانواده 

این روش براى پرورش شخصیت فرزندان بسیار سازنده است ؛ زیرا ایشان نیز داراى فکر و عقیده اند و دوست دارند در خانواده با آن ها مشورت شود که اگر به این مهم توجه شود به تدریج آن ها نیز در هنگام مشکلات شخصى ، براى مشورت به سراغ خانواده مى آیند و به سوى غریبه ها و بیگانگان نخواهند رفت .

8. ایجاد محیط همکارى و تقسیم مسئولیت  

کارها را باید خیلى منطقى و عادلانه تقسیم کرد. اگر تقسیم کار نباشد و بى حساب عمل شود گاهى غیر عادلانه کارى به یکى از فرزندان تحمیل مى شود و نتایج بدى را به بار مى آورد.

 

9. رعایت عدالت در بین فرزندان 

اگر مى خواهیم فرزندانى وفادار و صمیمى داشته باشیم . باید با آن ها رفتار عادلانه داشته باشیم .

10. ایجاد جهان بینى مشترک بین افراد خانواده 

ما کتاب هایى خوانده ایم ، مطالبى شنیده ایم ، جلساتى رفته ایم که فرزندان ما با آن ها آشنا نیستند. آنان کتاب هاى دیگرى مى خوانند، جلسات دیگرى مى روند و تلقى و برداشت هاى ما با هم متفاوت مى شود. در نتیجه ، رفته رفته فاصله ما با آنان بیشتر مى شود. باید به همدیگر نزدیک شویم با به تدریج به جهان بینى مشترکى دست پیدا کنیم . (2)

تبیان


کلمات کلیدی: خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
خانواده و پیشگیری از آسیب های اجتماعی
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

امروزه آسیب های اجتماعی  به عنوان یک تهدید جدی سلامت کودکان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشینی، پیدایش جامعه توده وار یا گسترده، برخورد و تضاد میان هنجارها، از هم پاشیدگی روابط متقابل بین افراد، تأثیر گروه همسال و... توجه به آسیب های اجتماعی را امری اجتناب ناپذیر ساخته است. اگرچه آسیب های اجتماعی می تواند بسیار گسترده باشد لیکن می توان مسائلی از قبیل اعتیاد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزوای اجتماعی، ناهنجاری های رفتاری، سرقت و کودک آزاری را از جمله نتایج آسیب های اجتماعی عصر حاضر تلقی کرد.
در این بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی و نقش خانواده در پیشگیری از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

عوامل مؤثر در ایجاد آسیب های اجتماعی
مطالعات انجام شده در ارتباط با آسیب های اجتماعی، عوامل زیر را منشاء بسیاری از انحرافات اجتماعی قلمداد نموده اند. در این بخش هر یک از عوامل به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.

1)  نابرابری های اقتصادی و اجتماعی: اختلافات طبقاتی هر جامعه، افراد را در موقعیت هایی قرار می دهند که نمی توانند نقش های اجتماعی مناسب خود را بیابند و موجب اختلاف در هنجارهای اجتماعی می شود. در نتیجه، ستیزه هنجارهای اجتماعی، تفاوت معیارها را به وجود می آورد و عدم تعهد به معیارها و تردید در اصالت آنها، عدم پایبندی به قوانین را ایجاد می کند که این به نوبه خود تضادهای اجتماعی را افزایش می دهد. درون این تضاد، کشش به سمت انحرافات اجتماعی وجود دارد.

2) رفاه اقتصادی خانواده: در خانواده هایی که رفاه و درآمد اقتصادی زیاد است، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر می گردد. ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به سوی انحرافات اجتماعی است. امروزه والدین و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با یکدیگر تماس و ارتباط کمتری دارند و از طرف دیگر افرادی که درآمد بیشتر از حد دارند، موقعیت و زمینه مساعدتری برای تفریحات متنوع در داخل و یا خارج از کشور را دارند و بدیهی است که این قبیل امکانات برای مصرف و فروش مواد مخدر زمینه بسیار مساعدی است.

3) فقر مادی خانواده: در مطالعات علمی نشان داده شده است که فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعی است. از آن جایی که بیشتر مجرمین، معتادین به مواد مخدر و الکل، مبتلایان به امراض روانی و اشخاصی که اقدام به خودکشی می نمایند، از طبقات پایین اجتماعی بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقی یاد شده است. ارتکاب جرائم طبقات فقیر از شکافی که بین خواسته های جوانان آن طبقه با آن چه که در دسترس آنهاست، سرچشمه می گیرد. عمده ترین علت انحرافات اخلاقی طبقه فقیر نتیجه فشارهای حاصله از شکست در رسیدن به هدف های معین است.

4) بیکاری: بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی است. افراد بیکار بیشترین اوقات خود را در اماکن عمومی از جمله پارک ها می گذرانند و این گونه اماکن، بهترین و مناسبت ترین مکان برای کشش به سمت انحرافات اجتماعی از جمله اعتیاد  است.

5) رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی: اگر در جامعه ای رشد صنعت به سرعت افزایش یابد و درآمد ناشی از آن صنعت به طور عادلانه توزیع نگردد، امکان وقوع سه اتفاق وجود دارد:
اولاً کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور می شوند ساعات بیشتری را به کار مشغول شوند و این به نوبه خود موجب خستگی جسمی و روحی در افراد می شود.
اگر در آن جامعه برای تفریح و گذراندن اوقات بیکاری مردم از طرف دولت برای استفاده از اوقات فراغت، برنامه ریزی های اجتماعی نشده باشد، زمینه مساعدی برای گرایش به انحرافات اجتماعی فراهم می شود.
ثانیاً مشکل ترافیک در شهرهای بزرگ منجر به خستگی ناشی از کار در افراد شده در نتیجه والدین قدرت تربیت و سرپرستی فرزندانشان را نخواهند داشت و بی توجهی نسبت به پرورش کودکان و نوجوانان به گرایش آنان به سمت انحرافات اجتماعی از قبیل اعتیاد، سرقت و... کمک خواهد کرد.
ثالثاًرشد شهرها باعث افزایش فاصله و شکاف طبقاتی شده و این خود به خود باعث می شود برقراری ارتباط با دوستان و خویشاوندان کمتر شده و زمینه برای ایجاد انحرافات اجتماعی فراهم شود.

6) ستیزه والدین: اختلافات زناشویی و نزاع بین پدر و مادر باعث می شود محیط خانواده برای تربیت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتی خانواده، کانون و محیط مناسبی برای زندگی نباشد، انسان سعی می کند بیشترین اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و این کار ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند، زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص در نقش انسانی دلسوز ظاهر شده و برای فرار از این واقعیت تلخ، فرد را به سوی اعتیاد و دیگر انحرافات اجتماعی فرا می خواند. هر چقدر ستیزه های خانوادگی بیشتر باشد، احتمال کشش به طرف انحرافات اجتماعی بیشتر است.

7) شیوه های تربیتی والدین: مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که رفتارهای کودکان و نوجوانان با شیوه های تربیتی والدین رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد. شیوه های تربیتی والدین می بایست با سطح نیازها و خواسته های مختلف فرزندان و همچنین با متدهای تربیتی صحیح اسلامی هماهنگ باشد. چنانچه والدین از شیوه های تربیتی مبتنی بر اصول اعتقادی و مذهبی استفاده نمایند، نتیجه مطلوب در رفتار فرزندان منعکس خواهد شد.

8) عدم آگاهی و بینش صحیح والدین: مطالعات نشان می دهد کسانی که محروم از تحصیلات بوده و بینش صحیح نسبت به جامعه، تربیت و... نداشته باشند، امکان فریب خوردن و انعطاف پذیری آنها برای ارتکاب به کارهای انحرافی و برخلاف قانون بیشتر است. چون تخصص و آگاهی ندارند، نمی توانند از طریق عادی، زندگی خود را تأمین کنند و به همین دلیل است که جامعه شناسی یکی از راه های پیشگیری از جرائم را عدالت آموزشی می داند.

منابع و مآخذ
1) آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحرافات اجتماعی) تألیف رحمت ا.... صدیق سروستانی،
2) آسیب شناسی کجروی اجتماعی- تألیف محمد حسین فرجاد
3)  والدین مؤثر فرزند مسئول – نویسنده: دکتر دان دینک میر- دکتر گری. د.مکی؛ مترجم: مجید رئیس دانا
4) قدرت والدین نویسنده :شری فرگوسن و لارنس ای. مازین، مترجم: خانم- ن. پارسا
5) نحوه رفتار والدین با فرزندان ، تألیف: یدالله جهانگرد
6) سه گفتار درباره راهنمایی و تربیت فرزندان- - دکتر شکوه نوابی نژاد
7)  بررسی تأثیر برنامه مشارکت والدین بر میزان عزت نفس نوجوانان پسر دبیرستان های شهر مشهد تألیف: حمیدرضا زنده طلب


کلمات کلیدی: خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٤  

براى پیشگیرى از عادات و رفتارهاى منفى و غیرسالم جوانان و نوجوانان، هیچ گاه نباید صبر کرد تا آنان با چنین مشکلاتى درگیر شوند و آن گاه درصدد یافتن راه حل و شیوه مقابله با آن برآیند. از طرف دیگر، با نادیده گرفتن و یا انکار واقعیات موجود، نه تنها نمى توان مشکلى را حل کرد، بلکه فرصت یافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پیشگیرى مؤثر از اعتیاد جوانان، همانا هوشیارى همیشگى والدین و اعضاى مؤثر خانواده است.
جوانى نمایانگر رشد، بلوغ و تشکیل عادات پایدار فردى است. جوانى دوره اى است که با گذر از انواع هیجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتایج تحقیقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى که ارتباط صمیمانه و نزدیکى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضایت و شادى مى کنند، کمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند.
از جمله راهکارهاى مؤثرى که والدین مى توانند به منظور پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به کار بندند، عبارت اند از:

1)  معیارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان یاد بدهند.
ارزش هاى پسندیده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از یک نوجوان مسئول، اهمیت رشد و بالندگى نوجوان براى پیشرفت اجتماعى که در آن زندگى مى کند و... را به آنها بیاموزند.

2)  به نوجوانان بیاموزیددر برابر اجراى مقررات و قوانین حاکم بر خانه، مدرسه و اجتماع،  جدى، مسئول و هوشیار باشند.
رعایت آئین نامه  هاى انضباطى و ضوابط و قوانین مدونى که در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسیارى از کجروى هاى اجتماعى شوند. اهمیت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شیوه تفکر سالم و... از نکات ارزشمندى است که مى توان به نوجوانان و جوانان یاد داد. آنها باید بدانند که هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرایمى به دنبال دارد و چه مجازات هایى را باید متحمل شوند.

3) سعى کنید الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشید.
او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدینى که خود، سیگار مى کشند  یا در مصرف داروهاى مسکن و خواب آور افراط مى کنند  یا نگرش و دیدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى کنند، راه را براى انحراف و تصمیم گیرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بین حرف و عمل خود آگاه باشید. نوجوانان به این تناقضات بسیار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقایدشان را زیر پا خواهند گذاشت.

4) عزت نفس، خویشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت کنید.
فرصت ها و موقعیت هایى براى فرزند نوجوانتان پیش آورید تا او بتواند پیروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دلیل توانایى ها و استعدادهایش تشویق و حمایت کنید. این کار به او کمک مى کند تا احساس خوبى نسبت به خودش پیدا کند. برداشت هاى جوان نسبت به توانایى ها و استعدادهایش مهمترین تأثیر را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى که والدین درمى یابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خویشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثیر قرار داده است، باید به او کمک کنند تا با انتخاب راه و مسیر درست زندگى، خود را از انحطاط، تسلیم و بى ارزشى نجات دهد.

5)  ارتباط مؤثر و صمیمانه اى با نوجوان (یا جوان) برقرار کنید.
گوش دادن به صحبت هاى او، حمایت از رفتارهاى مثبت، پسندیده و سالم، توجه کردن به احساسات و عواطف او و پذیرش بى قید و شرط جوانان و نوجوانان به آنها کمک مى کند تا با ایجاد رابطه اى نزدیک و صمیمانه با والدین خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآیند. دیدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذیرى به جوانان بیاموزید. اجازه دهید تا با بحث و گفت وگو احساس مسئولیت، ارزشمندى و خودکارآمدى در آنها رشد یابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجویى، کنجکاوى و خطر کردن مى زنند، در این جا وظیفه والدین و مربیان است که سعى کنند با گزینش روش هاى معقول و سنجیده راه رسیدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.

6)  فرصت هایى براى او ایجاد کنید تا مسئولانه درباره کارهاى روزانه خودش تصمیم گیرى کند.
به او یاد بدهید که چگونه با افراد دیگر اجتماع ارتباط برقرار کند.مثلاً زمانى که تنها در جمعى حضور دارد، چه باید بگوید، چه کار باید بکند و... در نظر داشته باشید اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سیگار کشیدن و... مطیع نخواهد شد. هر اندازه که تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او کم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درک تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریکات موجود آماده کنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحیح را در آنان باید تشویق و تمجید کرد. باید به جوان یاد داد که «نه گفتن» او دلیل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهید که به هنگام احساس خطر، قدرت ترک محل را داشته باشند.

7)  نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشیار باشید.
نوجوانى که دچار افکار پریشان و مأیوس کننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زیرا او اساساً پیامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى این گروه از نوجوانان ممکن است زمینه ساز بسیارى از آسیب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سیگار، مواد مخدر، اعتیاد، فحشاء، بزهکارى و... شود. والدین باید رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را که احتمال مى دهند به دلایلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.

8)  واقعیت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (یا جوان)تان گوشزد کنید.
گروهى از والدین تصور مى کنند با مطرح نکردن مشکلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقایق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمایت از فرزندشان انتخاب مى کنند. در حالى که آنان نیاز دارند تا اطلاعات صحیحى در باره مسائل جامعه اى که در آن زندگى مى کنند، داشته باشند و در این زمینه بهترین راهکار آن است که پدر و مادر سعى کنند با یافتن منابع و مدارک علمى و موثق، اطلاعات و دانسته  هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدایت سالم والدین و مربیان دلسوز، بسیار ارزشمندتر از دوستى  هاى بحران زا و دشوار است.

به طور خلاصه آن چه والدین مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بیاموزند، مى تواند در زمینه پزشکى (آسیب  هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز،  هپاتیتو انواع بیمارهاى قابل انتقال از طریق تزریق) یا روان شناختى (آسیب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهکارى، فحشاء، جنایت و...) و یا حتى عواقب قانونى دستگیر شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضایى متعاقب آن باشد. آنها باید از همان ابتدا «مواد» را نپذیرند؛ آنها باید چنان تعلیم ببینند که اساساً هیچ گرایشى به مواد مخدر پیدا نکنند و با قاطعیت تمام، دست رد به سینه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از یادگیرى مهارت هاى زندگى و شیوه هاى حل مشکلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بیاموزند. منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هایى است که :

 -نوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.
 - کودک و نوجوان در کنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، سایر افراد و محیط برقرار سازد و به حل مشکلات خود و اجتماعش کمک کند.
- موجب پرورش استعدادها و توانایى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشکلات زندگى روزمره مقابله کند.
بالاخره آن که مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با دیگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفکر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هویت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانایى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط دیگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بینانه براى زندگى، داشتن تفکر خلاق، روحیه استقلال طلبى و مسئولیت پذیرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....
نگرش ها و عاداتى که بچه ها در دوران کودکى از پدر و مادر خود مى آموزند، پایه و بنیانى براى بسیارى از تصمیم گیرى هاى آینده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ۱۳- ۱۲ ساله شاید هنوز آمادگى پذیرش خطرات و مضرات ناشى ازاعتیاد را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصمیم گیرى صحیح، اطاعت از قوانین و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشکلات روزانه، مسئولیت پذیرى و تقویت خودپنداره شان یاد بگیرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشکلات نوجوانان، همواره محبت کردن به آنان را باید به خاطر داشت، آنها باید دریابند که مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد کنند و نگرانى ها و تشویش هاى شان را در زندگى- هر چه که باشد- با آنها در میان گذارند. نتایجى که طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى که از بودن در خانواده شان احساس رضایت و خشنودى داشته اند و روابط صمیمى و گرمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، کمتر به دنبال سیگار، الکل و انواع مخدرها بوده اند. این یافته ها نشان مى دهند که قشر وسیعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بین اعضاى خود و آموزش هاى صحیح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسیارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هیچ گاه نقش خودتان را بر افکار، اندیشه ها و آینده قشر جوان جامعه دست کم نگیرید.
منبع :
مشکلات نوجوانى و جوانى، تألیف ابوالقاسم اکبرى
آسیب شناسى کجروى هاى اجتماعى، تألیف دکتر محمد حسین فرجاد


کلمات کلیدی: تربیت فرزندان ،خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی