موضوعات مطالب وبلاگ

خانواده و زناشویی

اس ام اس ها

افراد مشهور

ترفند ها و آموزش ها

وبگردی و متفرقه

این وبلاگ تنها برای آموزش مسائل زناشویی میباشد و هیچ مطلبی در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران و وبسایت پرشین بلاگ درج نمیکند. اگر مطلبی از نظر شما مورد داشت لطفا خبر دهید تا سریعا پیگیری شود. با تشکر

 
آزمایش‌های پیش از ازدواج
ساعت ٥:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠  

آزمایش‌های رایج ازدواج شامل آزمایش کنترل اعتیاد برای هر دو نفر، بررسی بیماری‌های مقاربتی از جمله سیفلیس و بررسی زوجین از نظر تالاسمی است. علاوه بر این، تزریق واکسن کزاز برای خانم‌ها و گذراندن کلاس مشاوره تنظیم خانواده برای زوجین الزامی است. در صورتی که زوجین با هم فامیل باشند یا در فامیل خود مشکلات و بیماری‌های وابسته به ارث دیگری داشته باشند می‌توانند آزمایش ژنتیک را هم انجام دهند.

آزمایش VDRL یا تشخیص سیفلیس

سیفلیس یک بیماری آمیزشی مسری است که به راحتی از زن به مرد یا از مرد به زن منتقل می‌شود، البته این بیماری می‌تواند از طریق مادر باردار مبتلا به نوزاد نیز سرایت کند. این باکتری به طور طبیعی فقط انسان را آلوده می‌کند. سیفلیس بیماری عفونی خطرناکی است و به راحتی دستگاه تناسلی، پوست و دستگاه عصبی مرکزی را درگیر می‌کند. علایم سیفلیس معمولا 3 تا 6 روز پس از تماس جنسی ظاهر می‌شود و به طور وسیعی در بدن پخش شده و سبب ضایعاتی در استخوان‌ها، چشم‌ها، مخاط، مفاصل و سیستم قلبی عروقی و عصبی مرکزی می‌شود که شامل زخم‌های قرمز و بدون دردی به نام شانکر روی بدن به خصوص آلت تناسلی در مردان، مهبل و گردن رحم در زنان و دهان یا مقعد در هر دو جنس است. از دیگر علایم این بیماری می‌توان به بزرگی غدد لنفاوی در گردن، زیر بغل یا کشاله ران، سردرد، گاهی اوقات تب، زوال ذهنی، ناتوانی جنسی، عدم تعادل و بیماری قلبی اشاره کرد. نوع دیگر سیفلیس، سیفلیس مادرزادی است. مادر مبتلا به سیفلیس می‌تواند جنین خود را آلوده کند و اگر این عفونت شدید باشد می‌تواند حتی به سقط جنین منجر شود. در نتیجه به منظور پیشگیری از این بیماری انجام آزمایش تشخیصی از طریق خون برای کلیه مردان در زمان ازدواج و خانم‌هایی که مجدد ازدواج می‌کنند اجباری است.

آزمایش اعتیاد

از آنجا که اعتیاد جزو ناهنجاری‌های اجتماعی محسوب شده و از نظر آماری تعداد زیادی از طلاق‌ها مربوط به اعتیاد یکی از زوجین است، شناسایی افراد معتاد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، به خصوص اینکه فرد معتاد سعی در مخفی نگه داشتن اعتیاد خود دارد. به همین منظور نمونه‌گیری از ادرار باید در حضور ناظر و یا در حضور دوربین‌های مداربسته انجام شود. باید در نظر داشت جواب مثبت آزمایش حتما مبنی بر معتاد بودن فرد نیست زیرا مصرف برخی از داروها سبب مثبت شدن نتیجه آزمایش می‌شود. به عنوان مثال مصرف قرص ایبوپروفن می‌تواند سبب مثبت شدن تست حشیش شود یا مصرف برخی آنتی‌بیوتیک‌های خاص مانند آموکسی‌سیلین با تست هرویین و کوکایین تداخل می‌کند و یا مصرف ضد دردها، آنتی‌هیستامین‌ها و آب‌نبات‌های سرد می‌تواند موجب مثبت شدن تست آمفتامین شود. بنابراین به زوجین توصیه می‌شود حتی‌الامکان 72 ساعت قبل از آزمایش از مصرف این دسته از داروها خودداری کنند. نکته مهم و قابل توجه دیگر اینکه جواب منفی آزمایش نشان‌دهنده وضعیت فرد در چند روز اخیر است، در نتیجه اگر فردی معتاد باشد یا به‌صورت تفریحی از مواد مخدر استفاده کند می‌تواند با مصرف نکردن مواد در چند روز اخیر سبب منفی شدن نتیجه آزمایش خود شود. متاسفانه برای پنهان کردن مصرف مواد و کسب نتیجه منفی در تست، راه‌هایی رایج شده و به کار می‌رود. برای مثال گاهی افراد دست به رقیق کردن نمونه می‌زنند که البته به راحتی با بررسی کراتین و میزان اسیدیته ادرار قابل تشخیص است.

تلقیح واکسن کزاز

کزاز یک بیماری باکتریایی جدی است که به گرفتگی شدید عضلات، مشکلات تنفسی و حتی مرگ منجر می‌شود. اسپور باکتری کزاز معمولا در خاک و کود دیده می‌شود و از طریق هرگونه زخم، بریدگی، خراش، سوختگی و هرگونه شکاف در پوست وارد بدن شده و تکثیر می‌شود. بهترین راه مقابله با کزاز پیشگیری و تزریق واکسن است که در برنامه واکسیناسیون کشوری وجود داشته و در 2 ماهگی، 4 ماهگی، 18 ماهگی، 4 تا 6 سالگی به همراه واکسن بیماری‌های دیفتری و سیاه‌سرفه تحت عنوان واکسن ثلاث تزریق شده و پس از آن هر 10 سال یک بار همراه با واکسن دیفتری تزریق می‌شود، بنابراین اگر زوجین به خصوص خانم‌ها پس از 10 سال از آخرین تزریق واکسن آن را تمدید نکرده‌اند باید آن را تزریق کرده و کارت واکسن خود را دریافت نمایند. تزریق واکسن در خانم‌ها از آن جهت بیشتر مورد اهمیت است که ایمنی مادر به این بیماری می‌تواند نوزادش را نیز از ابتلا به کزاز نوزادی که به علت استفاده از وسایل آلوده حین زایمان و بریدن بند ناف، ختنه، سوراخ کردن گوش و... ایجاد می‌شود، مصون نگه دارد.

آزمایش تشخیص تالاسمی

تالاسمی نوعی کم خونی ارثی است که به دلیل اختلال در کارکرد گلبول‌های قرمز خون ایجاد می‌شود. این بیماری ارثی است؛ از کودکی آغاز شده و تا پایان عمر ادامه خواهد داشت.

تالاسمی آلفا :

چنانچه هموگلوبین فردی به میزان کافی پروتئین نوع آلفا را نداشته باشد فرد به تالاسمی آلفا مبتلا می‌شود. تالاسمی آلفا 4گونه دارد که با توجه به اثراتی که در بدن ایجاد می‌کند از خفیف تا شدید تقسیم‌بندی می‌شود.

تالاسمی بتا :

در افرادی که هموگلوبین، پروتئین بتا را به میزان کافی تولید نمی‌کند، تالاسمی بتا ایجاد می‌شود. دوگونه تالاسمی بتا وجود دارد که با توجه به اثرات آنها در بدن از خفیف تا شدید تقسیم‌بندی می‌شوند و عبارت‌اند از تالاسمی مینور و ماژور.

تالاسمی مینور :

در این حالت کمبود پروتئین به حدی نیست که سبب اختلال در عملکرد هموگلوبین شود. اما فرد به یک کم‌خونی خفیف مبتلا است که البته با کم خونی فقر آهن بسیار متفاوت است. باید بدانید ازدواج یک فرد مبتلا به تالاسمی مینور با افراد سالم و فاقد ژن تالاسمی هیچ مشکلی نه برای خود و نه برای کودکان آینده‌شان نخواهد داشت به جز اینکه ممکن است تا 25 درصد ژن تالاسمی از پدر یا مادر مبتلا به فرزندشان انتقال یافته و او نیز دارای ژن تالاسمی شود که البته به جز کمی کم‌خونی مشکل دیگری نخواهد داشت.

تلاسمی ماژور :

در این حالت کمبود پروتئین بتا در هموگلوبین بسیار شدید است و به کم‌خونی شدید می‌انجامد و از آنجا که مغز استخوان‌ها و طحال تلاش زیادی برای ساختن خون می‌کنند تا کمبود خون را جبران کنند در اثر تلاش زیاد بد فرم شده و دچار تغییراتی در شکل و اندازه می‌شوند. از آنجا که کمبود خون شدید است فرد نیاز به دریافت خون منظم و مراقبت‌های پزشکی فراوان دارد و هزینه هنگفتی را هم به خانواده و هم به سیستم بهداشتی‌درمانی تحمیل می‌کند. باید بدانید که تالاسمی ماژور نتیجه ازدواج دو فرد ناقل تالاسمی مینور با هم است و انجام این آزمایش‌ها به دلیل آن است که افراد ناقل تالاسمی مینور شناسایی شده و چنانچه هر دو نفر به آن مبتلا هستند سعی می‌شود با انجام مشاوره از ازدواج با هم صرف‌نظر کنند و در غیر این صورت چنانچه زوجین اصرار به ازدواج داشته باشند بهتر است با مشاوره تنظیم خانواده از بچه‌دار شدن جلوگیری کنند.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
عجیب ترین رسم های ازدواج دنیا
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠  

مردم سراسر دنیا در ازدواج‌های خود آداب و رسوم بی‌شماری را رعایت می‌‌کنند که ریشه در نسل‌ها دارند. اغلب، این رسم و رسوم دارای معانی با ارزش و جالبی هستند اما برخی از آنها کاملاً بی‌معنی بوده و جایی در فرهنگ امروز انسان‌ها ندارند. در اینجا سعی داریم برخی از این آداب و رسوم عجیب را که گاه باعث شگفتی دیگران می‌‌شود معرفی کنیم.

 سکه‌های کفش عروس در سوئد

یک رسم کهن در سوئد این است که عروس سکه‌هایی را در کفش خود حمل می‌‌کند. یک سکه نقره از طرف پدر عروس در کفش چپ او قرار می‌‌گیرد و یک سکه طلا از طرف مادرش در کفش راست عروس گذاشته می‌‌شود و او باید در تمام مدت مراسم این سکه‌ها را در جای خود نگه دارد. این کار نشانه احترام همیشگی عروس به پدر و مادرش و حمایت پدر و مادر از اوست.

سیاه کردن عروس در اسکاتلند

در اسکاتلند یکی از رسمهای قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است که باید عروس را سیاه کرد. طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر کرده و بدون این‌ که خبر داشته باشد، روی سرش مواد کثیف‌ کننده‌ای همچون آب کثیف، تخم‌مرغ، سس‌های مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند. سپس عروس آینده که کاملاً کثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده می‌‌شود و حتی او را به چند قهوه‌خانه و رستوران شلوغ هم می‌‌برند که همه او را ببینند.

ظروف شکسته، ربودن عروس و اره کردن درخت در آلمان

یکی از جالب‌ترین رسمهای قدیمی آلمان این است که فامیل عروس و داماد قبل از مراسم، تعداد زیادی ظرف و ظروف را می‌‌شکنند و بعد عروس و داماد را مجبور می‌‌کنند تا آنها را جمع کنند. طبق آداب مردم آلمان وقتی عروس و داماد با کمک یکدیگر این ظرفهای شکسته را که با تلاش بسیار اطرافیان پخش شده‌ جمع می‌‌کنند، در حقیقت خود را آماده می‌‌سازند که در کنار یکدیگر به جنگ مشکلات زندگی بروند و این کار برای عروس و داماد خوش‌یمن است.

در بسیاری از دهکده‌های آلمان دوستان عروس یا داماد، عروس را می‌‌دزدند و در جایی پنهان می‌‌کنند. سپس داماد باید عروس خود را پیدا کند. البته این جستجو همیشه از یک قهوه‌خانه شروع می‌‌شود و داماد، حاضرین در قهوه‌خانه را دعوت می‌‌کند تا پس از نوشیدن یک نوشیدنی به خرج او، در پیدا کردن عروس، وی را یاری دهند.

اره کردن کُنده درخت هم یکی دیگر از رسوم آلمانی است که به نظر می‌‌رسد به منظور ارزیابی مهارت‌های جسمانی عروس و داماد طراحی شده است. پس از انجام مراسم عقد، عروس و داماد باید یک کنده بزرگ را دو نفری اره کنند و البته باید این کار را تنها با دست راست‌شان انجام دهند. اگر آنها این کار را به خوبی و با همکاری یکدیگر انجام دهند، معلوم می‌‌شود که زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت ولی اگر نتوانند از پس آن برآیند، حتماً کارشان به مشکل برخورد خواهد کرد.  

پرش عروس و داماد در بین سیاهپوستان

عروس و دامادهای سیاهپوست آمریکایی رسم جالبی برای خود دارند. منشا این رسم مشخص نیست ولی معنای جالبی دارد. پرش عروس و داماد پس از عقد انجام می‌‌گیرد و در آن عروس و داماد باید با یک پرش، زندگی تازه را آغاز کنند. این پرش بدان معناست که آنها تمام مشکلات و نگرانی‌های زندگی مجردی را رها می‌‌کنند و با یک جهش بلند پا به زندگی زناشویی و ماجراهای تازه آن می‌‌گذارند. این پرش باید جلوی چشم خانواده‌های عروس و داماد انجام گیرد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
با چه زنان و مردانی نمی توان ازدواج کرد ؟
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠  

ازدواج  نهادی مدنی در حقوق ایران است که علاوه بر این که واجد آثار حقوقی و مدنی زیادی می باشد از نظر دینی هم امری بسیار پسندیده بوده و دارای آثار معنوی و اخروی نیز هست . لذا مجرد ماندن و ترک این شیوه ی حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردی به خاطرازدواج نکردن مرتکب گناه شود تجرد وی ، حرام خواهد بود . به همین دلیل آشنا بودن با قواعد حاکم بر این نهاد، امری لازم است . یکی از این قاعده ها موضوع ممنوعیت نکاح با بعضی افراد است . لذا باید با کسی ازدواج کرد که از نظر شرعی و قانونی برای آن مانعی وجود نداشته باشد. در این بحث ذیلاً به بررسی موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهی از زنان و مردان می پردازیم که درقانون مدنی ایران آن را جزء " موانع نکاح " شمرده اند.

از دیدگاه مقررات ایران مانع نکاح در پنج دسته جای می گیرد :
1) ناشی ازخویشاوندی نسبی
2) ناشی از خویشاوندی سببی
3) ناشی از خویشاوندی رضاعی
4) موارد متفرقه
5) رعایت مصالح کشور

الف – موانع ناشی از خویشاوندی نسبی ( خونی):
1) ازدواج با پدر و اجداد پدری و با مادر و جده ها ی مادری.
2) ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتیجه ها ، هرچه قدر که پایین تر برود.
3) ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتیجه های آنان.
4) ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دایی هایی خود و عمه و خاله و عموها و دایی ها ی پدر و مادر و اجداد .

ب – موانع ناشی از خویشاوندی سببی :
1) مرد نمی تواند با مادر و نیز جده های زن خود و نیز مادر و جده های رضاعی زن خود ازدواج کند و این حرمت، ابدی است . یعنی اگر مردی فقط برا ی چند دقیقه با زنی حتی ازدواج موقت نماید و حتی آنها همدیگر را هم نبینند این محرمیت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده های نسبی یا رضاعی همسر فعلی یا سابق خود برای همیشه محرم است .
2) زن نیز نمی تواند با پدر و اجداد نسبی یا رضاعی شوهر خود ازدواج کند و تفصیل آن نیز مانند مورد بالا درباره زن نیز صادق خواهد بود.
3) زن پدر یا اجداد نسبی یا رضاعی انسان برای همیشه بر وی حرامند . لذا اگرزنی ولو چند دقیقه نیز به عقد مردی درآید و بعد هم جدا شود برای همیشه به پسر و نوه و نتیجه های آن مرد حرام خواهد بود.
4) عروس نیز برای همیشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.
تذکر : محرمیت حاصله از ازدواج های یاد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت می شود . وجود رابطه زناشویی لازم نیست و صرف جاری شدن صیغه نکاح ، کافی برای این محرمیت خواهد بود.
5) اگر مردی با زنی ازدواج کند وآن زن ، دختر یا دخترانی از شوهر قبلی اش داشته باشد ، تا زمانی که این زن در عقد مرد است این دختران نیز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربین زن وشوهر مزبور، رابطه زناشویی واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً این دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و می تواند با وی ازدواج کند اما اگر بین زن و شوهر مزبور رابطه زناشویی رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده یا همان شوهر مادرش برای همیشه محرم است و جدایی مادر نیز نقشی دراین میان نخواهد داشت.
6) کسی نمی تواند همزمان با دو یا چند خواهر ازدواج کند. لذا اگر مردی با زنی ازدواج نماید ، تا زمانی که از وی جدا نشده نمی تواند با خواهرش ازدواج کند که البته دراین مورد خواهر زن ، محرم شرعی که ملزم به رعایت حجاب نیست نخواهد بود بلکه از این جهت نامحرم است.
تذکر : اگر مردی زنش را طلاق رجعی ( طلاقی که مرد می تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در این نوع طلاق در عِدّه  قانونی ( مدتی که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نباید ازدواج کند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض می شود ، تا پایان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولی در سایرطلاق ها یا عدّه ی عقد موقت، می توان در ایام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.
7) ازدواج با برادرزاده یا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وی ممنوع است . لذا اگر مردی بدون کسب اجازه همسرش با برادرزاده یا خواهرزاده او ازدواج کند این عقد جایز و صحیح نخواهد بود ولی اگربعداً بتواند رضایت همسرش را کسب کند ازدواج قبلی نافذ می گردد و نیاز به عقد مجدد نمی باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفیذ ( تأیید ) نکندعقد باطل می شود.
تذکر : اگر مردی با زنی ازدواج کند می تواند بعداً با خاله یا عمه وی ازدواج نماید و نیازی به اعلام موضوع به زن خود ندارد.
8) اگر مردی سه بار متوالی همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) این زوجه مطلقه ، بر مرد حرام می شود خواه با وی رابطه ی زناشویی داشته یا نداشته باشد .
اگر مرد بخواهد دوباره با وی ازدواج کند باید این زن با مرد دیگری ازدواج دائم نموده و با وی رابطه زناشویی نیز داشته باشد و سپس ازوی جدا شود و زن پس از تمام شدن ایام عده می تواند به عقد شوهراول درآید . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته می شود زیرا باعث از بین رفتن حرمت ازدواج بین شوهر اول و همسرش می گردد.
تذکر : موضوع یاد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردی پس از عقد موقت از همسرش جدا شود یا بر اثر فسخ بین زوجین ، جدایی واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.
1) اگر مردی همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتی که شش بار آن طلاق رجعی باشد این زن برای همیشه براین مرد حرام می شود که اصطلاحاً به وی ( نه طلاقه ) گفته می شود و محلل نیز در این مورد کارسازنخواهد بود.

ج- موانع رضاعی ( شیری )
یکی از اقسام خویشاوندی ، قرابت ناشی از شیرخوارگی (رضاع) است.
بدین ترتیب که اگر زنی با شرایط ذیل به کودکی شیر دهد بین آن کودک و زن نسبت مادر و فرزندی رضاعی پیش می آید و فرزندان آن زن نیز با شیرخواره ، خواهر و برادر رضاعی می شوند و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعی می شود و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعی وی محسوب می شود و خلاصه برادر و خواهر آن زن هم دایی و خاله او به شمار می روند و همین طور الی آخر.

شرایطی که سبب قرابت ناشی از شیرخوارگی می شود :
1) شیر زن ناشی از حمل مشروع باشد.
2) شیر، مستقیماً مکیده شود. لذا اگر شیر در قاشق یا سرشیشه ریخته شود و به کودک داده شود فایده ای ندارد.
3) کودک لااقل 15 دفعه متوالی و یا در یک شبانه روز از شیربخورد. ضمناً نباید دربین دفعات شیر خوردن ، از غذا یا شیر زن دیگری مصرف کند.
4) شیرخوردن کودک ، قبل از تمام شدن دو سالگی او باشد.
5) مقدار شیری که خورده از یک زن و شوهر حاصل شده باشد.
بدین ترتیب خویشاوندی رضاعی ازحیث محرمیت و ماهیت نکاح همانند قرابت نسبی است . لذا همان گونه که خواهر و برادر یا مادر و مادربزرگ نسبی محرم است ، رضاعی آن نیز محرم می باشد ولی رابطه توارث بین آنان ایجاد نمی شود.
تذکر: اگر مادر بزرگی به نوه دختری خودش با شرایط مزبور شیر دهد، مادر آن کودک بر شوهرش حرام می گردد زیرا این مادر بزرگ با این کارش ، دخترش را به خواهر رضاعی نوه اش تبدیل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جایز نیست این زن بر شوهرش حرام می شود.

د- موانع متفرقه
1) گر مردی با علم به این که زنی شوهر دارد یا درعِدّه طلاق یا وفات به سر می برد وی را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن برای ابد به او حرام می شود.
اما اگر مرد به موارد  مزبور جاهل با شد یعنی نداند زن ، شوهر دارد یا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما می تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولی اگربین آنها رابطه زناشویی نیز برقرار شده  باشد، زن بر وی حرام همیشگی خواهد شد.
2) اگر مردی همسر دائمی اش را که مسلمان و عفیفه است لِعان کند یعنی به وی نسبت زنا دهد یا فرزندش را از خود نفی کند و این کار را با شرایطی نزد قاضی انجام دهد بین این زوجین برای همیشه جدایی واقع می شود و بر هم حرام ابدی می شوند.
3) اگر مرد یا زنی در حال احرام ( حج) با فردی ازدواج کند و به حرمت این کار هم آگاه باشد بین آن دو حرمت ابدی حاصل می شود.
4) اگر مردی با زن شوهر دار یا زنی که در عِدّه طلاق رجعی است زنا کند آن زن برای همیشه به وی حرام می شود.
تذکر: بعضی از فقها این کار را موجب حرمت ابدی نمی دانند.
5) اگر مرد بالغ با پسری لواط کند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروی حرام ابدی می شوند ؛ ولی مفعول می تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نماید.
6) ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان باطل و حرام است و با علم به حرمت ، زنا محسوب می شود ولی مرد مسلمان می تواند با زنان کافر اهل کتاب ( مسیحی، یهودی و زرتشتی) ازدواج موقت نماید و بعضی از فقها، ازدواج دائم را هم جایز می دانند ولی ازدواج با زنان غیر اهل کتاب ، جایز نیست .
تذکر: بعضی از فقها گفته اند چنانچه مرد مسلمانی دارای زن مسلمان باشد بدون اذن همسر مزبور حق ندارد زن اهل کتاب را به ازدواج خود در آورد.
7) ازدواج بین پیروان مذاهب اسلامی مثل شیعه و سنی اشکالی ندارد ولی جهت رعایت کفویت ، بهتر است هر دو از یک فرقه باشند.

هـ - رعایت مصالح کشور
1) ازدواج مرد ایرانی با زن غیر ایرانی بلا مانع است ولی اگر زن ایرانی بخواهد با مسلمان غیر ایرانی ازدواج  کند شرعاً اشکالی ندارد ولی برای ثبت آن و رسمیت داشتن باید از دولت کسب مجوز کند  و گرنه از نظر دولت این ازدواج رسمیت نخواهد داشت.
2) ازدواج ایرانیان عضو وزارت امور خارجه یا نیروهای مسلح با غیر ایرانی ها ممنوع است و باید قبلاً  مجوز آن از دولت اخذ شود و گرنه هم موجب تعقیب اداری و هم عدم به رسمیت شناختن آن خواهد شد ؛ اگر چه شرعاً صحیح است.
تذکر : مطالبی که گفته شد بیشتر در مورد ایرانیان شیعه حاکم است و چون موضوع ازدواج از احوال شخصی محسوب می شود در مورد اهل سنت و نیز اهل کتاب ، احکام شرعی مذهب خودشان رعایت خواهد شد ، مگر این که آنان شخصاً رضایت خود را بر اِعمال قوانین مدنی ایران بر روابط  شخصی شان اعلام نمایند.
منبع : زن روز


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش ازدواج و تشکیل خانواده درسلامت جامعه
ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢  

نقش ازدواج و تشکیل خانواده درسلامت جامعه
ازدواج و تشکیل خانواده ، نقش مهمی در تزکیه و بقای  جامعه دارد و تلاش در جهت استحکام آن ، زمینه را برای سلامت اخلاقی  و سعادت عمومی جامعه فراهم می سازد . چرا که ازدواج مشروع جلوی بی بند و باری ، هرج و مرج و آشفتگی های جنسی را می گیرد و پسران و دختران جوان را وا می دارد که در چارچوب قواعد و اصول مشخصی ، به زندگی اجتماعی تن دردهند.
ازدواج و تشکیل خانواده برای انسان ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنان سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی نمود که درصورت عدم تحقق آن ، آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود؛ بلکه برعکس، هرگونه آسیب به این بنیان مقدس ، پیامدهایی را در تحول ساختار کلی جامعه و نظام ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد.
خانواده از آن رو که زیربنا و ریشه ی همه ی نهاد های اجتماعی است ، قدرت مندترین کانون اثر گذاری و مؤثرترین مرکز برای سامان دهی یا نابسامانی اجتماع وعامل تشکل و سیستم دهی به جامعه است. هر گونه تغییر مثبت یا منفی در خانواده ، در جامعه ی بزرگ انسان ها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد. ثبات یا بی ثباتی خانواده ، مستقیماً برثبات یا بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی که در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بی شک ارزش های اخلاقی درجامعه ی کلان سقوط خواهد کرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند که فرآیندهای اساسی اجتماعی بدون حضور خانواده، شکل واقعی خود را پیدا نخواهد کرد. فرایندهایی چون همکاری، سبقت جویی ، ستیزه جویی، همانند سازی ، سازش ، فرمانروایی ، سلطه پذیری و ... همه وهمه ریشه در خانواده دارند؛ و این مورد تأیید جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی است. پایه و مبنای شرافت انسانی ، خود خواهی و خود مداری ، پذیرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگی نشأت گرفته از خانواده است و این ، مورد تأیید جرم شناسان و آسیب شناسان اجتماعی است.  و بالاخره ریشه های اساسی رشد یا پس افتادگی اجتماعی ، صعودها و سقوط ها، سامان داری یا نابسامانی های اجتماعی و ... را باید در خانواده جست وجو کرد.
بیشتر حرکت های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفرینی می کنند . برهمین اساس، همه ی ادیان الهی به ویژه اسلام ، خانواده را مؤثرترین راه برای هر گونه تغییر و تحول در بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه می دانند. زیرا از یک سو خانواده ، خود مرکز تعامل و تأثیر متقابل افراد بر روی هم است و تجربیات و آگاهی های فرد در خانواده ، در شکل دهی نقش اجتماعی او بیشترین تأثیر را دارد. و از سوی دیگر، هرکدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو می روند و بر یکدیگر تأثیر متقابل گذارده ، آرمان ها و عقایدشان درهم می آمیزد و حاصل این فعل و انفعالات به صورت یک طرز فکر، یک  اندیشه ی اجتماعی و در نها یت به شکل یک سیستم فرهنگی درمی آید.
واضح است اگر خانواده از سلامت کافی برخوردار نباشد ، افراد بیمارگونه ی خانواده نیز پس از ورود به جامعه و کنش متقابل اجتماعی  با سایرین ، بیماری خویش را به دیگران سرایت داده، ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند؛ و گاهی ممکن است یک رفتار نامعقول و غیرمعقول اجتماعی ، در اثرهمین تعاملات به صورت یک رفتار پسندیده ، در جامعه ظهور کند.همین طور اگر خانواده های یک جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نیز از سلامت واقعی بر خوردار خواهد بود.
اسلام نیز کارخود را از خانواده شروع کرده است. چنانکه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله – تبلیغ علنی خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشیره اش آغاز کرد و درتداوم آن ، کار تبلیغ  و توسعه ی جامعه ی اسلامی را از درون خانواده ی خویش و با تربیت انسان هایی وارسته چون فاطمه ی زهرا، امام حسن و امام حسین – علیهم السلام – ادامه داد. و به این ترتیب هر کدام از ائمه اطهار –  علیهم السلام – نیز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ی خود شروع کردند.
با اندک تأملی درسیره ی آن بزرگواران د ر نحوه ی ازدواج ، تربیت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنین وصایا و سفارشات آنها به اهل بیت خود، به خوبی درمی یابیم که این بزرگ مردان تا چه اندازه به اهمیت خانواده  و تأثیر غیرقابل تردید آن برجامعه عنایت داشته اند.
البته ناگفته نماند، در سلامت یا فساد جامعه ، نقش دیگر کارگزاران اجتماعی مانند نهادهای مذهبی و وسایل ارتباط جمعی را نمی توان نادیده گرفت . اما بنابر پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی ، در این تأثیر گذاری ، نهاد خانواده  درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که آن را از میان دیگر کارگزاران اجتماعی متمایز می سازد.
بنابراین " برای تشکیل یک جامعه ی آرمانی ، تأسیس خانواده های آرمانی ضرورت دارد و خواستاران جامعه ی ایده آل ، باید به تشکیل خانواده های ایده آل بپردازند.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آشنایی با برخی مهارت های همسر داری
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

 

اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود
 

1- شاد باشیم؛

 شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛

 اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛

 مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛

 از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛

 با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛

 داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛

 درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛

 هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛

 برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛

 آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛

 برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم

 و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛

سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم،

 محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛

 منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛

صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛

 فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛

ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛

رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛

در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛

 هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛

 از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛

 هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛

 در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛

طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛

 دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛

 فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛

 حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛

 یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛

عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم

که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛

 باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت

 قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم

 و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛

هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛

 نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛

 افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛

 زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛

 هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛

از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.


کلمات کلیدی: ازدواج ،همسرداری ،خانواده

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آیا از ازدواج کردن هراس دارید؟
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  


با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـا شاید گـاهی 90 سالگی عمر مـی کنــند، ازدوج و تشکیـل  زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به وحشـت می اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان را نیز معین نمایید، می توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج دارید یا خیر؛

مراحل:
۱- ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز می ترسید. بیشتر افراد از خود ازدواج نمی ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می کند، در ذهن خود مجسم کنید.


۲- ترس هایتان را مخاطب قرار دهید. اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه کرده اند و تنها به این دلیل که آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمی توانید نتیجه بگیرید که در زندگی مشترکتان موفق نمی شوید. اگر احساس می کنید که ممکن است در نهایت کارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را که می توانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یک برگ کاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنه هایی که باعث ایجاد ترس در شما می شود را مجسم کنید و سپس به این مطلب فکر کنید که برای بهبود اوضاع چه قدمی می توانید بردارید.


۳- مشورت بخواهید. از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرف هایشان به این نکته هم اشاره می کنند: "همیشه سعی می کنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید.


۴- تصمیم بگیرید که آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میکنید و یا اینکه او فقط شما را انتخاب کرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین کاری می نمایند؟ شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلکه از ازدواج با این شخص بخصوص می ترسید. یک نکته بدیع این است که هیچ گاه به فکر کسی نباشید که بتوانید با او زندگی کنید، بلکه دنبال کسی بگردید که بدون او قادر به زنگی نباشید.


۵- ببینید که کدامیک از جنبه های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. ممکن است که شما با قبول تعهد نسبت به یکدیگر وارد رابطه شوید و رابطه تان بدون اینکه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا کند. دقت کنید که در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب که وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میکند، صادق باشید بهتر می توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر.

۶- هیچ لزومی ندارد که هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترک خود را در صلح و آرامش کامل سپری کنید. شما یک انسان کامل نیستید و شریکتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، آنگاه هیچ گاه نمی توانید ازدواج کنید چرا که هیچ کس قادر به زندگی کردن با یک چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می کنند و زمانیکه مشاهده می کنند که اوضاع کمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر کرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی می افتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید.

۷- برای زندگی خود برنامه ریزی کنید. پیش از ازدواج بنشینید و تکلیف خودتان را با خودتان معلوم کنید. آیا بچه می خواهید؟ چند تا؟ چه کسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما کار می کنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز می کنید؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چه کسی مسئول چه کاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون می رود، آیا خانم هم می تواند چنین کاری را انجام دهد؟ شاید مطرح کردن این سؤالات قدری مشکل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را کم نمی کند، و شما موظفید که آنها را با کسی که قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی کنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست کرده اید، دیگر نیازی نیست که شرایط را برای خودتان سخت تر کنید. در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی کرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می سازد.

نکات:
سه دلیل عمده طلاق را پول، سکس و فرزندان تشکیل می دهند. پیش از مواجهه با این مشکلات ببینید که آیا به اندازه کافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشترکاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریک زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشکلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید که پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یکدیگر رابشناسید و مسائل مبهم کمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا می کند.
مخالفت در هر رابطه ای کاملاً طبیعی است. این امر یکی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف می توانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی که می توانید به حرف های طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور کنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظر های شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید.
دقت داشته باشید که تمام ازدواج ها موفق نیستند. نمیتوان اظهار کرد که انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب کرد.
در نظر داشته باشید که اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمی دهد که فرد دیگری وارد زندگی مشترکتان شود، این احتمال وجود دارد که تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی که اهمیت دارد این است که خودتان ترجیح می دهید چگونه زندگی کنید.
سعی کنید حتماً پیش از تشکیل زندگی مشترک برای مشاوره های پیش از ازدواج به یک مشاور مراجعه کنید. اطلاعات و گفتگوی رک و پوست کنده زیر نظر یک شخص سوم حرفه ای، می تواند به شما کمک کند که تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج  با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید.
در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فکر کنید و پیرامون آنها با شریک خود گفتگو کنید.
به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فکر کنید. به این مطلب فکر کنید که می توانید با کسی که دوستش می دارید زندگی کنید.
ببینید که چقدر خوش شانس هستید که حق ازدواج کردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند که چنین حقی از آنها سلب شده است.
به آثار فعالیت های جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فکر کنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این کار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان کاسته می شود. این اصل که رابطه جنسی در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوج ها کمک می کند که نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس کنند که برای یکدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند. این امر به شما کمک می کند که ارزش های موجود در رابطه را بهتر دریافت کنید و ترس های خارجی را به کمترین میزان خود کاهش دهید.


توجه:

اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این کار ممکن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است که رابطه تان بعدها که ازدواج کردید به هم بخورد... هر کاری که می کنید، هیچ گاه زمانیکه احساس می کنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این کار را انجام دهید، وارد زندگی مشترک نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما می شود.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
توقعات دختران پایین آمدن آمار ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

صفحات آگهی نامه ها رو ورق میزنیم ، نیاز مند به یک خانم مسلط به تایپ ، نیازمند به یک خانمه لیسانسه برای کار در یک شرکت ، نیاز مند به یک خانم برای کار در شیرینی فروشی ، نیاز به یک خانم با روابط عمومی بالا ، نیاز به یک خانم و نیاز به یک خانم و باز نیاز به یک خانم  اصلا انگار دیگه اقایان قرار نیست استخدام جایی بشند ؟  پس مدرک دانشگاهی به چه دردشون میخوره ؟ واسه  متر کردن خیابانها هم که نیاز به مدرک بالا نیست  هست ؟  در نتیجه ورودی آقایان به دانشگاه ها کمتر میشه اونایی هم که به دانشگاه میرن درصدیشون برای فرار موقتی از خدمت سربازی  عدم پذیرفتن مسئولیت و یا در کنار جنس مخالف بودنه و بخش کمی هم به امید یافتن شغل و شرایط مناسب بعد از فارق التحصیل شدنشونه .


در عوض دختران  60 درصد ورودی دانشگاه ها  را تشکیل میدهند  بالا رفتن مدرک تحصیلی مساویست با بالا رفتن سطح توقعات  . : من 4 سال بیخودی دانشگاه نرفتم که حالا بخوام تو خونه ظرف بشورم یا با یه ادم دیپلمه ازدواج کنم .طرفم باید مدرکش بالاتر از خودم یا حداقل هم سطح خودم باشه   ،  طرفم باید  ماهیانه حداقل 1 میلیون درامد داشته باشه تیپ و قیافشم خوب باشه .

  

   با هم بررسی میکنیم

یک دختر 23 ساله در شرایطی که امادگی کامل برای ازدواج داره  معیارهای او : طرفم تحصیل کرده - شاغل - درامد خوب - اخلاق خوب - خوش تیپ - خوش قیافه و ... 

یک پسر 23 ساله که از نعمت پدر مایه دار محروم باشه :  اگر سال اول دانشگاه قبول شده باشه  و عقب نیفتاده باشه در 22 سالگی دارای مدرک کارشناسی اگر قصد ادامه تحصیل نداشته باشه 6 ماه باید در نوبت خدمت نظام وظیفه قرار بگیره تا بعد از 6 ماه تازه نوبت اعزام وی به دوره آموزشی  فرا برسد اگر جزء سهمیه ها نباشد 21 ماه خدمت سربازی وی زمان میبرد ،  که با اون 6 ماه زمان انتظار قبل از اعزام 27 ماه خوشبین باشیم 3 ماهم تخفیف میدیم 24 ماه  اقا الان 24  سالشه و میخواد وارد بازار کار بشه  اگر پارتی نداشته باشه باید به سراغ نیازمندیها بره و دنبال کار باشه اونم نیازمندیهایی که همه پر شده از جذب نیروی خانم حدود 4 ماه شاید طول بکشه تا کار مناسب پیدا بشه تازه استخدام قرار دادی که معلوم نیست بعد از 6 ماه یا یکسال قرار داد تمدید می شود یا نمی شود   تقریبا باید 4 یا 5 سالی کارکنه قید همه چیز رو بزنه  تابه ثبات مالی برسه  یه پس اندازی جمع کنه پس در بهترین شرایط و بدون وقفه یک پسر لیسانسه دارای شغل  و سربازی رفته حدودا 30 سال سن داره .باز هم خوشبین میشیم و 2 سال تخفیف میدیم 28 سال . باید به دنبال اجاره مسکن  و تهیه خرج و مخارج مراسم باشه  چون خانواده دختر خانم گفتن ما همین یه دختر رو داریم و براش کلی ارزو داریم خب شما ندارید واسه چی اومدید خواستگاری دختر ما . تازه توقعات مالی خوده اون دختر خانم بماند .

پس دختر خانمها و خانواده آنها در صورتی که توقعاتشون بالا باشد تقریبا باید منتظر یک آقای 40 ساله باشند که همه شرایط مورد نظر را داشته باشد یا اینکه سایر موقعیتها را به امید خواستگار بهتر از دست بدهند . و سن دخترا بالا تر رود و انتخابهایش محدود تر شود . برای همین است که که پسران نباید نگران باشند چون حتی اگر 40 سالشونم باشه با طرز فکر ی که درجامعه حاکم است میتوانند با یک دختر 20 ساله ازدواج کنند و جای نگرانی نیست و بالعکس اینجا دختران متضرر می شوند و این واقعیت جامعه کنونی میباشد .

توصیه می شود  ملاک سواد یک فرد را مدرک دانشگاهی قرار ندهید - توصیه می شود قبل از بررسی مسائل ظاهری شخصیت فردی طرف را ارزیابی کنید . پول دار بودن درامد بالا داشتن  لازمه  یک زندگی ایده ال است اما همه زندگی را شامل نمی شود میتوان گام به گام در زمینه مادیات پیشرفت کرد . صورت قشنگ و جذاب  اندامی ورزیده و تیپ مناسب داشتن خیلی خوبه اما مرد بودن بهتر است . هیچ کس کامل نیست بهتره رویایی فکر نکنید .

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
 استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به  یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟
 شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
 استاد پرسید: چه آوردی؟
 و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین

شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟

استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟

شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.

استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج یا تجرد؟!
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٦  

مجرد بودن برای هر کدام از ما معنا و مفهوم متفاوتی دارد. برای بعضی از آدمها، مجرد بودن شیوه زندگی شان است. اما برای اکثریت ما، مجرد بودن جنگی مداوم با خوشبینی است. می گویند امید از درون انسان سرچشمه می گیرد. ما طوری ساخته نشده ایم که زندگی خود را به تنهایی سپری کنیم. برای زاهد تارک دنیا این می تواند نوعی عبادت به حساب آید اما برای ما برابر با مرگ و فناست.

مجرد بودن چندان ساده نیست. اول از همه به این معناست که وظیفه کل تصمیم گیری هایمان در زندگی بر عهده خودمان است. نمی توانیم برای تصمیم گیری با کسی مشورت کنیم چون هیچکس اینقدر به ما نزدیک نیست که از او کمک بگیریم. ممکن است به دوستانمان اعتماد کنیم اما حتی نزدیک ترین دوستانمان هم قادر نخواهند بود جای همسرمان را برایمان پرکنند. به همین علت فقط به خودمان بستگی دارد که هر روز چه کاری انجام دهیم، سر کار برویم یا نه، شام چه بخوریم، آخر هفته را با دوستانمان به گردش برویم یا نه یا با چه کسانی حشر و نشر کنیم.
وقتی عصرها از سر کار به خانه برمی گردیم، کسی نیست که منتظرمان باشد و به ما خوشامد بگوید. مجبوریم شام را به تنهایی آماده کنیم، دوش بگیریم، و زندگیمان را در خلوت خود، و گاهی در کنار دوستان یا سر کار بگذرانیم. یکی از بزرگترین مشکلات مجرد بودن این است که نمی توانیم افکارمان را آن زمان که نیاز داریم با کسی مطرح کنیم. ممکن است بتوانیم اینکار را در جمع دوستان و آشنایان تاحدودی انجام دهیم، اما این کمتر از آن درک و دلسوزی است که همسرمان می تواند به ما داشته باشد.
همه دوست داریم تا بتوانیم با همسرمان بحث کنیم، با او حرف بزنیم، با او فکر کنیم و برای آینده نقشه بکشیم. اما وقتی مجرد باشیم از همه اینها محروم خواهیم ماند. ممکن است قرارملاقات ها و روابط عاشقانه تاحدی این خلاء را پر کند اما همه اینها موقتی است و ما هنوز تنها خواهیم ماند. یک برنامه تلویزیونی هست که دوست داریم در موردش با کسی حرف بزنیم اما فقط می توانیم فردا صبح آن را در محل کار با همکاران مطرح کنیم. مشکل یا بیماری خاصی داریم که دوست داریم کسی از آن باخبر شود، اما به چه کسی می توانیم آن را بگوییم؟ دوستان و خانواده هرکدام نقشی در زندگی ما خواهند داشت اما هیچکدام قادر به پر کردن این تنهایی مجرد بودن نیستند.
غذا پختن برای یک نفر هم مشکلات خاص خود را دارد و تجربه وحشتناکی است. پختن یک غذای خوشمزه و درست حسابی چه لذتی دارد وقتی کسی نیست که آنرا با او صرف کنید؟ آپارتمانتان نیاز به وسایل جدید دارد اما کسی نیست که با او در این زمینه مشورت کرده و تصمیم بگیرید. و البته مسئله نیاز جنسی که از همه اینها جدی تر و مهمتر به نظر می رسد.
روابط نزدیک مستلزم همراهی، درک متقابل، همدلی، دوستی، و البته عشق است. اما ما باید این خلاء درونی را به تنهایی پر کنیم. وقتی جوانتر هستیم با مسائل مختلفی سروکار داریم که از اهمیت این مشکل می کاهد اما هرچه سنمان بالاتر میرود، می فهمیم که دیدن عجایب جهان به تنهایی واقعاً خالی از لذت است.
مجرد ماندن در جامعه ما که همه را به ازدواج تشویق و ترغیب می کند و تمرکز افراد روی آن است، جلب توجه می کند. چرا باید مجبور شویم در هتل پول اتاق دوتخته را بدهیم وقتی یکی از تخت ها بلااستفاده می ماند؟ وقتی با دوستان متاهل خود بیرون می رویم هم این احساس تنهایی را بیشتر حس خواهیم کرد. معمولاً به مهمانی های شبانه دعوت نمی شویم چون کسی را نداریم که در آنجا همراهیمان کند و گاهی هم مجبور می شویم با کسی که دوستانمان سعی کرده اند با ما جفت کنند و هیچ علاقه ای به او نداریم همراهی کنیم.


جامعه بزرگسال ایران تقریباً %33 مجرد است و این میزانی قابل توجه است. بعلاوه در بسیاری از مناطق صنعتی، افراد مجرد یک بازار کار تازه به حساب می آیند. وقتی ما آخر هفته به گردش می رویم، زوج های بسیاری را می بینیم و متعجب می شویم که چه چیز آنها ر ا به سمت هم کشیده است درحالیکه ما سراپا جواهرهایی هستیم که کسی تابه حال موفق به کشف آن نشده است.

از اینرو، مجرد بودن به معنای خوشبین بودن است. یعنی در مواجهه با مشکلات و بدبختی های زندگی باز هم مثبت بیندیشیم. این مشکلات و بدبختی ها خود را در افکاری نشان می دهند که در پس ذهن شما زمزمه میکند، "چی می شد اگر...." چی می شد اگر فردا با یکنفر روبه رو می شدم، چی می شد اگر که زندگیمان را به تنهایی سپری می کردیم و دیگر به هیچکس روبه رو نمی شدیم، چی می شد اگر هیچوقت عاشق نمی شدیم، چی می شد اگر هیچکس به ماعلاقه مند نشود، چی می شد اگر قرار باشد تا آخر عمر مجرد بمانیم و ....و این آن زمزمه هایی است که سعی میکنیم هر روز آنها را خاموش کنیم و خوشبین باقی بمانیم.
خوش بینی از این دانش کلی نشات می گیرد که اکثر ما بالاخره با کسی مواجه میشویم، و مرد یا زن ایدآل زندگیمان را پیدا میکنیم. اما هرچه سنمان بالاتر می رود، نگرانیمان هم بیشتر می شود و کم کم می ترسیم. اگر قرار است که با همسر ایدآلمان روبه رو شویم، اینکار باید قبل از اینکه خیلی از سنمان بگذرد اتفاق بیفتد. دوست داریم این اتفاق وقتی بیفتد که ما در عنفوان جوانی هستیم. و هرچه چین و چروک های دور چشممان بیشتر می شود، می فهمیم که داریم پیر می شویم. اما هنوز مجرد مانده ایم.
مجرد ماندن تاحدی مثل یک پیروزی می ماند، به این معنی است که ما از مشکلاتی که از قرار گذاشتن با این و آن ناشی می شود، انتخاب های نادرست، و تنهایی در یک رابطه بد خودمان را دور نگه داشته ایم. این یعنی ما هنوز می توانیم خودمان انتخاب کنیم و سمت و سوی خودمان را حفظ کنیم. اختیار سرنوشتمان دست خودمان است. اما با همه این حرفها ما را از پا درمی آورد. پذیرفتن آن سخت است اما اکثریت ما دوست نداریم که مجرد بمانیم. یعنی درواقع از مجرد ماندن تنفر داریم.
ما از مجرد ماندن متنفریم چون نمی توانیم چیزی را با کسی شریک شویم. نمیتوانیم تصویر زیبایی را از یک زندگی خوشبخت با همسر ایدآل را از ذهنمان پاک کنیم. دوست داریم که برای کسی وقت بگذاریم و کسی را خوشحال کنیم. دوست داریم دوست بداریم، و می خواهیم این فرصت را به ما بدهند که عاشق شویم. ما آماده ایم اما این اجازه را به ما نمی دهند. مجرد ماندن حس نیاز درونی ما را به بخشیدن و فدا کردن بیشتر کرده و ناکامی ما را نیز بیشتر جلوه می دهد.
مجرد بودن همیشه به معنای هر شب مهمانی رفتن، رابطه های نامحدود، نداشتن مسئولیت، و زندگی بی خیال 25 سالگی نیست. در مجرد بودن مسئله انتخاب نیست، مسئله محیط است. همیشه فکر می کنیم که اگر اینجا نبودیم و چنین زندگی نداشتیم، مطمئناً مجرد نمانده بودیم.
با قرار گذاشتن با افراد جدید سعی می کنیم این امید را در درونمان زنده نگه داریم. می فهمیم که نوری در انتهای این تونل به چشم می خورد. و چون آخرین خواستگارمان آنی نیست که ما می خواهیم، پس این یعنی راهمان را درست انتخاب کرده ایم. این راهی است که خیلی از ما با تجرد خود کنار می آیند. ما هر کاری می کنیم تا امیدها و آرزوهایمان را زنده نگه داریم. خودمان را متقاعد می کنیم که مجرد ماندن انتخاب ما بوده است و منتظر هستیم تا با فرد ایدآل خود روبه رو شویم. این واقعیت دارد، این دقیقاً همان کاری است که انجام می دهیم. اما این زمزمه ها ادامه می یابد، ساعت جسممان بلندتر تیک  و تاک می کند، موهایمان کم پشت تر میشود، اما می دانیم که آخر به هدفمان می رسیم. هنوز امیدواریم که برسیم.
مجرد بودن یعنی زندگی کردن با حس ناکامی و ناامیدی که افراد کمی می توانند جفت خوبی برای ما باشند. ما پاسخ سؤالاتی مثل اینکه چرا تنها هستیم را نمی دانیم. حتی گاهی اوقات از خودمان می پرسیم که چرا من؟ پرا من باید تنها بمانم؟ این آن چیزی نبوده که ما برای آینده مان درنظر گرفته بودیم. اما چرا این اتفاق افتاده است؟ کجای کار اشتباه بوده است؟ آن دخترها یا پسرهای خوب و خوشگل کجا رفته اند؟ شاید چنین کسانی اصلاً وجود نداشته اند و همه این مدت ما خودمان را گول می زدیم. اما بعد بعضی از دوستانمان به ذهنمان می آیند که روابطی بسیار عالی دارند. و به این ترتیب بیشتر خودمان را زیر سؤال می بریم. حتی قضاوت و انتخابمان را هم زیر سؤال می بریم و با خود می گوییم که شاید فرصت های خوب را برای داشتن یک رابطه ایدآل از دست داده ایم. شاید خیلی وسواسی عمل کرده ایم؟ شاید همه تقصیرها گردن خودمان بوده است. اما مطمئناً اینطور نیست.

وقتی تعطیلات و مناسبت های سالانه، عید، ولنتاین، کریسمس و ... پیش می آید تازه می فهمیم که مجرد بودن چه طعم تلخی دارد. اما هر سال هنوز این امید را داریم که تا آخر آن سال از تجرد خارج شده و نامزد کنیم.
افراد متاهل همیشه تصور می کنند که مرغ همسایه غاز است. افرادی که روابط زناشویی خوبی ندارند همیشه در حسرت آزادی دوران تجرد هستند. آنها از مشکلات و نابسامانی های مجردی بودن آگاهی ندارند و فکر می کنند اگر مجرد بودند وضعیت بهتری داشتند. شاید هم حق با آنها باشد. اما آنچه که اهمیت دارد این است که در انتخاب خود نه باید تعجیل کنیم و نه تعلل. اگر بدانیم که از زندگی چه می خواهیم و برای ازدواج با فکر باز و منطق خوب تصمیم بگیریم هیچوقت از کار خود پشیمان نخواهیم شد


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نکات مهم برای اولین رابطه جنسی در ازدواج
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢  

 

مخصوص هر دو نفر:

چطور می توانیم رابطه جنسی خوبی داشته باشیم؟

آنچه که در این مقاله عنوان می کنیم قانون نیست. قانون گذاشتن برای رابطه جنسی غیرممکن است – آنچه که مهم است این است که کاری که می کنید احساس خوبی به شما بدهد. و این احساس خوب باید بعد از رابطه جنسی هم باقی بماند—به هیچ وجه نباید بعد از رابطه جنسی مضطرب و نگران شوید که مبادا همسرتان باردار شود یا دچار بیماری شوید. به همین دلیل، برنامه ریزی برای جلوگیری از بارداری و رابطه جنسی ایمن باید مد نظرتان باشد.

چه زمان باید رابطه جنسی داشته باشیم؟

زمان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است این است که این زمان، زمانی باشد که هر دو نفر شما احساس راحتی کنید. خیلی از زوجین دوست دارند با سپیده صبح رابطه جنسی برقرار کنند، خیلی ها عصرها را ترجیح می دهند و بعضی دیگر تاریکی شب را. مهمتر از زمان رابطه جنسی، زمانی است که می خواهید با هم بگذرانید. برای اولین رابطه جنسی زمان زیادی را اختصاص دهید. روزهای تعطیل معمولاً بهتر است، می توانید کل روز را، حتی ساعت خواب را، صرف آن کنید.

آیا قبل از رابطه جنسی باید چیزی بخوریم یا بنوشیم؟

از خوردن غذای سنگین قبل از رابطه جنسی خودداری کنید چون خواب آلودتان می کند. غذای سبک بخورید، مشروب نخورید. الکل نعوظ را دشوار می کند.

کجا باید رابطه جنسی انجام دهیم؟

اینکه کجا رابطه جنسی انجام دهید تصمیم خیلی مهمی است. پیدا کردن جایی که هر دوی شما بتوانید حداقل تا 48 ساعت آینده تنها باشید خیلی سخت است. اما ارزشش را دارد.

تخت خواب بهترین محل برای عشق بازی است. اتاق خواب همه شرایط لازم برای داشتن یک رابطه جنسی فوق العاده را دارد: گرما، راحتی، فضای کافی و توالت. می توانید با هم دوش  بگیرید.

چه چیزهایی باید همراه داشته باشیم؟

هر چه که برای راحتیتان لازم است را با خود داشته باشید. کاندوم، بالشت مورد علاقه تان یا حوله حمام.

آیا هر دوی ما باید در یک زمان ارضاء شویم؟

نگران همزمان کردن ارگاسم ها نباشید. خیلی از خانم ها تازمانیکه تجربه کافی پیدا نکنند، در طول رابطه جنسی ارگاسم نمی شوند. خیلی بعید است که در اولین رابطه جنسی بتوانید هر دو با هم ارضاء شوید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید و حتماً به همدیگر بگویید که چه چیز برایتان لذت بخش است و به ارضاء شدنتان کمک میکند.

مخصوص خانم ها:

اول باید چه کار کنم؟

نباید از همسرتان انتظار داشته باشید که در اولین جلسه بداند که چه چیز به شما لذت می دهد. این شما هستید که باید به او بگویید، دست های او را بگیرید و آن را جایی قرار دهید که راضیتان می کند. اصلاً خجالت نکشید و به او بگویید که دوست دارید چطور بدنتان را لمس کند. اگر دفعه اول شریک جنسیتان باشد، احتمالاً اضطراب و استرس زیادی خواهد داشت و آلت تناسلیش خوب واکنش نخواهد داد. برای تحریک دوباره آن  به صبر، آرامش و درک نیاز دارید. به همین خاطر است که گفتیم باید زمان زیادی را برای اولین رابطه جنسی خود اختصاص دهید.

آیا دردناک خواهد بود؟

احتمالاً داستان های زیادی درمورد درد از دست دادن باکرگی شنیده اید. برای بعضی از خانم ها واقعاً دردناک است اما اگر طرفتان کارش را درست انجام دهد درد زیادی نخواهید داشت. از روغن استفاده کنید و به همسرتان زمان دهید. خودتان بگویید که چه زمان برایتان  لذت بخش است و کی دردتان می گیرد.

رابطه جنسی را در چه حالتی باید انجام دهیم؟

خیلی از خانم ها دوست دارند رابطه جنسی دفعه اولشان را طوری انجام دهند که خودشان روی مردشان قرار گیرند چون در این حالت کنترل بیشتری روی آلت تناسلی مرد دارند. خیلی ها هم دوست دارند که مردشان روی آنها بخوابد و کنترل همه چیز را به طرفشان می دهند. حالتی را انتخاب کنید که برایتان بهتر ست. فقط یادتان باشد که به او بگویید که عجله نکند و درصورت نیاز از روغن مخصوص استفاده کنید.

مخصوص آقایون:

اگر نتوانستم به نعوظ دست پیدا کنم چه؟

شاید خنده دار به نظر برسد اما ممکن است این اتفاق واقعاً بیفتد. نگران نباشید چون کاملاً طبیعی است و همه آن تقصیر اضطراب و استرس شماست. یک نفس عمیق بکشید  برای مدتی با دست ها، لب ها و زبانتان رابطه جنسی انجام دهید. سعی کنید اضطرابتان را فراموش کنید و مطمئناً باشید که آلت جنسیتان واکنش می دهد.

اگر قبلاً رابطه جنسی نداشته ام باید حتماً به او بگویم؟

خیلی از مردها فکر می کنند چون مرد هستند باید مسئولیت رابطه جنسی را  برعهده بگیرند و مهم نیست که کدامشان تجربه بیشتری دارد. اگر شما تابه حال رابطه جنسی نداشته اید و طرفتان داشته است، اجازه بدهید که کنترل همه چیز دست او باشد. از اعتراف واقعیت نترسید. اگر خودتان هم نگویید مطمئن باشید که طرفتان خودش متوجه می شود که قبلاً رابطه جنسی نداشته اید و خودش همه چیز را نشانتان می دهد.

اگر خیلی زود ارضاء شدم چه؟

اگر خیلی زودتر از زمانی که می خواستید ارضاء شدید اشکالی ندارد، کمی عشق بازی کنید، بخوابید و باز دوباره امتحان کنید. بار دوم بسیار ریلکس تر خواهید بود.

آیا آلت تناسلیم به اندزه کافی بزرگ است و شکل درستی دارد؟

اندازه آلت جنسی یکی از نگرانی های بسیار متداول آقایون است. سایز متوسط آلت جنسی کمی بیشتر از 13، 14 سانت در زمان نعوظ است و این اندازه برای راضی کردن طرفتان کافی است. واژن خانم ها می تواند خیلی راحت خودش را با اندازه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک آلت جنسی مردها مطابقت دهد و اندازه آلت جنسیتان ارتباطی با ارضاء کردن طرفتان ندارد.

یک مسئله مهم دیگر شکل آلت جنسی است. خیلی از مردها نگران می شوند که چرا آلت جنسیشان به سمت پایین یا سمت چپ خم است و تصور می کنند چون هیچوقت هیچ مردی را در فیلم های پرنو با چنین آلت تناسلی ندیده اند، پس مال آنها طبیعی نیست. خیلی های دیگر فکر می کنند خم بودن آلت تناسلیشان به سمت پایین رابطه جنسی را برایشان دشوار می کند. اما یادتان باشد رابطه جنسی را می توان در حالات بی شماری انجام داد. واژن زن و آلت جنسی مرد می توانند به شکل های مختلف با هم جور شوند و هر حالت جدید برای رابطه جنسی لذت های جدیدی را به شما و طرفتان خواهد داد.

آیا شریک جنسی خوبی خواهم بود؟

یک شریک جنسی خوب بودن به طور خودکار ایجاد نمی شود. با انتخاب زمان مناسب، مراقبت و تمرین، مطمئن باشید هر آنچه که برای یک شریک جنسی فوق العاده لازم باشد را دارید. اولین جلسه رابطه جنسی برای هر دوی شما کمی ناشیانه خواهد بود اما آغازی برای فوق العاده ترین زمان های زندگیتان خواهد شد.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
هدیه ازدواج
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱  

 

می دانید بیشتر دلخوری ها ، بگومگوها، دعواها، جار و جنجال ها ، سرماخوردگی ها و ناتوانی ها در زندگی مشترک از کجا شروع می شود؟ از آن جا که یکی به خودش اجازه می دهد دیگری را مطابق خواسته ها و نظارت خودش تغییر دهد و به اصطلاح او را طبق مدل و الگوی ذهنی خود بسازد. مسأله در همین خواستن هم خلاصه نمی شود بلکه گاهی شخصی به خودش این اجازه را می دهد که پا را فراتر بگذارد و بر طرف مقابل فشار وارد کند. یعنی می خواهد که او (همسرش) خودش نباشد، بلکه آدمی باشد که او می گوید. کسانی که این کار را می کنند عمل خود را این گونه توجیه می کنند که او (همسرشان) باید درست شود باید از این اشخاص پرسید: « چه کسی گفته که خود تو درستی و او بر خطاست» چطور کسی می تواند ادعا کند که خودش بر حق است و دیگری بر خطاست؟ آن هم در چه ؟ در تفسیرهای خودش از حق با شیوه ها و سلیقه های شخصی نکته این است که دو نفر که اطلاعات ،‌دانایی و توانایی تسلطشان بر نفس (تقوا) در ردیف یکدیگر است ( یعنی یکی معصوم نیست و آن دیگری انسان نادان آلوده به گناه) هر دو در معرض خطا و صواب هستند. اگر موضوع حق است و نه سلیقه های شخصی باز هم هر کسی از زن و مرد مسؤول کارهای خودش است. ضمن این که حق معیار خودش را دارد و همه وظیفه شناخت وعمل کردن به آن را دارند. هیچ کس وکیل و وصی حق نیست. کسی که منادی حق می شود حرفش در دل انسان‌های مستعد جا می گیرد. بعضی ها با بی انصافی و بی صداقتی پشت اسم اسلام و حقیقت سنگر می گیرند و خواسته ها ، سلیقه ها و حتی تربیت آبا و اجدادی خود را به اسم اسلام و حقیقت بر دیگری تحمیل می کنند. این افراد در واقع از اسم حقیقت یا اسلام یک سپر در برابر خواسته های خود ساخته اند تا در مقابل دیگران از خود دفاع کنند. چون معمولاً کسی که فشار وارد می کند مورد انزجار است. پس می خواهد حقیقت را خرج خود کند. او آن قدرشجاعت ندارد که بگوید من این طور می‌خواهم . اگر قرار بر هدایت کسی است می توان او را در شناخت معیارها کمک کرد . دادن شناخت هم با زور و جنجال ممکن نیست. مهم خود فرد است که بخواهد یا نه. در زندگی مشترک قرار نیست که کسی خود را محور حق قرار دهد و بگوید دیگری باید طبق الگوهای من زندگی کند حتی اگر واقعاً بحق باشد. مثلاً «میهمان دوستی» کاری است اخلاقی اگر یکی از طرفین زن یا شوهر خیلی مهمان دوست است باز هم اجازه ندارد آن را بر همسر خود تحمیل کند. می تواند از خودش مایه بگذارد نه از همسرش و فقط می تواند او را راهنمایی کند. این نکته که انسان ها باید بر محور حقیقت تربیت شوند و منطبق با آن تغییر کنند حرف کاملاً درستی است. اصل ارزش زندگی هم درهمین است. از طرف دیگر انسان ها نمی توانند و نباید نسبت به اصلاح خود جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند. اما نکته این است که راه اصلاح خود ، جامعه و دیگری بی تفاوت و بی مسؤولیت باشند . اما نکته این است که راه اصلاح هدایت است و نه اجبار. هدایت هم دادن شناخت است و باقی ، راه دل. در اینجا زور به کار نمی آید. البته این نکته با اجرای قوانین اجتماعی که نفع جمع را به دنبال دارد و دولت به عنوان پاسدار قانون موظف به اجرای آن است متفاوت است. این جا حرف از رابطه دو انسان است . در ارتباط با اصلاح شخصی انسان ها خودشان باید بخواهند که اخلاق حسنه داشته باشند و خود را اصلاح کنند. در این جا زور کاری نمی کند. مثلاً با استفاده از خیلی ابزارها می توان کسی را وادار کرد که راست بگوید ولی هدف از تربیت فقط راست گفتن نیست، راست گو بودن است و میان این دو تفاوت است. ( رجوع شود به کتاب پیرامون جمهوری اسلامی شهید مطهری). رابطه صحیح بین دو انسان از تحمیل عقاید یکی بر دیگری حاصل نمی شود. وقتی کسی در زندگی مشترک بنا را بر این بگذارد که من می خواهم همسرم آن گونه باشد، این گونه نباشد این گونه عمل کند ، آن گونه عمل نکند، این کار را بکند ،‌ آن کار را نکند و …. خواسته های خودش را بر دیگری تحمیل کند در واقع بنای یک رابطه ناسالم را گذاشته است . هر کس (اعم از زن و مرد) باید توجه داشته باشد که همسر او هم مثل خود او یک انسان است با طرز فکر ، دیدگاه ها ، علایق و سلایق ،‌باورها و حساسیت های خودش در یک کلمه هر کس یک شخصیت است و هویت خودش را دارد. چطور است که یکی می خواهد خودش باشد طبق همین اصل باید به دیگری هم اجازه بدهد که خودش باشد. زندگی مشترک که بر محور من قرار گرفت دیگر زندگی مشترک نمی شود می شود زندگی من بر محور منیت خواسته های من ، نیازهای من، حرف من‌ و ….. اگر زوجی هر یک بخواهند همه چیز حول محور خواسته های خودشان شکل بگیرد آن زندگی چه حالتی پیدا می کند؟ این دیگر زندگی شخصی ست که خواسته هایش را تحمیل می کند و مرگ دیگری و در این صورت اولی هم زندگی نمی کند. نهایت آن هم یا جدایی است و یا هر دو یک راه را در پیش می گیرند که جنگ است . در هر دو صورت از زندگی مشترک خبری نیست. اگر کسی حساسیت های خاصی دارد که بدون رعایت کردن آنها زندگی برایش سخت است باید و باید قبل از ازدواج موافق با این حساسیت ها ،‌همسرش را انتخاب کند. در غیر این صورت این گونه بودن یا آن گونه بودن همسر او باعث آزار او میشود. مثلاً اگر کسی همسری برگزیند که اهل میهمانی و سفر و برو و بیا و بریز و بپاش و خانواده شلوغ ، نمی تواند او را وادار کند که در خانه ای سوت و کور و ساکت وبی رفت و آمد وفاقد ارتباطات اجتماعی روزگار بگذراند. دخترها و پسرهایی که کسی را به همسری قبول می کند با این فکر که پس از ازدواج او را تغییر می دهند، سخت اشتباه می کنند .زندگی مشترک برای ایجاد فشار و تحمیل کردن خود بر دیگری نیست . خانه میدان جنگ ، رو کم کنی، برد وباخت و … نیست، زندگی مشترک برای آرامش است. قرار است که خانه محل سکون و آرامش باشد . محلی برای گرفتن فشارهایی که از بیرون بر فرد وارد شده نه این که خود محلی برای اعمال و یا تحمل فشار باشد. خانه محل امن است جایی ست که جسم و جان و عقیده و سلیقه و احساس و باور و شخصیت و هویت و … هر کس در امان باشد ، نه مورد حمله و تجاور. در جنگیدن نمی توان از زندگی لذت برد. زندگی مشترک برای این است که زن و شوهر از هر لحظه‌ی با هم بودن لذت ببرند. و این حاصل نمی‌شود مگر اینکه همدیگر را همان طوری که هستند دوست داشته باشند و بپذیرند. نویسنده: گل پونه منبع: مجله دختران شماره ششم بنیاد اندیشه اسلامی

کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
رابطه ضریب هوشی و ازدواج
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸  

یک تحقیق دانشگاهی توانسته بین ضریب هوشی و روابط بین زوج ها رابطه ای پیدا کنه.


درجه هوشی پایین تر ، وفاداری کمتر و تمایل به برقراری روابط جنسی بیشتر


محققین دانشگاه هاروارد طی تحقیقاتی بر روی درصد موفقیت ازدواج ها نشان داده اند که زوجهایی که دارای درجه هوشی بالاتری هستند در روابط زناشویی خود به مراتب موفق تر از دیگر زوج ها می باشند
 

دانشمندان ثابت کرده اند که بی وفایی همسران نسبت به یکدیگر، روابط خارج از رابطه زناشویی و ابراز علاقه به شخص سوم چه از طرف زن و چه از جانب مرد، در میان زوج های با ضریب هوشی بالا به مراتب کمتر از زوج های با ضریب هوشی متوسط و زوج های با ضریب هوشی پایین مشاهده می شود.

 

دانشمندان نشان داده اند که میزان وفاداری زوجین به یکدیگر رابطه مستقیم و معنی داری با درجه هوشی زوجین داشته به طوری که زوجین با ضریب هوشی بالا تر به طور چشمگیری بیش از زوجین با ضریب هوشی پایین تر به یکدیگر وفادار می باشند



ضریب هوشی پایین تر، و عشق و علاقه سطحی تر

 


عشق و علاقه ای که زوجین به یکدیگر نثار می کنند ارتباط مستقیم و معنی داری با ضریب هوشی آنها دارد به طوری که زوجین با ضریب هوشی بالاتر ابراز علاقه بیشتری به همسران خود مبزول داشته و قویا نسبت به روابط خارج از زندگی زناشویی ابراز مخالفت نمودند.

 

از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است و روند تکاملی انسان ها بر آن است که یک فرد را به برترین درجه تکامل معنوی نایل آورد، واضح است که تک همسری به عنوان یک اصل در انسان ها پذیرفته می شود.

انسان هایی که قویا به این نکته واقفند که انسان اشرف مخلوقات بوده و روند تکاملی اش معنوی است و نه فیزیکی، در انتخاب زوج بیش از پیش بر معیار های معنوی تاکید داشته و همواره افراد را با درجه انسانیت، شرافت، و استعداد ها و توانایی های ذهنیشان می سنجند و عشق و علاقه خود را نثار یک فرد خواهند نمود.

 

دانشمندان در بررسی های خود نشان داده اند که چنین افرادی همواره کششی به سوی افراد با ضریب هوشی بالا نشان می دهند، و پر واضح است که این افراد خود نیز باید دارای همین صفات باشند چرا که همانند همیشه همانند را جذب می کند و این است قانون جذب.




ضریب هوشی پایین تر و روابط جنسی بیشتر و زود هنگام تر

 


در خصوص میزان هوش و روابط جنسی قبل از ازدواج مطلعات فراوانی انجام گرفته است. دانشمندان با ثبت ضریب هوشی افراد و اینکه آیا قبل ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند یا خیر، به نتایج بسیار جالب توجهی دست یافته اند.

بررسی ها نشان داده اند که درصد افراد با ضریب هوشی پایین تر که پیش از ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند به طور قابل توجهی بیش از درصد افراد با ضریب هوشی بالایی است که پیش از ازدواج روابط جنسی را تجربه کرده اند.

 

در یک بررسی که بر روی دختران دانشگاه برکلی، یکی از دانشگاه های بسیار معتبر در آمریکا، انجام گرفته است، نشان داده شده که تنها 20 درصد از این دختران روابط جنسی را تجربه کرده اند، حال آنکه این رقم در چندین دانشگاه دیگر که دانشجویان آن از نظر تحصیلی و ضریب هوشی در جایگاه پایینتری قرار داشتند بیش از 70 درصد و در برخی دیگر از دانشگاه ها به بیش از 90 درصد نیز می رسید.

چنین اختلاف فاحشی به واقع نشان دهنده اینست که افراد با ضریب هوشی بالاتر تمایل کمتری به برقراری روابط جنسی بیهوده با دیگر افراد نشان می دهند و اهمیت بیشتری برای ارزشهای معنوی قایلند تا ارزشهای جسمانی.

 

روند کلی چنین است که افراد با ضریب هوشی پایین تر همواره تمایل بیشتری به برقراری روابط جنسی صرف و به دور از عشق و وفاداری از خود نشان می دهند و بدین جهت راحت تر از افراد با ضریب هوشی بالاتر تن به اینگونه روابط می دهند.

همچنین در یک بررسی دیگر دانشمندان رابطه میان رشته تحصیلی و میزان باکرگی دانشجویان دختر را مورد بررسی قرار دادند. بر این اساس میزان باکرگی در دانشجویانی که در رشته هایی که نیازمند به ضریب هوشی بالاتری هستند مشغول به تحصیل اند بیش از سایر دانشجویان می باشد.

 

بر اساس این بررسی ها دانشجویان رشته پزشکی، بیوشیمی، و برخی از گرایش های مهندسی دارای بالاترین میزان باکرگی برابر با 83 درصد بودند.



درجه هوشی پایین تر در فرزندان حاصل از ازدواج زن و یا مرد مطلقه با یکدیگر



بررسی ها نشان داده اند که کودکانی که حاصل ار ازدواج زنان و یا مردان مطلقه با یکدیگر اند نسبت به کودکانی که والدین آنها از ابتدا با یکدیگر در پیوند زناشویی بوده اند ضریب هوشی پایین تری دارند. بررسی ها نشان داده اند که در صورتی که فرزندی حاصل از ازدواج زن و مردی باشد که هر دو شان یک طلاق را تجربه کرده اند ضریب هوشی اش به مراتب کمتر از فرزندی خواهد بود که حاصل از ازدواجی است که در آن تنها یکی از والدین سابقا طلاق را تجربه کرده اند. از آنجا که طلاق نشاندهنده حد اقل میزان وفاداری زن و مرد به یکدیگر است، چنین نتایجی کاملا قابل انتظار و از نقطه نظر علم ژنتیک قابل اثبات اند.

 

حال که ارتباط میان ضریب هوشی و تمایل به وفاداری بین زوجین از نقطه نظر علم ژنتیک مورد بررسی قرار گرفته، مشهود است که اکثریت کسانی که تمایل به برقراری روابط جنسی با افراد خارج از پیوند زناشویی را دارند مسلما از نظر ارزشهای معنوی در جایگاه پایین تری نسبت به سایرین قرار داشته و دید آنها بر روی همسرانشان صرفاً دیدی جنسی خواهد بود


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
لزوم به تعویق انداختن رابطه جنسی قبل از ازدواج
ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٧  



 اگر شما به یک رابطه جدی و بلند مدت (ازدواج) می اندیشید بهتر است رابطه جنسی را به پس از ازدواج موکول کنید،در ادامه مطلب به دلایل به تعویق انداختن رابطه جنسی توضیح داده شده است.


۱- افراد مختلف نسبت به رابطه جنسی دید متفاوتی دارند: رابطه جنسی برای آنان میتواند به مفهوم تعهد، سرگرمی، لذت صرف، صمیمیت و یا هیچ چیز باشد. بهتر آنست که شما تا زمانی که شناخت کافی نسبت به فرد و نحوه نگرش وی به رابطه جنسی پیدا نکرده اید اقدام به برقراری رابطه جنسی نکنید. زیرا برای مثال اگر شما به رابطه جنسی به دید تعهد و صمیمیت بنگرید و به امید آنکه با برقراری رابطه جنسی محبوب خود را از دست نخواهید داد و به عکس از نظر  فرد محبوب شما رابطه جنسی یک لذتجویی صرف باشد آنوقت اندوه بزرگ و سرنوشت غم انگیزی را برای خود رقم زده اید.

2- صرفنظر از آنکه شما چگونه می اندیشید، رابطه جنسی پیامدها و تاثیرات شگرف و مهمی را در بر خواهد داشت.

3- رابطه جنسی احساسات شما را تحت الشعاع قرار داده و آنها را تشدید، لجام گسیخته و یا منحرف میسازد: مغز انسان در سیر تکاملی خود به گونه ای طراحی گردیده است که هنگام مواجهه با موقعیتهای امکان  برقراری رابطه جنسی همچون شرایط تهدید آمیز مواد شیمیایی خاصی را آزاد میسازد که روند اندیشیدن را متوقف میسازند. در واقع شما را ناخودآگاه به برقراری رابطه جنسی هدایت میکند تا شما قادر باشید با تولید مثل به بقاء خود ادامه دهید. اما آیا این موقعیتها همان جایی ست که شما میخواهید با یک فردی که شناخت چندانی از وی ندارید باشید؟ بنابراین در مرحله تعیین کننده شناخت فرد شما از هوشیاری کافی برای اتخاذ تصمیمات منطقی برخوردار نخواهید بود.

4- رابطه جنسی مواد شیمیایی "پیوند دهنده" و "دلبسته کننده" آزاد میسازد: برقراری رابطه جنسی در دو جنس موجب آزاد سازی مواد شیمایی میگردد که احساس دلبستگی را در آنها پدید می آورد. آیا شما میخواهید اجازه دهید تا مواد شیمیایی مغز شما برای شما تصمیم گیری کنند که به چه کسی دلبستگی پیدا کنید؟ دست نگه دارید شما با این کار رنج بزرگی را به جان خواهید خرید زمانی که باید از شریک خود جدا گردید اما به سبب برقراری رابطه جنسی به وی دلبسته شده اید.

5- رابطه جنسی دامنه انتخاب شما را محدود میسازد: رابطه جنسی شما را ملزم میسازد تا شتابزده و خیلی زود هنگام در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید و سناریوی دهشتناک تر آنکه  باردار بودن، شما را در امر تصمیم گیری و انتخاب در تنگنا قرار دهد. هنگامی که با شریک خود رابطه جنسی برقرار نکرده باشید آسانتر میتوانید خود را از یک رابطه ناسالم بیرون بکشید.

6- انتظار و پیش بینی استرس زاست، اما شیرین و مهیج: یکدیگر را از آن محروم نسازید. این در سرشت انسان است که چیزی را که با تلاش و انتظار بیشتر بدست می آورد، بیشتر هم قدرش را می داند. همچنین رابطه جنسی زود هنگام مرحله خیالپردازیها و رویاهای ما نسبت به محبوبمان را عملا حذف میکند و شور و هیجان عاشقی را کمرنگ و کسالت بار میسازد.

7- برقراری رابطه جنسی زود هنگام و شتابزده بر عدم خویشتنداری و فقدان احترام دلالت دارد: زمانی که شریک شما این فرصت را به شما نمیدهد تا پس از شناخت کافی  و مبتنی بر عقل و رضایت کامل شما رابطه جنسی آغاز گردد و یا به شما تنها به یک ابزار جنسی مینگرد در واقع احترامی برای شما قائل نیست. همچنین عدم توانایی در کنترل غرایز در فرد میتواند گواهی بر بی ارادگی و خیانت کار بودن وی نیز باشد. اینگونه نتیجه گیری ها ممکن است کاملا غلط و نادرست باشد اما چرا باید یک موضوع پیچیده را بغرنج تر کرد؟

8- پیشگیری از بیماریهای مقاربتی: شما هنگامی که نسبت به طرف مقابل خود شناخت کافی ندارید هرگز نباید ریسک کنید و خود را در معرض انواع بیماریهای آمیزشی قرار دهید.

9- مردان بی انگیزه: یکی از مهمترین انگیزه های مردان از برقراری رابطه با جنس مخالف خود امید به برقراری رابطه جنسی با وی است. بنابراین دختران نباید زود هنگام و شتابزده اقدام به برقراری رابطه جنسی کنند زیرا با این کار ممکن است شانس خود را برای ازدواج با فرد به میزان زیادی از دست بدهند. همچنین دخترانی که خیلی زود به رابطه جنسی تن میدهند نزد مردان ارج و قربی نخواهند داشت.

    * برچسب ها: لزوم به تعویق انداختن رابطه جنسی قبل از ازدواج، رابطه جنسی، دلبستگی، بیماریهای مقاربتی، ازدواج، 


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
یک راه زیرکانه برای شناخت بیشتر نامزدتان
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

یکی از نکاتی که در دوران نامزدی باید به آن توجه کنید اینست که نامزدتان چطور در بحث و گفتگو راجع به مسائلی که توافق ندارید شرکت می‌کند و به چه حالت و طریقی بحث خاتمه می‌یابد.  
  


در روابط قبل از ازدواج، افراد مجرد را می‌توان بطور کلی در دو دسته قرار داد. 
یک دسته افرادی هستند که روی شخص بخصوصی تمرکز برای ازدواج ندارند اصولا نمیخواهند ازدواج کنند.دسته ی دیگر آنهایی هستند که به فکر پیدا کردن آن فرد دلخواه برای عشق و همسر آینده خود می‌باشند.
1.میان این دسته اخیر افرادی با هم به اشتباه جفت می‌شوند که هیچگونه هدف و راه مشخص زندگیشان با هم مشترک نیست و در واقع وقت خود را با هم به هدر می‌دهند.  
2.گروهی که می‌خواهم روی آنها در این جا تأکید کنم زوجهایی هستند که نامزد کرده اند و قرار است به زودی زیر یک سقف بروند. آنها در مسیر هدفهای زندگیشان با هم همراه اند و بنظر می‌رسد که با هم جور هستند. یکی از فرم هایی که این رابطه ها می‌گیرند اینست که یکی از طرفین و یا هر دو طرف باور دارند که نامزد آنها و بطور کلی رابطه آنها خوب است بجز چند نکته و یا مسئله ای که اگر وجود نداشت رابطه کاملاً رضایت بخش می‌شد. این افراد به رابطه ادامه داده و امیدوارند که نامزدشان به طریقی که آنها می‌خواهند عوض بشود. آنها ممکن است مدت طولانی به این امید رابطه ای را نگه دارند، بدون اینکه هیچ تغییری در فرد مورد نظر پیدا شود. اگر شما در این موقعیت در رابطه ای هستید و تصمیم گیری برایتان مشکل است، من در اینجا یک تمرین ساده پیشنهاد می‌کنم که شما را به تصمیم گیری کمک خواهد کرد. 
 البته مشاوره با یک روانشناس رابطه و ازدواج لازم است. برای کمک و آشنایی بیشتر به عمق مسائل رابطه، این تمرین شروعی است که کمک می‌کند به تنظیم افکار شما درباره ی رابطه خود:
1-در یک صفحه سه ستون درست کنید. روی ستون اوّل لیستی از خصوصیات نامزدتان که برای شما دوست داشتنی و قابل تحسین است بنویسید.
2- درستون دوّم یک لیست از ارزشها و هدف هایی که هر دو مشترک هستید بنویسید. (کار، تحصیل، بچه داشتن و تعداد بچه ها و غیره)
3- در ستون سوم لیستی از فعالیت هایی که مشترکاً دوست دارید، ورزشی، تفریحی، هنری و غیره بنویسید.این صفحه را کنار بگذارید و در چند روز و هفته های بعد وقتی نکته ی دیگری به یادتان می‌آید به آن اضافه کنید.
4-روی صفحه ی دیگری لیستی از خصوصیات رفتاری فرد مورد نظر که شما دوست ندارید و آرزو می‌کنید که کاشکی عوض می‌شدند بنویسید.
5- بعد از چند روزی لیست شماره 4 را مرور کنید. در نظر داشته باشید که امکان اینکه نامزدتان در رابطه با این خصوصیات شخصی و رفتاری عوض بشود وجود ندارد، با آگاهی و تعمق یکایک رقم لیست خصوصیات ناخواسته را بسنجید و ببینید که آیا در میان این لیست خصوصیاتی که در عین حال که کاملاً دلخواه شما نیست ولی شما می‌توانید در زندگی با آنها کنار بیائید وجود دارد؟
6- این خصوصیات مورد دلخواهم نیست ولی می‌توانم با آن کنار بیایم- به ستون دوم در همان صفحه منتقل کنید. هر دو لیست های خود را برای چند روزی کنار بگذارید.
7- هر چند روز و یا چند هفته ای به لیست ها مراجعه کنید و ببینید آیا می‌توانید رقمی‌به لیست خصوصیات دوست داشتنی و مشترک و رضایت آمیز اضافه کنید. و همچنین ببینید آیا می‌توانید از لیست ارقام مورد دلخواه نبودن رقمی‌را به لیست - مورد دلخواهم نیست ولی می‌توانم با آن کنار بیایم منتقل کنید.
اگر بعد از چند دفعه کوشش در مورد این لیست ها هنوز رقمی ‌یا ارقامی‌در لیست مورد دلخواه نبودن وجود دارند و شما نمی‌توانید تصور زندگی با آن خصوصیات را داشته باشید بجا نیست که این مساله را به امید عوض شدن آن خصوصیات ادامه بدهید. 
در این مرحله چند قدمی‌را پیشنهاد می‌کنم: قدم اول اینست که از خود سئوال کنید که آیا من نظرم را با این فرد صادقانه در میان گذاشته ام؟ اگر جوابتان «نه» می‌باشد، در میان گذاشتن آن کمکی است برای شما و نامزدتان. بیان این نکات فرصتی است برای صحبت و اظهار نظر و در نتیجه کمکی است به رشد شخصی هر دو طرف. در بعضی موقعیت ها صحبت و تبادل نظر فرصتی است برای تغییر نظر و دیدگاه مسائل مطرح شده.  
در این مرحله صحبت و مشاوره با یک متخصص روابط ازدواج می‌تواند کمک خوبی باشد. تراپیست می‌تواند در روشن شدن مسائل کمک کرده که شما بتوانید ببینید که آیا رقم های لیست شما چه نقشی در رابطه خواهند داشت و به چه طریقی این خصوصیات در رابطه نقش گرفته و اثرات آن چه می‌تواند باشند. همچنین تراپیست می‌تواند به شما کمک کند که خصوصیات و موقعیت ها را در زاویه های جدیدی قرار داده و از نقطه نظرهای متفاوتی به آن نگاه کنید که ممکن است کاملاً معانی و دیدگاه های متفاوتی به شما بدهد که نکات مورد نظر شما دیگر بصورت منفی دیده نشوند. از طرف دیگر تراپیست می‌تواند کمک کند در شناسایی خصوصیاتی که مورد دلخواه شما نیست که آیا این خصوصیات شخصیتی است و قسمتی از کاراکتر فرد مورد نظر شما است. زیرا که اگر خصوصیات شخصیتی باشند قسمتی از کاراکتر فرد مورد نظر می‌باشد و به ندرت تغییر می‌یابد. در این قسمت است که شما احتیاج به تصمیم گیری دارید که اگر نمی‌توانید تصور زندگی کردن با آن خصوصیات را بکنید، بهتر است جلو ضرر را از همین الان بگیرید.
 در اینجا باید اشاره بکنم که شما نمی‌توانید در فرصت کوتاهی مثلاً چند ماهی، مشخصات کاراکتری شخصی را بخوبی شناسایی کنید. . البته این مدت هم بستگی دارد که شما فرصت تجربه کردن فرد مورد نظر خود را در محیط زندگی روزانه خودش و در محیط های مختلف و در رابطه یا افراد دیگر از جمله با خانواده خودش و غیره داشته باشید. همیشه شما شخص را در محیط آشنای خودش بهتر می‌توانید بشناسید و بسنجید.  
نکته ی دیگری که باید به آن توجه کنید اینست که در نظر داشته باشید خیلی عادی است که دو فرد در رابطه در مسائلی با هم هم عقیده نباشند و طبیعتاً با هم بحث و گفتگو خواهند داشت.
تحقیقات روی رابطه زوج ها نشان می‌دهد که بحث و مشاجره روی اختلاف نظرها بخودی خود خطری برای رابطه ندارد. بلکه طریقی که طرفین مشاجره می‌کنند و طریقی که مشاجره راخاتمه می‌دهند روی رابطه اهمیت دارد.
وقتی بحث و گفتگو به مشاجره می‌کشد و طرفین کلمات توهین آمیز انتقادی و تحقیری همراه با صدا و لحن توهین آمیز بکار می‌برند صدمه ی بزرگی به رابطه می‌زند. معمولاً این طریق بحث و مشاجره به ندرت با آرامش و حسن تفاهم تمام می‌شود و اثر منفی آن تا مدتها باقی می‌ماند. ولی وقتی بحث و مشاجره با احترام متقابل صورت گیرد اگر هم به توافقی نرسند احساس اینکه فرد نظرش را در میان گذاشته و بیان کرده احساس مثبتی در رابطه ایجاد می‌کند.
بنا براین یکی از نکاتی که در دوران نامزدی باید به آن توجه کنید اینست که نامزدتان چطور در بحث و گفتگو راجع به مسایلی که توافق ندارید شرکت می‌کند و به چه حالت و طریقی بحث خاتمه می‌یابد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
20 کلید طلایی زندگی زناشویی
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

20 کلید طلایی برای زنانی که خواهان ارتباط موفق با شوهر خود هستند! 



  1 - همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید. 


  2 - همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسؤول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید. 


  3 - جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید. 


  4 - برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌کارید. 


  5 - وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌. 


  6 - به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد. 


  7 - او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد. 


  8 - نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید. 


  9 - زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقة شما را نشان می‌دهد. 


  10 - هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوة خود ابراز محبت می‌کند. 


  11 - او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیة مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید. 


  12 - از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نمایید. 
   
  13 - اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می‌شود. 


  14 - برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود. بنابراین سعی می‌کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می‌گردد. 


  15 - سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند. زیرا این مسئله باعث می‌شود که وی خود را بخشنده‌تر و دوست داشتنی‌تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی‌نهایت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند. 


  16 - اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان‌شناس کمک بخواهید. 


  17 - زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می‌گردد. 


  18 - در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسؤول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد. 


  19 - او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود. 


  20 - وقتی شما در می‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید

منبع : تبیان


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
خانمها قبل از انتخاب همسر این مقاله را بخوانید!!
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

این گونه از زنان با خود واقعی آن مرد رابطه ای ندارند ، بلکه عاشق پتانسیل های آنان هستند و با خود می‌گویند اگر به او عشق بیشتری بورزم ، حتما تغییر خواهد کرد  
  
رفتاری که به عنوان یک سم محسوب می‌شود این است که زنان عاشق پتانسیل های یک مرد می‌شوند تا خود او . 
 
چرا ؟ چه جوری این عادت را ترک کنیم ؟ 
 
 این موضوع یک نکته ی باریک و مهم است زیرا ما آنقدر در روابطمان غوطه ور می‌شویم که اصل را فراموش می‌کنیم . 
زن هایی که عاشق پتانسیل های یک مرد می‌شوند با نهایت تاسف باید گفت زن هایی هستند که اعتماد به نفس فوق العاده پایینی دارند و احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند و چون این احساس را به خود دارند برای همین فکر می‌کنند که کسی آنها را دوست ندارد و برای اینکه دوست داشته شوند باید تلاش کنند و این زنان معمولا افرادی را انتخاب می‌کنند که دارای چالش های بسیاری هستند و از لحاظ عاطفی و احساسی دارای مشکلات عدیده ای هستند و حتی از خود آنها نیز پر چالش تر هستند اما به دلیل عدم اعتماد به نفس احساس می‌کنند مردی را که می‌یابند ازآنها هزار برابر بهتر است اما در حقیقت این طور نیست ... 
 
و وقتی که یک مرد با مشخصات و مشکلات گفته شده در بالا را پیدا می‌کنند با امید به اصلاح این معایب تلاش می‌کنند . این مردها آدم هایی هستند که مایل نیستند به خودشان کمک کنند ما نیزبه هیچ وجه مسئول و مامور نجات کسی نیستیم . اما متاسفانه این گونه زنان باور دارند که تنها هنگامی موفق و در زندگی سعادتمند خواهند بود که مردانشان را تشویق کنند و گرنه شکست خواهند خورد . 
 
تشویق در زندگی مشترک یکی از راه کار های موفقیت است اما در صورتی که خود فرد مایل باشد و او هم تلاش کند نه اینکه فقط یک طرف مدام نگران و خاطری ناراحت بخاطر طرف دیگر داشته باشد در این جاست که مشکل ظاهر می‌شود و ... 
 
این گونه از زنان با خود واقعی آن مرد رابطه ای ندارند ، بلکه عاشق پتانسیل های آنان هستند و با خود می‌گویند اگر به او عشق بیشتری بورزم ، حتما تغییر خواهد کرد . او تنها به این دلیل در کارهایش تا کنون موفق نبوده زیرا تا به حال کسی مثل من را نداشته است که او را واقعا دوست داشته باشد و به او کمک کند. .
 
حال که شما و تلاشتان برای او وجود دارد او می‌تواند خوشبخت شود ولی با این صحبت ها فقط عمل خود را توجیح می‌کنید زیرا هر کسی و هر انسانی که متولد می‌شود خود را دوست دارد و اگاهانه و از روی درایت و هوشیاری خود را به درون چاه نمی‌اندازد پس به یاد داشته باشید که آن شخص ، مایل نیست خودش را نجات دهد و یا اگر مایل است به صورت ناخودآگاه تلاش و تصمیمی راسخ در خصوص متحول کردن زندگی خود تا به حال انجام نداده و یا خودش را دوست ندارد این موضوع اهمیتی فوق العاده ای دارد که همه آدم ها خود را دوست داشته باشند وقتی شخصی که در زندگی شما وجود دارد و سرتاسر زندگی او پر از مشکلات عدیده ای است باید چه کرد؟ باید او را رها کرد نباید بیشتر از خود او نگرانش باشید زیرا اگر او خود ، همسر و آینده اش را دوست داشت تلاشی در جهت بهبود اوضاع انجام می‌داد .
 
 زیرا اگر مردی بقدر کافی خودش را دوست داشته باشد حتما تغییر خواهد کرد.ما با احساس مسئولیت نسبت به کمک به دیگران از توجه به زندگی خود باز می‌مانیم و از روبرو شدن با کاستی های خودمان سرباز می‌زنیم و در جهت بهبود شرایط همسرمان تلاش می‌کنیم و خود را فراموش می‌کنیم . وقتی که خود را فراموش می‌کنید دیگر کسی هم شما را دوست ندارد پس خود را دوست داشته باشید. با احساس مفید بودن ، مهربان بودن برای دیگران احساس خوبی نسبت به خودمان پیدا کنیم ولی هنگامی که بر خلاف انتظار و میلمان ، مردمان شکست خورده و نقشه هایی که در سر کشیده بودیم خوب از آب در نمی‌اید احساس شکست می‌کنیم .
 
توجه داشته باشید که در این مقاله روی صحبت ما با کسانی است که در انتخاب خود افرادی را که زندگی پر از مشکل دارند برمیگزینند و به امید بهبود رفتار و شرایط زندگی طرف مقابل با او ادامه میدهند. (اعتیاد ـ افرادی که علاوه بر داشتن زندگی مشترک به فکر تجدید فراش هستند و صدها مورد دیگر که در جامعه با نمونه های زیادی از آنها مواجه هستیم). چندی پیش در همین زمینه مقاله ای تحت عنوان خانمها از چه مردانی باید دوری کنند را ارائه کردیم که با سوالات زیادی از سوی خانمهای محترم روبرو شدیم. ما سعی داریم تا به شما عزیزان دیدی روشن در این زمینه ارائه کنیم تا قبل از درگیری در یک زندگی مشترک پر دغدغه، بتوانید با کمک این راهنمایی ها، انتخاب درستی داشته باشید. در اینجا هدف ما این نیست که کمکهای انسانی به افراد اطرافمان را زیر سوال ببریم اما توجه داشته باشید که تنها کسی میتواند برای جامعه خود مفید باشد و به همنوعان خود کمک کند که در مرحله اول بتواند بهترین راه را برای زندگی خود برگزیند. 
به امید موفقیت


کلمات کلیدی: ازدواج ،خانمها بخوانند

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
مجموعه دلایل شناخته شده درست واشتباه برای ازدواج در دنیا؟
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

اگر می خواهید بذانید دلیلتان برای ازدواج درست است یا غلط این مطلب را بخوانید...  
دلایل اشتباه برای ازدواج کردن :
1. آزاد بودن و از خانواده دور شدن
2. غریزه جنسی
3. شاد بودن
4. بر طرف کردن تنهایی
5. موجودیت یافتن ویا به عبارتی اثبات بزرگ شدن 

6. بخاطر اینکه او (زن یا مرد) شما را دوست دارد  

7. از روی دلسوزی برای حمایت و کمک به او(زن یا مرد)

8.‌ می‌خواهید بچه داشته باشید

9. برای پول و یا تامین اقتصادی

10. بخاطر اینکه همه دوستان شما یا هم سالان شما ازدواج کرده اند

11. شرایطی برای یک ازدواج رویایی و دور از ذهن برایتان فراهم شده

12. ترس از ینکه دیگر شرایط مناسب برایتان فراهم نشود و این آخرین فرصت است.

13. برای فراموش کردن (چیزی یا کسی یا مشکلات) 
 
 
دلایل درست برای ازدواج کردن:

1. ثابت شدن دوستی و مهر دو طرفه بر رابطه حاکم است

2. می خواهید کس دیگری را در همه جوانب زندگی خود بپذیرد (رویا‌‌های خود را با دیگری تقسیم کنید)

3. کسی را به عنوان شریک زندگی در معنای واقعی شراکت‌ می‌خواهید

4. به ثبات رسیدن و داشتن افق دید وسیع تر و آرامش بیشتر

5. می توانیم نیاز‌‌ها و رویا‌‌های دیگری(مرد یا زن) را برآورده کنیم

نویسنده:شری و باب استریتف


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آیا همه انسانها باید ازدواج کنند؟
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال 2001، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال 1970، 72 درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به 50 درصد رسیده است.. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟ 

بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از 82 درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به 10 سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.. 

اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. سکس خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. سکس بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند. 

بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید. معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید. 

یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر 10 سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟ 

"عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود..." – امی بلوم 

ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید. 

با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در سکسشان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد. 

بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید 5 سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند. 

"عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود." –آمبروز بیرث 

آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است...اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد. 

داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید.. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم. 

اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
هدف اصلی ازدواج
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولیدمثل است. بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. خداوند کششی بین دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر این کشش میان نر و ماده نبود، آمیزشی میان دو جنس مخالف صورت نمی گرفت، و اگر آمیزش در کار نبود نسل بشر منقرض می گشت.قوی ترین نیرویی که زن و مرد را به یکدیگر می کشاند، غریزه جنسی است. در حقیقت، جاذبه جنسی بین زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقیه آن است؛ ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای این عامل شهوانی و تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل. بهترین دلیلی که می توان بر این مدعا که هدف اصلی از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسی بردن نیست جدائی مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقیم آن هم با وجود تلذذ جنسی در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معیشتی مناسب در خانه است. مولر لیر، جامعه شناس جامعه شناس آلمانی می نویسد: سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند. لذا می بینیم که قرآن مجید زنان را محل کشتزار مردان معرفی می کند و می فرماید: «نسائکم حرث لکم» ثمره این کشت، فرزند است. رسول اکرم (ص) می فرماید: «ان خیر نسائکم الولود»؛ بهترین زنان شما زنی است که بچه آور باشد. نیز می فرماید: با دختران با کره و بچه آور ازدواج کنید ولی با زنان زیبا و جمیله و نازا ازدواج نکنید که من در روز قیامت به زیادی امتم افتخار می کنم.

برگرفته از کتاب ازدواج و پند های زندگی -مجید احمدی


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
زن وشوهر های صمیمی : 4 روش برای ابراز صمیمیت
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

چرا معمولاً تمایل داریم که تمام احساسات قلبی، و افکارذهــنی خود را با کسی که عمیقاً به او اهمیت می دهیم و دوستش می داریم، در میان بگذاریم؟ چـرا دوسـت داریم کـه صمیمت خود را تا آخرین حد، نسبت به این افراد ابراز کنیم؟
می دانـیـد چـرا؟ این امر جزء پرسش هایی بوده که من به شخصه، تا کنون بارها و بارها از خودم سوال کرده ام.
من احساس می کنم که تمام این واکنش ها را تنها به این خاطر انجام می دهیم، چرا که دوست داریم طرف مقابل نیز یک چنین کارهایی را در قبال ما انجام دهد؛ برای اینکه در اعماق قلب خود عشق، عاطفه، و مهربانی آنها را طلب می کنیم به همین دلیل از اعماق وجود خود به آنها عشق می ورزیم. هر کسی دوست دارد که مورد عشق و علاقه و احترام دیگران قرار بگیرد! و من احساس می کنم که هیچ اشکالی وجود ندارد که در ازای عشق ورزیدن به دیگری انتظار دریافت عشق داشته باشیم.

چرا هیچ راه ثابت شده و قطعی در این زمینه وجود ندارد ؟
به این دلیل که عشق در شکل ها و فرم های مختلفی بروز می کند ، تمام انسان ها با یکدیگر متفاوت هستند، عشق را به طرق مختلف ابراز کرده و دریافت می دارند ، هیچ کس نمی تواند به طور کامل کلیه روش های عشق ورزی را فرا بگیرد، به همین دلیل هیچ کارشناس کارکشته ای در این زمینه وجود ندارد؛ اما به هر حال همه ما در زندگی روزمره خود انواع جدید آن را تجربه می کنیم. پس می توان گفت که تک تک ما به نوعی جزء دانش آموزان کلاس عشق به شمار می رویم.

آشکار ساختن احساسات؟؟
ابراز صمیمت تنها به گفتگو و برقراری رابطه با همسرتان باز می گردد، به گونه ای که با صداقت کامل احساسات خود را با او در میان بگذارید و هیچ گاه قضاوت اشتباهی در مورد شریک زندگی خود نکنید. لازم به ذکر است که احساسات هم می توانند خوب باشند هم می توانند بد باشند، می توانند سازنده و یا ناسالم باشند، اما همانند چاقو که هم می توان از آن در آشپزی استفاده کرد و هم می توان با آن آدم کشت، باید در مسیر مناسب از آنها بهره گرفت. به عبارت دیگر، روشی که شما از طریق آن احساسات خود را به نمایش گذاشته و آنها را به طرف مقابل انتقال می دهید، جزء مواردی است که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.
روش درست این است که شریک زندگیتان نه تنها معنی کلمه هایی را که به زبان می آورید، متوجه می شود، بلکه با این روش او معنای چیزهایی که در ذهن دارید اما به زبان نمی آورید را نیز از روی حرکات بدن و حالات صورتتان متوجه می شود.

بنابراین ابراز صمیمیت در بیان احساسات، افکار، عقاید، ایده ها، ترس ها، امیدها و آرزوها خلاصه می شود. با این روش خود واقعی مان را به کسی که برایش ارزش و اهمیت بسیار زیادی قائل هستیم، نشان می دهیم. می توانید از اینجا شروع کنید:

شیوه اول : صادقانه در کنار هم بنشینید و در مورد موضوعات مختلفی که هر یک دوست دارد در مورد آن کمی آشکار تر صحبت کند ، مانند: احساسات، افکار، ترس ها و غیره با هم به گفتگو بپردازید. اگر می خواهید در نهایت به نتیجه دلخواه برسید، هر دو طرف باید در بحث شرکت فعال داشته باشند.

شیوه دوم : به هم قول بدهید که دیگر از این به بعد زمانیکه می خواستید در مورد مسائل مختلف صحبت کنید هیچ یک از طرفین قضاوت نسنجیده ای در مورد طرف مقابل از خود ابراز نکند. به عبارت دیگر هیچ کس حق ندارد به دیگری بگوید که احساسات و ترس های تو در مورد مسائل مختلف مزخرف و احمقانه است. بلکه با روی خوش باید آنها را بپذیرد. اگر شما دائما بخواهید شریکتان را قضاوت کنید ، آنوفقت طرف مقابل سرخورده شده و ترجیح می دهد که احساساتش را با شما در میان نگذارد و نهایتا به هیچ کجا نمی رسید و در همان موقعیت اولیه باقی خواهید ماند.

شیوه سوم : فکر می کنم آسان ترین جایی که می توان بحث را شروع کرد، صحبت کردن در مورد آمال و آرزوهای ذهنی است. شما صحبت کردن با هر کسی را می توانید با بیان آرزوهایتان شروع کنید ، فقط کافی است جایی را برای شروع پیدا کنید. دقت داشته باشید که این امر نیازمند گذشت زمان و اندکی تلاش می باشد، پس دست به دست هم دهید و یکدیگر را آماده کنید. گاهی اوقات اتفاق می افتد که شریکتان ساکت می ماند و ترجیح می دهد که چیزی به زبان نیاورد، اما شما صبور باشید، موقعیت هایی هستند که در آن افراد ترجیح می دهند در مورد موضوع مشخصی در آن زمان مشخص، صحبت نکنند اما با گذشت زمان خودشان با روی باز از قضیه استقبال کرده و در مورد آن با شما به گفتگو می نشینند.

شیوه چهارم : در عین حال باید همیشه به خاطر داشته باشید که ما احساسات خود را تنها با کسانی در میان می گذاریم که ما را احمق تصور نمی کنند و در حین گفتگو ، احساس آرامش به ما می دهند. برای صحبت کردن، باید محیط آرامی را به وجود آورید که شریکتان در آن احساس راحتی کند و بدون هیچ محدودیتی بتواند به احساسات شما گوش دهد و عواطف خودش را نیز با شما در میان بگذارد و در عین حال از انجام چنین کاری لذت ببرد. مراقب رفتار و حرکات دست و بدن خود باشید! به راحتی می توان دریافت که چه زمان طرف مقابل به شما گوش نمی دهد و به احساساتتان توجهی ندارد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
اشتباهات روز های اول ازدواج
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه می‏شوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول می‏تواند به شما کمک کند که مانع بروز آنها شوید.



1- به دوران پس از ازدواج فکر نمی‏کنید.

بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می شوند که متوجه نمی شوند در گیر چه مسایلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچار هستید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن -از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان- لذت ببرید ، اما تمام مدت تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
شما به این دلیل با همسر خود ازواج کرده اید که دوستش داشتید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید.

2- سعی می‏کنید همسرتان را تغییر دهید.

به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرزی چشمگیر تغییر نمی کنند پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی که با دیگران دارد و نه علی رغم آنها، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می کند.

3- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز می‏کنید.

اگر تا این لحظه به رابطه ی شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود بخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می کند ، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است.

4- در مشاجرات اجازه می‏دهید احساسات شما پیروز شوند.

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی کند. گفت و گوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید ، زندگی تان را به مخاطره می اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است – از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش های درمانی – انجام دهید.

زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.

5- از بحث های سنگین اجتناب می‏کنید.

هیچ کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه های ممکن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده اید، چاره ای جز صحبت درباه این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نا دیده نگیرید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.
ازدواج

6- بر سر مسایلی بیهوده دعوا می‏کنید.

هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می کند – از باز گذاشتن سر خمیر دندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در- که در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسایل مهم تری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

7- حسادت می‏ورزید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

8- مثل دوران تجرد خود رفتار می‏کنید.

اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بوده اید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می دانید درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد.

9- غرور را به زندگی مشترک خود راه می‏دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد. او اجازه می دهد غرور و روش های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کنید و رابطه شما به نتیجه برسد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

10- اوقات بسیار کمی را در کنار یکدیگر سپری می‏کنید.

باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
اساسی ترین نیاز زن و مرد
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  


اساسی ترین نیاز زن و مرد

                               
هُوَ الّذی خَلقکُم مِن نفسٍ واحدةٍ و جَعل زوجها لِیَسکُن اِلیها

او (خدا) کسی است که شما را از یک نفس واحد آفرید و از آن نفس برای شما همسر و جفتی قرار داد تا کنار آن آرامش بگیرید. (اعراف/ 189)

در آخرین مقاله (زوج و آرامش بخشی)،بیان شد که زوج ها برای آرامش بخشی به یکدیگر اولاً باید نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثانیاً سعی بر ارضای نیازهای یکدیگر کنند. اگر جدول نیازهای زن و مرد را که در آن مقاله ارائه شده بود ، با تساهل جمع بندی کنیم به دو نیاز اساسی و مهم زن و مرد خواهیم رسید:

مهم ترین نیاز یک زن: معشوق واقع شدن است.

مهم ترین نیاز یک مرد: ریاست همراه تکریم و تایید شدن است.

آموزه های دین اسلام، متکی بر فطرت آدمی است، از این رو در آموزه های زناشویی اسلام به ارضای این دو نیاز اساسی زن و مرد توجه شده است.دو کلمه ی «لُعبَت» و «بَعل» در آموزه های دینی به چشم می خورد:

 

قال النبّی (ص): اِنّما المَراةُ لُعبةٌ مَن اتّخذها فلا یُضبها(1)

پیامبر گرامی فرمود: زن لعبت است، هر کسی زن گرفت او را ضایع نگرداند.

 

و اِنِ امراةٌ خافت من بعلها نشوزاً اَو اعراضاً فلا جُناح علیها اَن یصلحا بینهما صلحاً والصلح خیرٌ(2)

«اگر زنی از اعراض شوهرش بیم داشته باشد، اشکالی ندارد با یکدیگر صلح کنند (پاره از حقوق را صرفنظر کنند) و صلح بهتر است!»

 


کلمه لعبت به معنای : دلبر و معشوق است.

کلمه بَعل به معنای بُت است که عرب و قرآن به طور استعاره برای شوهر استفاده کرده است.

اَتدعون بعلاً و تذرون احسن الخالقین(3)

آیا بُت را می خوانید و احسن الخالقین را رها می کنید

همان گونه که دقت کردید، «زن» دلبر و معشوق در آموزه های دینی نامیده شده است. به عبارت دیگر مرد باید با همسرش اینگونه رفتار کند و نیاز « معشوق و دلبر واقع شدن» او را ارضاء کند ، این به منزله ی حیات و زندگانی زن است.

زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست(4)

 

و شوهر « بُت» نامیده شده است به عبارت دیگر زن باید به شوهرش مانند یک « بُت» احترام بگذارد و به گفته پیامبر اسلام(ص) زن برای شوهر در حد «سجده کردن» تواضع و کوچکی کند.

پیامبر اسلام (ص): اگر دستور می دادم که فردی به فرد دیگر سجده کند، به زن دستور می دادم که به شوهرش سجده نماید(5)

و محبت او را همواره جوشان نگه می دارد. و اگر زن معشوق واقع نشود این چشمه ی پر خیرو برکت خشک شده و اطرافیان او از قشنگی مهر و محبت زن بی بهره خواهند شد و بقول ویل دورانت فیلسوف غرب(6):

« زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.»

 

لذا بهترین جمله ای که یک مرد می تواند به زن خود بگوید عبارت «عزیزم تو را دوست دارم» می باشد.(7)

بقول خانم جینا لمب روزو:

« زن از رنج و مرگ خود ترسی ندارد ، فقط از این وحشت دارد که قبل از مردن آن کسی را که دوست دارد پی به شخصیت حقیقی او نبرده باشد ، تنها چیزی که زن از پدر و مادر و شوهر و فرزند و دوستان خود تمنا می کند آن است که او را فراموش نکنند. »(8)

مردان عموماً در قلب خود همسرانشان را دوست دارند ولی کمتر این محبت قلبی خود را ابراز می کنند. 

پیامبر اسلام(ص) فرموده اند:

«اگر مرد به زن خود بگوید «تو را دوست دارم» هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»(9)

در اینجا دو پرسش مطرح می شود:

آیا نیاز اساسی زن «معشوق واقع شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه باید ارضاء می شود؟

پرسش دیگر این که آیا نیاز اساسی مرد « مورد تکریم و اطاعت شدن» است؟ و اگر چنین است چگونه ارضاء می شود؟

 
نیاز اساسی زن

عاطفه و احساس زن مهمترین و زیباترین خصیصه ی زن می باشد و مصداق حدیث نبوی(ص) «اکثر خوبی و خیر در وجود زن است» می باشد.

عاطفه و احساس مادر به کودک، او را از تمام آسیب های جسمی و روانی حفظ نموده و انسانی رشید به جامعه تحویل می دهد.

زن با احساس و عاطفه خود همسر خود را مانند لباس ضمن حفظ همسرش، او را می آراید.

بدین صورت زن سرچشمه جوشان مهر و محبت و صلح و صفا و عشق است بقول شاعر معاصر مهدی سهیلی

می شود کان وفا، کانون مهر قلب او رخشان تر از قلب سپهر

همچون گل شاداب و خوش رو می شود چشم خاموشش سخن گو می شود

گر بخواهد زن، بتو جان می دهد هر چه می خواهد دلت آن می دهد(10)

 
مشق شب آقایان:

چگونه محبت قلبی خود را به همسرتان ابراز کنید:

1- در فواصل روز و شرایط مناسب، با الفاظی عاطفی محبت خود را به همسرش ابراز کنید.

2- هر چند وقت با اهداء یک شاخه ی گل، محبت قلبی خود را ابراز کنید.

3- گاهی با یادداشت کوتاهی عاشقانه، محبت قلبی خود را به تحریر در آورید.

4- روز تولد همسرتان و سالگرد ازدواج تان، را با برپایی جشن ساده و مختصر ارج نهید.

5- هر روز از محل کار خود ، با همسرتان تماس تلفنی داشته باشید.

6- در مقابل دیگران از خوبی های همسرتان تعریف کنید.

7- به اقوام همسرتان احترام کنید ، و از خطاهای آنها چشم پوشی کنید.

 

متأسفانه گاهی اوقات به غلط گفته می شود اگر چنین رفتارهای با همسر، موجب لوس و نافرمان شدن او می شود در مقابل خواسته های احساسی صرف همسر، با محبت و علاقه ایستادگی کرد و اطاعت نکرد. البته دقت کنید اولاً تقاضای نامعقول و احساسی صرف را نپذیرید ، این به معنای نادرست نیست که هر چه زن بگوید باید مخالفت کرد. و ثانیاً اطاعت نکردن به معنای خشونت و دعوا نیست بلکه با کمال محبت و به طور منطقی می تواند صورت گیرد.

«عزیزیم این انجام این کار را صلاح نمی دانم» اگر توضیح خواست دلایل عقلی مخالفت خود را بیان می کنید؛ چنانچه نپذیرفت شما بدون عصبانیت، سکوت کنید و او را بحال خود بگذارید ولی از موضع عقلی خود عقب نشینی نکنید.

تبیان - عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
فقط زوج های جوان بخوانند!!
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

آمارهاى نگران‏کننده‏اى که از اختلافات و جدایى‏ها در میان زوج‏هاى جوان حکایت دارند نشان‏دهنده ی این نکته است که بسیارى از دختران و پسران جوان راه و رسم همسردارى و همسرگزینى را نیاموخته

                     
به عقیده ی بسیارى از فلاسفه و دانشمندان، انسان موجودى مدنى است. به همین دلیل محتاج به پناه و یاور و نیز یارى دلدارى است تا با او معاشرت داشته و در مسیر پرپیچ و خم زندگى، غم خوارش باشد. ازدواج با رعایت اصول و شرایط لازم، استفاده از کمک مشترک را براى دختر و پسر جوان تسهیل مى‏نماید و به آنها کمک مى‏کند تا در زندگى فردى و اجتماعى موفقیت‏هاى بیشترى به دست بیاورند.
حال آنکه دختران و پسران جوان مجرد از چنین کمک‏هایی بى‏نصیب مانده و از بسیارى موقعیت‏ها و فرصت‏هاى مناسب که در زندگى زناشویی به وجود مى‏آیند ، بى‏بهره مى‏مانند. بنابراین امر ازدواج براى زوج‏هاى جوان امرى ممدوح و پذیرفتنى است به گونه‏اى که دختران و پسران جوان به محض رسیدن به شرایط و سن ازدواج باید مبادرت به آن کنند. با این وجود آمارهاى نگران‏کننده‏اى که از اختلافات و جدایى‏ها در میان زوج‏هاى جوان حکایت دارند نشان‏دهنده ی این نکته است که بسیارى از دختران و پسران جوان راه و رسم همسردارى و همسرگزینى را نیاموخته و ندانسته‏اند . بزرگ تر ها باید این آموزش ها را به فرزندانشان بدهند. علاوه بر این ، همسران جوان باید به نکاتى سخت توجه داشته و آنها را رعایت کنند تا زندگى‏شان در همان آغاز راه دچار تلاطم و تلخى نشود. برخى از این نکات که لازم است دختر و پسر جوان به کار گیرند به ترتیب زیر است:

با هم و در کنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روى هم!

1- زندگى مشترک عرصه کمال است نه صحنه ی پیکار. بنابراین یار و یاور هم باشید و سعى نکنید بر همسرتان تسلط یابید. به عبارت دیگر با هم و در کنار هم باشید نه جدا از هم و رو در روى هم! خانواده زمانى موفق خواهد بود که در آن هماهنگى وجود داشته باشد و همه اعضا در یک محفل انس با کمال صمیمیت و شادى زندگى کنند. بنابراین همسران جوان باید از هر نوع رفتارى شامل طعنه‏زدن، تحقیر و مقایسه کردن همسر با دیگران و ... پرهیز نمایند.

 

2 - از ابراز محبت نسبت به یکدیگر دریغ نورزید. ابراز محبت به‏موقع در زندگى مشترک، نشاط و طراوت و علاقه را به دنبال خواهد داشت. این امر فقط لازمه ی چند روز نخستین ازدواج نیست بلکه با گذشت زمان نهال نوپاى زندگى به درختى تناور تبدیل مى‏شود که نیاز بیشترى به آبیارى دارد. با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، مى‏توان این درخت تناور را براى همیشه بارور و باطراوت نگاه داشت و بر نشاط آن افزود.


3 - با محبت به هم نگاه کنید. نحوه ی نگریستن هر یک از ما به دیگرى، به « چگونه بودن ما » بستگى دارد نه به « چگونه بودن او ».

شیفتگى زمانى حاصل مى‏شود که فکر کنید همسرتان فردى باشکوه، ناب، صمیمى، خوش‏خُلق و خوش‏برخورد است. این شیوه نگرش به همسران جوان مى‏آموزد به جاى اینکه عشق را جستجو کنند، با عشق و محبت به زندگى نگاه کنند.

زبان نگاه، زبان مؤثرى است. شما با نگاه کردن به طرف مقابل به او مى‏فهمانید به صحبت کردن با وى علاقه‏مند هستید. حالات نگاه کردن اثر معجزه‏انگیزى در ایجاد صمیمیت میان زوجین جوان دارد. میل به صمیمیت نه تنها جنبه جسمى بلکه جنبه روانى نیز دارد.

 

4ـ وقتى زن یا مرد جوان اشتباه مى‏کنند ،صادقانه و صمیمى اعتراف کنند. صداقت و اظهار پشیمانى و ندامت تنها علاج واقعه است. قبول نکردن اشتباه و نپذیرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.

 

5 - اگر خطایى از همسر خود مشاهده نمودید ، زود از کوره در نروید و سفره دل‏تان را نزد هر کسى باز نکنید. به خصوص پیش پدر و مادرتان درددل نکنید زیرا این کار موجب سرافکندگى همسرتان شده و امکان آشتى را بسیار ضعیف مى‏کند.

 

6 - اگر مى‏خواهید عشق و علاقه‏تان تداوم داشته باشد ، نخست باید بدانید زمان کافى را براى با هم بودن و ابراز محبت کردن اختصاص بدهید. سعى کنید به انگیزه ی عشق و ازدواج‏تان بیندیشید ، با همسرتان در باره ی نخستین روزهاى آشنایى و دوران خوشِ اولین روزها گفتگو کنید. یادآورى شادى‏ها و رویدادهاى شیرین، هم وجودتان را گرم کرده و هم تازگى و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد کرد.

زوج‏هاى جوان باید به خاطر داشته باشند که مسائل و موارد اختلاف و یا اختلاف‏برانگیز را براى رسیدن به یک دیدگاه مشترک طرح نمایند، نه به تکرار و تثبیت کدورت‏ها و دشمنى‏ها.

 
7 - انعطاف‏پذیرى یکى از ویژگى‏هاى مهم براى ایجاد سازگارى بیشتر و سلامت روانى است. با چشم‏پوشى و نرمش نسبت به برخى رفتارهاى کودکانه و لجبازى‏ها نه تنها مى‏توان از تنش‏هاى بى‏دلیل پیشگیرى نمود ، بلکه مى‏توان از همان اول زندگى بنیاد خانواده را مستحکم نمود. زوج‏هاى جوان باید به خاطر داشته باشند که مسائل و موارد اختلاف و یا اختلاف‏برانگیز را براى رسیدن به یک دیدگاه مشترک طرح نمایند، نه به تکرار و تثبیت کدورت‏ها و دشمنى‏ها.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا باید همه ازدواج کنیم ؟
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

ازدواج و همسر گرفتن یک مسئله مهم و ضرورى در زندگى انسانهاست که هر انسانى چه مرد باشد و چه زن فطرتا و طبیعتا لازم است ازدواج کرده و براى خود همسرى اختیار کند تا در کنار او آسایش ‍ جسمى و آرامش روانى خود را حفظ کرده و بسوى تعالى و کمال انسانى حرکت کند و به آنجا برسد که باید برسد!


همسران خوب و شایسته در کنار هم احساس خوشبختى کرده و به یارى همدیگر یک زندگى پر از نشاط را پى ریزى کرده و پایه هاى سعادت را در زندگى خود یکى پس از دیگرى بناء مى کنند و با دلگرمى و دلخوشى به زندگى خود ادامه داده و براى بقاء و سعادت جامعه فرزندانى خوب و مهذب به جامعه تحویل مى دهند.


ما باید بدانیم که یکى از الطاف بزرگ الهى این است که همسران ما را از جنس خود ما آفریده و محبت همدیگر را در دلهاى یکدیگر قرار داده تا در کنار هم احساس آرامش و خوشبختى نمائیم .


اینجا یک سئوال بدون جواب را مطرح کرده و جواب آن را خود شما باید بدهید.
سئوال :


((اگر خداوند همسران ما را از جنسى خودمان نمى آفرید، چه مشکلات و سختى ها در زندگى ما بوجود مى آمد؟))


این است که قرآن مجید این مسئله را یکى از نشانه هاى بزرگ خداوند به شمار مى آورد و مى فرماید:


((یکى از آیات و نشانه هاى بزرگ خداوند تبارک و تعالى این است که از جنس و نوع خود شما برایتان جفت آفرید تا با او انس گرفته و در کنار هم با آرامش خاطر زندگى کنید و براى یک زندگى مشترک لذتبخش و شیرین خداوند مودت و محبت در دلهاى شما نسبت به همدیگر قرار داده است )).(4)


با توجه به آیه فوق لطف خداوندى را به خوبى درک مى کنیم که خداوند به اضافه اینکه جفت انسان را از جنس خود او آفریده و براى بهتر زندگى کردن آنها مهر و محبت یکدیگر را نیز در دل یکدیگر انداخته است .


در آیه دیگر پس از دستور عقد و ازدواج به انسانها در مقابل عمل ازدواجشان بى نیاز و مستغنى نمودن آنها را هم به عهده خود گرفته و مى فرماید:


((شما ازدواج کنید، و زنان و مردان بى همسر را همسر دهید و همچنین غلامان و کنیزان صالح خود را به ازدواج یکدیگر در آورید و از فقر و تنگدستى نترسید که خداوند ازدواج کنندگان را با لطف و فضلش غنى و بى نیاز مى گرداند، خداوند به هر چیز وسعت دهد و بر همه چیز عالم و داناست )).(5)


چه زیباست خدا و چه زیباست کلام خدا، چقدر مهربان است و چه اندازه محبت آفرین است ، اگر ما تعقل کرده و فهم و شعور داشته باشیم !


در این باره آیات زیادى در قرآن مجید هست که به دلیل ایجاز مطلب از همه آنها صرف نظر کرده به همین دو آیه اکتفاء مى کنیم ، منطوق و مفهوم آیات فوق و آیات دیگرى که در این مورد هست جواب سئوال اینکه (چرا باید ازدواج کنیم ؟) را به خوبى خوب روشن مى کند:


(پنج جواب خوب ):


1- ما ازدواج مى کنیم که به دستور خدا عمل کرده باشیم ، خدائى که با لطف عمیمش ما را آفریده و همسر ما را از جنس خودمان خلق کرده و مهر و محبت یکدیگر را در دل همدیگر قرار داده و در مقابل این عمل ما، غنى و بى نیاز گردانیدن ما را متقبل شده است .


2- ما ازدواج مى کنیم که به سنت رسول گرامى اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله و سلم عمل کرده باشیم ، و وظیفه پیرو مسلمان بودن خود را اداء کنیم .


3- ما ازدواج مى کنیم که نظم جهان به حرکت خود ادامه داده و ما بسوى تعالى و کمال حرکت کرده باشیم .


4- ما ازدواج مى کنیم که غریزه جنسى خود را از راه حلال و مشروع اشباع کرده و خطا و گناه نکرده باشیم .


5- ما ازدواج مى کنیم تا فرزندان و نوادگانى از خود بیادگار گذارده و آنان را به جامعه تحویل داده باشیم .


و دهها جواب در این باره مى توان ارائه داد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تفاوت زندگی مشترک با دوستی های عاشقانه!
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند 

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد . 
 
دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت . دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند . 
 
در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد . و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است . در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می‌کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی . 
 
دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است . در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی . اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می‌باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می‌کنی . اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می‌گیرند . ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می‌دهند . اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می‌کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود . 
 
اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می‌کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است . بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می‌دهد . و این مسئله خود باعث می‌شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند . اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می‌شود . که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می‌پذیرد . 
 
بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند . یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند . یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می‌کردند عشق آنها همیشه پر رنگ و ثابت بود . 
 
در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند . او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم . من کانون عشق و عاطفه هستم . من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی . همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می‌پروراندیم . محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم . 
 
زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند . بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است . چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می‌کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد . در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می‌کنند . 
 
در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می‌سازند . در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است . و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
شوهران از زنان چه می خواهند؟
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

شوهران از زنان چه می خواهند؟ 


خانم خوبم، کمکم کن برای فرزندانم یک قهرمان باشم. از من و از کارهای خوبی که کرده ام تعریف کن. فقط از کاستی هایم حرف نزن.

*****************************

همان طور که به بچه هایمان هم گفته ام: « تو را دوست دارم و به تو افتخار می کنم». نیاز دارم که من هم همین را از تو بشنوم: « که دوستم داری و به عنوان یک شوهر و یک پدر به من افتخار می کنی».

*****************************

یک شوهر به تحسین و احترام دائم نیاز دارد. بخشی از این تحسین و احترام را می تواند در محیط کار و والدین و سایرین دریافت کند. اما مشتاق است که بخش عمده آن را از همسرش دریافت کند.

*****************************

به شوهرت احترام بگذار. علی رغم همه کمبودهایش (که تو ضعفهایش را بهتر از هر کسی می شناسی). بگذار بداند که تو فکر می کنی او بزرگ است. و تحسینش می کنی.
*****************************

وکیل من باش. طرف من باش. اگر فکر می کنی اشتباه می کنم. راهنمایی ام کن تا به سمتی که فکر می کنی درست است بروم. نخواه که بر من مسلط شوی و مرا به آن سو بکشانی.

*****************************

وقتی دارم از خودم انتقاد می کنم. وقتش نیست که بارم کنی.
*****************************

وقتی دارم داستانی را تعریف می کنم. با تصحیح جزئیات حرفم را قطع نکن. واقعیت ها مهم نیستند. مهم آن است که حمایتم کنی و کاری کنی که خوب به نظر برسم. نه مثل احمتقی که نمی تواند واقعیت ها را بیان کند.

*****************************

به داستان هایم گوش کن . حتی اگر به نظرت ملال آور بیایند. برای من ملال آور نیستند و لابد دلیلی دارم که می خواهم آنها را برای تو بگویم.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
زنان از شوهران چه می خواهند؟
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

زنان از شوهران چه می خواهند؟ 


شوهر نازنینم ، وقتی روز بدی را گذرانده ام و از همه چیز شکایت دارم. لطفا فقط گوش کن . توصیه برای چگونه بهتر کردن اوضاع را فراموش کن. فقط به من بگو دوستم داری و بغلم کن.

****************************

در میان روز به من تلفن کن و بگذار بدانم که به من فکر می کنی. این کار کوچکی است.... اما برای من خیلی معنی دارد.

****************************

همیشه وقتی می خواهی دیر به خانه بروی . قبلا تلفن کن. به این ترتیب نه او نگرانت می شود و نه بر تو خشم می گیردحتی اگر احساس مرا نمی فهمی، حداقل سعی کن بفهمی که چرا آن طور احساس می کنم..

****************************

وقتی می خواهم با تو حرف بزنم. دلم می خواهد دست از کاری که مشغولش هستی بکشی و در چشم هایم نگاه کنی که من بفهمم واقعا داری به حرفم گوش می کنی.

****************************

وقتی پشتت به من است و با من حرف می زنی ، یا از پشت روزنامه با من حرف می زنی، احساس تنهایی می کنم. حداقل دو بار در روز واقعا به من نگاه کن. درست در چشمم نگاه کن. مهم نیست موضوع بر سر چه باشد. مهم ارتباط است.

****************************

پیش از ازدواج، مرد ادعا می کند که حاضر است برای خدمت کردن به تو از زندگی اش بگذرد. بعد از ازدواج حتی حاضر نیست برای حرف زدن با تو از خواندن روزنامه اش بگذرد.

****************************


به جای این که فقط زبانی بگویی، نشانم بده که دوستم داری. یک بوسه وقتی اصلا انتظارش را ندارم. هدیه کردن گل بدون هیچ علتی، گرفتن دستم ، شگفتی های کوچکی مثل اینها، گاه بسیار بیشتر از کلمات معنی می دهند


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
بندگی خدا یا بردگی شوهر؟
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

فاقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ.

                           
پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند،انسان‌ها را بر آن آفریده; دگرگونی در آفرینش الهی نیست; این دین استوار و پا بر جا است ، ولی اکثر مردم نمی‏دانند ( روم ،30) .

در دو مقاله ی چگونه قلب یک مرد را تسخیر کنیم؟ و وقتی احساس مردانه از بین برود ،از اطاعت همسر نسبت به شوهر گفتگو شد ،برای تعدادی از کاربران محترم ، این شبه پیش آمده بود که این اطاعت یک نوع بردگی نسبت به شوهر می باشد ؛از این رو مقاله حاضر را برای آن دسته از عزیزان و دیگر کاربران که شاید این شبه در ذهن آنها باشد نگاشتم . ضرورت اطاعت از همسر را ا ز دو منظر دین و علم مورد بررسی قرار می دهیم ؛تا این که نقش اطاعت از شوهر در تحکم زندگی و همچنین ارتقای ورشد زن به سوی خدا روشن وشفاف گردد .

 

هماهنگی دین و فطرت 

در آیه 30 سوره روم ،اشاره به خلقت انسان بر اساس فطرت الهی است ،فطرتی که به تعبیر قرآن غیرقابل تغییر می باشد ،خدا دین خود را براین فطرت بنا نهاده و با آن هما هنگ است ؛و رشد وارتقای انسان براساس عمل به فرامین دینی است که براین فطرت بنا شده است .

آیا اطاعت شوهر از دستورات دین است ؟ !آیا این اطاعت حدی دارد ؟واین حد چیست ؟

درآیه 34 سوره نساء خدای مهربان و حکیم قیومیت زن را به مرد واگذارده است (اَلرِّجال ُقوّامونَ عََلَی النِّساءِ) .ودر همان آیه یکی از صفات زن صالح را «همسر متواضع ومطیع »معرفی کرد است )قانِتاتٌ ) .پیامبر اسلام (ص) بهترین زن را این گونه معرفی کرده است«اِنَّ مِن خَیرِنِسائِکُم .....اَلّتی تَسمَعُ قََولَهُ وَ تُطیعُ امرَهُ » (به درستیکه از بهترین زنان شما ......زنی است که حرف همسرش را گوش کند و فرمان او را اطاعت کند ) (بابازاده ،علی اکبر ،حقوق خانواده ومسایل ازدواج ،ص 229) وهمچنین در حدیث دیگر زن خوشبخت و بزرگ را این گونه تعریف کرده است :(زن بزرگ وخوشبخت زنی است که همسرش را اکرام می کند و او را آزار و اذیت نمی کند و در تمام حال از او اطاعت می کند ).(بحار الانوارج 103ص253).

با توجه به آیه قرآن و احادیث نبوی ،اطاعت زن از همسر خود ،از آموزه های اسلامی می باشد که موجب رشد وقرب الی اللِه زن مسلم خواهد شد .
زن مسلم همواره در فکر رشد و قرب به سوی خالق خود می باشد ،او می داندعمرش سرمایه ای است تا دراین فرصت بندگی خدا کند و به وسیله آ ن به مقامات بهشتی که رب رحیم برای او آماده کرده است ،دست یابد.

البته قابل ذکر می باشد که اسلام نیز در مورد اکرام زن و معاشرت معروف به او را سفارش اکید نموده است ، به گونه ای که پیامبر اسلام (ص) فرموده اند :(بهترین شما در ایمان کسی است که نسبت به همسرش خوب رفتار کند. ) 

متأسفانه بعضی از مردان به وظایف خود نسبت به همسر عمل نمی کنند ،وحتی رفتارهایی که در شأن یک مؤمن نیست، نسبت به او دارند .هرچند که خدا در قرآن کریم چنین مردان را به سختی تهدید کرده است :

(البته خدا کلام زنی که در مورد همسرش گفتگو می کرد ودر باره او به سوی خدا شکایت می کرد ،شنید ؛وخدا گفتگوی شما دو را می شنود ،البته خدا شنوای بینا است )(آیه 1 سوره مجادله )

اطاعت از شوهر در هر حال می تواند دو پیامد مفید داشته باشد :اولاً به تغییر رفتار همسر منجر شود ،و از رفتار خود پشیمان گردد . ثانیاً موجب قرب زن به سوی خدا می شود ، وهمچنین از هم پاشیدگی خانواده جلوگیری می کند .از این رو امام صادق (ع)در حدیثی چنین زنی را این گونه ستایش می کند :

(سه زن خدا عذاب قبر را از آنها بر می دارد وبا حضرت فاطمه (س)دختر محمد (ص)محشور می شونند :زنی که برغیرت همسرش صبر کند ،وزنی که بر سوء اخلاق همسرش صبر کند ،زنی که مهرش را به همسرش ببخشد ،خدا در ازای هر واحد از آن ثواب هزار شهید می دهد و برای هر واحد ازآن ثواب یک سال عبادت می نویسد )(وسایل الشیعه ج 15ص 37). 

 

اطاعت از شوهر کوتاه ترین راه برای جلب یک مرد است . 

زنان در دوران ابتدا ی آشنایی خود با یک مرد سعی دارند با پذیرفتن نظرا ت او ،قلب او را تسخیرکنند ،واین روش جلب و شکار مرد را به طور فطری اعمال می کند . این مطلب یعنی این که زن در درون خود حس می کند برای جذب مرد، احترام به عقاید ونظرات او لازم می باشد . یک دختر بچه در زمانی که خردسال است ،برای جذب پدر این شیوه را اعمال می کند ،تمام سعی او ، کسب رضایت پدر واجرای فرامین اوست ؛این عمل بروز فطرت دختر می باشد که تمرین وتکراری به همسرداری او می باشد .

بنابرین اطاعت از شوهر یک خصیصه فطری زن سالم می باشد،که خدا برای تحکم بخشیدن وشیرین کردن زندگی زناشویی ،در زن قرار داده است .آقای هاری استین متز متخصص امور زناشویی وروان شناس معروف می نویسد :سازگاری وقبول کردن سلیقه همسر در خوشبختی ازدواج مؤثر و مهم تر از آن است که زن و شوهر دارای عقیده مشترک باشند .(کارنگی ،دوروتی ،آیین همسرداری ،ص190)

شاید بسیاری از زنان با رجوع به فطرت خود این حقیقت را دریابند .ولی سوء استفاده های بعضی از مردان ، زنان را وادار به تمرد وعصیان نسبت به آنها می کند ؛ که در نتیجه موجب از هم پاشیدگی زندگی زناشویی می گردد .خانم مارابل مورگان در مورد تجربه نادرست این چنین زنان می نویسد : 

(اگر شاه یک تصمیم اشتباه بگیرد چه می شود ؟ اوه ،این یک وضیعت دستور است ،بخصوص وقتی که شما می دانید حق با شما ست . در مواقع زیادی این چنین است با وجود این ملکه باید از شوهرش تبعیت کند .یک ملکه نباید پس از اعلان تصمیم شوهرش به او غُربزند یا ازاو خرده بگیرد ،خانمها، آن آزمون ها و تجربه های شتابزده را بخاطر آورید!!!).

آیا مخالفت با همسرتان زندگی زناشویی شما را رونق بخشید ؟!!آیا با مخالفت با او قلب همسرتان را تسخیر کرده اید ؟!! آیا رفتار همسرتان بدتر از قبل نشده است ؟!!به نظر شما اطاعت از شوهر بردگی است ؟ یا بندگی خداست .

در ادامه در مقاله ای با عنوان معشوق یا برده شوهر حدود اختیارات شوهر نسبت به همسر پرداخته خواهد شد.

تبیان - عباس خراسانی ( مدرس دانشگاه علامه)


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تستی برای انتخاب همسر
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

اگر می خواهید ازدواجی پایدار داشته باشید و ارتباطی صادقانه بین شما و همسرتان برقرار شود و اگر در ازدواج با فردی به خصوص دچار شک و تردید شده اید اگر می خواهید بدانید که همسر رویایی تان در مورد زندگی مشترکتان ، خانه آینده تان مسایل مادی و نظایر آن چه نظری دارد باید حتما" به پرسش های مربوط به همسان بندی پاسخ دهید . باید تک تک سوالات پاسخ دهید . جواب دادن به این پرسش ها برای شما تجربه ی بسیار مفیدی خواهد بود که به پیوندتان استحکام می بخشد .اگر می خواهید پیمان ازدواجی که می بندید سرشار از عشق و علاقه و تفاهم باشد این مرحله میتواند شما را در راه رسیدن به این خواسته مهم تان یاری کند . سری اول پرسش های همسان بندی در مورد خانه مشترکتان است زیرا بسیار حائز اهمیت است و شما و همسرتان در مورد فضایی که می خواهید در آن با هم زندگی کنید گفتگو کنید . هر چه قدر که یکدیگر را دوست داشته باشید وضع ظاهری فضایی که در آن با هم زندگی خواهید کرد ، روی جریان روابطتان تاثیر خواهد گذاشت بسیار اهمیت دارد که نیازهای همسرتان را در ارتباط با خانه آینده تان بدانید و نیازهای خودتان را نیز بیان کنید . پاسخ به این سوالات فرضیاتی را منعکس می کند که شما در مورد زندگی و آینده عمیقا" به آنها معتقد و پای بند هستید . این سوالات به شما و همسرتان کمک می کند تا نظریات خود را در مورد خانه ای که می خواهید در آن زندگی کنید معلوم و مشخص کنید .

1- دوست داریم که نمای بیرونی خانه تان چگونه باشد ؟ نمای داخلی اش چطور ؟ آیا سبک خاصی را در نظر داریم ؟

2- می خواهیم خانه مان چند اتاق داشته باشد و هر اتاق به چه منظوری استفاده شود ؟

3- چه چیزی به ما در خانه مشترکمان احساس امنیت و شادمانی می دهد ؟

4- دوست داریم که موقعیت جغرافی خانه مان کجا باشد ؟ 5

- می خواهیم در آپارتمان زندگی کنیم یا در یک خانه ویلایی مستقل ؟

6- آیا میزان نیاز ما به نظم و نظافت خانه با یکدیگر برابراست ؟ آیا یکی از ما منظم است و کارها را بخوبی برنامه ریزی می کند ؟

7- چه کسی مسئول خرید میوه و سبزیجات ، آشپزی و سایر کارهای مربوط به آماده کردن غذا است ؟

8- آیا اهل غذا خوردن در بیرون هستیم ؟ همیشه یا گهگاه ؟ 9

- آیا دوست داریم روی تخت خواب بخوابیم یا روی زمین و تشک ؟

10- حاضریم چند درصد درآمد ماهیانه یا سالانه خود را صرف خریدن وسایلی که در خانه نیاز داریم بکنیم ؟

11- چه مقدار هزینه صرف وسایل خانه خواهیم کرد ؟

12- تا چه مدت در اولین خانه ای که تهیه می کنیم زندگی خواهیم کرد ؟

13- سبک مورد علاقه ی ما چیست ؟

14- چه کس دیگری ممکن است در خانه ما زندگی کند ؟

15- آیا می خواهیم حیوان دست آموزی داشته باشیم ؟

16- بزرگترین آرزوو نقشه ای که من برای خانه مان دارم چیست ؟

تذکر: هر یک از طرفین به طور جداگانه و یا باهم ولی روی ورق کاغذهای جداگانه به سوالات فوق پاسخ دهند ممکن است برخی از سوالات به زمان زیادی برای پاسخ دادن نیاز داشته باشد شاید هم برخی از سوالات از نظر شما نداشته باشد . پس از پاسخ کتبی جداگانه به هر یک از سوالات هر دو نفر باید با هم به بررسی پاسخ ها و اختلاف سلیقه های خود بپردازید تا از تفاوت ها و شباهت های خود در انتخاب خانه آینده تان مطلع شوید . اگر توانستید اختلاف نظرها را حل کنید ، اگر نه آنها را بپذیرید و طرف مقابل خود را همان گونه که هست دوست بدارید نه آن گونه که خود را می خواهید !


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
بخوانید:25 سوال اساسی قبل از ازدواج
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  
روانشناسان میگویند قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواجها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شدهاند.

1) آیا شما میخواهید بچهدار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟

2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچهدار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم

3) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟

در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟

4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟

5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟

6) در مواقعی که جر و بحث پیش میآید ، چه واکنشی نشان میدهید؟ آیا عصبانی میشوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان میدهید؟

7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خودتان یا من چه واکنشی نشان میدهید؟

8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟

9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟

10) در مورد روابط زناشویی چهنظری دارید؟

11) در مورد مسائل مالی چهنظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج میشود؟

12) هزینههای زندگی بر چه مبنایی تعیین میشود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را میکند؟ آیا امکان پسانداز وجود خواهد داشت؟

13) 2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه میبینید؟

14) ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبحها زود بلند میشوید؟ آیا عادت دارید شبها تا دیروقت بیدار باشید؟

15) چهکسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک میکنید؟

16) عادت خرجکردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پسانداز میکنید؟

17) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟

18) در مورد مسائل زیر ، اهداف طولانیمدت و کوتاهمدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟

19) کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟

20) شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر میکند؟

21) آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شبها کار کنید؟

22) آیا برای همسر آینده خود محدودیتهایی در ذهن دارید؟

23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟

24) اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت میتوانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئلهای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند بهنظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟

25) پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز میتوانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟

موفق باشید

کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نامزدی ،بهترین فرصت عاشقی
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

در فرهنگ ما خیلی از دختر و پسر ها قبل از اینکه به زیر یک سقف مشترک بروند ،دوران نامزدی یا همان عقدکردگی را تجربه می کنند ، که هم فرصتی برای شناخت بهتر یکدیگر است و هم روز هایی با مسئو لیت کمتر و فرصت بیشتر برای ذخیره ی مهر و محبت. در این مقاله راهکارهایی برای گذراندن دوران نامزدی شیرین و موثر را می خوانید :
قسمتهایی از شخصیت همسرتان را خواهید شناخت که بهصورت معمولی امکان ندارد بر آنها آگاهی یابید مگر آنکه با هم زندگی کنید. برای شناخت شخصی که بهطور متناوب -نه پیوسته- او را میبینید ، هیچ راهی بهتر از این نیست که در عمل و در مقاطع زمانی مختلف و کوتاه، با او زندگی کنید. در دیدارهای کوتاهِ دو یا سه ساعت در هفته، افراد اغلب، بهترین رفتارشان را نشان میدهند. واقعیت در زمان طولانیتری، و در ارتباط نزدیک تر آشکار میشود. - درمییابید که آیا سبک زندگی شما و همسرتان، از تفاهم و هماهنگی حقیقی برخوردار است یا خیر.
ویژگیهایی که باعث میشوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آنکه همخانه شدید، تضمین کند.


ممکن است از عشقورزیدن به کسی لذت ببرید اما از زندگی با او نه. ویژگیهایی که باعث میشوند عاشق کسی شوید و یا از دیدن او لذت ببرید ، ممکن است کافی نباشد تا هماهنگی همیشگیِ شما را بعد از آنکه همخانه شدید، تضمین کند. ممکن است دریابید که سبک زندگی شما و همسر آینده تان، با یکدیگر هماهنگی و همخوانی ندارد.- درمییابید که قابلیت و توانایی همسرتان در ایجاد ارتباطی حقیقی و کانونی گرم، چه میزان است. ممکن است هرگز متوجه نشوید که همسرتان تا چه حد تمایل و قابلیت ارتباطی مستحکم و صمیمی را دارد مگر اینکه تعهد زندگی مشترک با او را عهدهدار شوید. تنها وقتیکه مجبورید با هم راجع به امور اقتصادی، غذا، مسؤولیتهای خانه، تملکات و... تصمیم بگیرید ، میتوانید از اینکه آیا همسرتان همراه خوبی است یا نه، مطمئن شوید. میتوانید از ازدواج به دلیلهای نادرست و زندگی مشترک زودهنگام و نسنجیده دوری کنید.
زندگی مشترک، میتواند تجربهی شیرینی از یک رابطه باشد اما چنانچه زودهنگام، نپخته و نسنجیده به آن وارد شوید ، اشتباه بزرگی خواهد بود.

شیوههای ایجاد خشنودی در دوران نامزدی
همسران جوان با سرمایهگذاری در بانک عاطفی یکدیگر، میتوانند عشق و علاقهی خود را برای زندگی آینده ، حفظ نمایند. این سرمایهگذاریها میتواند شامل مهرورزیدنها، ابراز احساسات، توجه و محبت در لحظههای باهم بودن در دوران نامزدی و مراحل آغازین زندگی مشترک باشد.

درحقیقت، توجه و محبتی که زوجها در روزهای نخستین شروع زندگی به یکدیگر داشتهاند، طی چندین سال زندگی مشترک نیز (با تکرار و تنوع آنها) بهصورت سرمایهای برای زندگی مشترک آیندهشان محسوب میشود بهطوریکه با عادی شدن رابطهی زناشویی، شما میتوانید از سپردههای عاطفی خود که در دوران شروع زندگی مشترک سرمایهگذاری کردهاید، برداشت کنید و این، وقتی امکانپذیر است که نهتنها پیوسته بهطور لفظی و عملی به همسرتان بفهمانید که دوستش دارید، بلکه در هر فرصتی که بهدست میآورید، عشق و علاقهی خود را به او نشاندهید.

اینکار با انجام روشهایی مهرورزانه، امکانپذیر است که شما برای ایجاد هیجان و خشنودی احساسی در همسرتان، میتوانید از آنها استفاده نمایید.بعضی از شیوههایی که در این قسمت به آنها اشاره شده است، ممکن است در نظرتان رؤیایی یا طنزگونه باشد اما به شما اطمینان میدهیم که برای خشنودی همسرتان، فوقالعاده مؤثر است.
فراموش نکنید که در طول زندگی مشترک، اگر همسرتان از لحاظ احساسی خشنود نباشد، اغلب نمیتواند به خواستههای شما پاسخ مساعد دهد.
خشنودی احساسی ، به این معناست که شما (زن و مرد) باید فداکاری کنید، رفتاری مهربانانه با نامزدتان در پیش بگیرید، از او تعریف کنید و لحظههای شاد و خاطرهانگیزی را برایش فراهم آورید.

توجه داشته باشید که کارهای کوچک، از نقطهنظر همسرتان، بسیار بامعناست.مطمئن باشید نشاندادن علاقه و عشقتان با برنامهریزی، کاری بس عظیم و فوقالعاده است. باید بدانید اقدامهای کوچک مهربانانه، به همسرتان نشانمیدهد که او را چهقدر دوست دارید ، برایش احترام قائل هستید، از او قدردانی میکنید و مهمتر از همه، با این کار سبب میشوید که همسر آیندهتان، احساس کند برای شما از هر کسی مهمتر است.

تاریخ روزهای مهم زندگی نامزدتان را درنظر داشته باشید. شما به یکدیگر علاقه دارید، بنابراین سعیکنید همیشه عشق و علاقه، در اعماق چشمهایتان موج بزند. همیشه چشمانتظار هم باشید. سخنان او را با گوش دلتان بشنوید. تا حد امکان، به امور پدر و مادر یکدیگر رسیدگی کنید. از وسایل مورد علاقهاش بهخوبی نگهداری کنید. با تمام افرادی که برایش کار میکنند، مهربان و نسبت به آنان خیرخواه باشید. در طراحی نقشههایتان، با یکدیگر همفکری کنید. در قلبتان برایش جایی چون صدف بسازید و او را چون مرواریدی گرانبها در آن جایدهید.
Click the image to open in full size.
همیشه در اتفاقهای خوبِ زندگی، او را سهیم کنید . وقتی به جمع دوستانتان میپیوندید، با افتخار همسرتان را معرفی کنید. برای نامزدتان همواره آرزوی سلامتی کنید. برای همدیگر وقت صرف کنید. به دوستانش احترام صادقانه و خالصانه بگذارید.
در دورههای خانوادگی، با روحیهی خوبی حاضر شوید. برای رشدکردن و بارورشدن استعدادهای معنویاش، او را تشویق کنید. قسمتهایی از روزنامه را که ممکن است برای او جالب و مفید باشد، برایش جدا کنید. بهتر است عبادتها و نیایشهای خود را به اتفاق یکدیگر انجام دهید. او را در یکی از روزنامهها یا مجلههای مورد علاقهاش، مشترک کنید. وقتی با شما صحبت میکند، به او توجه کامل داشته باشید.

در میهمانیها حد امکان، کنار یکدیگر باشید. هر بار در بهکار بردن جملهی «دوستت دارم» و تنوع در ارائهی آن، پیشدستی کنید. وقتی خسته است، بگذارید بهاندازهی کافی استراحت کند. تا حد امکان، با همدیگر برنامهریزی کنید. نسبت به وسایل و مکانهای مورد علاقهی همسرتان، توجه لازم را داشته باشید.

کارهای قشنگ و بزرگ را بهصورت مشترک انجام دهید. دربارهی او مثبت فکر کنید. زمانی که به سکوت نیاز دارد، برایش محیطی فراهم کنید تا در آن، احساس آرامش کافی کند. در مورد هدیهای که میخواهید به او بدهید ، خوب فکر کنید. احساسهایتان را از اعماق دلتان در زندگی جاری کنید. در کارهای شغلی یکدیگر (در صورت امکان و توان) به همدیگر کمک کنید. در انجام امور خیر، مشارکت داشته باشید. به ارزشهای یکدیگر، احترام بگذارید. بهخاطر داشته باشید که روزهای مبارک و مناسبتهای خجستهی ماه را برایش گرامی بدارید. کمک به افراد مستمند و نیازمند را در حد توان و امکان، با یکدیگر انجام دهید.تجربه های با هم بودنتان را زیاد کنید و از فرصت نامزدی برای آشنایی بیشتر و ایجاد صمیمیت استفاده کنید...

منبع : مجله شادکامی - با تلخیص


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تفاوتهای شما و همسرتان ؟!
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

زنان در برقرای ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند. مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

 *زنان، تشریفات را دوست دارند. *مردان کمتر تشریفاتی هستند.

زنان رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری از بینش و شهود از خود نشان می دهند. *مردان هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیش تر تمایل نشان داده و استعداد بیش تری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

زنان نفوذ همسران خود را راحت می پذیرند. مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

ترس زنان بیشتر است تا خشم شان. مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند ا رنج روحی. مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهند.

زنان سعی دارند،فرزندانشان همواره راضی و راحت باشند. *مردان، فرزندانشان رابرای استقلال، مقابله و با خطر و سختی ها آماده می کنند.

مادر، همه ی فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهرومحبت او مشروط به بروز استعداد نیست. *پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیش تر دوست دارند.

زنان در انتخاب همسر: مسائل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و...را در نظر می گیرند. مردان سریع تر و راحت تر از زنان، در صدد ازدواج با همسرمورد علاقه شان بر می آیند.

*در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت، به خوبی قابل رویت است. *مردان در هنگام گوش دادن، خونسر بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

زنان هنگامیکه اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنشهای هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند. مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کم تر بروز می دهند.

زنان در هنگام گفت و گو، جروبحث و بگومگوهای مختلف، مسائل منطقی را با عواطف و احساس های خود در هم می آمیزند و از رفتارهای کلامی و غیر کلامی خود، بیش تر و قوی تر استفاده می کنند. مردان در هنگام گفتو شنود، جروبحث ها و بگوو مگوها، بدون این که عواطف و احساسات خود را بروز دهند،می توانند خویشتن دار باشند، منطقفی سخن بگویند و مستقل از احساس های خود عمل کنند.

*در صحنه های زندگی اجتماعی، زنان بیش تر تساوی طلب هستند و هم دردی، هم دلی وملاطفت بیش تری از خود بروز می دهند. در صحنه زندگی اجتماعی، مردان برتری طلب و مبارزه جو بوده و برای برتری خود، بیش تر تلاش می کنند. مردان بیش تر از زنان، پرخاشگر و تهاجمی هستند و رفتار خطرناک و غیر اخلاقی بیشتری از خود نشان می دهند.

احساس موفقیت در زنان، زمانی حاصل می شود که مورد تایید و تصدیق قرار گیرند. مردان زمانی خود را موفق و باارزش می دانند که به هدف های شان برسند و اعتماد به نفس آنان زمانی بالاست که در انجام کارها موفق عمل کرده و خود را ثابت کرده باشند.

در جریان زندگی، زنان، بیش تر به گذشته توجه می کنند و گوشه چشمی نیز به آینده دارند. مردان بیش تر به آینده توجه نشان می دهند و به راحتی می توانند گذشته را فراموش کنند.

مسائل مالی و ثروت از نظر زنان، ایستا و غیر دینامیک هستند. زنان با محافظه کاری در حفظ و نگه داری آن می کوشند و به طور کلی، بیش تر به نگهداری چیزهای موجود، دل بستگی دارند. مسائل و ثروت از نظر مردان، دینامیک و غیر ایستا هستند. مردان همواره در جهت افزایش و کسب پیروزی بیش تر، تلاش می کنند و به طور کلی، مردان فزونی طلب بوده و در جستجوی پیروزی بیشترند.

زنان به گفت وگو علاقه مندند و و با بیان مسائل، از ناراحتی خود می کاهند. مردان سکوت را دوست دارند و به تنهایی به حل مسائل خود می پردازند.

زنان، شنونده خوبی هستند. مردان، شنونده خوبی نیستند.

زنان، کارهای شان را با یک روند آرام، تدریجی، حرکت های ملایم، ظریف و... به انجام می رسانند. *مردان، کارهای شان را با نوسانات زیاد ولی آگاهانه و با حرکت های فراوان، مطمئن و محکم انجام می دهند.

بدون درخواست کمک، اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود، او آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن می شود. در نظر یک مرد پیشنهاد کمک به او، به منزله ی این است که قدرت انجام کاریی را که به عهده گرفته است، ندارد و او از این پیشنهاد،آزرده شده و آن را نوعی توهیم به خود تلقی می نماید. حتی ممکن است به آن اعتراض کرده و خشم خود را نشان دهد،چرا که مرد تصور می کند خود می تواند از عهده کارهایش برآید.

برای بیش تر زنان، گفت و شنود و هم دلی وسیله ارتباط عاطفی و احساسی است. برای بیش تر آقایان، گفت وگو، وسیله ارتباط و تبادل اطلاعات به حساب می آید.

مرکز گویش زنان در دو نیم کره مغز قرار داردو آنان برای صحبت کردن، هم زمان از دو نیم کره مغز خود استفاده می کنند مرکز گویش مردان فقط در نیمکره چپ مغز قرار داردو نسبت به مرکز گویش زنان، کوچکتر است.

دختران زودتر از پسران حرف زدن را شروع می کنند. تا 3 سالگی 99 درصد صحبت جامع است. پسران دیرتر از دختران حرف زدن را شروع می کنند. تا 5/4 سالگی، 99درصد صحبت آنان، جامع است.

زنان ر برقرای ارتباط، گوش دادن و فراگیری زبان، قوی تر از مردان عمل می کنند. مردان در ارتباط برقرار کردن، گوش دادن و فراگیری زبان، ضعیف تر از زنان عمل می کنند.

ارتباط بین دو نیمکره مغز، در زنان حدود 15 درصد بیش تر از مردان است. زنان بین دو نیمکره مغز، ارتباطات بهتری برقرار می سازند و توانایی بیش تری در انجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای در یکزمان را از خود نشان می دهند.(در مجالس زنان، هم زمان چند نفر با هم صحبت کرده و حرف های یکدیگر را هم گوش می دهند.) *ارتباط بین دو نیمکره مغز در مردان کمتر از زنان است؛ توانایی مردان درانجام کارهای مختلف و چند وظیفه ای همزمان، از زنان کمتر است.( در مجالس مردان به طور معمول یک نفر صحبت کرده و. بقیه گوش می دهند.)

زنان اندیشه اسقرایی دارندو از جزء به کل می رسند؛ خواهان احساس و عاطفه بیش تری هستند. در تصمیم گیری مرددند؛ برای تصمیمگیری به اطلاعات بیش تری نیاز دارند، ولی به آسانی اشتباه های خود را قبول می کنند. مردان با شیوه قیاسی استدلال می کنند و از کل به جزء می رسند و خواهان اطلاعات بیش تری هستند، سرع تر تصمیم می گیرند و کم تر حاضر می شوند به اشتباه های خود اعتراف کنند.

زنان بیش تر از راه گوش(شنیدن) تحت تاثیر قرار می گیرند و محبت خود را بروز داده و عشق خود را انتخاب می کنند. مردان بیش تر از راه چشم(دیدن), عاشق می شوند.

زنان به احساس عشق،عنایت بیشتری دارند، همراه با آزار دوستی. مردان به روابط جنسی توجه دارند، همراه با دیگر آزاری.

تولید هورمون استورژن(هورمون جنسی زنانه) باعث کم تر شدن خشونت، کاهش پرخاشگری، ابراز وجود، رقابت و ... در زنان می شود. تولید هورمون زنانه، پیوندجویی را در زنان تقویت می کند. تولید هورمون تستسترون(هورمون جنسی مردانه)میل جنسی، پرخاشگری، تهاجم، رقابت، اتکا به نفس، حرکت های تندو... را در مردان سبب می شود. تولید بیشتر این هورمون، مردان را به خشونت، تجاوزهای جنسی و بدرفتاری های جنسی، حس رقابت، اتکا به نفس و رسیدن به هدف، سوق می دهد.

میل جنسی در زنان کم تر از مردان است. *میل جنسی در مردان بیشتر است.

زنان جزئی نگر هستند. ماهرانه متوجه آهنگ های ظریف صدا، علائم ظاهری، حالت هاو تغییرهای چهره شده و از این طریق به علاقه ها، اندیشه ها و روحیه های طرف مقابل، به خوبی و سریع پی می برند؛ راست و دروغ حرف های طرف مقابل را به سرعت کشف می کنند. *مردان کلی نگر هستند و به جزئیت زیاد توجه نمی کنند لذا تمایل، احساس ها و هیجانهای طرف مقابل را از چهره اش به خوبی درک نمی کنند.

زنان، تصاویر معمولی و هیجانی را بهتر از مردان به خاطر می آورند. به یادآوردن تصاویر معمولی و هیجانی برای مردان، به آسانی صورت نمی گیرد.

زنان در به خاطرآوردن چهره هاو اسامی، بهتر از جنس مذکر عمل می کنند و کم تر از مردان دچار فراموشی می شوند. مردان چهره و اسامی افراد را زودتر فراموش می کنند و بیش تر ازنان دچار "آلزایمر" می شوند.

زنان در جوانی، مهربان و در پیری، تهاجمی و خشن می گردند. مردان در جوانی، خشن و خودخواه و در پیری، مهربان می شوند.

براساس آمار موسسه "هاریس"، فقط 76 درصد از زنان اعلام کرده اند که حاضرهستند با همسر کنونی شان ازدواج کنند. براساس موسسه"هاریس،87درصد مردان متاهل اعلام کرده اند که اگر قرار باشد دوباره ازدواج کنند حاضرند با همسر کنونی شان ازدواج کنند.

در ایک ازدواج شکست خورده:

زنان مسائل جدایی را به طور عمیق احساس می کنند، ولی چون رابطه گرا هستند، غم ناشی از تنها شدن و بیان مسائل شخصی و زندگی مشترک خود را به راحتی با دیگران بازگو می کنند و هم چنین با گریه کردن، از فشارهای روحی و روانی خود می کاهند؛ درواقع، درد جدایی را کم می کنند. در یک ازدواج ناموفق:

 
مردان احساس شکست از زندگی مشترک، درد جدایی و تنهایی را به طور عمیق احساس می کنند و غمگین می شوند، ولی پس از جدایی گریه نمی کنند و درد و غم ناشی از تنها شدن را در خود می ریزند.


سیمرغ


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
حد و حدود در روابط عاشقانه!
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

ر روابط دوستانه و یا در روابطی که در حد نامزد بودن و برای به دست آوردن شناحت از طرف مقابل است ، باید چه کاری انحام دهیم ؟

در روابط دوستانه و یا در روابطی که در حد نامزد بودن و برای به دست آوردن شناحت از طرف مقابل است ، باید چه کاری انحام دهیم ؟ آیا می‌توانیم تنها به کتاب‌های و یا توصیه‌هایی که در تلویزیون و یا فیلم‌های در این رابطه می‌بینیم بسنده کنیم ؟

 یا اینکه هر کس خود باید حد این روابط را تشخیص دهد ؟ حد و مرز روابطی که بین یک دختر و پسر است باید در چه حدی باشد ؟  


*  اگر رابطه ی شما به تازگی شروع شده است توصیه می‌کنیم که تمام احساسات حود را بروز تدهید زیرا شناخت شما هنوز در حدی نیست که بتوانید از طرف مقابلتان برداشت درست و صحیحی داشته باشید؛

 ممکن است با بروز دادن صحبت و یا احساسی از حود باعث ناراحتی یا سوء تفاهم بین خود و طرف مقابلتان شود و معمولا این عادتی است که دخترها در برابر پسرها دارند . پس به دختر خانم‌ها توصیه می‌کنیم که احساساتشان را بروز ندهند .


گاهی اوقات در روابط بین دختر و پسران و یا نامزدهای حوان ، شرایطی پیش می‌آید که نمی‌دانید طرف مقابلتان را دوست دارید یا نه ؟ در این جا توصیه‌هایی را مطرح می‌کنیم :


اگر شما عاشق نامزد یا دوستتان باشید دارای شرایط و احساسات زیر هستید :


* آیا دلتان مدام برای شخصی که با او رابطه دارید تنگ می‌شود حتی زمانی که مدت کوتاهی از ملافات شما گذشته است .


* آیا فکر می‌کنید که این شخص می‌تواند مرد یا زن آینده شما باشد ؟


* آیا دارای شرایطی است که بتواند یک زندگی را اداره کند  و احساس می‌کنید که دوست دارید از دوران مجردی خود حارح شوید و زندگی جدیدی را آغاز کنید .


* آیا احساس می‌کنید که این شخص به طور نامحسوسی باعث پیشرفت شما می‌شود؟


* آیا نسبت به نامزد یا دوست خود حسود هستید و اگر شخص دیگری با او رابطه برقرار کند حتی خیلی ساده و معمولی حسودی می‌کنید ؟


* آیا نسبت به دختران یا پسران دیگری که از کنار او رد می‌شوند احساس بدی دارید ؟


* آیا هنگامی که پیش نامزد یا دوست خود می‌روید ، تمایل دارید که بهترین و زیباترین لباس‌های خود را بپوشید ، اگر خانم هستید بهترین آرایش را انجام می‌دهید و حتی رنگ لاکی که دوستتان می‌پسندد را بر روی ناخن‌های خود می‌زنید ، عطری که او دوست دارد می‌زنید  و ....


* مدام به دنبال بهانه‌هایی هستید تا او را ببینید ، به او اس ام اس می‌دهید ، به دنبال راهی می‌گردید که هر لحطه در کنار او باشید .

 


اما اگر دارای شرایط و احساسات زیر هستید نشان می‌دهد که شما هنوز تصمیم درستی را برای این رابطه اتخاذ نکرده اید :


* آیا دوستان و اطرافیانتان را که هم جنس خودتان هستند را بدون هیچ گونه ترس و واهمه ای به او معرفی می‌کنید .


* خطاهای او را به راحتی و سادگی می‌بخشید حتی هنگامی که به شما دروغی می‌گوید برایتان اهمیتی ندارد و تنها به این فکر می‌کنید با او باشید تا اوقات فراغتتان پر شود .


* برای نظرات او زیاد ارزش قائل نمی‌شوید زیرا معتقدید که در نهایت آخرین تصمیم را باید خودتان بگیرید .


* به نامزد یا دوست خود زیاد دروغ می‌گوید زیرا فکر می‌کنید که دلیلی ندارد او در جریان تمام زندگی شما باشد .


اکنون به سایر شرایط می‌پردازیم :


شما باید بسیاری از شرایطی که ممکن است برای شما در طول این رابطه پیش بیاید را‌پیش بینی کنید.

 

زمانی که احساسات و عواطف بین شما و نامزدتان زیاد می‌شود و در دل هر دوی شما شکوفه‌های عشق و امید ریشه می‌زنند باید به این نکته دقت داشته باشید که از همان ابتدا سعی کنید واقع بین باشید نه اینکه بر اساس احساسات تصمیم گیری کنید اگر می‌بینید شخصی که با او رابطه دارید از شما  و افکارتان دور است خود را گول نزنید .


این بزرگ ترین اشتباهی است که ممکن است برای شما پیش بیاید و در آینده تبدیل به طلاق و جدایی بین شما دو نفر شود .


* سعی نکنید که در دوران دوستی و یا نامزدی خود از تمام جزئیات زندگی طرف مقابل خود آگاه شوید زیرا در این صورت فرد مقابل احساس نا امنی می‌کنید و این احساس در او زنده می‌شود که شما فقط می‌خواهید از گذشته او سر در بیاورید .
* با یکدیگر صریح صحبت کنید از غلایق و سلیفه‌های خود .
* اگر از موضوع خاصی نگران هستید ، یا برایتان اهمیتی دارد با نامزد یا دوست خود مطرح کنید و  از او نیز بخواهید که مکنونات قلبی خود را برای شما فاش کند .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
برخی از معیارهای ازدواج که کم تر به آن ها توجه می شوند
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

آیا تا به حال از خود یا فرزندانتان سوال کرده اید که معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یک زندگی واقعی چیست؟ یا زندگی ایده آل و لذت بخش چگونه شکل می گیرد؟ 

اغلب پدر و مادرهای ایرانی علاقه بسیار وافری به فرزندان خود و آینده آن ها دارند و به همین جهت تمامی تلاش خود را از همان دوران کودکی برای رشد و تربیت فرزندان به کار می گیرند. آن ها فرزندان خود را تحت شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی رشد می دهند و از مدارس پیشرفته و توانمند برای تحصیلات بدون نقص آنها بهره می برند. بهترین کلاس های آموزش هنر، تکنولوژی، زبان و ورزش را برای آمادگی همه جانبه عزیزانشان محیا می کنند و همه این ها مستلزم زحمات و مشکلات متعددی است که والدین برای تربیت بی نظیر فرزندانشان با آغوش باز متحمل می شوند.

اما برخی از این پدر و مادرها علیرغم این که حساسیت فوق العاده ای به تربیت صحیح فرزندان خود دارند، بازهم مهم ترین قسمت زندگی آن ها را نادیده می گیرند یا دست کم آن طور که باید مورد توجه قرار نمی دهند. آن ها فراموش می کنند که ازدواج و شروع زندگی مشترک فرزندانشان بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و نیازمند آموزش و انتقال تجربه است.  

ازدواج و شروع یک زندگی مشترک از مواردی هست که به علت استمرار و پیوستگی ممتد در زندگی افراد موجب می شود تا زن و شوهر به صورت مشترک هر موضوعی را با هم تجربه کنند. انواع مشکلات، موفقیت ها،شادی، غم و قصه ها، حوادث و اتفاقات خوشایند یا تاسف بار و اختلافات و تفاهم ها. این تغییر وضعیت در طول یک زندگی مشترک مستلزم قابلیت ها و تفکرات مشترکی بین زن و مرد است تا از برخورد موج شدید این نا همواریها با پایه های زندگی، اساس آن دچار لرزش و شکاف نگردد.

اهمیت دوران پیش از ازدواج(نامزدی)

زندگی زناشویی متشکل از تجاربی است که با آزمون و خطا صورت می گیرد اما این آزمون و خطا تاریخ و مهلت مشخصی دارند که اگر از زمان آن ها بگذرد تبدیل به نفاق و درگیری و درنهایت جدایی خواهد شد.

زمان به موقع این آزمون و خطاها قبل از شروع زندگی مشترک و در دوره آشنایی یا نامزدی است که هر دوطرف با در نظر گرفتن عقاید و آداب مرسوم خانوادگی ارتباط کنترل شده ای را بایکدیگر آغاز می کنند.

در اصل این رابطه تنها برای شناخت خصوصیات و رفتارهای دو طرف نسبت به یکدیگر است و هرگز نباید این باور را به وجود بیاورد که این دوره مرحله مقدماتی ازدواج است و خواسته و ناخواسته باید ادامه راه به همین منوال صورت پذیرد. باید پذیرفت که این دوره فقط برای آشنایی، شناخت و محک یکدیگر است نه بیشتر. به زبانی ساده تر، یعنی هر جا که دو طرف احساس کردند که واقعا شکاف و اختلافات اساسی بین آن ها وجود دارد بهتر است که از ادامه راه خودداری کنند و بر عقاید و باورهای غلط خود و خانواده که مبنی بر بی آبرویی یا نگون بختی دختر و ضربه روحی هر دوطرف است یا مایه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند. زیرا این بهانه ها تنها یک باور غلط است که وجود منطقی و خارجی ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اینکه تحمل چند وقت ناراحتی و روحی و شکست عشقی خیلی راحت تر، معقولانه تر و واقع بینانه تر از یک عمر زندگی اشتباه و نابه جا با انواع مشکلات کوچک و بزرگ است.

اشتباه بزرگ

پدر و مادری که یک عمر زندگی خود را وقف تربیت صحیح و آموزش موفق فرزند خود کرده اند نباید به خاطر باورهای غلط و عقاید اشتباه خود هرچه رشته اند را پنبه کنند. بله دوران نامزدی هزینه دارد، جشن و میهمانی دارد، دلبستگی دارد و خیلی موضوعات دیگر. اما این ها به هیچ عنوان دلیل خوبی برای ادامه راهی نیست که عاقبت خوشی ندارد. درست است باید به فرزندان آموخت که سنگ صبور مشکلات باشند و با هر اتفاقی که به نظرشان ناخوشایند نمی آید، شانه خالی نکنند اما اختلافات عمیق، عقاید متضاد، عدم علاقه قلبی به یکدیگر و مواردی از این قبیل مشکلات کوچکی نیستند که با گذشت زمان مرتفع شوند یا در زندگی های امروز نادیده گرفته شوند. باید این واقعیت را پذیرفت که فرزندان ما در شرایط و روزگازی غیر از ما زندگی می کنند و بین دوران عشقی ما و دوران عشقی آن ها دست کم چندین دهه فاصله است.  

معیارهای ناگفته ازدواج

در ابتدا باید به فرزندان آموخت که معیارهای مهم و اساسی زندگی مشترک خود را دریابند. البته به این علت که فرزندان قبلا تجربه این چنینی نداشته و اطلاعات و آگاهی کافی در این زمینه ندارد، نمی توانند وجوه مختلف یک زندگی ایده آل را بشناسند و اهمیت یک به یک آن ها را درک کند. به همین خاطر لازم است تا والدین هرکدام در جای خود نکات مهم و اساسی یک زندگی مشترک را صادقانه،‌صریح و بدون کاستی برای آن ها متذکر شوند و مزایا و معایب هرکدام را به روشنی یادآور گردند تا فرزندشان با آگاهی نسبی بتواند معیارهای خود را تقویت و هدایت نماید. 

برخی از نکاتی که در زندگی زناشویی زمینه ساز یک زندگی ایده آل و لذت بخش است و بایدمورد توجه قرار بگیرد و بهتر است که جوانان به آن نظری داشته باشند، از این قرار است. 

- عدم اختلاف در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی

- تراز تحصیلی و شغلی(بستگی به سلایق زن و شوهر دارد ولی باید مورد توجه قرار بگیرد) البته در این مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعالیت های اجتماعی و شغلی خود در زندگی مشترک آگاه شوند و در آن زمینه به توافق قطعی برسند.

- تناسب اندام و همچنین اهمیت به چاقی یا لاغری یکدیگر

- تمایل داشتن به علاقه مندی های یکدیگر و پذیرفتن آنها

- شخصیت و فرهنگ خانوادگی و نحوه تفکر و نگرش والدین همسر

- انطباق برنامه های آینده و توافق در اجرای اهداف طرفین و تحمل عواقب آن. مثلا شاید دختری بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل دارد و همسر او در دوران نامزدی با این موضوع موافقت می کند اما با شروع زندگی مشترک، شروط و محدودیت هایی را برای تحقق این موضوع قایل می شود. مانند این که از تحصیل او در شهرهای دیگر یا دانشکده های خاص جلوگیری می کند و یا از پرداخت هزینه آن خودداری می کند.

- توافق در موعد فرزند داری

- توقعات و خواسته های شخصی از یکدیگر

- نوع تمایلات و توقعات جنسی

- محدودیت ها و آزادیهایی که برای یکدیگر قایل می شوند.

- چگونگی کنترل بحران و وضعیت های دشوار توسط طرف مقابل(که نیاز به بررسی و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)

- میزان عصبانیت و چگونگی کنترل آن و اینکه عصبانیت وی منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد.

- عدالت و انصاف در رفتار و اعمال

- اهمیت به حرام و حلال

- رعایت قوانین و حقوق دیگران 

- میزان رعایت نکات اجتماعی و فرهنگی 

- میزان انعطاف پذیری از خود گذشتگی

- میزان ظرفیت انتقاد پذیری و تغییر پذیری

- میزان توجه و حرف شنوی از پیشنهاد و خواسته های طرف مقابل

- پرستیژ و شخصیت رفتاری گفتاری

- میزان منطق و درک قضایا

- اهمیت به نظافت و پاکیزگی شخصی و عمومی

- میزان اهمیت به وضعیت و پوشش ظاهری و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن 

- میزان صبر و تحمل و بردباری

- نوع تصور و چگونگی رفتار در رابطه با خانواده همسر

- میزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده

- میزان تفاهم در مسایل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی 

- اهمیت به نحوه زندگی پدر و مادر وی. به این علت که فرزندان در زندگی زناشویی اغلب پدر و مادر و نزدیکان خود را الگو قرار می دهند توجه به زندگی نزدیکان وی خالی از لطف نیست .

- تعداد جمعیت خانواده همسر و تفات آن با جمعیت خانواده خود
- عقاید، تعصبات و آداب رسوم قومی
- نژاد و قومیت خانواده همسر و وضعیت اجتماعی که در آن رشد و تربیت یافته است
- اختلاف های تربیتی و تادیبی که ناشی از نگرش متفاوت والدین است

 چگونگی برخور با مشکلات، میزان سازگاری و تصور در مورد طلاق و یا ادامه زندگی و دیدگاه آن ها در مورد طرف مقابل نکاتی است که ذهنیت فرد را تحت تاثیر خود قرار می دهد و لازم است که از آن ها شناخت کافی به دست آورد.

- میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف که این هم می تواند تحت تاثیر رفتار خانوادگی قرار بگیرد.

- میزان شرم و حیا و احترام به دیگران

- میزان حسادت ، خساست و تفکر اقتصادی و مدیریت بحران و آینده نگری هم از نکات مهم و قابل توجهی هستند که باید مورد بررسی قرار بگیرند.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
راه حل هایی برای 6 مشکل خانوادگی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

بتازگی از مرحله ماه عسل رابطه خود عبور کرده و کم کم مـشکلات و درگیریهای زندگی گریبان گیر شما می شـود. بـیـامـوزید که چگونه می توانید از مشاجرات رهایی یافتـه و مدت زمانی را تنها باشید و مهمتر ازهمه مطمئن گردید که مشکلات شما بعد از حلل و فصل دیـگر تـکرار نـخواهند شد.

1- او به شما ( بطور کامل ) اعتماد ندارد او بدگمان شـده که شـما به همه زنان اطراف خود چـشم میدوزید. چرا؟ احتمالا به این دلیل که شما حس بیـنـایـی داشته و درنتیجه جنس مخالف را مورد توجه قرار میدهید. در عوض این موضوع باعث حسادت ورزیدن وی میگردد. در حالی که ممکن است تا حدی حق داشته باشد، عمدتا در اشتباه است. بلی، شما به زنها نگاه می کنید امـا به طـور غیـر عـمـدی و مـخـتـصر. در نـهایت با برانداز نمودن زنان، سخت افزار مـغز شما دارد کاری را که از قبل برنامه ریزی شده است انجام میدهـد. ایـن به معنای تـعاقب و پیگیری آن زنان نمی باشد. همسر شما باید این مطلب را دانسته و درک نماید.

راه حل: او را به همراه دوستـان دیـگر خود به بیرون دعوت کرده و به وی نشان دهید که چشمان شـما مـتوجـه او است. یک کار موثر دیگر که به او افراطی گریش را بفهماند، انجـام بـازی " بـه نظر تو آن مرد/زن جذاب هست؟ " می باشد. به وی نشان دهید که توجه کردن به افـراد جذاب طبیعی است. با بیضرر نـمایـاندن عمل مذکور، این غریزه انسانی را تا پایین ترین حد خطرناکیش تقلیل خواهید داد.

2- نیاز بیشتری به اوقات "تنهایی" دارید بعد از گذراندن زمان قابل ملاحظه ای با یکدیگر، جـدا کردن خود از وی دشوار خواهد بود. صمیمیت و علاقه هنـوز وجـود دارد ولـی احساس میکنید که نیاز دارید زمانی را بدون او سپری نمایید.

راه حل: اوقات با او بودن را به بهترین وجه سپری کنید. فقط این نباشد که روی کاناپه نـشسته و بدلیل اینکه حوصله انجام کار دیگری را ندارید، با هم تلویزیون تماشا کنید. قـرار ملاقاتی رسمی را ترتیب دهید: او را به یک رستوران برده و سپس به یک کافه بروید. در شبهایی که برنامه ای ندارید و او پیشنهاد با هم بودن می کند، بـگویید که زمانی برای استراحت و رها شدن از استرس روزانه نیاز دارید.

هـمـچنین میتوانید او را تشویق به گذراندن وقتش با دوستان خود نموده و یا سرگرمــی جدیدی برایش فراهم کنید. این عمل بـرای شـما فـرصـتـی بـوجـود مـی آورد کـه هـنگـام مـلاقـات مـجدد او، انتظار چیز جدیدی را داشته باشید. و اگر سرگرمی جدید وی به طـور اتفاقی تماشای فوتبال باشد، دیگه چه بهتر. درسته؟

3- دائما دعوا می کنید هنگامی که اختلافات کوچک تبدیل بـه جـنگهای تمام عیار میشوند، احتمال از بین رفتن رابطه زیاد میگردد. روی کاناپه خوابیدن اصلا خوشایند نیست.

راه حل:مشاجـره را از هـمان آغاز پایان دهید: آیا موضوع واقعا ارزش بحث کردن را دارد؟ اگر دارد سعی کنید مشکل را از نقطه نظر او تحلیل کنید. فعالانه و بـا دقـت گـوش دهـید. ممکن است او به آنچه که باعث خرابی فـکـرش شـده اشـاره نـمـاید؛ ایـن اطـلاعـات را نـادیـده نپندارید. این عمل باعث خواهد شد او نیز متقابلا به صحبتهای شما گوش داده و آنها را مد نظر بگیرد.
4- در خصوص مسائل مالی اختلاف نظر دارید اگر با هم زندگی میکنید، چه کسی چه چیزی را پرداخت میکند؟ آیا وقتی برون میروید، همیشه شما صورتحساب را پرداخت میـنمایـید؟ ممکن است تصور کنید او دارد از شما استفاده می نماید. دریابید.

در طولانی مـدت سـؤالاتی از این قبیل میتواند باعث ایجاد موانعی در زندگی شما گردد و در صورتی کـه از ذهـن پـاک نشوند، گـاهی نـیز مـتاسفانه تنفر و رنجش تدریجی را در رابطه بوجود می آورند.

راه حل: یک حساب بانکی مشترک برای هزینه هایی که هر دوی شما در آنها سهیم هستید باز کنید. در غـیـر این صورت بصورت دانگی بیرون رفته و یا نوبتی صورتحساب ها را پرداخت نمایید. از هر روشی که انتخاب می کنید، از ایـن ابـزار بـرای اعـاده برخی موازنات مالی بـهـره ببرید. کار شما تنها برای یک برنامه ریزی مالی نـبـوده، بـلـکه بـرای حـفـظ و بـقـای رابطه تان نیز مفید واقع خواهد شد.

5- دیگر احساسی وجود ندارد شعله های آتشین عشق در حال فروکش کردن است و دیگر هیچیک از شما تمایلی بـه رومانتیک بودن از خود نشان نـمی دهد. اکـنـون زمان آن رسیده که زندگی جنسی خود رنگ و بویی تازه بدهید. 

راه حل:بعد ازظهری رومانتیک را در منزل خود ترتیب داده و یا اتاقی در یـک هتل خوب اجاره کنید. یک نوشیدنی خنک، چند عدد شمع روشن و یک دون ژوئن. ایــده دیگر می تواند رفتن به مسافرتهای کوتاه در آخر هفته باشد.

6- بیش از حد کار می کنید او تصور می کند که شما وقت زیادی را برای کارتان صرف مینمایـید. آیـا حق دارد؟ ماندن سـر کـار تا دیر وقت و یا کار کردن در آخر هفته ها برایتان عادی اسـت؟ اگـر هـست پـس بهتر است به خاطر حفظ رابطه تان در مورد الگوی کاری خود تجدید نظر کنید.

راه حل: بهره وری خود را در محل کارتان افزایش دهـید. بـرخی از بـعد از ظهر ها را فاکتور گرفته و وقت خود را با همسرتان بگذرانید. سعی کنید به اندازه نیازش به او توجه کنید.

جـوری بـرنـامه ریـزی نمایید که بتوانید ساعات بیشتری را در آخر هفته بـرای نهار با هم صـرف کنـیـد. اگر محل کارتان به هم نزدیک است سوار اتومبیلتان شده و او را برای نـهـار به بیرون ببرید.



مشکلات خود را حل کنید

زندگی همانند یک خیابان دو طرفه می بـاشـد. به یـاد داشـته بـاشـید اگـر شـما در برابر همسرتان فداکاری کرده و از خود گذشتگی نشان دهید،او نیز لازم است مقابله به مثل نماید و اگر نه، باید در اینکه وی همان شخص دلخواه شما است یا خیر تجدید نظر کنید.

بخاطر داشته باشید که روابط مستلزم نگهداری و مصالحه و سازش هسـتـند. هـمیشه مسائلی وجود خواهد داشت که نیاز به حل و فصل کردن دارند. اگـر ایـن پیشنهادات حل مشکلات را مورد استفاده قراردهید، احتمال اینکه بتوانید خود را از ناراحتی و آشفتگی بیرون آورید، بیشتـر خواهـد شـد. بـعلاوه از دست شنیدن نق زدنهای دائمی همسرتان نجات خواهید یافت.


کلمات کلیدی: ازدواج ،مشاوره

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آیا از ازدواج خود خسته شده اید؟
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

آیا از اینکه ازدواج کرده اید پشیمان شده اید؟ آیا تابه حال به خودتان گفته اید، "از اینکه ازدواج کردم پشیمانم"؟ آیا ازدواج خوبی دارید یا بد؟ اگر می توانستید از نو شروع کنید، آیا انتخابتان باز این بود که با همسرتان ازدواج کنید؟ آیا قصد ازدواج دارید؟ چرا؟ آمار بالای طلاق و ازدواج های ناموفق باید آنهایی را که قصد ازدواج دارند به لحظه ای مکث تشویق کند تا بتوانند به خوبی درمورد تصمیم بزرگی که می خواهند بگیرند فکر کنند تا در آینده از ازدواج خود پشیمان نشوند و کارشان به طلاق نکشد.
براساس تحقیقی که روی 4000 زوج انجام گرفت، مشخص شد که یک چهارم مردها و زن های متاهل از ازدواج با همسر خود پشیمان هستند، درحالیکه 15% از زوج هایی که قصد ازدواج دارند به عواقب ازدواج خود شک و تردید دارند. اما واقعاً چرا بیشتر افراد از ازدواج خود پشیمان می شوند؟
براساس تحقیقات انجام گرفته، زوج ها به طور متوسط بعد از دو سال و شش ماه و 25 روز از عشق و ازدواج خود خسته می شوند. ما فکر می کنیم که مردم وقتی ازدواج می کنند که عاشق هم باشند اما نتیجه این تحقیق نشان می دهد که افراد به دلایل مختلف ازدواج می کنند. و خیلی از آنها حتی از این تصمیم خود مطمئن نیستند.
· چهار درصد از افراد متاهل شرکت کننده در تحقیق گفتند که به دلایل اشتباه و نادرست ازدواج کرده اند. دلیلشان برای ازدواج عشق نبود، خیلی از آنها فقط دوست داشتند مراسم عروسی داشته باشند و هدیه های عروسی بگیرند.
· 23 درصد گفتند اگر می توانستند همه چیز را از نو شروع کنند به هیچ عنوان همسر فعلیشان را دوباره بعنوان همسر انتخاب نمی کردند و 14 درصد آرزو می کردند با کسی در گذشته خود ازدواج می کردند.
· فقط 28 درصد اعتراف کردند که وقتی همسر آینده شان را دیدند باکره بودند و رابطه جنسی قبلی نداشتند. عده ای می گفتند که به طور متوسط با چهار نفر قبل از همسرشان رابطه جنسی داشته اند و این مقدار برای بعضی ها به 20 مورد هم می رسید. (این آمار مربوط به کشور آمریکا میباشد.)
· 33 درصد می گفتند که همسرشان بهترین شریک جنسی که تا به حال داشته اند نیست و 33 درصد دیگر ادعا می کردند که مجرد بودن خیلی بهتر از متاهل بودن است.
· 12 درصد می گفتند فقط به این دلیل با همسرشان می مانند که حوصله ندارند فرد جدیدی را برای خود پیدا کنند.
· 15 درصد از زن و شوهرها اعتراف کردند که درمورد زندگی عشقی سابق خود به هم دروغ گفته اند و تعداد کسانی که در زندگی گذشته شان بوده است را کمتر از تعداد واقعی آن به هم گفته اند. این درحالی است که 2 درصد این تعداد را به دروغ افزایش داده اند.
· 83 درصد از زن و شوهرها گفتند که از سومین سالگرد ازدواجشان به بعد دیگر برای ازدواجشان سالگرد نگرفته اند.
· هفت نفر از ده مرد تایید کردند که همسرانشان با شلختگی های آنها مشکلی ندارند و خیلی راحت جوراب ها و لباسهایشان را همه جای خانه بریزند. این در حالی است که 79 درصد اعتراف کردند که حتی دیگر برای بستن در توالت هم به خود زحمت نمی دهند.
· دو سوم خانم های متاهل اعتراف کردند که برای رسیدن به خودشان و زیبا لباس پوشیدن و آرایش کردن برای همسرانشان وقت نمی گذارند. یک سوم دیگر هم اعتراف کردند که خیلی دور از همسرانشان روی تخت می خوابند و ادعا می کنند که برای سکس با شوهرانشان وقت ندارند.
· 54 درصد از خانم ها اعتراف کردند که دیگر برای شوهرانشان آرایش نمی کنند، 61 درصد تایید کردند که همیشه تی شرت های کهنه و شلوارک های گشاد و راحت در خانه می پوشند. و 10 درصد دیگر هم اعتراف کردند که برای تحریک شوهرانشان از لباس زیر های زیبا و سکسی استفاده نمی کنند.
· 83 درصد از زن و شوهرها در چند ماه اول ازدواج همه جا دست های همدیگر را می گیرند اما بعد از یک دهه از ازدواج فقط 38 درصد اینکار را تکرار می کنند.
· قبل از اولین سالگرد ازدواج، زن و مردها بیشتر از 8 بار در روز همدیگر را در آغوش می گیرند که این میزان بعد از گذشت ده سال از ازدواج به پنج مرتبه یا حتی کمتر می رسد. 60 درصد از شرکت کننده ها گفتند که از بعد از ازدواجشان هیچ شب رمانتیک و عاشقانه آنچنانی نداشته اند.
اینطور به نظر می رسد که خیلی ها در ازدواجشان دچار رکود شده اند و بااینکه هنوز همسرشان را دوست دارند، کمی بیش از اندازه با هم خودمانی شده اند. زوج ها باید بتوانند در احساس راحتی با همدیگر و نادیده گرفتن همدیگر توازن ایجاد کنند. 
دلایل درست و غلط برای ازدواج
پشیمانی از ازدواج معمولاً به این علت اتفاق می افتد که آنها که قصد ازدواج دارند، از همان ابتدا هدف خود را از آن مشخص نمی کنند. آنها هیچوقت به نقاط قوت و ضعف ازدواج فکر نمی کنند و همه وقت، توجه و پول خود را صرف رسیدگی به آن مراسم رویایی ازدواج می کنند و به این ترتیب برای ازدواجی برنامه ریزی می کنند که فقط یک روز دوام دارد.
دلایل خوب و بدی برای ازدواج کردن وجود دارد اما عروس و دامادهای آینده بیشتر وقت خود را صرف برنامه ریزی برای مراسم عروسی می کنند تااینکه بخواهند خودشان را برای ازدواج و سختی های بعد از روز اول آن آماده کنند.
عروس های آینده معمولاً برنامه های خود را در فروشگاه ها و مزون های لباس عروس، گلفروشی ها، جواهرفروشی ها، شیرینی فروشی ها و از این قبیل می گیرند و فقط به مراسم روز عروسی، ماه عسل، دی جی و عکاس و فیلمبردار روز جشن فکر می کنند.
ازدواج بدون پشیمانی
اگر واقعا می خواهید بدون پشیمانی ازدواج کنید که زندگیتان یک عمر دوام داشته باشد، باید خودتان را برای ازدواج مهیا کنید. برای این منظور باید این سوال ها را قبل از بله کفتن در روز عروسی از خودتان بپرسید:
1. حل مشکلات در ازدواج
2. درک نقش فرد مقابل
3. ارتقاء رابطه جنسی
4. بالا بردن آگاهی مالی و اقتصادی
5. احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدواج
ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل آن این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده اند یااینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده اند و نمی دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً مختلف است.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج در ضرب ‌المثل ‌های جهان
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

1 -هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی که به خاطر"پول" زن می گیرد، به نوکری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳- لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی)
۴- زنی سعادتمند است که مطیع "شوهر" باشد. (ضرب المثل یونانی)
۵- زن عاقل با داماد "بی پول" خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی)
۶- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی)
٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. (ضرب المثل آلمانی)
٨ - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی)
٩- دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی)
١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)
١٢- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. (ضرب المثل آذربایجانی)
١٣- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضرب المثل چینی)
١۴- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضرب المثل چینی)
١۵- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی)
١۶- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل ترکی)
١٧- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)
١٩- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)
٢٠- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)
٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. (بورنز)
٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. (رولاند)
٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون)
٢۴- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. (محمد حجازی)
٢۵- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. (خانم پرل باک)
٢۶- با زنی ازدواج کنید که اگر "مرد" بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)
٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید "کر" باشد و زن "لال". (سروانتس)
٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ"شجاعت"می خواهد. (کریستین)
٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. (اسمایلز)
٣١- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)
٣٢- خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)
٣٣- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
٣۴- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو "زنده" می شوند و اگر "بد" شد هر دو می میرند. (سعید نفیسی)
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
٣۶- شوهر "مغز" خانه است و زن "قلب" آن. (سیریوس)
٣٧- عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاک)
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر)
٣٩- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. (بن بیکر)
۴٠- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش. (سینکالویس)
۴١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور)
۴٢- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط)
۴٣- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن. (یکی از دانشمندان لهستانی)
۴۴- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (کارول بیکر)
۴۵- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا کریستی)
۴۶- هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها کمتر خواهد شد. (ولتر)
۴٧- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
۴٨- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست، تحمل کند. (کینهابارد)
۴٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. (شاو)
۵٠- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ایرلندی)
۵١ - هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. (ضرب المثل اسکاتلندی)
۵٢ - با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضرب المثل آلمانی)
۵٣ - تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر)
۵۴ - دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی)
۵۵ - ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. (مثل سانسکریت)
۵۶ - زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی)
۵٧ - ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. (مارک تواین)
۵٨ - ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی. (ولتر)
۵٩ - تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. (شارل بودلر)


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نیازهای عاطفی و اخلاقی همسران چیست ؟
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

تفاوت‌های احساسی عاطفی و شناختی بین زنان و مردان و پرهیز از شیوه‌های خود مغلوبی مطرح نمودیم . اینک در ادامه می‌خوانیم …


توجه به انتظارات ، خواسته‌ها و نیازهای یکدیگر
حفظ رابطه ای که شکل می‌گیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف می‌باشد. یکی از اصلی ترین پایه‌های نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواسته‌های طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امکان می‌دهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهم‌ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بکاهیم.

به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می‌توان به دو بخش
اساسی تقسیم کرد: ….. 

۱ - نیازهای عاطفی …..
:شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یک بانک تشبیه کرد. یکی از مقاصد هر یک از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی می‌نماید که در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در کار باشد. هر یک از ما همانقدر که در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می‌کنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است که به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترک و جلوگیری از احساس زیان در یک طرف ، از نیازهای اصلی یکدیگر مطلع باشیم.
اما نیازهای عاطفی زوجین چه هستند؟
مقبولیت:
از مهمترین نیازهای عاطفی همسران مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. خصوصا تمام مردان و نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود که در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، که تماماً صوری و موقتی هستند بلکه فقط به خاطر وجود خودشان .
اعتماد :
از دیگر نیازهای اساسی همسران ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود که همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و کافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی کفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس می‌کند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این که زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی کفایت بداند و در موقعیت‌های دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور که باید او را تکیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با توانایی‌ها ، امکانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم کند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی کند. چطور ممکن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تکیه گاه خود بپندارند در حالی که مادر با حرکات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و کفایت را از شوهر خود سلب می‌کند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریک زندگی خود هدیه کنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درک خانواده و ارتقاء کیفیت و کمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فکری و توانایی‌های پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی کنند.
احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می‌شود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیت‌ها در ذهن آنان شکل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور کند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می‌خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی که در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشکلات خانواده و اطرافیان است.
در مورد زنان هم وضع به همین شکل است اگر زن در خانه فقط نقش برطرف کننده نیاز های اولیه منزل را در مورد همسر و فرزندانش داشته باشد و به تدریج دچار یاس و دلزدگی می‌شود و احساس می‌کند نقشی فراتر از در منزل باید داشته باشد که به آن بی توجهی شده و این تازه اول یک ناسازگاری در خانواده است که پشتوانه ای منطقی دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد.

تشویق : ….
تشویق نیز یکی دیگر از نیازهای همسران است. زوجین برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای همدیگر، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می‌کند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت در مقابل سختی های زندگی برای دو طرف ، احساس امنیت را هدیه می‌کند. همه ما قبول داریم رفتاری که مورد تشویق قرار گیرد تکرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن که عیوب طرف مقابل را به رخ او بکشیم و یا نقصان و ناتوانایی‌های او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیکو، نقاط قوت و توانایی‌هایش را این بار نه فقط در خلوت ، که در جمع نیز متذکر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم کاهش یابد. ….
۲ - نیازهای اخلاقی : ….. 
علاوه بر نیازهای ذکر شده، زوجین از یکدیگر انتظارات دیگری نیز دارند که بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد کنیم. خلق خوش و نیکوی خانم منزل یکی از پایه‌های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا کرد اصلی ترین ستون زندگی مشترک محسوب می‌شود. زنانی که ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می‌کنند خوب است متوجه این نکته باشند که اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با کلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح کنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند که پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می‌شد اگر هر دو طرف به جای آنکه مثل کوه ، تنها صوت را انعکاس داده و فریاد بکشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .
اما اگر از همدیگر شکایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان کنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی کرده ، از سوء تفاهم پیشگیری کنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درک عواطف ، احساسات ، اندیشه‌ها و افکار اوست. بدان گونه که پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت‌ها ، نه تنها خود ، بلکه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می‌شود که انتظار داریم.
نکته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شکایت‌هاست. اگر از عملکرد و نوع کارکرد همدیگر انتقاد کنیم بسیار بهتر از آن است که با به کارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یکدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شکل داده، شدت بخشیم. گاه دیده می‌شود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( که البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می‌دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژه‌هایی استفاده می‌کنند که مطمئن هستند طرف مقابل را می‌آزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فکر کنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات می‌رسد. کدام وضعیت بهبود می‌یابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان می‌شود؟ آیا غیر از این است که یک آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر می‌شود؟
اگر تصور می‌کنیم مردی به لحاظ مادی امکاناتی را که انتظار داشته ایم فراهم نکرده و یا آن گونه که باید در جهت رفاه معنوی خانواده نکوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی که حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه کنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشکار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یکسان عمل کنند؟ آیا می‌پسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، کمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه می‌توان در تمام طول زندگی با کسی زیر یک سقف زندگی کرد که هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟ …..
بیایید مشکلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشکلی پیش آمده ، در همان زمان و مکان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یک مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نکنیم
. در غیر این صورت یک مشکل کوچک آنقدر دامنه دار می‌شود که کنترل عواقب ناشی از آن کاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یک سوء تفاهم کوچک یا اشتباه ناچیزی که از یکی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تکرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشکلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلکه زخمهای کهنه سر باز می‌کنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این که موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا می‌شود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی کند.با تغییر در صحبت کردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست می‌یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر می‌رسد. استفاده از عبارات و کلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبک گفتاری به ما امکان می‌دهد از موقعیت‌های استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شکلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به کارگیری الفاظ و عباراتی که کمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد کرده و بهترین نتیجه را به بار می‌آورد. و تمام اینها مبیّن یک شیوه ارتباطی است: “ارتباط بدون سرزنش ” ……

در انتها لازم به ذکر است که یادآوری شود رابطه زناشویی یک رابطه دو طرفه است و نمیتوان از خانمها انتظار داشت که نیاز های همسرشان را جامه عمل بپوشانند بدون اینکه به نیاز های خودشان پاسخی داده شود با توجه به اینکه کلا جنس مونث عاطفی تر و حساس تر است باید آقایون نیز توجه خاصی به این نکته کنند که توجه و احترام به نیازهای همسرشان را در درجه اول اهمیت قرار دهند تا از دریای محبت آنها بهره مند گردند …..

منبع : تبیان


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
راز یک ازدواج موفق، داشتن دوست است!
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

زنها زمانیکه می‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و یا فریاد بکشند به طورغریزی به دوستان خود روی می‌آورند. خدا را شکر، حتی همسران ما هم اینگونه شادترند... 
  
زنها زمانیکه می‌خواهند غر بزنند. از ته دل بخندند و یا فریاد بکشند به طورغریزی به دوستان خود روی می‌آورند. خدا را شکر، حتی همسران ما هم اینگونه شادترند.چند روز پیش از مراسم ازدواجم دوستی دانا حرفی زد که واقعا به شنیدن آن نیاز داشتم. او گفت "ازدواجم با داگی از این رو که بهترین دوستم شود. نبود. من پیشتر چنین دوستی را داشتم. 



به طرزی غیر قابل باور آسوده خاطر شدم. زیرا من نیز دوستی صمیمی‌به نام جودی داشتم که که از سه سالگی او را می‌شناختم و نگرانیم از این بود که چگونه می‌توان این دوستی صمیمی‌را بعد از ازدواج نیز حفظ کرد. جواب این است: به طرزی حیرت انگیز

بسیاری از زنان معتقدند در تمامی‌کارهایی که همسرشان قادر به انجام آن نیستند و یا تمایلی به آن ندارند به دوستان خود نیازمندند. مواردی همچون مصاحبت‌های طولانی و خسته کننده. همدردی نسبت به بی عدالتی‌های پیش پا افتاده. همراهی در مشکلات پیچیده ی خرید یک بوم نقاشی .نمیدانم، که این فطری است یا اکتسابی؟ اما زنان بیش از مردان به بررسی جزئیات زندگی خود احساس نیاز می‌کنند. و این بدان معنا نیست که مردان نمی‌خواهند زندگیشان را با همسرشان قسمت کنند. مسئله این است که آنها به اندازه زنان مجذوب جزئیات نیستند. اگر تا به حال چنین موقعیتی را داشته اید ،پس حتماً می‌دانید که می‌توان در این مورد پیشرفت یا پسرفت داشت.شوهر من که بسیار مرد خوبی است دچار پسرفت شده است یعنی اصلاً به جزئیات توجهی نمی‌کند و مرد بسیار مهربانی است.اگر جودی نبود ،همسرم ناچار بود در جریان هرگونه خوشحالی و ناراحتی یا شکست و پیروزی من قرار بگیرد.حداقل 98 درصد ، می‌توانم بگویم که از داشتن چنین مشکلاتی در امان است و اگربگویم ، تنها او است که از این مسئله سود می‌برد بی انصافی است.

در حقیقت محققان دریافتند که بیشتر زنان معتقدند داشتن دوستی که بتوان به او تکیه کرد به آنهاکمک کرده و درواقع پیوند زناشوییشان را بهبود می‌بخشد. در یک بررسی از میان 40 نفر از زنان 20 ساله در دانشگاه ویسکوزین در میلواکی ،90 درصد انها معتقد بودند که برحسب عادت در خصوص مشکلات ارتباطی ، با دوست صمیمی‌خود صحبت می‌کنند و 75 درصد از افراد متا هل معتقد بودند گاهی قبل از آنکه مشکلات زناشویی را نزد همسر مطرح کنند با دوستان خود در این خصوص به گفتگو می‌پردازند. دکتر استیسی اولیکر سرپرست این مطالعات می‌گوید " زنان برای حل مشکلات زناشویی اغلب تدابیری را اتخاذ می‌کنند. تدابیری همچون ذکر خصوصیات خوب همسرشان . این کار منجر به فرو نشاندن خشم و عدم درگیری با او می‌شود.این زنان همچنین معتقدند که همدلی دوستانشان به آنها کمک می‌کند تا از عهده ی عوامل نا خوشایند ازدواج برآیند. 

یکی از دلایلی که زنان به دوستان خود پناه می‌برند این است که مردها مایلند به نوعی متفاوت از زنان مشکلات خود را حل وفصل کنند. در حالی که زنان اغلب به سادگی با گفتگو آرامش می‌یابند. مردان گویی بی درنگ مجبور به یافتن راه حل و سپس اقدام در جهت حل آن می‌باشند. سندی شیهی کارشناس روابط و نویسنده کتاب" قدرت پایدار دوستی زنان "(مارو 2000) می‌گوید:" اگر به همسرتان بگویید که با مادرتان دچار مشکل شده اید، تلاش می‌کند تا مشکل را حل کند. شما را نصیحت خواهد کرد و چنانچه نصیحت او را نپذیرید شدیدا آزرده خاطر خواهد شد. البته این رفتار تاحدی قابل درک است. این همسرتان است که باید با مشکلاتتان زندگی کند نه دوستتان. شیهی می‌گوید" نحوه ی حل مشکلات توسط یک دوست ممکن است سودمندتر باشد. از این رو که با شما همدردی کرده و می‌گوید: "درک می‌کنم . من هم چنین مشکلاتی را با مادرم دارم." و به شما اجازه می‌دهد تا خود مشکلتان را برطرف سازید.

اما روابط دوستانه زنان در واقع بیش از آرامش روح، سلامتی را نیز بهبود می‌بخشد. دکتر روانشناس شلی تیلور از دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس که بررسی گسترده مطالعات استرس را در سال 2000 بر عهده داشته درنظریه ی خود عنوان کرده، زنان به طور فطری زمانیکه خود یا دوستانشان دچار مشکل می‌شوند آماده ی مراقبت و همراهی دوستانه هستند. این دقیقا بر خلاف واکنش جنگیدن یا گریختن است که در مردان بارزتر است. دکتر تیلور می‌گوید: این واکنش منجر به کاهش هورمون اوکسی توسین میشود که تاثیر آرامش بخش داشته و میزان استرس را کاهش می‌دهد. مراقبت و همراهی و تحمل استرس کمتر نیز ممکن است تا حدی علت عمر بیشتر زنان نسبت به مردان باشد.طبق مطالعات سلامت‌ هاروارد ،محققین دریافته اند که هر چه تعداد دوستان یک زن بیشتر باشند، با بالا رفتن سن، احتمال ابتلای وی به ضعف‌های جسمانی کمتراست.

زنها قدرت دوستی را با شم خود درک می‌کنند علت جذب ما به یکدیگر در ادارات یا کلیساها،در جلسات مدرسه و یا پارک همین است. ما با یکدیگر ارتباط برقرار کرده وبه تبادل اطلاعات می‌پردازیم. مردان مطلقا به اندازه زنان به تعاملات اجتماعی نیاز ندارند. دکتر اولیکر می‌گوید به علاوه مردان دوست ندارند در خصوص زندگی شخصی و احساساتشان صحبت کنند. واز آنجایی که آنها به اندازه زنان نیازمند حمایت نیستند ممکن است زمانیکه سعی می‌کنیم اطلاعاتی از آنها کسب کنیم ، دچار تحیر و یا رنجش شوند. یا ممکن است اینگونه تلقی کنند که ما بیش از حد احساس نیاز می‌کنیم. دکتر اولیکر می‌گوید: 
در مطالعه وی زنان گزارش دادند که همسرانشان در واقع از اینکه زنها برای کسب حمایت، به دوستان خود پناه می‌برند، احساس رضایت دارند.
یک نمونه بارز آن ،جین سورین‌هانسن از‌هانتینگتون نیویورک است که وقتی همسرش ،نیلز از کار بیکار شد،خیلی می‌ترسید. سورین‌هانسن می‌گوید: نیلز 30 سال در پستی به عنوان کارشناس ناظر خدمت کرده بود.سپس زمانیکه 45 ساله شد شغلش را ازش گرفتند .به نیلز بازنشستگی زود هنگام پیشنهاد شده بود اما چنانچه 10 سال دیگر نیز کار می‌کرد می‌توانست مستمری بیشتری دریافت کند. سورین می‌گوید: با وجود اینکه تحت فشار مالی بسیار بودیم قرار بود نیلز مشمول بازنشستگی زود هنگام شود و من مخالف این قضیه بودم. من کارمند شرکت بیمه بودم اما هزینه شهریه و امرار معاش دخترمان پگی که در مدرسه گروه باله آمریکا در نیویورک سیتی درس می‌خواند را نیز باید پرداخت می‌کردیم. بنابراین زمان سختی را سپری می‌کردیم.

در این زمان سورین‌هانسن با یکی از دوستان صمیمی‌اش برای صرف ناهار قرار گذاشت. سورین‌هانسن اینگونه شرح میدهد: دوستم ساعتها فقط گوش کرد تا من خشمم را بیرون بریزم. اما پس از آن مرا متقاعد کرد که احساس حقارت و خشم نیلز را نیز درک کنم. سپس پیشنهاد داد که مشکلات مالی ای که در صورت بازنشستگی زود هنگام وجود خواهد داشت را در مقابل مزایای تداوم کار به مدت 10سال بنویسم. این ایده، باعث شد ،حقایق به طور واقعی در نظرم نمود کند. سورین‌هانسن دقیقا این کار را انجام داد. از این رو او توانست نشان دهد که بودجه آنها برای پرداخت اجاره وقبضهای آب و برق ماهیانه کافی نخواهد بود. با این کار نیلز نیز متوجه این حقیقت شد. 

سورین‌هانسن می‌گوید: او متقاعد شد چنانچه خانواده در دراز مدت وضع مالی بهتری داشته باشد تداوم این شغل به مدت 10سال نمیتواند چندان بد باشد. این دقیقا همان چیزی بود که همواره می‌گفتم اما دوستم به من کمک کرد تا با آرامش متوجه این مسئله شوم. از زمان بازنشستگی نیلز در 55 سالگی، پگی همکار گروه ورزش آمریکا در رالیگ ، کارولینای شمالی شد وهمه اعضای خانواده نیز به آنجا نقل مکان کردند. او میگوید: نیلز هنوز مانند گذشته و حتی بهتر از آن است. خدا را شکر که در لحظات آشفته ی زندگی دوستم به عنوان مشاوری حمایت گر در کنارم بود.

با این وجود تمامی‌خوبی‌ها و منافع یک دوست نباید اعتماد و حس نیاز به همسر را کاهش دهد.امی‌جوالسون می‌گوید: زنانی که همواره به دوستان خود تکیه می‌کنند در واقع ممکن است مسائل مختلف را با همسرشان مطرح نکنند. اما در حقیقت این یک مشکل است زیرا برقراری و حفظ صمیمیت با مردان ازاهمیت بسیاری برخورداراست. صرفا نمی‌توانیم بگوییم اوه، او مرد است و نمی‌فهمد. در واقع اگر مردان علت نیاززنان به صحبت در خصوص جزئیات را درک می‌کردند، حس صمیمیت بهتری میان آنها ایجاد می‌شد.

شاید تفاوتهای بسیار میان همسر و دوستانمان وجود هر یک را درزندگی ضروری می‌نماید. سارا‌ اپل معلم تاریخ هنر و مادر دو فرزند , زمانی که نیاز به تخلیه ی روحی دارد و یا به عقیده خود به نفس نفس می‌افتد(از همه چیز خسته می‌شود) به دوستانش پناه می‌برد. او می‌گوید: با این وجود بخشی از وجودم قادر به درک این نیست که چرا همسرم نمی‌تواند برخی مسائل را تحلیل کند، نکته ی دیگر این است که برایان جزء زندگی عادی و روزمره ی من است. 

زمانیکه با مشکلات جدی مواجهیم بهتر است احساساتمان را با دوستانمان قسمت کنیم.اما مسلما حفظ خونسردی و تامل به همراه آرامش ضروری است.راه حل من این نیست که برایان همچون دوستانم باشد بهتر این است که هر دو را در زندگی ام داشته باشم.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
شباهتهایی که برای ازدواج حتما زوجین باید داشته باشند!
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

آیا با هرکسی می‌توان ازدواج کرد؟
به دیدگاه ها و توصیه های دکتر مجد مشاور و روانشناس در این خصوص توجه فرمایید:

                 

اول در انتخاب زوج، رضایت خانواده‌ها است
یعنی اعضای مهم و اصلی خانواده (پدر،مادر،خواهر و برادر) از ان انتخاب رضایت داشته باشند.در خانواده‌های ایرانی یک سنت است که اگر بزرگان خانواده ،فردی را بپذیرند و مثلاً بگویند که این داماد خوبی است ؛قبول داریم و مبارک است ان شاء الله … ، بدین ترتیب مرحله اول به خوبی پشت سر گذاشته شده است.

حالا این نوع انتخاب را مقایسه کنید با انتخاب یک دختر و پسری که بدون توافق خانواده‌هایشان میخواهند به محضر بروند و عقد کنند .خانواده‌ها با احترام به خواستگاری دختر می‌روند ، در روز خوبی مثلاً روز عید غدیر می‌روند،همگی توافق می‌کنند ،وبعد قرار نامزدی را میگذارند و … می‌بینید که ر ضایت خانواده‌های طرفین ازدواج اولین عامل سرنوشت ساز در زندگی زوج ایرانی است.در کشوری که مردم به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند ،وقتی شما با یک مرد زندگی می‌کنید انگار با یک قبیله زندگی می‌کنید.

فقط یک مرد به تنهایی نیست .در مورد خانمها هم همینطور است .وقتی با یک دختر زندگی می‌کنید با یک قبیله زندگی می‌کنید.چطور ما باید خودمان رادر این قبیله جا کنیم و مورد پذیرش فامیل همسرمان قرار بگیریم ؟ فقط با کمال،یعنی یک قدری سازگار باشیم ،یک سلام و علیک درست و حسابی بکنیم ،احترام به بزرگترها را بلد باشیم ،همه این رفتارها را کمال می‌گویند.مگر یک خانم محترم ایرانی که اهل نماز و سجاده است ،از عروسش جز احترام متقابل و کلمات قشنگ و دلنشین چه میخواهد .ما اگر این کمالات را داشته باشیم به سرعت در خانواده همسرمان مورد پذیرش قرار میگیریم و جا می‌افتیم.

بنابراین عامل دوم یا شرط دوم این است که خانواده‌های طرفین ،عروس و داماد را بپذیرند. 

 
عامل سوم این است که این دو نفر که میخواهند با هم ازدواج کنند ،از نظر عاطفی قدری به هم شبیه باشند .
مثلاً یکی داغ داغ و دیگری سرد سرد،این دو نمیتوانند زوج مناسبی باشند .حداقل یک کمی از نظر عاطفی و احساسی به هم نزدیک باشند.قبلاً به کرات گفته ام مثلاً شما به یک آدم سرد از لحاظ عاطفی ،هر چه محبت کنید هیچ متوجه نمی‌شود.حتی گاهی خیال می‌کند که این وظیفه شماست.در حالی که این وظیفه ما نیست .گاهی با یک آدم داغ داغ مواجه می‌شوید که دائماً می‌گوید فدایت بشوم،چه چیزی می‌خواهی ؟می گوییم هیچی آقا،خیلی ممنون.یعنی آنقدر شعله عواطف او بالاست که ما می‌سوزیم ! به این لحاظ است که می‌گوییم اگر عاطفه دو نفر قدری نزدیک و شبیه به هم باشد برای سازگاری ،بهتر است.

عامل چهارم ،شباهت و نزدیکی میزان هوش و حواس زوجین است.
مثلاً یک خانمی با ضریب هوشی ۱۲۰ چگونه میتواند با آقایی با ضریب هوشی ۸۵ زندگی کند و به سازگاری و توافق هم برسند ؟زن و شوهر‌ها باید از لحاظ هوشی نزدیک به هم باشند.

مثلاً هر دو نزدیک به ۱۲۰ باشند .در مورد افراد کم هوش خیلی خوب بود اگر قانون مانع ازدواج آنان می‌شد. مثلاً فردی با ضریب هوشی ۵۲ نمی‌تواند خودش را اداره کند چه رسد به زن و بچه یا به شوهر و بچه .باید برای آنها برنامه‌های دیگری مانند ازدواجهای موقتی گذاشت.واقعاً بعضی افراد نباید ازدواج کنند چون مشکلات بیشتری به وجود می‌آورند.چنین زوجی قادر نیستند بچه‌های خود را تر و خشک و نگهداری کنند .

ممکن است هوش والدین روی هوش بچه‌ها اثر بگذارد ؟بله ممکن است اثر بگذارد.ما برای افراد کم هوش چندین برنامه درمانی داریم.به اینها نکات روانی یاد میدهیم.ممکن است طی ۱۰ سال بتوانند ۵ کلاس درس بخوانند ،بعضی کارهای ضروری را به اینها یاد می‌دهیم.باور کنیدازدواج یک پدیده فوق العاده مقدس و مهمی است،همینطوری نمی‌شود ازدواج کرد. 

عامل پنجم ،نزدیکی جغرافیایی ،این دو نفر است.
نمیدانم شما چقدر روی عامل جغرافیا تاکید می‌کنید ولی خصوصیت جغرافیایی پاره ای خصوصیات روانشناسی و شخصیتی به ما میدهد .مثلاًمردم مناطق جغرافیایی سردسیر را با مردم مناطق جغرافیای کویری یا جغرافیای مدیترانه ای و … مقایسه کنید،حتماً تفاوت دارند.معمولاً مردمی که در کنار دریا زندگی میکنند آرامترند.برای اینکه طبیعت به نفع آنهاست.یک چوب خشک را در این مناطق در زمین بکاری ،سبز میشود.

تیر قیراندود چراغ برق شهر من ،شاخه میدهد،باور می‌کنید ؟!

مثلاً اگر خیلی تنبل هم باشید فقط کافی است که کنار دریا بنشینید و قلاب ماهیگیری را داخل دریا بیندازید و ماهی بگیرید.ناهار شما آماده است ! حالا این را با یک مرد کویری که آب ندارد ، زندگی ندارد ،اصلاً کلافه است ،مقایسه کنید .لذا این آدم شمالی با آن آدم کویری صفات رفتاری و شخصیتی اش فرق میکند.این یکی ملایمتر است و آن یکی قدری تندتر.

ما میگوییم وقتی میخواهید ازدواج کنید ،بهتر است طول و عرض جغرافیایی‌تان به هم بخورد و نزدیک باشد.خوب است اینجا به تفاوت سنی مطلوب میان زن و شوهر هم اشاره ای بکنیم :
مطلوب است که آقایان در حدود چهار تا هفت سال بزرگتر از خانمها باشند.هرگز یک خانم نباید با یک مرد کم سن و سال تر از خودش ازدواج کند .شاید در ابتدا این انتخاب برایش جالب باشد ولی براستی او برایش شوهر نیست.مردی که مثلاً هفت یا هشت سال از همسرش کوچکتر است ،نمی تواند شوهر مناسبی باشد.
 

عامل ششم ،شباهت تحصیلی است .
ما خیلی اصرار می‌کنیم که سطح تحصیلات زن و شوهر در میزان توافق و سازگاری آنان مؤثر است.زندگی یک آدم باسواد با یک آدم بی سواد خیلی سخت است.مثلاً نمیشود که یکی دکترا داشته باشد و دیگری فقط شش کلاس درس خوانده باشد.البته در زمان قدیم رسم بود که مردان، زنان بی سواد یا کم سواد می‌گرفتند که اگر هر بلایی سرش آوردند ، متوجه نشود.اما الان شرایط جامعه تغییر کرده است.

 غالباً آقایان دوست دارند با زنان باهوش و تحصیل کرده ازدواج کنند .زیرا معتقدند وقتی که ما مردیم چراغ خانه ما را روشن نگه میدارند. ولی یک زن کم عقل و کم هوش نمی‌تواند چراغ خانه را روشن نگه دارد.اصلاً چه لزومی دارد که زنی بگیریم که زنی بگیریم که هوشش کم باشد.مگر ما می‌خواهیم چه کار کنیم ؟ما می‌خواهیم زندگی کنیم .این زندگی ماست .این میزان درآمد ماست .هر جا مشکلی دارد بفرمائید.چرا ما با کسی ازدواج کنیم که ما را درک نکند.اتفاقاً اگر ما را درک کند و بفهمد خیلی خوب است.من فکر میکنم در گذشته ،مردها از زنهای تیز و باهوش وحشت داشتند برای اینکه ما مردها عیب و ایرادهایی داریم که یک خانم فهمیده و نازنین این ایرادها را رفع میکند ولی اذیت هم نمیکند .
الان مردهای ما بسیار علاقمندند که با زنان تحصیل کرده ازدواج کنند .مثلاً مردهایی که تحصیلاتشان در حد زیر دیپلم ،یا زیر کلاس پنجم ابتدایی یا زیر لیسانس است،تمایل دارند که زنهای باسوادتر از خودشان بگیرند .یک مورد مشاوره داشتم که به آقا گفتم :” این خانم لیسانسه هستند ولی شما فقط شش کلاس درس خوانده اید .“ آقا گفت :”عیبی ندارد من از ایشان خیلی چیزها یاد می‌گیرم.“ گفتم :” نه،صلاح نیست.“
 
عامل هفتم ،وجود اساس دلبستگی بین طرفین ازدواج است.
وقتی قصد داریم با کسی ازدواج کنیم لازم است که قدری دلمان با او باشد .شما میدانید مردمی که با عشق زیاد نسبت به همدیگر ازدواج می‌کنند خیلی زود سرد می‌شوندو حتی کار به جدایی و طلاق هم می‌کشد.ولی برای یک ازدواج مطلوب و معقول دوست داشتن عادی و مختصر لازم است.مثلاً کسی که به خواستگاری دختر خانمی آمده و حالا نامزد شده‌اند باید دو ،سه ماهی با همدیگر رفت و آمد کنند تا قدری نسبت به هم احساس دلبستگی پیدا نمایند .به طوری که اگر دوروز همدیگر را ندیدند دلشان تنگ بشود.این احساس ،عالی است.یک احساس دلتنگی نه کمتر و نه بیشتر.بعضیها که به شدت عاشق می‌شوند،می گویند یا این یا مرگ.من به شاگردانم یاد داده ام که در چنین شرایطی ،مرگ را ترجیح بدهند.این چنین ازدواجی فایده ندارد .خاطر خواهی یا افراط دوست داشتن همان چیزی است که مثلاً نوجوان یا جوانی از آپارتمان بیرون می‌آید و دم آسانسور دختری را می‌بیند و یک دل نه صد دل عاشقش می‌شود،تنها به یک نگاه .چنین ازدواجی به درد نمی‌خورد ،ما می‌خواهیم یک کسی را داشته باشیم که مثلاً او را چهار ماه ببینیم ،بعد دوستش بداریم.بگوییم که حداقل چهار ماه او را می‌شناختیم و بعد به او علاقمند شدیم.
 

عامل هشتم ،تشابهات مذهبی است .
من اعتقاد راسخ دارم که شیعه فقط باید با شیعه زندگی و ازدواج کند ،مسیحی با مسیحی ،کلیمی با کلیمی و … چون ما هر‌اندازه بینش زندگی با فردی از یک مذهب دیگر را داشته باشیم ولی بالاخره یک مادربزرگی داریم که طبق اعتقادات و سنتها و باورهای خودش عمل میکند.

ممکن است متوجه نشود که اینها کتاب دارند . ممکن است در کلام خود گاهی بد و بیراههایی بگوییم که مثلاً داماد یا عروس خانه ما که از یک دین و مذهب دیگری است بدش بیاید . تفاوت زبان چندان مهم نیست ،اغلب زن و شوهر‌ها زبان یکدیگر را یاد می‌گیرند ولی مذهب را نمی‌توانند .

عامل نهم ،از نظر ظاهری تقریباًُ شبیه هم باشند .
دو نفر که می‌خواهند ازدواج کنند باید ظاهری داشته باشند که بتوانند پنجاه سال همدیگر را تماشا و تحمل کنند .اغلب ما انسانها آینه‌های خود را گم کرده ایم.مثلاً آقا دنبال زیباترین زن است ،در حالی که خودش یک چیز بد ترکیب و زشتی است.باید به او بگوییم تو خجالت نمی‌کشی زیباترین خانم که نمی‌آید با تو ازدواج کند.اگر ما آینه‌هایمان را پیدا کنیم ،یک کسی را که شبیه خودمان باشد پیدا می‌کنیم .عیب و ایرادهای چهره و ظاهر‌اندام در طولانی مدت معنی دار و مساله ساز می‌شود.اما در کوتاه مدت کسی متوجه نمی‌شود.

به هر حال یک ظاهر متعادل مورد درخواست است.درمورد هیچ یک از عواملی که تاکنون درباره اش صحبت شد ،ما دیدگاه ایده آلیستی نداریم .ما دنبال ایده آل نیستیم ،ما همین زندگی معمولی را بچرخانیم هنر کرده ایم .ما برای ازدواج یک آدم معقول و متدین می‌خواهیم که سواد و سن او هم معمولی باشد ،خانواده معقولی هم داشته باشد.اصلاً ایده آل گرا نیستیم .

با کمال جسارت بگویم بسیاری از آقایان و خانمهایی که ازدواج نکرده‌اند یا اینکه دیر ازدواج می‌کنند علتش این است که ایده آلیستی فکر می‌کنند.

مثلاً دختر خانم بدنبال آقایی است که هنوز در تاریخ نیامده و باید بسازیم و برعکس.من به عنوان مشاور خانواده‌ها اعتقاد دارم که با همان چیزهایی که داریم باید قناعت کنیم .این همه خانم و آقای خوب و اهل زندگی در این مملکت وجود دارند که شایسته ازدواج هستند .حالا چه فایده ای دارد که ما بخواهیم یک فردی را با فلان شرایط بدهیم برایمان طراحی کنند !ما با چشم و ابروی دیگری که زندگی نمی‌کنیم ،ما با شخصیت یک آدم زندگی می‌کنیم .


در مورد تشابهات ،شناخت بعدی ما در مورد چیزی به نام شخصیت است.
شخصیت مجموعه خصوصیات سرشتی و اکتسابی ما است.مثلاً یک فردی را می‌بینید که خیلی منزوی و درون گراست.بعد فرد دیگری را می‌بینید که خیلی شاد و برون گراست .این دو نفر نمی‌توانند با هم ازدواج کنند .چون هر کدام ساز خودش را میزند .یک کسی که از نظر ویژگیهای شخصیتی ،حد وسط باشد بسیار مناسب است .آیا درون گرایان می‌توانند با هم ازدواج کنند ؟شاید بد نباشد چون هر دو ساکت یک گوشه ای می‌نشینند و ممکن است خودشان راضی باشند .ولی آدم احساس می‌کند که چه خانه ساکت و سردی .برون گرایان چطورند ؟اینقدر حرف دارند که هیچکدام حاضر به ساکت شدن نیستند .ولی مردم متعادل و عادی چه کانی‌اند ؟آدمهایی که حد وسط این دوتا ویژگی هستند :درون گرایی و برون گرایی .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
دختران مجرد و ساعت ازدواج
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

دختران مجرد و ساعت ازدواج

بررسی اجمالی علل تجرد در دختران

                                     
همه جوامع برای تحقق مقاطع مهم زندگی مانند شروع شغل، زمان ازدواج، فرزند دار شدن، بازنشستگی و ...زمان بندی اجتماعی دارند که به این انتظارات درجه بندی شده سنی برای رویدادهای خاص زندگی، ساعت اجتماعی اطلاق می شود. به موقع یا بی موقع بودن این مساله بر عزت نفس افراد تاثیر بسزایی دارد زیرا افراد خواسته یا نا خواسته به مقایسه اجتماعی از شرایط خود می پردازند و پیشرفت و موقعیت خود را با دیگران مقایسه و ارزیابی می کنند. یکی از این الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


یکی از الگوهای زمان بندی شده اجتماعی، زمان ازدواج در جوانان به خصوص زمان ازدواج دختران است.


ازدواج یک امر جهانی است که در تمام جوامع و در طول تاریخ وجود داشته و به یک مجموعه از نیازهای اساسی انسان پاسخ می دهد. بقای نسل و پرورش فرزندان، تحقق آرزوی دیرین کودکی برای پدر و مادر بودن و دستیابی به عالی ترین سطح دوستی و صمیمیمت ، ارتباط گرم و دوجانبه عاطفی- جنسی و تقسیم کار و همکاری و همراهی در طول زندگی در شمار اساسی ترین کارکردهای تشکیل زندگی مشترک است.


این پیمان در زندگی انسان به خصوص زنان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا موجودیت دو انسان را از جهات مختلف به هم پیوند می دهد. از نظر روانشناسی، توانایی در ایجاد یک رابطه صمیمی که مستلزم مصالحه و گذشت است، به احساس هویت شخصی فرد بستگی دارد هویتی که پایه های آن در دوران پیشین زندگی شکل گرفته است. افرادی که از هویت برخوردارند آماده اند که هویت خود را با فرد دیگری سهیم شوند، این مساله نوعی از خود گذشتگی متقابل بین کسانی که شریک زندگی یکدیگرند،ایجاد می کند.

وجود روابط آزاد و گسترده جوانان و بدبینی نسبت به انتخاب همسر، بالارفتن هزینه های زندگی همراه با بالارفتن توقعات افراد، سست شدن پیوندهای خانوادگی، تقلیل حمایتهای مادی و معنوی والدین از فرزندان، افزلیش پدیده چند همسری و تعدد زوجین و... از علل عمده ای است که دختران امروزی بااحتیاط زیادی برای ازدواج اقدام کرده و یا آن را دایما به تاخیر می اندازند. اما به راستی تنها این عوامل است که باعث به تاخیر انداختن ازدواج در دختران ایرانی شده است؟چرا امروزه بر خلاف گذشته ازدواج در میان دختران به تاخیر افتاده است؟ عده ای از این دختران تمایلی به ازدواج ندارند و حتی عده ای دیگر از تجرد خویش راضی و خشنود هستند.

این در حالی است که پژوهشهای مختلف نشان می دهد زنان متاهل در مجموع خوشبخت تر و راضی تر از مجردها هستند و احساس شادکامی بیشتری می کنند. همچنین زنان متاهل نسبت به دختران مجرد از استرس کمتری رنج می برند زیرا ازدواج امنیت خاطر فراوانی برای زنان به همراه دارد و این مساله احتمالا به علت حمایت دو جانبه ای است که در ازدواج موفق، به چشم می خورد.

 
عوامل بازدارند ازدواج در دختران

1- ایجاد ناهماهنگی تحصیلی بین دو جنس: با توجه به گسترش روز افزون تعداد دختران تحصیل کرده و از طرف دیگر تمایل پسران برای ورود سریع تر به بازار کارو امتناع از ادامه تحصیلات دانشگاهی، موجب شده است که توازن و هماهنگی تحصیلی بین دختران و پسران جامعه ایرانی کاهش چشم گیری یابد و همین مساله باعث شده که بسیاری از از دختران حاضر به ازدواج با مردانی با تحصیلات پایین تر از خودشان نباشند. نتیجه چنین ناهماهنگی چیزی جز تجرد دختران نخواهد بود.

2- میل به ادامه تحصیل در دختران: با تغییرات چشم گیر فرهنگی و اجتماعی که در سالهای اخیر در جامعه ما شکل گرفته، عده کثیری از دختران مانند گذشته نمی خواهند نقش واحد و یک بعدی را در جامعه ایفا کنند، مثلا فقط نمی خواهند در خانواده نقش یک همسر و مادر را ایفا کنند بلکه تمایل زیادی به ادامه تحصیلات، کسب مدارج بالای علمی و به دنبال آن دستیابی به موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی بالا هستند. همین مساله باعث شده که تمرکز بسیاری بر ادامه تحصیلات تا مدارج بالاتر داشته و برای نیل به این خواسته فرصتهای ازدواج را نادیده گرفته و بیشتر به دنبال استقلال فردی خویش باشند.

3- بدبینی نسبت به مردان: مسلما در زندگی زناشویی، فردی که بیش از دیگری عشق و محبت را طلب می کند، زن است. زنان به طور عمده برای دستیابی به یک رابطه عمیق عاطفی برای ازدواج اقدام می کنند و این در حالی است که با ایجاد برخی تغییر و تحولات در جامعه کنونی ما بسیاری از دختران جامعه ما شاهد اتفاقات تلخ در زندگی اطرافیان و دوستان خویش مانند گرایش برخی از مردان به تعدد زوجین و یا اقدام به عقد موقت، باعث شده که دسته ای از دختران این اقدامات را به اشتباه به همه مردان تعمیم داده و از ازدواج سر باز زنند و به این باور اشتباه می رسند که همه مردان قابل اعتماد نبوده و به زندگی زناشویی خود وفادار نمی مانند.

4- منطق افراطی: احساس و منطق دو وجهه مهم طبیعت انسانی است که در امور مختلف زندگی باید به هر دو این مقوله ها پرداخته شود و هیچ یک از آنها نباید نادیده انگاشته شود و یا مورد توجه بیش از حد قرار گیرد. در برخی از دختران مشاهده میشود که غلبه افراطی منطق بر احساس و حسابگری شدید، موجبات تجرد یا ازدواج دیر هنگام آنها را ایجاد کرده است.این دسته از دختران خواستگاران خود را بیش از حد مورد ارزیابی های موشکافانه قرار می دهند و دایما مراقبند که مساله ای از نظر آنها جا نیفتاده و تصمیمی ناپخته و نسنجیده نگیرند.

البته در بیان علل تجرد دختران به عوامل بیشتری می توان پرداخت اما به نظر میرسد که مولفه های یاد شده بیش از دیگر عوامل مهم بوده و دارای فراوانی و شیوع بیشتری است.

بیشتر دخترانی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، رویکرد خاصی نسبت به زندگی دارند. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است.

در ضمن باید به این نکته توجه داشت که دختران مجرد از گروههای آسیب دیده و یا گروههایی که واجد برخی خصوصیات ظاهری و روانی خاص هستند، محسوب نمی شوند بلکه تجرد بیشتر این دختران به ویژه آنهایی که تجردشان انتخابی و خود خواسته بوده و از شرایط کنونی خود راضی هستند، ناشی از رویکرد خاصی است که به زندگی دارند و به همین علت آنها را از افراد دیگر متمایزو متفاوت می سازد. این صفات گاهی اوقات شامل باریک بینی بیش از حد، استقلال و اعتماد به خود، طرز تفکر خاص و گاه داشتن هوش و استعداد بسیار بالا است. پاره ای از مطالعات نشان داده است دخترانی که در دوره کودکی و نوجوانی، نسبت به همسالان خود از هوش و استعداد بالایی برخوردارند، در دوران جوانی نتوانستند همسر مناسبی برای خود انتخاب کنند.

اگر چه این ویژگی ها در بین بیشتر دختران مجرد تا حدودی مشترک است، اما شدت این ویژگی ها در بین این دسته از دختران متفاوت است و بسیاری از دختران مجرد، این صفات را فقط در دامنه محدودی از رفتارهای خود آشکار می سازند.

نوشته شده توسط: مریم عطاریان


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تعمیر روابط هیجانی بین همسران
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

تعمیر روابط هیجانی بین همسران

نقش هوش عاطفی در روابط زوج‌های جوان

                          
شاید اغراق نباشد که بگوییم انسان، عاطفی‌ترین موجود زنده روانشناختی است. عاطفه است که انسان را آفریده و انسان است که پیشتر و غالباً با عواطفش زندگی می‌کند تا عقلش. تقریباً هیچ عمل انسان را نمی‌توان یافت که به نحوی رنگ عاطفی نداشته باشد. تولیدمثل، حفظ و بقای نسل و حتی ادامه حیات عمدتاً معلول عواطف‌اند تا عقل. راه دستیابی به ازدواج موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است اگر بدانی چه موقع معذرت‌خواهی کنی.
زوج‌های شاد در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه عاطفی خوبی ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به‌ خرج‌ می‌دهند.

 در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت‌خواهی کنید و برخورداری از توانایی‌هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت‌های عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. 

مواردی که ذکر شد از اجزای هوش عاطفی است که لازمه گفتگو و تعامل موفقیت آمیز یک زندگی زناشویی به حساب می‌آید. اما هوش عاطفی به چه طریقی می‌تواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟

 

اساسی‌ترین توانایی مؤثر در هوش هیجانی (عاطفی)، دریافت و تشخیص دقیق عواطف است. محققان در این زمینه دست به آزمایشاتی زده‌اند که نتایجی را در برداشته است که به آنها اشاره می‌کنیم. اول از همه، این نتایج نشان می‌دهد ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه است. در ازدواج‌هایی که در آنها زوجین با یکدیگر در تعارض و دعوا باشند ، برانگیختگی‌های عاطفی زیادتری دیده می‌شود. به عبارت دیگر ، بیشتر اختلافات میان زوجین به دلیل برانگیختگی‌های عاطفی صورت می‌گیرد ، کما این که ارزیابی‌های فیزیولوژیکی (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیت‌های ماهیچه‌ای) این موضوع را نشان می‌دهد. همچنین مطالعات نشان می‌دهد افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند؛ مثلاً بعضی زوج‌ها، آشکارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بی‌توجه هستند و آن را نادیده می‌گیرند یا آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. علاوه بر اینها، انسان‌ها دارای تفاوت‌های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی زوج‌ها عادت دارند پیام‌های عاطفی مبهم گیج‌کننده‌ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان می‌خندند وهم‌ اخم می‌کنند.)

مهم‌تر از همه اینها، پژوهشگران دریافته‌اند زوج‌های شاد در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند. 
زوج‌هایی که با هم اختلاف داشته و انتظارات نادرستی از یکدیگر دارند، پیام‌های عاطفی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یکدیگر بروز می‌دهند که سبب ایجاد خشم و عصبانیت درهر دو، نسبت به طرف مقابل می‌شود. به این ترتیب، پیامدهای مخرب و منفی به صورت یک حلقه معیوب در می‌آید که رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار می‌شود.

مطالعات دیگر نیز نشان داده زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل می‌کنند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیرکلامی در جریان ارسال پیام‌های عاطفی است. برای مثال وقتی یک زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش می‌دهد، احتمالاً از علائم غیرکلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه هنگام سخن گفتن استفاده می‌کند. 

در واقع موضوعات خاصی چون میزان ارتباط جنسی، نحوه تربیت فرزندان یا این که زن و شوهر با چه میزان بدهی و پس‌انداز احساس راحتی می‌کنند، موضوعاتی نیستند که یک زندگی زناشویی را پابرجا نگاه دارند یا متلاشی کنند. شیوه بحث درباره این نکات حساس است که در سرنوشت ازدواج حائز اهمیت است، حتی این که زن و شوهر درباره نحوه مخالفت کردن به توافقی با یکدیگر برسند ، رمز بقای ازدواج است.

 مردان و زنان باید بر تفاوت‌های جنسیتی ذاتی خود در برخورد با احساسات حاد غلبه کنند. در صورت شکست در انجام این کار، زوجین نسبت به شکاف‌های عاطفی‌ای که در نهایت می‌توانند موجب گسستن پیوند آنان شوند ، آسیب‌پذیر می‌شوند. اگر یکی از زوجین یا هر دوی آنها، کاستی‌های خاصی از نظر هوش هیجانی داشته باشند ، احتمال عمیق‌تر شدن این شکاف‌های عاطفی افزایش خواهد یافت. در ازدواج سالم، زن و شوهر در امر گله کردن از یکدیگر احساس راحتی می‌کنند، اما معمولاً زوجین در زمان عصبانیت، گله‌‌های خود را در قالبی منحرف همچون حمله به شخصیت طرف مقابل ابراز می‌کنند که به ترور شخصیت معروف است، یعنی انتقادی است که نه بر عمل فرد، بلکه به خود فرد وارد می‌شود و تأثیر عاطفی این انتقادهای شدیداللحن از شکایت‌های منطقی‌تر بسیار تباه کننده‌تر است. قابل درک است که احتمال بروز چنین حملاتی زمانی افزایش پیدا می‌کند که زن یا شوهر احساس کنند طرف مقابل شکایت آنان را نشنیده یا نادیده گرفته است. 

زمانی گفته می‌شود که رابطه زوجین، از لحاظ هوش هیجانی در سطح بالایی قرار دارد که زن و شوهر انرژی خود را برای تعمیر اختلاف‌ها صرف می‌کنند. تعمیر یعنی نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به یکدیگر بدون توجه به تعارض و کشمکشی که دارند. وقتی با همسرتان جر و بحث می‌کنید هرکلمه و هر عمل شما با همسرتان می‌تواند اوضاع را بهتر یا بدتر کند. تعمیرات بیانگر این واقعیت هستند که مهارت‌های هوش هیجانی در درون رابطه مورد استفاده قرار ‌گیرند. تعمیر یعنی پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمنی نسبت به همسر. اولین امید به تعمیر موفق، از خودآگاهی شما ریشه می‌گیرد. اگر هیجان‌ها شما را محکم به دیوار می‌کوبند هرگز نمی‌توانید بحث را به جایی برسانید، بنابراین زیرنظر داشتن و کنترل هیجان‌ها و رفتارهایتان می‌تواند بسیار مشکل باشد. 

 

برقراری رابطه‌ای که به خوشبختی و کامیابی منجر شود مستلزم توانایی ظرفیت هیجانی بالایی است که قدرت درونی، مهارت‌های تسلط بر نفس و توانایی تحمل توفان‌های زندگی را به شما خواهد داد. با احترام و عشق و گذشت دو جانبه می‌توانیم با افراد با آرامش ذهنی، کار یا زندگی کنیم وگرنه در دنیای آشفته درون خود زندگی خواهیم کرد.

 

منبع :جام جم آنلاین - باتغییر و تلخیص


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
همسر یابی و جفت یابی
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

معیاری که برای انتخاب همسر استفاده می کنید مهمترین مسئله در موفقیت شما در آینده است؛ یعنی پایه و اساس اولویت هایتان که تقریباً انعکاسی از وجود خودتان است. 

 

 


 

 از قدیم باور داشتند که متضادها همدیگر را جذب می کنند اما در دنیای واقعی روابط این به ندرت عمل می کند. البته درست است که همه ما به طریقی متفاوت هستیم اما میزان موفقیت رابطه هایی که دو نفر تفاوت های بسیار زیاد و عمیقی با هم دارند بسیار کم است چون نقاط مشکترک زیادی با هم ندارند و تقریباً 90% از زمانهایی که به فردی نزدیک می شوید که دقیقاً متضاد شماست، با شکست مواجه خواهید شد. بهترین روش این است که بااستفاده از معیار جفت یابی، درصد موفقیت خودتان را قبل از نزدیک شدن بسنجید.

 

معیار جفت یابی چیست؟

 

- مسائل مادی: آیا شما از آندسته افراد هستید که همیشه باید چیزی داشته باشد؟ آیا همیشه در گیر و دار این هستید که جدیدترین و گران قیمت ترین چیزها را به دست آورید؟ اگر اینطور است، پس بهتر است به سراغ زنی بروید که زیاد به مسائل مالی توجهی ندارد. در این مورد خاص، اینکه متضادها هم را جذب می کنند، صدق می کند. در یک رابطه باید تعادل وجود داشته باشد درغیراینصورت، اگر زنی را پیدا کنید که درست مثل خودتان مادی گرا باشد، در اکثر موارد مشکلاتی در رابطه تان ایجاد خواهد شد چون هر دوی شما سر اینکه کدامتان آن چیزها را اول به دست آورد رقابت خواهید داشت. 

 

- میل جنسی: این مورد کاملاً واضح است و نیاز به توضیح ندارد. اگر مردی هستید که دوست دارد هر روز س-ک-س داشته باشد و با دختری میخواهید ازدواج کنید که میل جنسی چندان زیادی ندارد، نشانه بسیار مهمی از این است که شما دو نفر برای هم ساخته نشده اید یا نیاز به مشاوره های بسیار زیاد دارید تا بلکه کمی به نیازهای هم نزدیک تر شوید. در این مورد اینکه متضادها هم را جذب می کنند صدق نمی کند. البته همیشه استثناهایی هم وجود دارد اما در کل ازدواج با دختری که از لحاظ میل جنسی با شما همخوانی ندارد در طولانی مدت ایجاد مشکل می کند.

 

- شخصیت: آن را می توان "کیفیت یا چگونگی انسان بودن" تعریف کرد. شخصیت انواع و اقسام مختلف دارد و می توند بسیار پیچیده باشد. وقتی به مدت کافی با کسی آشنا شدید، می توانید تا حدودی شخصیت خودتان و او را مقایسه کنید. مثلاً اگر شما یک فارغ التحصیل دانشگاهی هستید که هیچوقت با قانون در گیر نبوده ید و تصمیم می گیرید با آقایی ارتباط برقرار کنید که 3 بار به زندان رفته است، احتمال اینکه رابطه تان با مشکل برخورد کند بسیار زیاد است. اینکه می گویند، متضادها هم را جذب می کنند هم می تواند و هم نمی تواند درمورد شخصیت صدق کند. برای مثال در زوج هایی که شخصیت های بسیار متفاوتی دارند طوریکه همیشه بین آنها کشمکش وجود دارد، رابطه هیچوقت سالم نخواهد بود. اما زوج هایی که شخصیت های نسبتاً متفاوتی دارند، می توانند رابطه خوبی داشته باشند چون همانطور که گفتیم رابطه نیازمند توازن است. درنتیجه اگر متوجه شدید که شخصیت طرفتان خیلی از شخصیت شما دور است و تفاوت های عمده ای با هم دارید، رابطه را ادامه ندهید. رابطه هایی موفق تر خواهند بود که هر دو طرف یک نوع سبک زندگی داشته باشند. اگر با زنی وارد رابطه شده اید که آنقدر سرش شلوغ است که ندرتاً وقتی برای گذراندن با شما اختصاص می دهد، مطمئناً این مسئله استرس و ناخوشنودی زیادی برای شما ایجاد می کند. همینطور اگر سبک زندگی شما اینچنین باشد.

 

معیار جفت یابی یک کتابچه قانون نیست که از آن پیروی کنید. فقط دستورالعملی است که به شما کمک می کند کسی را پیدا کنید که مکمل زندگیتان باشد. اگر با کسی در رابطه هستید که بعنوان یک زوج مکمل شماست اما با همه خصوصیات و ویژگی هایتان جور نیست، احتمال موفق بودن رابطه کم است. اما ممکن است دو طرف با وجود همه اختلافات و تفاوت ها تلاش کنند که با هم زمینه مشترک پیداکنند و رابطه خوبی داشته باشند و در آخر هر دو طرف از رابطه راضی و خوشنود باشند.

 

همیشه می توانید از معیارتان حتی قبل از نزدیک شدن به یک فرد برای اولین بار استفاده کنید. البته ممکن است نتوانید همیشه از آن استفاده کنید مثلاً اگر از مردی خوشتان آمده است که دوست دارد به زنان دیگر مرتب نگاه کند بهتر است که ارتباط با او را فراموش کنید مگر اینکه هدفتان از رابطه فقط سرگرمی باشد. اگر به دنبال یک رابطه بادوام و طولانی مدت هستید، رابطه با چنین مردی مطمئناً با شکست مواجه خواهد شد. 

 

اگر طرفتان را به اندازه کافی می شناسید تا بتوانید به درستی از معیار جفت یابی درمورد او استفاده کنید، پس وقتش رسیده که دیگر وارد عمل شوید. اگر معیار شما نشان می دهد که تفاوت بسیار زیادی در هرکدام از 4 مورد بین شما وجود دارد، بهتر است با توجه به توصیه هایی که کردیم با او وارد رابطه شوید. باید طرفتان را از احساس و افکار خود باخبر کنید. اگر طرفتان به اندازه کافی دوستتان داشته باشد مطمئناً همگام با شما برای از بین بردن اختلافات و دست یافتن به رابطه ای شیرین و ماندگار تلاش می کند.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
حس بویایی همسرتان را از آن خود کنید
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به مرد مورد علاقه تان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

در این مقاله ایده‌هایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی می‌کنیم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما می‌پسندد اشاره می‌کنیم.

برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می‌توانید به همسرتان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد.

از بوی چه غذاهایی خوشش می‌آید و خوشش نمی آید؟

ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی می‌شود یا از آنها بدش می‌آید؟

از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه می‌تواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد.

مثلاً اگر متوجه شدید که همسرتان به بوی وانیل تمایل دارد، می‌توانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید.

چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟

حتی اگر مثل کارآگاه‌ها همه منزلتان را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقه‌اش زیر و رو نکنید، هنوز هم می‌توانید با دقت به جزئیات زندگی روزمره‌اش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده می‌کند؟
حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا می‌کنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم می‌تواند روشن‌ترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده می‌کند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد.
رایحه زنانه

یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت می‌برد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما می‌گویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان می‌دهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی می‌گوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید.

با دقت به اولویت‌ها و علایق بویایی طرفتان مطمئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان می‌شود. اگر بعضی بوهای خاص که در خانه اش یا جایی در زندگیش پیدا کرده‌اید را برایش زنده کنید مطمئن باشید از اینکه شما را در زندگی خود دارد بی نهایت احساس خوشبختی می‌کند. البته قدرت بویایی را نباید در محوطه خانه او منحصر کنید. باید بوهایی را که بیشتری تاثیر را روی او دارند پیدا کنید و این بوها را روی پوستتان، در آشپزخانه و در اتاق خوابتان در معرض توجه اش قرار دهید و مطمئن باشید که او را بیش از پیش مجذوب خودتان خواهید کرد.

کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
قوانین طلایی ارتباط همسران
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

 


بسیاری از مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره می‌کنیم:

فنون برقراری ارتباط صحیح (ارتباطات کلامی)

بسیاری از بگو مگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

در این مقاله به بررسی 5 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :

برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

قانون ارتباطی 1:

به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید.

 قانون ارتباطی 2:

تا جایی که امکان دارد از کلمات "همیشه و هرگز" استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: "هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی" واژه‌های "هرگز و همیشه" بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

قانون ارتباطی 3:

رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.

 

ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید "نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خوب ادامه بده" و یا اینکه بگویید :"می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی" در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.

قانون ارتباطی 4:

حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید "دانیل بی‌وایل"، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

قانون ارتباطی 5:

از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

"تو می‌خواستی مرا مجازات کنی"

"تو دوستان مرا نمی‌پسندی"

"تو از مسئولیت فرار می‌کنی"

می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم"
عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه "ذهن خوانی" مبین ترس شماست که به شکل اظهار نظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.



سیمرغ


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...
زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد

به‌عبارتی می‌توان گفت:
مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.

در اینجا می‌خواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاست‌های زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایه‌های یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که می‌خواهند بدانند «چگونه می‌توان شوهر خود را به‌مهری مستمر و عمیق آلوده‌ گرداند؟

1-  صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.

2-  همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!

3-  زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.

4-  پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.

5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.

6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.

7-  گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.

8-  گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.

9-  به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.

10-  شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.

11-  در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.

12-  احترام شما، در گروی رفتار شماست.

13-  برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.

14-  به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.

15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.

16-  بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!

17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.

18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.

19-  هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.

20-  گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.

21-  هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.

22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.ر


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
8 اشتباه قبل از ازدواج
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

 

1 ـ سؤالات کافی نمی پرسیم

نپرسیدن سؤال کافی به چند دلیل می باشد :
الف )پرسیدن سؤال جنبه ی عاشقانه ارتباط را مخدوش می کند ما سؤال نمی پرسیم چون می ترسیم روابط عاشقانه به هم بخورد سؤال کردن شاید عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه برای شناخت همسر آینده است .
ب )نمی خواهیم جواب سؤالات خود را بدانیم برخی اوقات فکر این هستیم که حتماً با فرد مقابل ازدواج می کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد ، نمی خواهیم چیز بد بشنویم به همین دلیل به طور ناخودآگاه سؤال نمی پرسیم .
ج )می ترسیم متقابلاً از ما نیز همان سؤالات پرسیده شود زمانی که از گذشته خود راضی نیستیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم به طور ناخودآگاه از پرسیدن سؤال طفره می رویم تا از ما نیز همان سؤالات پرسیده نشود .
د )نمی دانیم درباره ی چه موضوعاتی باید سؤال کنیم به این معنا که ما ازازدواج تصور روشنی نداریم . نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری با اهمیت است .

2 ـ نشانه های هشدار دهنده را نادیده می گیریم :

نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در هنگام ازدواج برخی از افراد مرتکب می شوند . ما چیزی را از فرد متقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید دقت بیشتر بکنیم اما خود آگاه یا ناخودآگاه از آن چشم پوشی می کنیم .
مهمترین علائم هشداردهنده :
الف )مسائل را کم اهمیت جلوه می دهیم .
ـ آنقدر هم عصبانی نیست .
ـ آنقدر هم سیگار مصرف نمی کند .
ـ آنقدر هم مواد مصرف نمی کند.
ب )کارهای او را توجیه می کنیم .
ـ کودکی بدی داشته به همین خاطر زود عصبانی می شود .
ـ چون استرس کاری زیادی دارد فعلاً کمی مواد مصرف می کند .
ج )کارهای او را منطقی جلوه می دهیم .
ـ او واقعاً با هوش است ، اگر کاری نمی کند در عوض بسیار مطالعه می کند .
د )مشکلات و مسائل را انکار می کنیم .
ـ هیچ کس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسی گفته که او عصبانی است .
ـ او معتاد نیست فقط بعضی وقتها به طور تفننی مواد مصرف می کند .

3 ـ عجولانه و زود هنگام سازش می کنیم .

یکی از اشتباهات که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزشها ، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم . در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایمان اهمیت دارد سعی می کنیم رابطه را فقط حفظ کنیم وقتی که متوجه می شویم که عقاید و باورهایمان به مزاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است برای عقاید خود اهمیت کمتری قائل می شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم .
سازشهای عجولانه معمولاً در موارد زیر خود را نشان می دهند :
الف )چشم پوشی از باورها و ارزشهای خود
ب )دست برداشتن از علائق و فعالیتهای خود
ج )کناره گیری از خانواده و دوستان
سازش و مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است . اما وقتی که سازش زود هنگام و ناپخته بود تأثیر مخربی در ارتباط و آینده خواهد داشت .

4 ـ تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم .

در اجتماع ما و در جهان امروزین تأکید زیادی بر ثروت ، پول و وضعیت ظاهری افراد می شود . در عین حال ثروت ، شهرت و پول به تنهایی اغوا کننده و افسونگر است . بسیاری از ما در مقابل ثروت و پول افسون می شویم .
برخی از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زیر هستیم :
ـ پول فرد
ـ ثروت خانوادگی
ـ قدرت و نفوذ فرد
ـ شغل او
ـ شهرت او
ـ زیبایی او
بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل بالا شباهتهایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثیر قرار گرفتن متفاوت است وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی ظاهری و مادی شکل می گیرد رابطه ناسالم است .

5 ـ تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم .

قبل از اینکه متوجه شویم با او تفاهم داریم و قبل از اینکه متوجه شویم که آیا او همسر مناسبی برای من هست یا نه متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم افرادی بیشتر دچار این اشتباه می شوند که :
ـ مایل هستند متأهل باشند تا مجرد
ـ آرزومند هستند که سرانجام بگیرند و سرخانه زندگی خودشان بروند .
ـ از خواستگاری خسته شده اند .
ـ از طرف دیگران تحت فشار هستند .
ـ افرادی که فقط و فقط جنبه های مثبت دیگران را می بیند و در هر فردی می تواند به سرعت چیزی دوست داشتنی پیدا کند .
ـ به لحاظ عاطفی به فرد متعهد شده اند .

6 ـ تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم می دانیم .

به نظر می رسد برخی از افراد تفاهم بسیار زیادی با هم دارند و به همین دلیل به آنها پیشنهاد می شود که با هم ازدواج کنند . اما علیرغم تفاهم زیادی که با هم دارند علاقه به یکدیگر ندارند یا بهتر بگوییم برای یکدیگر جذاب نیستند . متأسفانه معمولاً به این افراد توصیه می شود که ازدواج کنند بعداً محبت و علاقه ایجاد می شود .
لازم است بدانیم در صورتی که علاقه و محبت بین دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد با ازدواج هم آن علاقه ایجاد نمی شود . درست است که تفاهم در ازدواج لازم است اما کافی نیست .
ازدواج زمانی به سامان و موفقیت منجر می شود که سه عنصر علاقه ، تعهد و تفاهم با هم وجود داشته باشد .

7 ـ باور به اینکه پس از ازدواج مشکلات کم می شود .

بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر و خوشی خواهد
گذشت .
حتی اگر قبل از ازدواج مسایل و مشکلاتی وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غیر صمیمی باشد ، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد . اما لازم است به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم ، به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج تداوم خواهد یافت .
یکی از راههای شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد ، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل است . نحوه ی برخورد با اعضای خانواده ، پدر ، مادر ، شاخصی از رفتار در آینده او در یک ارتباط صمیمانه است .

8 ـ باور به اینکه او را تغییر خواهیم داد .

یکی از باورهای بسیار رایج و غلط در اکثر فرهنگها این باور است که ما می توانیم با عشق و توجه و تلاش همسر خود را تغییر دهیم . به خصوص خانمها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی و ازدواج هستند در حالی که این باور نادرست و عملی نیست .
در رفتار طرف مقابل مشکلاتی به عینه مشاهده می کنند و خود را به روشهای مختلف توجیه می کنند مثلاً چون کودکی خوبی نداشته عصبانی است ، چون پدر و مادر خود را از دست داده مواد مصرف می کند و ... و اعتقاد دارند چون تاکنون کسی به آنها محبت نکرده دچار این مشکل شده اند و من اگر به او توجه بیشتر و محبت کنم مشکل او بر طرف می شود .
منبع:مجله خانواده شاد شماره 39
راسخون

کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
یک قدم تا محبوبیت
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

موفقیت هر شخصی به حمایت دیگران بستگی دارد پس مردم را دوست داشته باشید تا شما را دوست داشته باشند و از شما حمایت کنند. شما در انجام کارهایتان به حمایت و پشتیبانی آنها نیاز دارید، زیرا برخی از کارها فقط با همکاری دیگران امکانپذیر خواهد بود. ولی در این مورد همواره به یاد داشته باشید که با چه کسانی ارتباط دارید و چه کسانی از شما حمایت می کنند. هنر شناخت و ارتباط با افراد با تملق ها و چاپلوسیهای رایج بسیار متفاوت می با شد. برخی سعی دارند با تملق به اهداف خود دست یابند. تملق یقینا تباه کننده هر رابطه مثبت است. همکاری با دیگران مستلزم شناختی عمیق از شخصیت آنهاست واز این طریق است که به اطلاعاتی دست می یابید و در مذاکرات و مباحثات به کارتان خواهد آمد.

رعایت نکات زیر از شما مصاحبی صدیق و مطلع می سازد:

سعی کنید روحیه اطرافیان خود را خوب بشناسید:  با آگاهی از قلق ها وشیوه های مورد پسند مخاطب خود، هیچگاه درایجاد ارتباط و گفتگو با او، درگیر نخواهید شد. برای ایجاد رابطه ای سالم با طرف مخاطب هرگز از حربه تهدید و گوشه و کنایه استفاده نکنید، بهترین راه نرمش، حوصله و دقت در طرز فکر طرف مقابل است. اصول زیر را بکار گیرید زیرا باعث می شود مورد حمایت قرار گرفته و شما را آسان تر به اوج موفقیت برسانند:

 

• سعی کنید اسامی افراد را به خاطر بسپارید. این نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.

• فرد راحتی باشید تا هیچکس در معاشرت با شما احساس ناراحتی و اجبار نکند.

• این اعتقاد را در خودتان تقویت کنید که ” هرچه پیش آید، خوش آید” در اینصورت هیچ چیز نمی تواند آرامشتان را بهم بزند. این به شما کمک می کند که برای مقابله با هر موقعیتی همواره آماده باشید و خودتان را زیاد درگیر وقایع محیطی نکنید.

آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.

 

• خودپرست نباشید و بیهوده تظاهر نکنید که به همه چیز آگاهی دارید، به یادداشته باشید عالمان متواضع ترند. تظاهر به دانایی موجب فاصله گرفتن افراد از شما می شود.

• خصوصیاتی را در خودتان پرورش بدهید که جالب توجه باشد و مردم در معاشرت با شما به برداشتهای ارزشمندی برسند.

• شخصیت خودتان را زیر ذره بین ببرید، تا بتوانید عوامل ” ناهنجار” را از آن خارج کنید. زیرا همین عوامل ناهنجار منفی هستند که باعث دور شدن دیگران از اطراف ما می شوند. خود تان را از منظر دیگران ببینید.

 

•  صمیمانه و با روحیه سعی کنیدخودتان را ازشر سوء تفاهم ها خلاص کرده وگلایه ها را از ذهنتان بیرون کنید. اگر به همه چیز با خوش بینی نگاه کنید  و دلیل های مثبت برای آن بتراشید ذهنتان را به سوی دوست داشتن دیگران بیشتر هدایت می کنید.

• آنقدر دوست داشتن افراد را تمرین کنید که این کار به صورت یک عادت ثانویه در شما درآید.

•  همیشه از فرصتهایی که برای تیریک گفتن یا احساس همدردی در غم، اندوه و ناکامیهای افراد پیش می آید استفاده کنید. و سعی کنید این کار را در همان زمان خودش انجام دهید و به آینده موکول نکنید.

 

• به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.

به کار بردن بعضی عبارات، در دیگران ایجاد مقاومت می کند و سبب از دست دادن حمایت دیگران می شود. سه عبارت است که در هنگام محاوره و ایجاد ارتباط با دیگران می توان به کار برد، بطوریکه هم احترام طرف مقابل را حفظ کنید و هم مطلب خود را منتقل سازید:

•      با شما موافقم

•      نظر شما را تحسین می کنم

•      به عقیده شما احترام می گذارم

به مردم قدرت روحی بدهید تا محبت بی ریای شان را نصیبتان کنند. افراد از بودن در کنار کسی که انرژی های مثبت خود را ساطع می کند لذت می برند.

 

خانواده مطهر، با اندکی تصرف

تنظیم : کهتری


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج دوباره با همسر سابق: چالشها و راهکارها
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

اگر شما و همسر سابقتان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، سه چیز را به یاد داشته باشید:

·        آمار بر ضد این تصمیم شماست

·        همه چیز را نرم نرم جلو ببرید

·        حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید

آمار ضد ازدواج دوباره است

آمار بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم می شود.

مجله روانشناسی امروز نوشته است، "تقریباً 60 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد و این اتفاق حتی سریعتر از طلاق اول می افتد. بعد از گذشت متوسط 10 سال، 37 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد این درحالی است که این آمار برای ازدواج اول 30 درصد است."

چطور می توانید ازدواج دومتان را به موفقیت برسانید

اگر در فکر این هستید که دوباره با همسر سابقتان ازدواج کنید، در زیر توصیه هایی برایتان آورده ایم که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید:

 * دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست. باید به خاطر اینکه همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که باز با هم باشید، به سمت هم برگردید.

* اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آنها متوجه شوند که شما دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.

* نزد یک مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد.

* دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.

* اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید.

* با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.

* در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و آروزهای خود را با هم مطرح کنید.

* خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند.

* از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید.

* اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید.

* یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد.

ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای شناخت همدیگر وقت بگذارید.

با همسر سابقتان ازدواج می کنید؟

ایمیلم را که چک می کردم، دیدم یک دعوتنامه عروسی برایم فرستاده اند. این دعتوتنامه از طرف زوجی بود که طلاق گرفته بودند.

از یک طرف هیجان زده شده بودم و از یک طرف هم سردرگم بودم چون این زوج سابقه ازدواج وحشتناکی داشتند و نمی دانم چه چیز باعث شده بود دوباره به فکر ازدواج با هم بیفتند. اما در هر حال داشتند باز ازدواج می کردند.

مطمئناً "نیمه گمشده" که می گویند معنی خاصی دارد. بعضی از اعتقادات معنوی می گوید که دو روح، قبل از تولد، تعیین شده که با هم زن و شوهر شوند. بعضی دیگر از مذهب ها باور دارند که شما و همسرتان طی هفت مرحله تناسخ باهم ازدواج می کنید، حتی اگر در زندگی زناشویی خود مشکلات متعددی داشته باشید.

کنار از اعتقادات دینی و معنوی، دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد. چیزی در او هست که شما را جذب می کند.

اما چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت شده است.

اگر ازدواج به طور کل خوب و بر پایه احترام متقابل بوده باشد، 90 درصد زوج ها به طور متوسط بعد از هشت سال طلاق دوباره به سمت هم برمی گردند.

این دوست من هم خیلی خوب این مطلب را در کارت دعوتش بیان کرده بود: "ما دوباره با هم ازدواج می کنیم چون فهمیدیم بدون حضور همسرمان، جای چیزی در زندگیمان خالی بود. ازدواج اول ما از روی دلیل بود و آن چیزی فرای عشق بود. این چیزی غیرقابل توصیف است. و حالا که فهمیده ایم که هستیم و دوست داریم کجا باشیم، آماده ایم که بهترین همسر دنیا باشیم."


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
وقتی‌ شوهرتان ‌غیبش ‌می‌زند
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  
جام جم آنلاین: روزنامه جام‌جم در 3 شماره گذشته خود سلسله مطالبی درباره «حقوق خانواده» با موضوع طلاق از زبان مرتضی بیات، قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده شماره‌2 منتشر کرده است.

در شماره گذشته در توضیح شرایطی که زنان می‌توانند به واسطه آن اقدام به طرح دادخواست طلاق کنند، به مواردی اشاره شد که سبب تحقق بندهای عقدنامه می‌شود.

نپرداختن نفقه از سوی همسر، اعتیاد همسر، ضرب و جرح و سوءرفتار یا سوءمعاشرت برخی از مواردی است که زنان به استناد عقدنامه خود می‌توانند ضمن مراجعه به دادگاه و اثبات این موارد، از دادگاه تقاضای صدور حکم طلاق کنند. در مطلب این هفته نیز قاضی بیات، به توضیح دیگر موارد می‌پردازد.

اگر به هر دلیلی روزی سر و کار شما با جایی به نام «دادگاه خانواده» افتاد، حتما به این قانون کلیدی توجه کنید تا در طول رسیدگی به پرونده خود پیروز شوید: «در قانون اصل بر بقای کانون خانواده و زندگی زناشویی است.» اساسا به همین دلیل است که قانون، جامعه و مردم باید در سمت و سویی حرکت کنند که اقدام‌های آنها به دفاع از این نهاد اجتماعی و نیز بقای آن کمک کند و به همین دلیل است که اصل در دادگاه بر حمایت از این نهاد استوار است. از سوی دیگر به واسطه وجود همین تفکر در قانون، دادگاه به زن این امکان را داده تا در مواردی که زندگی زناشویی به ایجاد «عسر و حرج» برای او می‌انجامد می‌شود و بقای نهاد خانواده باعث ایجاد مشقت برای زوجه می‌شود، به دادگاه مراجعه کند و بدون اجازه شوهرش و حتی با وجود مخالفت او طلاق بگیرد و زندگی مشترک را به «ایستگاه آخر» برساند.

طبق گفته قاضی بیات، علت این‌که قانون به زن چنین اجازه‌ای می‌دهد هم این است که همین قانون به مرد اجازه داده تا هر زمان که خواست، بدون نیاز به اثبات شرایطی خاص همچونعسر و حرج همسرش را طلاق دهد و با پرداخت حق و حقوق مادی او، خود را از قید زندگی زناشویی رها سازد. به عبارت دیگر، مرد می‌تواند با دلیل و بی‌دلیل همسرش را طلاق دهد و در چنین شرایطی چون قانون حق طلاق را از زن سلب کرده، برای طلاق زن شرط و شروطی قرار داده که در قالب عسر و حرج می‌گنجند و اگر زن بتواند این موضوع را ثابت کند، موفق خواهد شد تا خود را از قید زوجیت همسرش برهاند.

نکته مهم دیگری که این قاضی دادگستری عنوان می‌کند، این است که موارد مندرج در عقدنامه و نیز دیگر موارد قانونی، «حصری» نبوده و «تمثیلی» است. یعنی عسر و حرج به همین موارد محدود نمی‌شود و قانونگذار صراحت دارد که موارد اشاره شده در عقدنامه و قانون تمثیلی است و ممکن است در شرایطی خاص برخی موارد برای زنی ایجاد سختی و مشقت کند اما برای زنی دیگر به ایجاد سختی منجر نشود.

وقتی شوهر ‌بیمار‌ می‌شود

تشکیل و دوام زندگی خانوادگی مستلزم لوازم خاصی است که فقدان هر کدام از آنها می‌تواند ادامه این رابطه را با خطر مواجه کند. این نکته شاید مهم‌ترین دلیلی است که سبب شده تا قانونگذار در این ارتباط با موضوعی مانند «بیماری شوهر» نیز برای زن حق طلاق قائل شود. طبق یکی از بندهای عقدنامه در صورت «ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی که دوام زندگی زناشویی برای زوجه مخاطره‌آمیز باشد» که در زمان ازدواج در صورت تمایل به امضای همسران می‌رسد او حق ارائه دادخواست طلاق و جدایی از همسر خود را خواهد داشت. آن‌گونه که قاضی مرتضی بیات توضیح می‌دهد، در این بند از عقدنامه منظور قانونگذار بیماری‌هایی است که زوج بعد از زندگی مشترک به آن مبتلا می‌شود و بیماری‌هایی که مرد پیش از ازدواج با همسرش به آن دچار بوده و همسرش را نیز از آن مطلع کرده، نمی‌تواند دلیلی بر تقاضای طلاق از سوی زن باشد. نکته جالب‌تر این‌که حتی قانونگذار این مساله را هم در نظر گرفته که منشا بیماری ربطی به اصل موضوع ندارد و مثلا اگر مرد به واسطه شغلی که دارد، به بیماری صعب‌العلاج مبتلا شود، باز هم زن با شرایطی می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند و دادگاه نیز به این تقاضا پاسخ مثبت می‌دهد.

یکی از بیماری‌هایی که ابتلای مردان به آن سبب صدور حکم طلاق می‌شود، بیماری «ایدز» است. به گفته قاضی شعبه 272 دادگاه خانواده، علت این موضوع، این است که این بیماری مسری است و بر اثر روابط زناشویی ممکن است به زن یا فرزند او نیز سرایت کند. بیماری «هپاتیت» نیز به دلیل مسری بودن، زمینه ارائه دادخواست طلاق از سوی زن را ایجاد می‌کند و ابتلای مرد به آن سبب ایجاد سختی برای زن می‌شود اما برخی بیماری‌ها مانند «سرطان» فی‌النفسه از مصادیق عسر و حرج محسوب نمی‌شود. به عبارت دیگر، غیر از بیماری‌های واگیردار، صرف بیماری مرد نمی‌تواند از دلایل عسر و حرج باشد مگر این‌که بیماری به گونه‌ای باشد که اصلا قابل معالجه نباشد یا این‌که در روابط زناشویی و در زندگی دو طرف اخلال ایجاد کند و در نتیجه این بیماری، مرد زمینگیر شده یا قوای جنسی و توانایی زناشویی خود را از دست بدهد. جالب آن‌که حتی اگر مرد تمام اعضای بدنش سالم باشد اما به واسطه بیماری در روابط زناشویی او اخلال ایجاد شود؛ باز هم این امر به صدور حکم طلاق منجر خواهد شد.

تجربه سال‌ها قضاوت این قاضی در دادگاه‌های خانواده او را با برخی موارد خاص و مصداقی مواجه کرده است که در توضیح آن با ذکر مثال چنین می‌گوید: ممکن است مردی بر اثر بیماری، قوای حرکتی خود را از دست بدهد و فلج شود. اگر در خانه افتادن او باعث اختلال در زندگی مشترک شود، این مساله از مصادیق عسر و حرج است. اما نکته بسیار مهم این است که در چنین مواردی برای مشخص شدن میزان «اختلال در زندگی مشترک» باید به عرف مراجعه کرد؛ زیرا تمامی موارد در قانون موجود نیست ولی عرف شهر یا منطقه خاصی در این باره می‌تواند تعیین کننده و راهگشا باشد. در اغلب موارد نیز وقتی قانون مسکوت است، قانونگذار به عرف مراجعه می‌کند. عرف رفتاری است که در جامعه تکرار می‌شود و اعتقاد به الزام‌آور بودن آن وجود دارد. این عرف نیز به 2 دسته عام و خاص تقسیم می‌شود. عرف عام در قانون قید نشده اما آنقدر تکرار شده که مردم به آن اعتقاد دارند و به همین دلیل به یک رفتار تبدیل و الزام‌آور شده است. عرف خاص نیز چیزی است که در جوامع از آن تبعیت می‌کنند.

به گفته این قاضی دادگستری «عرف هم ممکن است محل به محل و قومیت به قومیت یا مذهب به مذهب تفاوت کند. به همان میزان که در موضوعی عرف شیعه و سنی عرف تفاوت دارد، عرف ارمنی و زرتشتی هم با هم فرق دارد، اما مهم این است که دادگاه‌ها هم طبق قانون اساسی و هم طبق آیین دادرسی مدنی در مواقعی که قانون ساکت است، باید به عرف مراجعه کنند. بر همین اساس، اگر طبق عرف، کسی فلج شود و به خانه بیفتد؛ اما پول کافی داشته باشد و قوه زناشویی‌اش را هم از دست نداده باشد، قاضی متناسب با این مساله درخصوص چنین پرونده‌ای تصمیم می‌گیرد و با مراجعه به عرف، این سوال را مطرح می‌کند که آیا از نظر عرف آن جامعه، این زندگی باید از هم بپاشد؟ آیا عرف این جامعه می‌پذیرد که چنین فردی از حق داشتن همسر محروم شود؟ بر این اساس دادگاه در خصوص این پرونده تصمیم می‌گیرد و این تصمیم‌گیری از فرد تا فردی دیگر متفاوت خواهد بود.»

وقتی شوهر کار و بار درست و حسابی ندارد

بند دیگری که تحقق آن در عقدنامه سبب صدور حکم طلاق به درخواست زن می‌شود، این بند است:«عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.»

از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به‌تامین هزینه‌های زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه ‌زن ‌نیست

از نظر قانون، مرد پس از ازدواج و از لحظه وقوع عقد موظف به تامین هزینه‌های زندگی خانواده است و در این خصوص هیچ مسوولیتی متوجه زن نیست و حتی داشتن اموال و درآمد فراوان از سوی زن نیز سبب نمی‌شود تا او موظف به هزینه کردن حتی یک ریال در زندگی خانوادگی‌اش شود. نکته مهم این است که مرد نیز از نظر قانونی حق ندارد برای تامین هزینه‌های خانواده خود سراغ هر شغلی برود و در صورتی که این مساله با قانون منافات داشته باشد، زن با طی کردن شرایطی مجاز به ارائه دادخواست طلاق به دادگاه است. قاضی بیات در توضیح این مساله می‌گوید: « در قانون برخی مشاغل وجود دارند که کسب درآمد از آنها اساسا جرم است و در صورت اثبات، مجازات قانونی دارد. قاچاق کالا، خرید و فروش مواد مخدر، خرید و فروش سلاح، توزیع مشروبات الکلی و برخی مشاغل دیگر از نظر قانون ممنوع است، ولی در این بند عقدنامه منظور «مشاغل پَست» است. شاید بتوان به عنوان نمونه مشاغلی همچون خرید و فروش حیوانات، نظافتچی و... را نام برد که در عرف اجتماعی مشاغلی با شأن و منزلت بالا محسوب نمی‌شوند. در این شرایط اگر مرد چنین مشاغلی داشته باشد که با حیثیت خانوادگی همسرش منافات دارد، همسر او می‌تواند با مراجعه به دادگاه و ارائه دادخواست، از دادگاه تقاضا کند تا جلوی اشتغال همسرش در این کارها را بگیرد. دادگاه نیز در صورتی که این موضوع را احراز کند که این مرد می‌تواند شغل دیگری داشته باشد اما از روی عمد و بدون تلاش و کوشش به این شغل پَست اشتغال دارد، دستور منع اشتغال زوج را صادر می‌کند و اگر مرد همچنان بر حضور در این شغل اصرار کند، این مساله زمینه ساز شرایطی می‌شود که در آن زن می‌تواند از همسرش طلاق بگیرد.»

نکته بسیار مهمی که قاضی بیات به آن اشاره می‌کند، این است که در چنین پرونده‌هایی حتما وضعیت خانوادگی زن نیز به دقت مورد توجه قرار می‌گیرد و اگر زن واقعا شأن بالایی داشته باشد و مرد به کار پست و ضعیفی بپردازد، این مساله به صدور حکم طلاق منجر می‌شود؛ اما وقتی زن فردی عادی است، به تناسب آن، شغل شوهر نیز می‌تواند شغلی عادی باشد. از طرف دیگر تا زمانی که دادگاه حکمی مبنی بر منع اشتغال زوج صادر نکند، مرد می‌تواند به همان شغل بپردازد و همچنان از آن راه هزینه زندگی خود را تامین کند و از زمان قطعیت یافتن حکم درخصوص منع اشتغال زوجه است که او باید یا کار دیگری را به دست بیاورد که با حیثیت همسرش تناسب داشته باشد یا این‌که باید از همسرش جدا شود.

ماجراجویی همسران

بند دیگری که در عقدنامه ذکر شده و تحقق آن سبب صدور حکم طلاق می‌شود، چنین است: «زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید.»

گاهی برخی زنان که راه و چاه قانون را خوب بلد هستند، دست به اقدام‌هایی می‌زنند که به واسطه آن یکی از شروط عقدنامه را محقق کنند و از همسر خود طلاق بگیرند. در شماره‌های گذشته به این موضوع اشاره کردیم که برخی ماجراجویی‌های همسران در این زمینه از قبیل قرار دادن مواد مخدر در خودروی همسر خود به امید دستگیری و حبس او معمولا نتیجه عکس می‌دهد و این نوع اقدام‌ها خود زن را گرفتار می‌کند؛ اما برخی دیگر اقدام به امتحان شیوه‌های کم خطرتری می‌کنند. یکی از آنها این است که همسر خود را به خانه راه نمی‌دهند و با طی شدن مدت زمانی 6‌ماهه اقدام به طرح دادخواست طلاق در دادگاه می‌کنند. اما طبق توضیحات قاضی بیات، غیبت مرد تنها در صورتی منجر به صدور حکم طلاق می‌شود که به تشخیص دادگاه حتما «غیر موجه» باشد؛ والا اگر مرد به خاطر انجام وظیفه خود یا ماموریتی کاری و نیز تامین هزینه‌های زندگی به شهر دیگری برود یا این‌که موضوعی مانند «سفر حج» و حتی شرکت در جهاد واجب برای او پیش بیاید، این مساله شامل غیبت نمی‌شود.

یکی دیگر از موارد عذر موجه نیز از نظر این قاضی دادگستری، مواردی است که زن یا فرزندان اودست به یکی کنند و پدر خود را از خانه بیرون کنند. در چنین شرایطی با اثبات این موضوع در دادگاه بحث طلاق منتفی می‌شود. به عبارت ساده‌تر تنها دلایلی «غیر موجه» محسوب می‌شود که دلیل و عذر شرعی یا قانونی برای آن از سوی مرد ارائه نشود.

در شماره آینده موارد باقیمانده عقدنامه بررسی و تحلیل خواهد شد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
انتقاد از مادر شوهر ممنوع
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

آیا تا به حال شده در حالی که گمان می‌کردید لحظات فوق‌العاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم‌ها عاداتی دارند که مردها را ناراحت می‌کند...

می‌خواهیم 8 نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.

1 جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!

ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بوده‌اید حال این فرصت را پیدا کرده‌اید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود می‌خواهید دقیقه‌ای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان می‌شوید. بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.

عشق

2 غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال می‌بیند

امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش می‌شود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه می‌روید، غرغر می‌کنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد می‌گیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکس‌العمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستان‌تان قرار بگذارید یا به خرید بروید. اگر به علایق همسرتان احترام بگذارید شاهد احترام او به علائق خود خواهید بود.

3 بگو منو دوست داری بگو

به رستوران رفته‌اید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذرانده‌اید. حال به خانه برمی‌گردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است می‌نشینید و شروع می‌کنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چه‌قدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان ‌کند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بی‌علاقه است یا حوصله‌تان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند.

4 کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟

«کی بود زنگ زد؟» «چی می‌خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»

گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ می‌کنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه می‌دهید همسرتان در زندگی شخصی‌اش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثبات‌تر خواهد بود. این موضوع از نیاز های هر انسان است که احساس کند حریم او توسط دیگران حفظ میشود.

5 ادب کردن شوهر

گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد می‌کنند. مثلا مدام به او یادآوری می‌کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین‌ را چک کند و... این حرف‌ها تنها می‌تواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش می‌کند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام

مدام به همسرتان زنگ می‌زنید، می‌خواهید تنها با او بیرون بروید و دوری‌اش را نمی‌توانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماه‌های اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند. بودن در کنار خانواده و همسر  برای شوهر شما لذت بخش است اما او نیاز دارد تا زمانی را با دوستان خود بگذراند .

پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد. انتظار نداشته باشید همسرتان همیشه آماده احساسات رمانتیک شما باشد.

 

 

7 الان میام!

 

ساعت 8 به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شده‌اید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهن‌تان جور است و او مدام تکرار می‌کند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی می‌شود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده می‌شود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.

 مادر شوهر

8 انتقاد از مادرشوهر

«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ می‌زدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر می‌خواهید در دید همسرتان و خانواده‌اش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد. بهتر است در این گونه مواقع انتظارات خود ر ا به صورت صریح و شفاف و البته محترمانه با خود ایشان در میان بگذارید و اگر برای شما اهمیتی ندارد حتی از مطرح کردن آن با همسرتان بپرهیزید . درست است که گاه به سنگ صبوری نیاز دارید اما اگر موجب دلخوری همسرتان می شود از آن اجتناب کنید.

 

 

 

سلامت همراه با اضافات

تنظیم برای تبیان: کهتری


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
اشتباه بزرگ متاهلین
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

شوهر حق‏نشناسی دارم. از صبح تا شام رنج می‏برم، زحمت می‏کشم، تمام کارهای خانه از شستن ظروف و لباس‏ها، از پختن غذا تا تزیین اتاق‏ها و بافتنی‏های لازم را برای او و فرزندان انجام می‏دهم، ولی وقتی به خانه می‏رسد...

خانواده در پرتو شناخت صحیح و واقع‏بینانه همسران از وظایف زناشویی و طرز تفکر و خواسته‏های یکدیگر پویا و سالم و با صفا می‏شود و به این ترتیب برای تربیت فرزندانی صالح فراهم می‏شود. استاد‏ آیت‏ا... ابراهیم امینی در این زمینه مطلبی دارند که توصیه به مردان متاهل است.

ممکن است در نظر برخی مردان، کار خانه‏داری چندان مهم به نظر نیاید، ولی اگر با دیده انصاف نگریسته شود، باید اعتراف کرد که دشوار و خسته کننده است. یک بانوی خانه‏دار اگر تمام اوقات شبانه‏روز را در خانه کار کند، باز هم مقداری از کارها باقی می‏ماند. این همه کارهای خانه مانند پختن غذا، نظافت کردن خانه، شستن و مرتب کردن لباس‏ها و ظرف‏ها، جابه جا کردن اثاث منزل و از همه بالاتر بچه‏داری، کارهای آسانی نیستند، که یک روز و دو روز انجام شود بلکه مادام العمر باید مورد توجه باشد.

آقای محترم تشکر کن!

اگر مرد یک ماه در منزل بماند و همه امور خانه‏داری و بچه‏داری را بر عهده بگیرد، آن وقت می‏فهمد که همسرش در خانه چه فداکاری‏هایی می‏کند و چه زحمت‏های طاقت‏فرسایی را تحمل می‏کند؟ زن همه این زحمات را تحمل می‏کند ولی از شوهرش این انتظار را دارد که قدر زحماتش را بداند و از وی قدردانی و تشکر کند. دوست دارد خودش و ذوق و سلیقه‏اش همواره مورد توجه شوهر باشد. آقای محترم! وقتی وارد خانه نظیف و تمیز و منظم می‏شوی چه عیبی دارد از زحمات و ذوق و سلیقه همسرت ستایش کنی؟

چه اشکال دارد گاه گاهی از غذاهای خوشمزه‏ای که تهیه می‏کند تعریف کنی؟ چه مانع دارد موضوع بچه‏داری او را که حقاً کار بسیار دشوار و با اهمیتی است همواره مورد نظر داشته باشی و برخی اوقات از زحمات طاقت‏فرسای او تشکر نمایی؟ از این نکته غافلی که قدردانی‏هایت چه نیرویی به او می‏بخشد و چگونه برای کار و کوشش و فداکاری آماده‏اش می‏گرداند؟

پیغمبر اسلام (صلی‏الله علیه واله وسلم) می‏فرماید: هر کس به مسلمانی احترام کند و با کلام خوشی از او دلجویی کند و غم‏هایش را بر طرف سازد همواره در سایه رحمت خدا خواهد بود.

خانم محترم قدر شناس باش

گذراندن زمان طولانی در خارج از منزل آن هم در ارتباط با انواع افراد و نیاز به گوناگونی مهارت ها و تلاش مداوم کار آسانی نیست. بهر حال محیط بیرون دارای آسایش و آرامش لازم نیست و با تحولات و تغییرات فراوانی همراه است . مرد در محیط کاری خود با هزار مسئله و مشکل روبروست که رفع آنها نیاز به صبر و متانت او دارد . لذا انتظار همسر شما آن است که پس از یک روز کاری پر مشغله در جمعی گرم و صمیمی پذیرفته شود و مورد استقبال و محبت آنان قرار گیرد . سعی کنید حد اقل برای مدتی کوتاه زمان ورود او را قرین آرامش و پذیرش نمایید . تا بتواند انرژی های منفی حاصل از کار و خستگی را از دور بریزد و منبعی برای ارائه حمایت و پشتیبانی برای شما باشد. بنابراین حتی اگر دلتان از گرفتاری های خانه داری و مشغله های بچه داری گرفته و نیاز به همصحبتی با او را دارید تا گوش شنوایی برای همدلی داشته باشید کمی صبر کنید تا او خستگی خود را از بین ببرد و امنیت یابد. ذهن خسته او توان همدردی با شما را ندارد . چه اشکالی دارد که با جملاتی به او متوجه کنید که میدانید چه زحماتی را در محیط کار متقبل می شود و قدر دان او هستید.

 

 

 

 


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
سلامت جنسی در گرو چیست؟
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

مطالعات نشان می‌دهد ۹۰ درصد زوج‌های ایرانی نمی‌توانند علائق خود را به‌خوبی با همسرشان در میان بگذارند.

نتایج مطالعه ای که در سومین کنگره خانواده و سلامت جنسی ارائه شد، نشان داده است که ۹۰ درصد زنان مورد مطالعه، در ارتباط جنسی ناتوانند و نمی‌توانند احساسات و علائق خود را با همسرشان به طور مطلوب در میان بگذارند و با او به شکل مناسب ارتباط برقرار کنند.

 

بررسی‌های این محققان نشان داده که ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

 

همسر

محققان طی این مطالعه نتیجه‌گیری کرده‌اند که رابطه مخدوش‌شده جنسی، به طور معنی‌داری می‌تواند روی احساس خوشبختی این زنان در زندگی، تاثیر بگذارد.

 

همچنین در این مطالعه مشخص شده با زیاد شدن طول مدت زندگی مشترک بین زوجین، احساس خوشبختی آنها هم کاهش می‌یابد.

همچنین در این مطالعه مشخص شده در افراد تحصیل‌کرده، خصوصا در وضعیتی که تحصیلات شوهر با همسرش هم‌خوانی دارد، احساس خوشبختی بیشتر است. البته لازم به توضیح است که تطابق تحصیلی همسران عامل خوشبختی آنها نیست بلکه این تناسب سطح درک و تفکر افراد است که می تواند به دوام و قوام زندگی کمک کند .

 

 در کنار این مسئله تصورات و برداشت های افراد نیز در این میان مهم است . یعنی اینکه ممکن است فردی به لحاظ تحصیلی مدارج عالی را طی نکرده باشد اما از سطوع فکری مثبت و بالایی برخوردار باشد در این مقطع اگر همسر او همچنان فرضیه ضروری بودن سطح تحصیلات را متصور باشد احتمالا روابط خود را متشنج خواهد نمود .

 

این نتایج، به خوبی این مطلب را روشن می‌کند که رابطه زن و شوهر، تنها در رابطه جنسی خلاصه نمی‌شود، بلکه شامل طیفی از ارتباطات انسانی است که لازم است زن و شوهرها، مهارت‌های برقراری آن را بیاموزند.

 

دبیرعلمی چهارمین کنگره خانواده و سلامت جنسی گفت: براساس تحقیقات انجام شده ارتباط تنگاتنگی میان نارسایی‌های جنسی و مشکلات اجتماعی از قبیل جرائم، تجاوزات جنسی، بیماریهای روانی، اعتیاد و طلاق وجود دارد.

 

ناتوانی ارتباطی، به ویژه ارتباط کلامی، تاثیر منفی بر رابطه زناشویی سالم بین زن و شوهرها گذاشته است.

 

 

 

دکتر شهرام قائدی نیز چنین ابراز می کند که  زوج های زیادی با نارسایی جنسی و تاثیر آن بر مشکلات زندگی زناشویی مواجه اند اما از نقش آن در ایجاد ارتباط ضعیف، اعتماد به نفس پایین و افسردگی در خود و همسرشان غافل هستند.

 

کارشناسان سلامت جنسی معتقدند می‌توان با آموزش صحیح و به‌موقع مهارت‌های ارتباطی به زوجین، از وقوع اختلالات جنسی و متلاشی شدن خانواده‌ها جلوگیری کرد. این در حالی است که آموزش سلامت جنسی و درمان اختلالات آن، هنوز هیچ متولی‌ای در نظام بهداشت و درمان کشورمان ندارد.

 

پزشکان

گروه خانواده و زندگی تبیان- تغییر و تنظیم : کهتری


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

مسابقه ی ازدواج با جوایز نفیس!!!
 ازدواج با جوایز نفیس

عوامل زیادی هستند که می‏توانند انگیزه‏ای برای تشکیل زندگی مشترک باشند که همه این موارد ارزش محسوب شده و البته از فرهنگی به فرهنگ دیگر هم متفاوت است عواملی چون نیاز به امنیت، پیوند جویی، ارزشمندی و یکپارچگی اجتماعی می‏توانند ابزار و هدف و در نهایت سوق‏دهنده به سمت ازدواج باشند که امری طبیعی و درست است اما مشکل زمانی به وجود می‏آید که امر مقدس ازدواج تنها به جهت ارضای طبیعی این نیازها ایجاد نمی‏شود بلکه ابزاری خواهد شد برای رسیدن به این مشوق‏ها و به دست آوردن امتیازات که از آن به عنوان ازدواج ابزاری یاد می‏کنیم.

 

- هدف مادی هرگز

مسلما میزان تعهد و صمیمیت در پیوندی که در راس آن اهداف مادی وجود داشته باشد، کاهش می‏یابد در این پیوند گذشت جای خود را به تحمل می‏دهد و صمیمیت خیلی زود به عادت مبدل می‏شود: عواملی که می‏توانند بهداشت روانی خانواده را به شدت تهدید کنند.

ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد.

- ازدواج ابزاری

زمانی که ازدواج ابزاری صورت می‏گیرد اعتماد دیگر جایی در بنیاد خانواده نوپا نخواهد داشت چون اهداف آن پایه و اساس محکمی ندارد. در نتیجه سطح اضطراب و ترس از دست دادن طرفین به شدت بالا می‏رود که در نهایت ایجاد برانگیختگی و پرخاش می‏کند. به بیان دیگر زمانی که افراد هدفشان از ازدواج رسیدن به جایزه‏ای است که برای آن تعیین شده، امنیت کافی‏ای در رابطه نخواهند داشت و زندگی مشترک پایه‏ها و انسجام خود را از دست خواهد داد.

 

- آفت مرد و زن

لازم به ذکر است که در این بحث اشاره به جنسیت خاصی نیست. هم در مردان و هم در زنان ازدواج ابزاری وجود دارد. مردان به خاطر امتیازاتی نظیر کاهش مدت زمان سربازی و استخدام در بسیاری از مشاغل که شرط اصلی آن تاهل است از جمله این عوامل است. بسیاری از دختران به خاطر موقعیت اجتماعی غبطه‏آوری که همسر آینده‏شان خواهد داشت،

پس از ازدواج

 تن به ازدواج می‏دهند بله موقعیت اجتماعی بالا، پر ستیز و ظاهر ایدئال از جمله جوایزی هستند که بسیاری از دختران در نتیجه ازدواج به دست می‏آورند. در اینجا ما تابع پدیده‏ای هستیم که می‏توان آن را سوگیری به نفع زیبایی نامید به این معنا درباره اشخاص زیبا مثبت قضاوت می‏کنند و آنها را با هوش، متکی به خود و یا پر ستیز برآورد می‏کنند.

 

- رابطه کوتاه مدت

از طرف دیگر، شکل رابطه در سطح زندگی زناشویی تغییر خواهد کرد. ممکن است در این پیوند رابطه مدتی پایدار بماند. در واقع افراد به علت نداشتن امکان جالب‏تر دیگر (انگیزه) رابطه را حفظ می‏کنند و ممکن است هزینه یک رابطه بر سود آن بچرید اما هزینه قطع رابطه به احتمال زیاد بالاتر از هزینه حفظ آن باشد. اگر قطع رابطه به معنای از دست دادن پول، امتیازات اجتماعی یا هزینه‏های مشابه باشد، احتمالا زوجین منتظر خواهند ماند که زندگی غیر قابل تحمل شود تا به آن پایان دهند. بالاخره انتخاب بین ادامه رابطه با قطع آن می‏تواند به میزان اهمیت و ماندگاری جایزه وابسته باشد.

 

- همه جور آمادگی

در آخر، ازدواج پدیده‏ای است تعیین کننده، سرنوشت ساز و نیازمند آمادگی‏‏‏‏های روانی، جسمانی و تفکر انتزاعی و بلوغ فکری و رفتاری در سطح کلان ‏تر حتی برای تامین بهداشت روانی اجتماع هم حائز اهمیت است. پس باید برای آن انگیزه و دلایل محکم و منطقی‏ای وجود داشته باشد. علاوه بر آن، این پدیده مهم در سطوح مختلف جامعه‏شناسی و روان‏شناسی بسیار مورد بحث و توجه است و به صورت علمی مورد بررسی قرار می‏گیرد. حال تصور کنید که این تصمیم مهم تنها به خاطر مشوق‏ها و جوایز مادی و اجتماعی صورت گیرد. چنین پیوندهایی قطعا فاجعه‏آمیز و آسیب‏رسان خواهند بود. مناسب‏تر است اگر امتیازات و تسهیلاتی که در نظر گرفته می‏شود صرفاً محرک و مشوق باشند و رنگ هدف به خود نگیرد.

همشهری خانواده- الناز عباسی
گروه خانواده و زندگی سایت تبیان

کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چرا ازدواج‌ها شکست می‌خورند؟؟؟
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۳  

امروزه بسیاری از ازدواجها قبل از تشکیل و یا مدت کوتاهی بعد از آن متلاشی می‌شوند. درک اینکه چرا این ازدواج‌ها شکست می‌خورند می‌تواند راه‌حلی باشد که مراقب باشید ازدواج خودتان شکست نخورد. بعضی از عواملی که در شکست ازدواجها مشارکت دارند شامل مسائل مالی و دیگر شرایط ازدواج است. همه این مسائل می‌تواند در یک ازدواج سالم و پایدار هم وجود داشته باشد اما اگر آنها به طور صحیح و درست مورد رسیدگی قرار نگیرند، می‌توانند منجر به شکست ازدواج شوند. ارتباط نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد. بدون ارتباط صحیح، حل تعارض و کشمکش‌ها مشکل‌ساز می‌شوند اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشکلات‌شان باشند، حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی خواهد شد. ارتباطات به واسطه فرصت دادن به همسران برای مشارکت در نگرانی‌ها و علایق، امیدها و آرزوهای یکدیگر موجب رشد و شکوفا شدن روابط زوجین می‌شود. بدون سهیم شدن در این موارد زوجین رشد نخواهند کرد و تا حد امکان به یکدیگر نزدیک نخواهند شد. ارتباط همچنین شیوه‌های مناسبی را برای حل و فصل بحث‌هایشان ارائه می‌دهد. اگر یک یا هر دو همسر فاقد مهارتهای ارتباطی مؤثر باشند، این برای حل و فصل بحث‌هایشان مشکل‌ساز می‌شود چرا که زوجین قادر نیستند تا نقطه نظرات یکدیگر را درک کنند.

در ازدواج‌هایی که تاکنون دچار مشکل بوده‌اند، هر یک از زوجین باید تلاش کنند تا برای بهبود و نجات زندگی‌شان متعهد شوند که روی مهارتهای ارتباطی‌شان کار کنند. نبود تکنیک‌های مؤثر ارتباطی می‌تواند به شکست در ازدواج منجر شود. عشق ممکن است همواره پیروز شود اما زمانی که نگرانیهای مهمی وجود دارد حتی عشق نیز نمی‌تواند به تنهایی برای حفظ ازدواج کافی باشد. نگرانی‌های مالی ممکن است خودشان علت شکست ازدواج نباشند اما تنش‌ها و تعارضاتی که این نگرانی‌ها ایجاد می‌کنند، اغلب در شکست ازدواج مقصر هستند. نگرانی‌های مالی می‌تواند بار سنگینی را تحمیل کند و زمانی که یک زوج تلاش زیادی را برای برآوردن تعهدات مالی‌شان می‌کند، می‌تواند فشار بسیار زیادی را احساس کند. این فشارها ممکن است برای تخریب ازدواج سالم به طرق دیگر کافی باشد. اگر یک همسر در زندگی به مسائل مالی مشغول شود ممکن است شروع به کوتاهی کردن از دیگر جنبه‌های زندگی کند. این رفتارهای مسامحه‌آمیز بر همسر تأثیر گذاشته و موجب می‌شود که وی احساس تنهایی و بی‌مهری نماید. امری که می‌تواند برای ازدواج آسیب‌زا شود. اغلب یکی از زوجین به واسطه مسایل مالی تحلیل خواهد رفت و این نیز می‌تواند برای ازدواج مخرب باشد.

شرایط حول ازدواج نیز می‌تواند منجر به شکست شود یک ازدواج راحت (بدون فکر) نمی‌تواند یک ازدواج سالم باشد. هنگامی که تصمیم گرفتن به ازدواج به غیر از عشق حقیقی بر امور دیگری نیز قرار گیرد این احتمال وجود دارد که آن ازدواج، ازدواج مناسب و خوبی باشد (عشق تنها کافی نیست) اما این به معنای گذاشتن شرایط بسیار سختی که برای نمونه در جامعه ما حاکم است، نیست. برای مثال شرایط ازدواجی که اغلب منجر به شکست می‌شود عبارتند از: ازدواج کردن به خاطر داشتن بچه یا به خاطر فشاری که از جانب اعضای خانواده و دوستان احساس می‌شود.

هیچ کدام از این دلایل در واقع دلایل معتبر و قابل قبولی برای ازدواج نبوده و اغلب منجر به شکست در ازدواج و طلاق می‌شوند. ازدواج کردن در سنین پایین دلیل دیگری برای شکست ازدواجها می‌باشد. اگر چه سن مناسب برای ازدواج متغیر بوده و به طور زیادی بستگی به خود فرد دارد، افراد زیادی عقیده دارند که برای نوجوانان و سنین پایین‌تر از 20 سال ازدواج کردن خیلی زود است. ازدواج کردن قبل از اینکه فرصت لذت بردن از تجارب زندگی را داشته باشید می‌تواند باعث تنفر از ازدواج شده و در نهایت شکست ازدواج را در پی داشته باشد


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
دلواپسی های دوران نامزدی
ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱  

دلواپسی های دوران نامزدی

دلواپسی های دوران نامزدی هوا خوب بود و آنها تازه مراسم عقد کنان را از سر گذرانده بودند و چند روز تعطیلی. یکی از دوستهایشان، دعوتشان کرده بود با هم به یک سفر ۲ روزه بروند. هوا خوب بود؛ اما او فکر می کرد زندگی زیاد قشنگ نیست. هر چه به پدر همسرش اصرار کرده بود، اجازه نداده بود به این سفر بروند. گفته بود خوبیت ندارد دختر عقد کرده با همسرش برود مسافرت. دو روزی با هم دعوا کرده بودند و همه چیز را انداخته بودند گردن هم. دو روز تعطیلی را هم مانده بودند خانه یا رفته بودند توی شهر، دوری زده بودند و برگشته بودند خانه. هوا خوب بود و زندگی قشنگ، اما او اصلاً نمی توانست بفهمد چرا پدر همسرش اجازه نداده او با زنش برود مسافرت! ازدواج، اتفاقی است که برای شکل گیری آن به صورت درست و پایین آوردن ضریب ناکامی در آن، عوامل مختلفی باید دست به دست هم بدهند. توجه به این عوامل شاید بسیار مهمتر از تشویق افراد به امر ازدواج است. یکی از مهمترین عواملی که در شرایط پس از ازدواج اثر می گذارد، دوران آشنایی پیش از ازدواج است. در خانواده های ایرانی، این تجربه، به شکل دوران نامزدی اتفاق می افتد. پس از برگزاری مراسم اولیه و تصمیم نهایی طرفین برای ازدواج، تا زمانی که شرایط واقعی و مادی طرفین برای ازدواج فراهم شود و خانواده ها نیز آمادگی لازم را برای برگزاری مراسم ازدواج و سایر مقدمات زندگی فرزندانشان پیدا کنند؛ معمولاً مدت زمانی صرف می شود. این زمان، بسته به شرایط و عوامل مختلف، کوتاه یا بلند است و از چند ماه تا چند سال به طول می انجامد. مدت زمان بیشتر از یک سال، عموماً برای خانواده ها و خود همسران ناخوشایند است و می تواند زمینه ساز بروز ناهنجاری های بعدی باشد. در مورد لزوم وجود چنین دوره ای پیش ، از زندگی مشترک و تأثیرات مثبتی که می تواند داشته باشد، تردیدی نیست؛ اما آنچه باید به آن توجه کرد ، کیفیت سپری شدن این دوران و شرایط همسران در طی آن است. زوج های جوان، معمولاً در این دوران فشارهای خاصی را تحمل می کنند که اگر به نحوی کنترل نشود، می تواند انرژی مثبت و توان ضروری آنها را برای شروع زندگی مشترک، از میان ببرد. ●شیرین یا تلخ؟ دختری معتقد است بیشترین فشارها را در دوران نامزدی خود تحمل کرده است. می گوید : «دوران عقد کردگی و نامزدی، بدترین دوران زندگی ما بود. خانواده های دو طرف، به نحوی ، باعث می شدند احساس آرامش و امنیت من از بین برود. از یک طرف خانواده ی شوهرم از من توقع یک همسر برای پسرشان داشتند و از طرف دیگر خانواده خودم این نقش را برای من نمی پذیرفتند». این مسئله، مشکل اصلی بسیاری از زوج های جوان است. به لحاظ فرهنگی، خانواده ها پذیرش لازم برای ورود عضو جدید را پیدا نکرده اند و در نتیجه، نقش و جایگاه این فرد جدید در خانواده هنوز معلوم نیست. نقطه اصلی چالش در این زمینه، تفاوت نگاه خانواده های دختر و پسر در این مورد است. معمولاً خانواده دختر، در پذیرش نقش جدید فرزندشان، مشکل بیشتری دارند. به لحاظ سنتی، خانواده دختر، محدودیت بیشتری برای او قائلند و درک این که شرایط جدید او، مسائل تازه ای را برای او ایجاد کرده است، برایشان دشوار است. نادیا فخاری، روان شناس ، می گوید: «خانواده ها معمولاً تصور می کنند که ارتباط با جنس مخالف برای دخترشان ممنوع است و این ممنوعیت را در مورد همسر دخترشان هم قائل می شوند. به نظر آنها همسر دخترشان، همان حکمی را دارد که یک مرد غریبه دارد.» این جریان در خانواده پسر، معمولاً برعکس است. با برقرار شدن عقد ازدواج، خانواده پسر، عروسشان را با همان نگاهی می بینند که در خانواده دختر پس از شروع زندگی مشترک، اتفاق می افتد. آنها توقع دارند که عروسشان تمام و کمال وارد زندگی پسرشان شود. عروس جوانی که ۵ ماه از شروع زندگی اش می گذرد، می گوید: «در دوران عقد، خانواده همسرم مرتب مرا به مهمانی دعوت می کردند و از من توقع داشتند در همه مهمانی ها شرکت کنم؛ اما خانواده خودم اصلاً پذیرش این جریان را نداشتند. گاهی مهمانی ها تا دیر وقت طول می کشید خانواده همسرم اشکالی در این امر نمی دیدند، اما من هر بار بعد از بازگشت به خانه، با خانواده ام درگیر می شدم». این درگیری ها، اثر مستقیم خود را بر روابط همسران جوان بر جا می گذارد. فخاری ، روان شناس ، می گوید: «وقتی یکی از دو طرف نمی تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگیری ایجاد می شود. در روابط پیش از ازدواج، حساسیت ها معمولاً بیشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملی وارد ارتباط با هم شده اند . کوچک ترین خلاها بیشتر به چشم می آید.» در روابط پیش از ازدواج، اثر اطرافیان بیشتر از هر زمان دیگری به نظر می رسد. وابستگان و دوستان زوج جوان، برای سنجش و ارزیابی طرفین فرصت بیشتری دارند و در نتیجه، قضاوت ها به نحو شدیدتر و مؤثری صورت می گیرد. زوج های جوان از این حالت «زیر ذره بینی» شکایت دارند. آنها معتقدند که خانواده تمام عقاید و نظرات خود را درباره همسر آنها به طور صریح بیان می کند و انتظار دارند این اظهار نظرها، به همسر آنها منتقل شود. در عین حال، خود خانواده ها، بخشی از مسئولیت خود را در شکل دهی صحیح روابط فرزنداشان نادیده می گیرند. فخاری می گوید: «با ازدواج، هر فرد نقش جدیدی می پذیرد. در قبل از شروع زندگی مشترک، این نقش به طور ناگهانی، دو برابر می شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازی می کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترین نحو انجام دهد». این حالت، می تواند باعث ایجاد حالت ناخوشایندی در طرفین شود که آنها را نسبت به زندگی مشترک و یکدیگر بدبین کند فرد ممکن است دچار حالتی شود که براساس آن هویت فردی خود را از دست رفته تلقی کند. این احساس گمشدگی، فرد را دچار این تردید می کند که ازدواج، هویت فردی و شخصیت انسانی او را از بین برده است و طرف مقابل خود را بیش از هر کسی در ایجاد چنین حالتی مسئول می داند. اگر نقش عوامل متفاوت چندان عمیق نیست، بهترین راه این است که افراد، بدون در نظر گرفتن خانوادها، خودشان تصمیم گیری کنند ●شروع درگیری ها یکی دیگر از حالت هایی که در زندگی زوج های جوان، پیش از شروع زندگی مشترک پیش می آید، مواجه شدن آنها با واقعیت وجودی فرهنگ، زندگی، عادت ها و خلق و خوی همسر و خانواده همسر است. پیش از رسمی شدن ازدواج، روابط همسران و خانواده های آنها شکلی رسمی و حساب شده دارد که بسیاری از تفاوت ها را در میان آنها می پوشاند. با گسترده شدن روابط و نزدیکی بیشتر آنها، بسیاری از جنبه های پنهان، رخ می نمایند. فخاری می گوید، «ازدواج، بسیاری از امور پنهان را به خانواده ها نشان می دهد. زوج های جوان، به شکل واقعی و عملی با عقاید و فرهنگ خانواده طرف مقابل آشنا می شوند و چه بسا درمی یابند که این فرهنگ و عقیده تا چه حد با عقیده و فرهنگ خانواده خودشان متفاوت است.» در این حالت، هرکدام از زوجین، فشار خاصی را تحمل می کنند. از آنجا که رفتارها و روش ها در شرایط قبل از ازدواج مشخص است بعد از شروع زندگی مشترک، روابط شکل جدیدی پیدا می کنند و در واقع ارتباط خانواده ها با هم کمتر می شود . در پیش گرفتن روش و استراتژی خاص در برخورد با این موارد، می تواند به کمرنگ شدن وجوه افتراق و حل مسائل کمک کند. فخاری می گوید: «ممکن است فرد، ناگهان احساس کند که نمی تواند شیوه رفتار و غذا خوردن همسرش را تحمل کند. بعضی از سنت ها و عادت هایی که در فرهنگ خانواده های طرف مقابل وجود دارد، برای فرد قابل پذیرش نیست؛ خصوصاً، مرتب بر روی این مسائل دست می گذارند و بزرگنمایی می کنند.» ●پدر و مادرها کمک کنند تجربه روزهای پیش از شروع زندگی مشترک، در عین حال می تواند بسیار خوشایند باشد. فرصتی برای درک و شناخت بیشتر از کسی که بناست سال های متماددر کنار او باشد . هرچه این دوران آرام تر و با فشار کمتری بگذرد، افراد روحیه بهتری برای شناختن یک زندگی تازه خواهند داشت و در این بین نقش خانواده ها، در ایجاد فضایی امن و مؤثر در زندگی فرزندانشان بسیار برجسته است. در واقع، خانواده ها تنها کسانی هستند که می توانند در ساختن نگرشی مثبت و کارساز نسبت به زندگی مشترک و همسر آینده فرزندشان تأثیر داشته باشند و برای رسیدن به این هدف، دور انداختن برخی عقاید و عادت های عرفی و از پیش تعیین شده، چندان دشوار نیست.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
وظائف زن و شوهر نسبت به یکدیگر
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  


وظائف زن و شوهر نسبت به یکدیگر
 
بحث خانواده و وظائف متقابل افراد آن از مباحث مهم در حوزه علوم تربیتی، علوم اجتماعی، حقوق و .... است و هر کدام اینها، از زاویه ای به این موضوع نگاه کرده اند. ما در اینجا در صدد این نیستیم که نگاهی موشکافانه به همه این مباحث داشته باشیم بلکه برآنیم تا با نگاهی تربیتی آنچه را که باعث زندگی شاداب می شود بیان کنیم. به همین خاطر وظائف زن و شوهر را در سه قسمت مطرح می کنیم:
1) وظائف متقابل زن و شوهر
2) وظائف اختصاصی شوهر
3) وظائف اختصاصی زن
البته این تقسیم را ما محدود به خانه و زوجین کردیم و اگر بخواهیم پا را از این فراتر بگذاریم، وظائفی دیگر نیز سر بر می آورد مانند: وظائف خانواده همسران، وظائف جامعه در قبال زن و شوهر، وظائف حکومت و .... که پرداختن به آنها از حوصله بحث ما خارج است.
ما این نوشتار را بر اساس این سه وظیفه به سه قسمت تقسیم می کنیم . در هر قسمت، به صورت مختصر به گوشه هائی از این وظائف اشاره می کنیم.
 
الف) وظائف متقابل زن و شوهر
1) احترام متقابل زن و شوهر: احترام زن و شوهر به یکدیگر در سلامت روحی، افزایش محبت و تحکیم خانواده تأثیر بسزائی دارد. دایره این احترام شامل ارج نهادن به شخصیت یکدیگر، احترام به نظریات، افکار و سلیقه همدیگر شده، و تمام شئون زندگی آنها را تحت تأثیر نیکوی خود قرار خواهد داد.
2) محبت زن و شوهر: انسانها دارای عاطفی فراوانی دارند که نیاز به محبت، یکی از اساسی ترین آنهاست. هر یک از زن و شوهر دوست دارند مورد محبت دیگری قرار گیرد و هم اینکه نسبت به دیگری ابراز علاقه کنند. زندگی بدون محبت جاذبه ندارد و اغلب انسان ها از آن گریزانند. رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: سخن مرد به همسرش که تو را دوست دارم، هرگز از قلبش بیرون نخواهد رفت. [1[
3) گذشت و بخشش: گذشت و اغماض هر یک از زن و شوهر از لغزشها و کارهای ناپسند دیگری در محیط خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است و بی توجهی به آن، جوّ صمیمیّت و آسایش حاکم بر خانواده را به محیط اضطراب، بدبینی، عصبانیت و عیب جوئی مستمر هر یک از اعضاء نسبت به دیگری تبدیل خواهد کرد.
ایجاد آرامش روحی، زدودن کینه، فزونی عزت، طول عمر و ... آثاری است که روایات، آنها را بر گذشت و بخشش مترتب دانسته اند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: سه چیز از بزرگواری های دنیا و آخرت است: از کسی که به تو ظلم کرده در گذری، و یا به کسی که از تو بریده، بپیوندی، و نسبت به کسی که با تو جاهلانه رفتار کرده خویشتن دار باشی. [2[
4) مسئولیت پذیری: از جمله عوامل مؤثر در تأمین سعادت خانواده، حس مسئولیت پذیری متقابل همسران است. هر یک از زن و مرد باید بدانند که با قبول زندگی مشترک، مسؤلیتهایی بر عهده آنان قرار می گیرد که پیش از تشکیل خانواده از آن آسوده بودند. این مسؤلیتها با توجه به اختیارات، تواناییها و شرائط خاص هر یک از زن و شوهر بر عهده آنان قرار می گیرد، مسؤلیتهایی از قبیل تأمین هزینه زندگی، مدیریت خانواده، همسرداری، تربیت اولاد و ... وجود این حس باعث استحکام پیوند خانوادگی و آسایش روحی است.
5) اخلاق: اخلاق، صفتی مهم و برجسته در زندگی انسان است. نیکو خوئی با مردم بویژه با همسر و فرزندان، تأثیر عمیقی در شخصیت انسان می گذارد و جامعه و محیط خانواده را آکنده از صفا و صمیمیت می کند و عدم وجود آن زندگی را تیره و تار کرده و موجب عوارض منفی در قالب تندخوئی، گرفتگی چهره، بی حوصله گی، اخم و بهانه گیری و ... نمایان می شود. و آثاری از قبیل ترس و اضطراب و ضایع شدن شخصیت انسانی و ... را به ارمغان می آورد. خوش زبانی، احترام به اشخاص، فروتنی، سعه صدر، سلام کردن، دلجویی و مهربانی از جمله مصادیق خوش اخلاقی به شمار می رود.
6) حسن ظن: اعتماد طرفینی سرمایه بزرگی برای زندگی مشترک است. در مقابل، بدگمانی آثار منفی زیادی در زندگی بر جا می گذارد. شخص بدگمان دارای روحیه منفی بافی و بیمارگونه است. او از سلامت روحی و تعادل روانی برخوردار نبوده، به رفتار و گفتار دیگران با دیده بدبینی می نگرد.انسانی که بر اثر روحیه بدبینی، به همسر خود اعتماد و اطمینان ندارد، از آرامش و صفای زندگی خانوادگی محروم خواهد بود. چنین فردی در روابط اجتماعی نیز موفق نخواهد شد چرا که در نتیجه بدگمانی به دیگران، دوستان خود را از دست داده، تنها خواهد ماند. علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: بدگمانی بر هر کس چیره شود، بین او و هیچ دوستی، صلح و آرامش باقی نخواهد گذاشت. [3]
7) رفق و مدارا: یکی دیگر از وظائف متقابل همسران نسبت به یکدیگر رفق و مدارا است. بدین معنا که در مقابل عیب ها و کاستیهای همسر و رفتار ناخوشایند او برخورد تند و خشن نداشته باشیم و با صمیمیت و دوستی با یکدیگر رفتار کنیم. زیرا طبیعی است که هر یک از زن و مرد در رفتار و گفتار خود کاستیهایی دارند که از نظر دیگری ناخوشایند تلقی می شود.
البته معنای مدارا با همسر این نیست که نسبت به عیبها و رفتار ناپسند او بی اعتنا باشیم، بلکه بدین معناست که در مورد اصلاح همسر ملاحظه ظرفیت او را کرده، بیش از توانش از او انتظار نداشته باشیم. و به طور کلی در مورد ویژگیهای نامطلوب او رفتاری بزرگوارانه پیشه کنیم.
8) عفت و پاکدامنی: این صفت را هر چند به طور غالب در جامعه امروزی ما از زنان انتظار دارند، اما روایات نگاهی وسیع تر داشته و آنرا وظیفه متقابل زن و شوهر، و برترین عبادت دانسته است. عفت به تعبیر علی ـ علیه السّلام ـ پایداری در برابر شهوات است.[4] و این از زن و مرد مورد انتظار است. در روایات به هر یک از زن و مرد سفارش شده است که با آراستن خود برای دیگری، به همدیگر در حفظ پاکدامنی یاری رسانید. پاکدامنی آثاری مانند مصونیت همسر از ناپاکان، تحکیم پیوند خانوادگی، جلب اعتماد همسر و ... را به ارمغان می آورد.
9) درک همدیگر: ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر نهفته شده است. درک موقعیت و مشکلات همسر موجب می شود که انسان به نیکیهای همسر توجه بیشتری کرده، قدر دان زحمات او باشد. برعکس کسی که همسر خود را درک نمی کند، تمام تلاشهای او را نادیده می گیرد و عیبها و کاستیهای همسر در نظرش بسیار جلوه می کند و نه تنها قدردان و مشوق همسرش نیست، بلکه با زخم زبانهای خود، نشاط زندگی را از او سلب می کند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات و مشکلات همسر اولین قدمهای درک همسر است.
 
ب) وظائف اختصاصی شوهر
1) سرپرستی و مدیریت: مرد به حکم عقل و شرع سمت سرپرستی خانواده را به عهده دارد زیرا او در بعد جسمی و عقلی بر زن برتری داشته و برای اداره خانواده توانائی بیشتری دارد. زن مانند گل تحمّل آفتاب سوزان و باد و طوفان را ندارد. زن نیز توان تحمل مسئولیتهای سنگین و طاقت فرسای زندگی را ندارد. علی ـ علیه السّلام ـ به امام مجتبی چنین اندرز می دهد: به زن بیش از امور شخصی اش کار مسپار که زن ـ چون ـ دسته گل است نه قهرمان. [5]
مسئولیتهای مرد، تنها در رسیدگی به بعد مادی خانواده محدود نمی شود بلکه هدایت افراد خانواده، نظارت همیشگی در تربیت آنها، امر به معروف و جلوگیری از انحرافات اخلاقی آنها و ... از وظائف خطیر مرد است. البته باید توجه داشت که موفقیت مرد در مدیریت خانواده تنها با حکومت بر دل افراد خانواده میسر است.
2) تأمین هزینه زندگی: از آنجا که اداره امور اصلی خانه بر عهده زن است طبیعی است که مرد باید عهده دار تأمین
هزینه های زندگی باشد. و بدین خاطر نباید هیچ منتی بر خانواده خود بگذارد چرا که این وظیفه ای است که به واسطه سرپرستی خانواده بر عهده او قرار گرفته است.
3) توسعه بر خانواده: افراد خانواده برای تأمین زندگی همراه با رفاه نسبی، به سخاوت مرد نیاز دارند، چنانچه از این ناحیه در تنگنا قرار بگیرند لطمه های روحی و جسمی فراوانی به آنان وارد خواهد شد. توسعه بر خانواده به معنای اسراف و تبذیر در امور زندگی نیست، بلکه به معنای بخل نورزیدن و سعی در ایجاد رفاه مناسب برای خانواده، متناسب با امکانات اقتصادی مرد است. امام رضا ـ علیه السلام ـ می فرماید: شایسته است که مرد بر خانواده خودش توسعه دهد تا آرزوی مرگ او را نکنند.[6]
4) پرهیز از استبداد رأی: مرد اگر چه رئیس و سرپرست خانواده است اما نباید به امر و نهی بپردازد بلکه باید به نظرات همسر و فرزندان خود توجه نماید. خودخواهی و سختگیری بیجا، منجر به ایجاد روش استبدادی در خانواده می شود و به روابط سالم خانوادگی و نیز تربیت صحیح کودکان لطمه می زند. این نکته به اندازه های اهمیت دارد که یکی از علائم ایمان شمرده شده است. رسول خد ا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: مؤمن به میل خانواده اش غذا می خورد ولی منافق، خانواده اش به میل او غذا می خورند. [7]
 
ج) وظائف اختصاصی زن:
1) حفظ اسرار شوهر: هرگز نباید اسرار شوهر را برملا کرد. چون با این کار اعتماد شوهر از بین می رود. علت اینکه بعضی از مردها درباره کارشان به زن خود مشورت نمی کنند یکی همین است که به راز داری او اعتماد ندارند و می ترسند آنچه گفته اند فردا نُقل! مجلس دوستان خانم شود.[8]
2) عدم مداخله بیجا در کار شوهر: انسان به طور ذاتی خواستار آزادی و استقلال عمل است و این روحیه در مردها قوت بیشتری دارد. خانم ها گمان نکنند دخالتهای خیر خوهانه آنها همیشه به نفع شوهر تمام می شود،[9] گاهی همین موضوع، بحرانی جدی در زندگی زناشویی ایجاد می کند. بنابراین سعی کنید هرگز به استقلال مرد ضربه نزنید.
3) خانه داری: خانه داری و تدبیر امور منزل گرچه از نظر حقوقی به عهده زن نیست اما از نظر اخلاقی این وظیفه به عهده او گذاشته شده است. خانه داری مهمترین شغل است، متأسفانه خانم هایی که فقط به کارخانه داری اشتغال دارند ارزشهای واقعی خود و کارشان را نمی دانند. یک زن خانه دار واقعی، مدیر با لیاقتی است که همه کارهای یک مجموعه مهم را شخصاً انجام می دهد و خود مجری طرح هایی است که پی ریزی می کند. بسیاری از مردان که شهرت و مقام و اهمیت بین المللی دارند، فقط در اثر حسن تدبیر، و اخلاق و لیاقت یک زن خانه دار به اوج ترقی و پیشرفت رسیده اند.
4) پاسداری از حریم و ارزشهای خانواده: بزرگترین مسؤلیت زن در مورد همسرش این است که به عنوان ناموس مرد و نماینده او در خانه، با رفتار و گفتارش، از حریم و ارزشهای خانواده پاسداری کند. چنین زنی هم از مال شوهر محافظت می کند و با اسراف کاری و تجمل گرایی ثروت همسرش را ضایع نمی سازد و هم از آبروی خانوادگی و شخصیت همسر در مقابل خطرات دفاع می کند و هم با حفظ حجاب، خود را از نامحرم می پوشاند و ... .
تمکین و تأمین نیاز جنسی شوهر، قدرشناسی، تشویق و تعریف از شوهر، عدم شرطی کردن محبت ورزیدن و ... از دیگر نکاتی است که رعایت آنها باعث لطافت و شادابی زندگی می شود.
 
------------------------------
ارجاعات متن
1]] --وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 20، ص 23، مؤسسه آل البیت.
2]] --اخلاق خانواده،‌سید علیرضا فاخری و محمد حسین منتظری، نمایندگی ولی فقیه در سپاه 1378، ص 57.
3]] --اخلاق خانواده، سید علیرضا فاخری و محمد حسین منتظری، ص 71.
4]] --غررالحکم و دررالکلم، عبدالواحد آمدی، ج 1، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ص 256.
5]] --نهج البلاغه، نامه 31.
6]] --وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 21، ص 541، مؤسسه آل البیت.
7]] --همان، ص 542.
8]] --آلبوم زندگی، روح الله شهیر خرقانی و مهدی تلخابی، ج 1، قم : انتشارات وثوق، 1383، ص 164.
9]] --آلبوم زندگی، روح الله شهیر خرقانی و مهدی تلخابی، ص 197.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج به سبک اینترنتی!!
ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  


رئیس سازمان ملی جوانان درخصوص افزایش ازدواج های اینترنتی هشدار داد و گفت:  نظرسنجی ها نشان می دهد آسیب های ازدواج های اینترنتی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند. علی اکبری رئیس سازمان ملی جوانان در حاشیه جلسه هیئت دولت در گفتگو با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در خصوص گسترش ازداوج های اینترنتی، با بیان اینکه تشکیل خانواده نیاز به شناخت زیادی از دو طرف دارد، اظهار داشت:

شناسایی هایی که از طریق ارتباط های اینترنتی میان افراد صورت می گیرد، بیشتر مورد سوء استفاده انسان های شیاد است و خانواده ها به ویژه جوان ها باید به آن توجه بیشتری کنند. وی به خانواده ها در خصوص ازدواج های اینترنتی هشدار داد و خواستار مراقبت بیشتر والدین نسبت به فرزندان خود در این زمینه شد.معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه هم در این خصوص هشدار داد و گفت: ازدواج های اینترنتی در کشور رو به افزایش است.
شهلا کاظمی پور گفت: آمار ازدواج های اینترنتی در حد نگران کننده ای نیست ولی به مرور زمان امکان افزایش این مسئله وجود دارد. در حال حاضر می توان گفت از هر 100 مورد ازدواج 2 ازدواج اینترنتی رخ می دهد اما می تواند در آینده افزایش یابد. وی ادامه داد: آمار دقیقی درباره ی ازدواج های اینترنتی وجود ندارد و معمولا کمتر پیش آمده که افراد شیوه ی ازدواج خود را بگویند.
وی گفت: پرسشنامه ای تهیه شده که در این زمینه می تواند کمک خوبی باشد ضمن  این که این پرسشنامه تا چند ماه آینده منتشر می شود و با توجه به اطلاعات ذکر شده در پرسشنامه ها می توان به ارائه نظرات علمی پرداخت. معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه تصریح کرد: آمار موجود نشان می دهد که طلاق در کشور در حال افزایش است و میزان آن بالا رفته است. کاظمی پور به دلایل مختلفی که در این زمینه وجود دارد اشاره کرد و گفت: یکی از دلایل افزایش طلاقشیوه همسر گزینی است که از خانواده،  همسایه و همکاران به سمت آشنایی های خیابانی و لحظه ای و ازدواج های اینترنتی که نوع جدیدی محسوب می شود، سوق پیدا کرده  است.
در آشنایی های اینترنتی بعید است که افراد بتوانند شناخت پیدا  کنند و معمولا در ابتدا با یکدیگر آشنا می شوند و قول و قرارها گذاشته می شود و بعد از آن برای پیدا کردن شناخت بر یکدیگر اقدام می کنند.
در حالی که در گذشته حضور خانواده ها و یا معرف ها پررنگ بود و معمولا افرادی که دختر یا پسری را معرفی می کردند سعی داشتند تا خانواده ها نیز یکدیگر را کاملا بشناسند. به اعتقاد کاظمی پور ازدواج های اینترنتی یکی از صور ازدواج ها و آشنایی های لحظه ای هستند. در آشنایی های لحظه ای چهره  و رفتار ممکن است مد نظر قرار گیرد اما در ازدواج های اینترنتی این امکان نیز وجود ندارد و غیابی است و فرد شخصیت خود را  هر گونه که تمایل داشته باشد به دیگری عرضه می کند.
معاون پژوهشی مرکز مطالعات و پژوهش های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در ادامه با اشاره به نحوه این آشنایی های اینترنتی در خارج از کشور  بیان کرد: در خارج از کشور فرهنگ متفاوتی وجود دارد و افراد نمی توانند از طریق اینترنت خود را معرفی کنند بلکه سازمان هایی هستند که شخصیت فرد را با انجام تست های روان شناسی مورد ارزیابی قرار می دهند و پس از آن اطلاعات فرد بر روی سایت قرار می گیرد و بایدتوجه داشته باشیم که اینترنت وسیله ثانوی است نه اولیه.وی ادامه داد: در خارج از کشور سازمان هایی هستند که در این راستا حرکت می کنند اما در کشور ما از طریق چت صورت می گیرد واین بسیار مشکل زاست .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
چند قانون برای دوران نامزدی
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  


چند قانون برای دوران نامزدی
کاش زمان برمی‌گشت عقب. کاش یک روز قبل بود، وقتی که هنوز حرفی نزده بودم... .
دیروز خیلی منتظرش شدم. قرار بود صبح زود برای برنامه فردا قرار بگذاریم اما تا غروب خبری نشد. فکر کردم قرارمان به‌هم خورده است. بغض کرده بودم اما جلوی خودم را گرفتم. تلفن که زد از او درباره کارش توضیح خواستم. به او گفتم که اگر برایش اهمیت داشتم، می‌بایست زودتر اطلاع می‌داد که باید به تمام کارهایش برسد و از سرسیری، وقتی هیچ‌کاری نداشت یاد من و قرارمان بیفتد. اولش عذرخواهی کرد اما من قانع نشدم و بحث را ادامه دادم، او هم بی‌خداحافظی گوشی را گذاشت.
حتما برای همه ما اتفاق افتاده که دلمان خواسته زمان را نه یک ساعت که یک دقیقه عقب ببریم و همه چیز را جبران کنیم. اما اگر هوشیار نباشیم، یک اشتباه به‌راحتی می‌تواند همه چیز را نابود کند و مسیر زندگی هر دوی ما را تغییر بدهد. در واقع گاهی تاوان یک خطا یک معذرت‌خواهی ساده است اما هستند خطاهایی که باید برای جبران آن تاوان سنگینی بپردازیم؛ تاوانی مثل جدایی. اما نکته ظریف اینجاست که گاهی رفتار منطقی، درست همان رفتاری است که باعث گسستن رابطه می‌شود؛ به انتها رسیدن یک رابطه ناقص.
بت‌پرستی مدرن
وقتی از طرف مقابل بت می‌سازیم و او را موجودی بی‌عیب و نقص و مقدس تصور می‌کنیم، خودمان را فراموش می‌کنیم و فکر می‌کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت‌های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آن‌طور که هست و با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم.

عشق تحمیلی
اگر احساس کنیم کسی می‌خواهد خودش را به ما تحمیل کند، چه می‌کنیم؟ اولین واکنش همه ما «فرار کردن» از دست اوست؛   بنابراین به‌جای «تحمیل کردن» خودمان به طرف مقابل، خیلی عادی رفتار کنیم؛ نه آن‌قدر بی‌اعتنا و نه آن‌قدر احساساتی که او را پشیمان کنیم و فراری بدهیم؛ خودمان باشیم و بگذاریم گذر زمان و رفتار منطقی هر دوی ما، عشق و علاقه پایدار و محکمی را بینمان ایجاد کند؛ عشق ناشی از یک حس خوب.
نه کوچک نه بزرگ
نقطه مقابل بزرگ‌بینی طرف مقابل، خودبزرگ‌بینی است. اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین ما فاصله می‌اندازد و نمی‌گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم. از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ‌بینی می‌شویم، نمی‌توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی‌خواهیم احساسات‌مان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین «فاصله» به‌تدریج باعث دوری و سپس جدایی می‌شود.

رؤیاپردازی ممنوع!
اگر قرار باشد از لحظه خداحافظی تا دیدار یا تلفن بعدی، چشم‌مان را روی واقعیت‌ها ببندیم و رؤیابافی کنیم و حرف‌ها و رفتارهای طرف مقابل را آن‌طور که دوست داریم تعبیر و تفسیر کنیم، قافیه را باخته‌ایم. با چشم و گوش باز - باز باز - حرف‌ها و رفتارهای طرف مقابل را ببینیم و بشنویم و با چشم بسته تصمیم نگیریم. چشم بسته چاه را نمی‌بیند.
او می‌فهمد
دروغ گفتن و تظاهر کردن بی‌فایده است؛ چون طرف مقابل به‌راحتی احساس ما را می‌فهمد. بنابراین «صداقت» اولین و مهم‌ترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می‌شده است
مقایسه نکنید
خیلی از ما عادت کرده‌ایم زندگی و روابط شخصی‌مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم، یا از طرف مقابل توقع‌های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی‌های قبلی‌مان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به‌فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند
مثل یک راه بی‌پایان
با کمی دقت و تیزهوشی می‌توانیم طوری رفتار کنیم که همیشه برای هم، حرفی برای گفتن داشته باشیم و از هم خسته نشویم. مطالعه، آگاهی از آنچه در اطراف ما می‌گذرد، آگاهی از علایق و نیازهای طرف مقابل و... همگی راهکارهایی است که 2نفر را همیشه برای هم دوست‌داشتنی و نو نگه می‌دارد. در یک کلام اگر از همدیگر «عقب بمانیم»، زندگی‌مان نابود می‌شود؛ مثل ترازویی که همیشه یک کفه آن سنگین‌تر از دیگری است. زن و مرد باید هم پای هم حرکت کنند تا همیشه همراه هم باشند
ساده اما نه مثل بچه‌ها
بچه‌ها را دیده‌اید که چطور بی‌پروا و آزاد ابراز احساسات می‌کنند. هرچند قرار نیست ما هم مثل کودکان رفتار کنیم اما باید صداقت و آزادی در نشان دادن احساسات را از آنها یاد بگیریم. وقتی احساسات‌مان را صادقانه بیان می‌کنیم، همان‌طور هم جواب می‌گیریم. بنابراین به‌جای اینکه با تکلف رفتار کنیم و از ابراز احساسات بترسیم، راحت و آزاد ابراز محبت کنیم. حتی با گفتن دلخوری‌هایمان، به طرف مقابل فرصت دفاع می‌دهیم و همین فرصت، کدورت‌های بین ما را از بین می‌برد؛ پس از حرف‌زدن نترسیم.
آنها نشانه او هستند
اختلاف عروس و داماد با خانواده طرف مقابل آن‌قدر تکراری و نخ‌نماست که بهتر است اصلا درباره آن حرف نزنیم. فقط یادمان باشد پدر و مادر او، بخش مهمی از زندگی و حتی شخصیت او هستند و آزردن آنها مساوی است با آزردن کسی که خیلی دوستش داریم. از طرفی همسر ما هر چقدر هم که باگذشت و مهربان باشد، تحمل بی‌اعتنایی و کم‌اعتنایی به عزیزانش را ندارد. بنابراین اگر تلافی هم نکند، دلخور و افسرده خواهد شد و به تدریج از ما متنفر می‌شود
و در نهایت اینکه نامزدی می‌تواند شیرین‌ترین دوران پیش از شروع زندگی مشترک باشد؛ اگر توقع‌ها، خواسته‌ها و محبت‌ها خالص و دوست‌داشتنی و همراه با عقل و منطق باشد.
منبع: همشهری


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ایده های اشتباه در ازدواج
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  


ایده های اشتباه در ازدواج
1- ازدواج به دلیل دوری از خانواده و پدر و مادر:
وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود.
تعجبی ندارد که خیلی‌ها این راه گریز را انتخاب می‌کنند؛ اما به‌طور معمول، این مسیری است که شما را از چاله درآورده و به چاه می‌اندازد. یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهید، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
 
2-  ازدواج به دلیل نگرش یک جانبه‌ی پدر و مادر شما به شخص مورد نظر:
البته جای تعجب دارد که پدر و مادر شما به‌طور واقعی، همسر آینده‌ی شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن این فرد از سوی آنان، دلیل کافی برای مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال‌های آینده، زمانی که (بعد از 120 سال ) از میان شما رفتند، شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید؛ فردی که شاید مرد یا زن رویاهای شما نباشد.
 
3- ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت:
اگر شما شیفته‌ی فردی هستید که ثروتمند است و فقط به همین دلیل حاضرید با او ازدواج کنید و به دیگر ابعاد توجه نمی‌کنید، این ملاک مناسبی نمی‌باشد.ایده‌ی ازدواج کردن با یک فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ی قلبی و فقط از روی نگاه مادی گرایانه، به‌طور یقین، عقلانی نیست و اشتباه می‌باشد.
 
4- ازدواج به دلیل ترحم و دل‌سوزی به یک فرد:
گاهی انگیزه‌ی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکل‌های اقتصادی و اجتماعی و دلیل‌های دیگر است.
 برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسوولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را می‌پذیرد. چنین انگیزه‌هایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی می‌رود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه می‌سازد.
 
5- ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی:
هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک می‌شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌اند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.
 
6- فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می‌شود:
به‌طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه‌ای برای یک رابطه‌ی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، به‌طور مسلم رابطه‌ی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.
 
7- ازدواج، ابزاری برای دست‌یابی به خواسته‌های دیگر:
گاهی انگیزه‌ی‌اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روان‌شناختی به زیستن با فرد مقابل نیست؛ بلکه او وسیله‌ای برای رسیدن به هدف‌های دیگر می‌شود.
برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه‌ی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرس‌های متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و ... صورت می‌گیرد. در چنین فضایی، امکان سازگاری با مشکل‌های زندگی، ضعیف بوده و در نهایت، ضریب ریسک این ازدواج‌ها، بالا می‌باشد.
 
8- ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر:
گاهی دو نفر، چنان علاقه‌ای به یکدیگر پیدا می‌کنند که گمان می‌برند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطه‌ها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمی‌رود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمه‌ی یک رابطه‌ی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چه‌قدر هم که هیجان‌آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می‌آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه می‌شود. به همین دلیل، ازدواج‌هایی که در کوتاه‌مدت اتفاق می‌افتند، ممکن است خطرهایی را به دنبال خواهند داشت.
 
9- ازدواج فقط به دلیل پدر و مادر شدن:
بدون شک، یکی از مهم‌ترین عامل‌های تحریک کننده برای ازدواج، این است که فرد، خود را پدر یا مادر ببیند و دوست داشته باشد که صاحب فرزندی شود؛ اما آیا به این موضوع آگاهی دارید که قادر هستید از لحاظ تربیتی، عاطفی، اخلاقی و مادی، شرایطی را برای هرچه بهتر تربیت شدن فرزندتان فراهم کنید؟ بی‌شک روزگار سپری می‌شود؛ بچه‌ها بزرگ می‌شوند؛ ازدواج می‌کنند و به دنبال زندگی خویش می‌روند.آنگاه است که احساس می‌کنید باز شما هستید و تنهایی. پس فردی را انتخاب کنید که فقط در فکر این نباشید که با او صاحب فرزند شوید؛ بلکه شخصی باشد که در تمام مراحل زندگی، پا به پای شما، گام بردارد و مونس و همدم واقعی‌تان باشد.
 
10- ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی:
دوران نامزدی دست‌کم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می‌آورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوت‌های بسیاری بین خود و فرد مقابل می‌شوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می‌شوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیل‌های فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی‌آبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد می‌کنند، تن به ازدواج می‌دهند.
 چنین تجربه‌هایی در زندگی مشترک، بسیار بحران‌زا بوده و احتمال جدایی آنان قابل پیش‌بینی است.
 
11- ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری:
اهمیت جذابیت جسمانی، به عنوان یک عامل مهم در دوستی‌ها و مناسب‌های اجتماعی، غیرقابل انکار است. به نظر می‌رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیده‌تر و ویژگی‌های شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم می‌شوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عامل‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می‌شود، ضریب خطر‌پذیری چنین ازدواج‌هایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت.

نویسنده : محمدرضا دژکام -روان‌شناس، مشاور ازدواج و خانواده -عضو انجمن روان‌شناسی ایران


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج موقت -نویسنده: شهید مرتضى مطهری
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

من بر خلاف بسیارى از افراد،از تشکیکات و ایجاد شبهه‏هایى که در مسایل اسلامى مى‏شود- با همه علاقه و اعتقادى که به این دین دارم- به هیچ وجه ناراحت نمى‏شوم،بلکه در ته دلم خوشحال مى‏شوم زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده‏ام که این آیین مقدس آسمانى در هر جبهه از جبهه‏ها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده،با نیرومندى و سرافرازى و جلوه و رونق بیشترى آشکار شده است.
خاصیت‏حقیقت همین است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک مى‏کند. شک مقدمه یقین،و تردید پلکان تحقیق است.در رساله زنده بیدار از رساله میزان العمل غزالى نقل مى‏کند که:
«...گفتار ما را فایده این بس باشد که تو را در عقاید کهنه و موروثى به شک مى‏افکند زیرا شک پایه تحقیق است و کسى که شک نمى‏کند درست تامل نمى‏کند. و هر که درست ننگرد، خوب نمى‏بیند و چنین کسى در کورى و حیرانى بسر مى‏برد.»
بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند،تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند وسیله روشن شدن حقایق اسلامى گردند.
یکى از قوانین درخشان اسلام از دیدگاه مذهب جعفرى-که مذهب رسمى کشور ماست-این است که ازدواج به دو نحو مى‏تواند صورت بگیرد:دائم و موقت.
ازدواج موقت و دائم در پاره‏اى از آثار با هم یکى هستند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در درجه اول ایندو را از هم متمایز مى‏کند،یکى این است که زن و مرد تصمیم مى‏گیرند به طور موقت‏با هم ازدواج کنند و پس از پایان مدت اگر مایل بودند تمدید کنند تمدید مى‏کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا مى‏شوند.
دیگر اینکه از لحاظ شرایط،آزادى بیشترى دارند که به طور دلخواه به هر نحو که بخواهند پیمان مى‏بندند.مثلا در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده‏دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود،ولى در ازدواج موقت‏بستگى دارد به قرارداد آزادى که میان طرفین منعقد مى‏گردد;ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.
در ازدواج دائم،زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند،اما در ازدواج موقت‏بسته به قراردادى است که میان آنها منعقد مى‏گردد.
در ازدواج دائم،زن و شوهر خواه ناخواه از یکدیگر ارث مى‏برند،اما در ازدواج موقت چنین نیست.
پس تفاوت اصلى و جوهرى ازدواج موقت‏با ازدواج دائم در این است که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود«آزاد»است،یعنى وابسته به اراده و قرارداد طرفین است;حتى موقت‏بودن آن نیز در حقیقت نوعى آزادى به طرفین مى‏بخشد و زمان را در اختیار آنها قرار مى‏دهد.
در ازدواج دائم،هیچ کدام از زوجین بدون جلب رضایت دیگرى حق ندارند از بچه‏دار شدن و تولید نسل جلوگیرى کنند،ولى در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورت ندارد. در حقیقت،این نیز نوعى آزادى دیگر است که به زوجین داده شده است.
اثرى که از این ازدواج تولید مى‏شود یعنى فرزندى که به وجود مى‏آید،با فرزند ناشى از ازدواج دائم هیچ گونه تفاوتى ندارد.
مهر،هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت،با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست، مهر المثل تعیین مى‏شود.
همان طورى که در عقد دائم،مادر و دختر زوجه بر زوج،و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم مى‏گردند،در عقد منقطع نیز چنین است،و همان طورى که خواستگارى کردن زوجه دائم بر دیگران حرام است‏خواستگارى زوجه موقت نیز بر دیگران حرام است.همان طورى که زناى با زوجه دائم غیر،موجب حرمت ابدى مى‏شود زناى با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدى مى‏شود.همان طورى که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتى عده نگه دارد زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگه دارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه است و عده زن غیر دائم دو نوبت‏یا چهل و پنج روز.در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست،در ازدواج موقت نیز روا نیست.
این است آن چیزى که به نام ازدواج موقت‏یا نکاح منقطع در فقه شیعه آمده است و قانون مدنى ما نیز عین آن را بیان کرده است.
بدیهى است که ما طرفدار این قانون با این خصوصیات هستیم.و اما اینکه مردم ما به نام این قانون سوء استفاده‏هایى کرده و مى‏کنند،ربطى به قانون ندارد.لغو این قانون جلوى آن سوء استفاده‏ها را نمى‏گیرد بلکه شکل آنها را عوض مى‏کند بعلاوه صدها مفاسدى که از خود لغو قانون برمى‏خیزد.
ما نباید آنجا که انسانها را باید اصلاح و آگاه کنیم،به دلیل عدم عرضه و لیاقت در اصلاح انسانها مرتبا به جان مواد قانونى بیفتیم،انسانها را تبرئه کنیم و قوانین را مسؤول بدانیم.
اکنون ببینیم با بودن ازدواج دائم چه ضرورتى هست که قانونى به نام قانون ازدواج موقت‏بوده باشد.آیا ازدواج موقت-به قول نویسندگان‏«زن روز»-با حیثیت انسانى زن و با روح اعلامیه حقوق بشر منافات دارد؟آیا ازدواج موقت اگر هم لازم بوده است،در دوران کهن لازم بوده است اما زندگى و شرایط و اقتضاى زمان حاضر با آن موافقت ندارد؟
ما این مطلب را تحت دو عنوان بررسى مى‏کنیم:
الف.زندگى امروز و ازدواج موقت.
ب.مفاسد و معایب ازدواج موقت.

2- زندگى امروز و ازدواج موقت
چنانکه قبلا دانستیم ازدواج دائم مسؤولیت و تکلیف بیشترى براى زوجین تولید مى‏کند.به همین دلیل پسر یا دخترى را نمى‏توان یافت که از اول بلوغ طبیعى که تحت فشار غریزه قرار مى‏گیرد آماده ازدواج دائم باشد.خاصیت عصر جدید این است که فاصله بلوغ طبیعى را با بلوغ اجتماعى و قدرت تشکیل عائله زیادتر کرده است.اگر در دوران ساده قدیم یک پسر بچه در سنین اوایل بلوغ طبیعى از عهده شغلى که تا آخر عمر به عهده او گذاشته مى‏شد برمى‏آمد،در دوران جدید ابدا امکان پذیر نیست.یک پسر موفق در دوران تحصیل که دبستان و دبیرستان و دانشگاه را بدون تاخیر و رد شدن در امتحان آخر سال و یا در کنکور دانشگاه گذرانده باشد،در 25 سالگى فارغ التحصیل مى‏گردد و از این به بعد مى‏تواند درآمدى داشته باشد.قطعا سه چهار سال هم طول مى‏کشد تا بتواند سر و سامان مختصرى براى خود تهیه کند و آماده ازدواج دائم گردد.همچنین است‏یک دختر موفق که دوران تحصیل را مى‏خواهد طى کند.

3- جوان امروز و دوره بلوغ و بحران جنسى
شما اگر امروز یک پسر محصل هجده ساله را که شور جنسى او به اوج خود رسیده است تکلیف به ازدواج بکنید،به شما مى‏خندند.همچنین است‏یک دختر محصل شانزده ساله.عملا ممکن نیست این طبقه در این سن زیر بار ازدواج دائم بروند و مسؤولیت‏یک زندگى را-که وظایف زیادى براى آنها نسبت‏به یکدیگر و نسبت‏به فرزندان آینده‏شان ایجاد مى‏کند بپذیرند.

4- رهبانیت موقت‏یا کمونیسم جنسى یا ازدواج موقت؟
از شما مى‏پرسم:آیا با این حال،با طبیعت و غریزه چه رفتارى بکنیم؟آیا بیعت‏حاضر است‏به خاطر اینکه وضع زندگى ما در دنیاى امروز اجازه نمى‏دهد که در سنین شانزده سالگى و هجده سالگى ازدواج کنیم دوران بلوغ را به تاخیر بیندازد و تا ما فارغ التحصیل نشده‏ایم غریزه جنسى از سر ما دست‏بردارد؟
آیا جوانان حاضرند یک دوره‏«رهبانیت موقت‏»را طى کنند و خود را سخت تحت فشار و ریاضت قرار دهند تا زمانى که امکانات ازدواج دائم پیدا شود؟فرضا جوانى حاضر گردد رهبانیت موقت را بپذیرد،آیا طبیعت‏حاضر است از ایجاد عوارض روانى سهمگین و خطرناکى که در اثر ممانعت از اعمال غریزه جنسى پیدا مى‏شود و روانکاوى امروز از روى آنها پرده برداشته است صرف نظر کند؟
دو راه بیشتر باقى نمى‏ماند:یا اینکه جوانان را به حال خود رها کنیم و به روى خود نیاوریم;به یک پسر اجازه دهیم از صدها دختر کام برگیرد،و به یک دختر اجازه دهیم با دهها پسر رابطه نامشروع داشته باشد و چندین بار سقط جنین کند،یعنى عملا کمونیسم جنسى را بپذیریم;و چون به پسر و دختر«متساویا»اجازه داده‏ایم،روح اعلامیه حقوق بشر را از خود شاد کرده‏ایم،زیرا روح اعلامیه حقوق بشر از نظر بسیارى از کوته‏فکران این است که زن و مرد اگر بناست‏به جهنم دره هم سقوط کنند دوش به دوش یکدیگر و بازو به بازوى هم و بالاخره‏«متساویا»سقوط کنند.
آیا اینچنین پسران و دخترانى با چنین روابط فراوان و بیحدى در دوران تحصیل، پس از ازدواج دائم مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟
راه دوم ازدواج موقت و آزاد است.ازدواج موقت در درجه اول زن را محدود مى‏کند که در آن واحد زوجه دو نفر نباشد.بدیهى است که محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواه ناخواه هست.وقتى که هر زنى به مرد معینى اختصاص پیدا کند قهرا هر مردى هم به زن معینى اختصاص پیدا مى‏کند،مگر آنکه از یک طرف عدد بیشترى باشند.بدین ترتیب پسر و دختر دوران تحصیل خود را مى‏گذرانند بدون آنکه رهبانیت موقت و عوارض آن را تحمل کرده باشند و بدون آنکه در ورطه کمونیسم جنسى افتاده باشند.

5- ازدواج آزمایشى
این ضرورت اختصاص به ایام تحصیل ندارد،در شرایط دیگر نیز پیش مى‏آید. اصولا ممکن است زن و مردى که خیال دارند با هم به طور دائم ازدواج کنند و نتوانسته‏اند نسبت‏به یکدیگر اطمینان کامل پیدا کنند،به عنوان ازدواج آزمایشى براى مدت موقتى با هم ازدواج کنند;اگر اطمینان کامل به یکدیگر پیدا کردند ادامه مى‏دهند و اگر نه از هم جدا مى‏شوند.
من از شما مى‏پرسم:اینکه اروپاییان وجود یک عده از زنان بدکار را در محل معین از هر شهرى تحت نظر و مراقبت دولت لازم و ضرورى مى‏دانند براى چیست؟ آیا جز این است که وجود مردان مجردى را که قادر به ازدواج دائم نیستند خطر بزرگى براى خانواده‏ها به حساب مى‏آورند؟

6- راسل و نظریه ازدواج موقت
برتراند راسل فیلسوف معروف انگلیسى در کتاب زناشویى و اخلاق مى‏گوید:
«...در واقع اگر درست‏بیندیشیم پى مى‏بریم که فواحش معصومیت کانون خانوادگى و پاکى زنان و دختران ما را حفظ مى‏کنند.هنگامى که این عقیده را لکى در بحبوحه عصر ویکتوریا ابراز کرد،اخلاقیون سخت آزرده شدند بى آنکه خود علت آن را بدانند،اما هرگز نتوانستند خطاى عقیده لکى را به ثبوت رسانند.زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که‏«اگر مردم از تعلیمات ما پیروى مى‏کردند دیگر فحشاء وجود نمى‏داشت‏»اما ایشان به خوبى مى‏دانند که کسى توجه به حرفشان نمى‏کند».
این است فرمول فرنگى چاره جویى خطر مردان و زنانى که قادر به ازدواج دائم نیستند و آن بود فرمولى که اسلام پیشنهاد کرده است.آیا اگر این فرمول فرنگى به کار بسته شود و گروهى زن بدبخت‏به ایفاى این وظیفه اجتماعى!اختصاص داده شوند، آن وقت زن به مقام واقعى و حیثیت انسانى خود رسیده است و روح اعلامیه حقوق بشر شاد شده است؟

برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلى تحت عنوان ازدواج تجربى باز کرده است. وى مى‏گوید:
«قاضى لیندزى که سالیان متمادى مامور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادى داشته پیشنهاد مى‏کند که ترتیبى به نام‏«ازدواج رفاقتى‏»داده شود.متاسفانه پست رسمى خود را(در امریکا)از دست داد،زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکارى در فکر سعادت جوانان است.براى عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاه پوستان از بذل مساعى خوددارى نکردند.
پیشنهاد ازدواج رفاقتى را یک محافظه‏کار خردمند کرده است و منظور از آن ایجاد ثباتى در روابط جنسى است.لیندزى متوجه شده که اشکال اساسى در ازدواج فقدان پول است.ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالى نیست،بلکه از این لحاظ است که تامین معیشت از جانب زن برازنده نیست.و به این ترتیب نتیجه مى‏گیرد که جوانان باید مبادرت به ازدواج رفاقتى کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادى متفاوت است:اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود.ثانیا مادام که زن جوان فرزندى نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد بود. ثالثا زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجى براى خوراک خواهد بود...من هیچ تردیدى در مؤثر بودن پیشنهادات لیندزى ندارم و اگر قانون آن را مى‏پذیرفت تاثیر زیادى در بهبود اخلاق مى‏کرد.»
آنچه لیندزى و راسل آن را«ازدواج رفاقتى‏»مى‏نامند گر چه با ازدواج موقت اسلامى اندک فرقى دارد اما حکایت مى‏کند که متفکرانى مانند لیندزى و راسل به این نکته پى‏برده‏اند که تنها ازدواج دائم و عادى وافى به همه احتیاجات اجتماع نیست.
مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن و عدم کفایت ازدواج دائم به تنهایى براى رفع احتیاجات بشرى بالاخص در عصر حاضر،مورد بررسى قرار گرفت.اکنون مى‏خواهیم به اصطلاح آن طرف سکه را مطالعه کنیم،ببینیم ازدواج موقت چه زیانهایى ممکن است در بر داشته باشد.مقدمتا مى‏خواهم مطلبى را تذکر دهم:
در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینه‏هاى اظهار نظر که براى بشر وجود داشته و دارد،هیچ موضوع و زمینه‏اى به اندازه بحث در تاریخ علوم و عقاید و سنن و رسوم و آداب بشرى گنگ و پیچیده نیست و به همین جهت در هیچ موضوعى بشر به اندازه این موضوعات یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعى هم به اندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است.
از باب مثال اگر کسى اطلاعاتى در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامى داشته باشد و آنگاه پاره‏اى از نوشته‏هاى امروز را-که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفته‏هاى آنهاست-خوانده باشد،مى‏فهمد که من چه مى‏گویم.مثل این است که مستشرقین و اتباع و اذنابشان براى اظهار نظر در این گونه مسائل همه چیز را لازم مى‏دانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند.
مثلا در اطراف مساله‏اى که در عرفان اسلامى به نام‏«وحدت وجود»معروف است چه حرفها که زده نشده است!فقط جاى یک چیز خالى است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامى از قبیل محیى الدین عربى و صدر المتالهین شیرازى چه تصورى از وحدت وجود داشته‏اند؟
من وقتى که برخى اظهار نظرهاى مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بى‏اختیار به یاد مساله وحدت وجود افتادم;دیدم همه حرفها به میان آمده است جز همان چیزى که روح این قانون را تشکیل مى‏دهد و منظور قانونگذار بوده است.
البته این قانون چون یک‏«میراث شرقى‏»است این اندازه مورد بى‏مهرى است و اگر یک‏«تحفه غربى‏»بود این طور نبود.قطعا اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده مى‏شود که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمى‏کند،نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمى‏رود،نسل امروز مى‏خواهد آزاد باشد و آزاد زندگى کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمى‏رود...
و به همین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانى امثال برتراند راسل مساله‏اى تحت عنوان‏«ازدواج رفاقتى‏»پیشنهاد مى‏کنند،پیش بینى مى‏شود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشت‏سر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم.

7- معایب و مفاسدى نکاح منقطع و مسئله تعداد زوجات
1.پایه ازدواج باید بر دوام باشد.زوجین از اول که پیمان زناشویى مى‏بندند باید خود را براى همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایى در مخیله آنها خطور نکند. علیهذا ازدواج موقت نمى‏تواند پیمان استوارى میان زوجین باشد.
اینکه پایه ازدواج باید بر دوام باشد،بسیار مطلب درستى است ولى این ایراد وقتى وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نماییم.
بدون شک هنگامى که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل نسبت‏به یکدیگر پیدا کرده‏اند و تصمیم دارند براى همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم مى‏بندند.
ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایى قادر نبوده است که در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسى غرق شوند.بدیهى است که هیچ پسر یا دخترى آنجا که برایش زمینه یک زناشویى دائم و همیشگى فراهم است‏خود را با یک امر موقتى سرگرم نمى‏کند.

2 .ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانى-که شیعه مذهب مى‏باشنداستقبال نشده است و آن را نوعى تحقیر براى خود دانسته‏اند.پس افکار عمومى خود مردم شیعه نیز آن را طرد مى‏کند.
جواب این است که اولا منفوریت متعه در میان زنان مولود سوء استفاده‏هایى است که مردان هوسران در این زمینه کرده‏اند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفاده‏ها بحث‏خواهیم کرد.ثانیا انتظار اینکه ازدواج موقت‏به اندازه ازدواج دائم استقبال شود-در صورتى که فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگى یا عدم امکان طرفین یا یک طرف براى ازدواج دائم است-انتظار بیجا و غلطى است.
3. نکاح منقطع بر خلاف حیثیت و احترام زن است،زیرا نوعى کرایه دادن آدم و جواز شرعى آدم فروشى است;خلاف حیثیت انسانى زن است که در مقابل وجهى که از مردى مى‏گیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.
این ایراد از همه عجیب‏تر است.اولا ازدواج موقت‏با مشخصاتى که در مقاله پیش گفتیم،چه ربطى به اجاره و کرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب مى‏شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه به خود بگیرد؟آیا چون حتما باید مهر معین و قطعى داشته باشد کرایه و اجاره است؟که اگر بدون مهر بود و مرد چیزى نثار زن نکرد،زن حیثیت انسانى خود را باز یافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحث‏خواهیم کرد.
از قضا فقها تصریح کرده‏اند و قانون مدنى نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم کرده است که ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچ گونه تفاوتى با هم ندارند و نباید داشته باشند;هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نکاح منقطع را با صیغه‏هاى مخصوص اجاره و کرایه بخوانند باطل است.
ثانیا از کى و چه تاریخى کرایه آدم منسوخ شده است؟تمام خیاطها و باربرها، تمام پزشکها و کارشناسها،تمام کارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا کارمند دون رتبه،تمام کارگران کارخانه‏ها آدمهاى کرایه‏اى هستند.
ثالثا زنى که به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصى عقد ازدواج موقت مى‏بندد آدم کرایه‏اى نیست و کارى بر خلاف حیثیت و شرافت انسانى نکرده است.اگر مى‏خواهید زن کرایه‏اى را بشناسید،اگر مى‏خواهید بردگى زن را ببینید،به اروپا و امریکا سفر کنید و سرى به کمپانیهاى فیلمبردارى بزنید تا ببینید زن کرایه‏اى یعنى چه. ببینید چگونه کمپانیهاى مزبور،حرکات زن،ژستهاى زن،اطوار زنانه زن،هنرهاى جنسى زن را به معرض فروش مى‏گذارند.بلیطهایى که شما براى سینماها و تئاترها مى‏خرید،در حقیقت اجاره بهاى زنهاى کرایه‏اى را مى‏پردازید.ببینید در آنجا زن بدبخت‏براى اینکه پولى بگیرد تن به چه کارهایى مى‏دهد.مدتها تحت نظر متخصصان کار آزموده و شریف!باید رموز تحریکات جنسى را بیاموزد،بدن و روح و شخصیت‏خود را در اختیار یک مؤسسه پول درآورى قرار دهد براى اینکه مشتریان بیشترى براى آن مؤسسه پیدا کند.
سرى به کاباره‏ها و هتلها بزنید،ببینید زن چه شرافتى به دست آورده است و براى اینکه مزد ناچیزى بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر کند چگونه باید همه حیثیت و شرافت‏خود را در اختیار مهمانان قرار دهد.
زن کرایه‏اى آن مانکنها هستند که اجیر و مزدور فروشندگیهاى بزرگ مى‏شوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار مى‏دهند.
زن کرایه‏اى آن زنى است که براى جلب مشترى براى یک مؤسسه اقتصادى،با هزاران اطوار-که اغلب آنها تصنعى و به خاطر انجام وظیفه مزدورى است-روى صفحه تلویزیون ظاهر مى‏شود و به نفع یک کالاى تجارتى تبلیغ مى‏کند.
کیست که نداند امروز در مغرب زمین،زیبایى زن،جاذبه جنسى زن،آواز زن، هنر و ابتکار زن،روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن وسیله حقیر و ناچیزى در دمت‏سرمایه‏دارى اروپا و امریکاست؟و متاسفانه شما-دانسته یا ندانسته-زن شریف و نجیب ایرانى را به سوى اینچنین اسارتى مى‏کشانید.من نمى‏دانم چرا اگر زنى با شرایط آزاد با یک مرد به طور موقت ازدواج کند زن کرایه‏اى محسوب مى‏شود،اما اگر زنى در یک عروسى یا شب نشینى در مقابل چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاء تمایلات جنسى آنها حنجره خود را پاره کند و هزار و یک نوع معلق بزند تا مزد معینى دریافت دارد زن کرایه‏اى محسوب نمى‏شود.
آیا اسلام که جلو مردان را از این گونه بهره‏بردارى‏ها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع کرده است،مقام زن را پایین آورده است‏یا اروپاى نیمه دوم قرن بیستم؟
اگر روزى زن به درستى آگاه و بیدار شود و دامهایى که مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفى کرده بشناسد،علیه تمام این فریبها قیام خواهد کرد و آن وقت تصدیق خواهد کرد یگانه پناهگاه و حامى جدى و راستگوى او قرآن است،و البته چنین روزى دور نیست.
مجله زن روز در شماره‏87 صفحه 8 رپرتاژى از زنى به نام مرضیه و مردى به نام رضا تحت عنوان‏«زن کرایه‏اى‏»تهیه کرده است و بدبختى زن بیچاره‏اى را شرح داده است.
این داستان طبق اظهارات رضا از خواستگارى زن آغاز شده،یعنى براى اولین بار از فرمول‏«چهل پیشنهاد»پیروى شده است و زن به خواستگارى مرد رفته است. بدیهى است داستانى که از خواستگارى زن از مرد آغاز گردد،پایانى بهتر از آن نمى‏تواند داشته باشد.
اما طبق اظهارات مرضیه مردى هوسران و قسى القلب،زنى را به عنوان اینکه مى‏خواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمایت و سرپرستى کند اغفال کرده و بدون آنکه زن بدبخت‏خواسته باشد،او را به نام اینکه صیغه کرده است مورد کامجویى و سپس بى‏اعتنایى قرار داده است.
اگر این اظهارات صحیح باشد،عقدى است‏باطل.مردى قسى،زنى بى خبر و بى اطلاع از قانون شرعى و عرفى را مورد تجاوز قرار داده و باید مجازات شود.
قبل از اینکه امثال رضاها مجازات شوند،باید تربیت‏شوند و قبل از آن که رضاها مجازات یا تربیت‏شوند باید مرضیه‏ها آگاهانیده شوند.
جنایتى که از قساوت مردى و بى‏خبرى و غفلت زنى سرچشمه گرفته است،چه ربطى به قانون دارد که مجله زن روز قیافه حق به جانب به رضا مى‏دهد و بعد نیز تیغ خود را متوجه قانون مى‏کند؟آیا اگر قانون ازدواج موقت نمى‏بود،رضاى قسى القلب مرضیه غافل و بى‏خبر را آرام مى‏گذاشت؟
چرا از زیر بار تربیت و آگاهانیدن زن و مرد شانه خالى مى‏کنید،حقوق و وظایف شرعى زن و مرد را کتمان مى‏کنید و زنان بیچاره را اغفال کرده یگانه قانون حامى و راستگوى زن را دشمن او معرفى مى‏کنید و با دست‏خود او مى‏خواهید یگانه پناهگاه او را بکوبید؟
نکاح منقطع چون به هر حال نوعى اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محکوم است، پس نکاح منقطع محکوم است.
راجع به اینکه نکاح منقطع براى چه گونه افرادى تشریع شده،در دنباله همین مبحث و راجع به خود تعدد زوجات به یارى خدا جداگانه و مفصل بحث‏خواهیم کرد.

8- سرنوشت فرزندان در ازدواج موقت
نکاح منقطع از نظر اینکه دوام ندارد،آشیانه نامناسبى براى کودکانى است که بعدا به وجود مى‏آیند.لازمه نکاح منقطع این است که فرزندان آینده،بى سرپرست و از حمایت پدرى مهربان و مادرى دلگرم به خانه و آشیانه محروم بمانند.
این ایراد ایرادى است که مجله زن روز بسیار روى آن تکیه کرده است،ولى با توضیحاتى که دادیم گمان نمى‏کنم جاى بحث و ایرادى باشد.
 گفتیم که یکى از تفاوتهاى ازدواج موقت و ازدواج دائم مربوط به تولید نسل است.در ازدواج دائم هیچ یک از زوجین بدون جلب رضایت دیگرى نمى‏تواند از زیر بار تناسل شانه خالى کند،بر خلاف ازدواج موقت که هر دو طرف آزادند.در ازدواج موقت،زن نباید مانع استمتاع مرد بشود ولى مى‏تواند بدون آنکه لطمه‏اى به استمتاع مرد وارد آید مانع حاملگى خود بشود و این موضوع با وسایل ضد آبستنى امروز کاملا حل شده است.
علیهذا اگر زوجین در ازدواج موقت مایل باشند تولید فرزند کنند و مسؤولیت نگهدارى و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند،تولید فرزند مى‏کنند.بدیهى است که از نظر عاطفه طبیعى فرقى میان فرزند زوجه دائم با زوجه موقت نیست و اگر فرضا پدر یا مادر از وظیفه خود امتناع کند قانون آنها را مکلف و مجبور مى‏کند،همان گونه که در صورت وقوع طلاق قانون باید دخالت کند و مانع ضایع شدن حقوق فرزندان گردد،و اگر مایل نباشند که تولید فرزند نمایند و هدفشان از ازدواج موقت فقط تسکین غریزه است از به وجود آمدن فرزند جلوگیرى مى‏کنند.
همچنانکه مى‏دانیم کلیسا جلوگیرى از آبستنى را امر نامشروع مى‏داند ولى از نظر اسلام اگر زوجین از اول مانع پیدایش فرزند بشوند مانعى ندارد اما اگر نطفه منعقد شد و هسته اولى تکوین فرزند به وجود آمد،اسلام به هیچ وجه اجازه معدوم کردن آن را نمى‏دهد.
اینکه فقهاى شیعه مى‏گویند هدف ازدواج دائم تولید نسل است و هدف ازدواج موقت استمتاع و تسکین غریزه است،همین منظور را بیان مى‏کنند.

9- ازدواج موقت و مساله حرمسرا
یکى از سوژه‏هایى که مغرب زمین علیه مشرق زمین در دست دارد و به رخ او مى‏کشد و برایش فیلمها و نمایشنامه‏ها تهیه کرده و مى‏کند،مساله تشکیل حرمسراست که متاسفانه در تاریخ مشرق زمین نمونه‏هاى زیادى مى‏توان از آن یافت.
زندگى برخى از خلفا و سلاطین مشرق زمین،نمونه کاملى از این ماجرا به شمار مى‏رود و حرمسرا سازى مظهر اتم و اکمل هوسرانى و هوا پرستى یک مرد شرقى قلمداد مى‏گردد.
مى‏گویند مجاز شمردن ازدواج موقت مساوى است‏با مجاز دانستن تشکیل حرمسرا که نقطه ضعف و مایه سرافکندگى مشرق زمین در برابر مغرب زمین است، بلکه مساوى است‏با مجاز شمردن هوسرانى و هواپرستى که به هر شکل و هر صورت باشد منافى اخلاق و پیشرفت و عامل سقوط و تباهى است.
عین این مطلب درباره تعدد زوجات گفته شده است.جواز تعدد زوجات را به عنوان جواز تشکیل حرمسرا تفسیر کرده‏اند.
ما درباره تعدد زوجات جداگانه بحث‏خواهیم کرد و اکنون بحث‏خود را اختصاص مى‏دهیم به ازدواج موقت.
این مساله را از دو جهت‏باید بررسى کرد:یکى از این نظر که عامل تشکیل حرمسرا از جنبه اجتماعى چه بوده است؟آیا قانون ازدواج موقت در تشکیل حرمسراهاى مشرق زمین تاثیرى داشته است‏یا نه؟
دوم اینکه آیا منظور از تشریع قانون ازدواج موقت این بوده است که ضمنا وسیله هوسرانى و حرمسراسازى براى عده‏اى از مردان فراهم گردد یا نه؟

10- علل اجتماعى حرمسراسازى
اما بخش اول.پیدایش حرمسرا معلول دست‏به دست دادن دو عامل است:
اولین عامل حرمسراسازى تقوا و عفاف زن است;یعنى شرایط اخلاقى و اجتماعى محیط باید طورى باشد که به زنان اجازه ندهد در حالى که با مرد بخصوصى رابطه جنسى دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند.در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر مى‏بیند که گروهى از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرایى تشکیل دهد.
بدیهى است که اگر شرایط اخلاقى و اجتماعى،عفاف و تقوا را بر زن لازم نشمارد و زن رایگان و آسان خود را در اختیار هر مردى قرار دهد و مردان بتوانند هر لحظه با هر زنى هوسرانى کنند و وسیله هوسرانى همه جا و هر وقت و در هر شرایطى فراهم باشد، هرگز این گونه مردان زحمت تشکیل حرمسراهایى عریض و طویل با هزینه هنگفت و تشکیلات وسیع به خود نمى‏دهند.
عامل دیگر،نبودن عدالت اجتماعى است.هنگامى که عدالت اجتماعى برقرار نباشد، یکى غرق دریا نعمت و دیگرى گرفتار کشتى فقر و افلاس و بیچارگى باشد، گروه زیادى از مردان از تشکیل عائله و داشتن همسر محروم مى‏مانند و عدد زنان مجرد افزایش مى‏یابد و زمینه براى حرمسراسازى فراهم مى‏گردد.
اگر عدالت اجتماعى برقرار و وسیله تشکیل عائله و انتخاب همسر براى همه فراهم باشد،قهرا هر زنى به مرد معینى اختصاص پیدا مى‏کند و زمینه عیاشى و هوسرانى و حرمسراسازى منتفى مى‏گردد.
مگر عده زنان چقدر از مردان زیادتر است که با وجود اینکه همه مردان بالغ از داشتن همسر برخوردار باشند،باز هم براى هر مردى و لا اقل براى هر مرد متمکن و پولدارى امکان تشکیل حرمسرا باقى بماند؟
عادت تاریخ این است که سرگذشت‏حرمسراهاى دربارهاى خلفا و سلاطین را نشان دهد، عیشها و عشرتهاى آنها را مو به مو شرح دهد اما از توضیح و تشریح محرومیتها و ناکامیها و حسرتها و آرزو به گور رفتن‏هاى آنان که در پاى قصر آنها جان داده‏اند و شرایط اجتماعى به آنها اجازه انتخاب همسر نمى‏داده است‏سکوت نماید. ده‏ها و صدها زنانى که در حرمسراها بسر مى‏برده‏اند،در واقع حق طبیعى یک عده محروم و بیچاره بوده‏اند که تا آخر عمر مجرد زیسته‏اند.
مسلما اگر این دو عامل معدوم گردد;یعنى عفاف و تقوا براى زن امر لازم شمرده شود و کامیابى جنسى جز در کادر ازدواج(اعم از دائم یا موقت)ناممکن گردد و از طرف دیگر ناهمواریهاى اقتصادى،اجتماعى از میان برود و براى همه افراد بالغ امکان استفاده از طبیعى‏ترین حق بشرى یعنى حق تاهل فراهم گردد،تشکیل حرمسرا امرى محال و ممتنع خواهد بود.
یک نگاه مختصر به تاریخ نشان مى‏دهد که قانون ازدواج موقت کوچکترین تاثیرى در تشکیل حرمسرا نداشته است.خلفاى عباسى و سلاطین عثمانى که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند،هیچ کدام پیرو مذهب شیعه نبوده‏اند که از قانون ازدواج موقت استفاده کرده باشند.
سلاطین شیعه مذهب با آنکه مى‏توانسته‏اند این قانون را بهانه کار قرار دهند، هرگز به پایه خلفاى عباسى و سلاطین عثمانى نرسیده‏اند.این خود مى‏رساند که این ماجرا معلول اوضاع خاص اجتماعى دیگر است.

11- آیا تشریع ازدواج موقت‏براى تامین هوسرانى است؟
اما بخش دوم.در هر چیزى اگر بشود تردید کرد،در این جهت نمى‏توان تردید کرد که ادیان آسمانى عموما بر ضد هوسرانى و هوا پرستى قیام کرده‏اند،تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوسرانى و هوا پرستى به صورت تحمل ریاضتهاى شاقه درآمده است.
یکى از اصول واضح و مسلم اسلام مبارزه با هوا پرستى است.قرآن کریم هواپرستى را در ردیف بت پرستى قرار داده است.در اسلام آدم‏«ذواق‏»یعنى کسى که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویى و«چشش‏»قرار دهد،ملعون و مبغوض خداوند معرفى شده است.ما آنجا که راجع به طلاق بحث مى‏کنیم مدارک اسلامى این مطلب را نقل خواهیم کرد.
امتیاز اسلام از برخى شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود مى‏شمارد،نه اینکه هواپرستى را جایز و مباح مى‏داند.از نظر اسلام تمام غرایز(اعم از جنسى و غیره)باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد.اما اسلام اجازه نمى‏دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحى درآورد.از این رو اگر چیزى رنگ هوا پرستى یا ظلم و بى‏عدالتى به خود بگیرد،کافى است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.
جاى تردید نیست که هدف مقنن قانون ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشى و حرمسراسازى براى مردم هوا پرست و وسیله بدبختى و دربدرى براى یک زن و یک عده کودک فراهم سازد.
تشویق و ترغیب فراوانى که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت‏شده است، فلسفه خاصى دارد که عن قریب توضیح خواهم داد.

12- حرمسرا در دنیاى امروز
اکنون ببینیم دنیاى امروز با تشکیل حرمسرا چه کرده است.دنیاى امروز رسم حرمسرا را منسوخ کرده است.دنیاى امروز حرمسرادارى را کارى ناپسند مى‏داند و عامل وجود آن را از میان برده است.اما کدام عامل؟آیا عامل ناهمواریهاى اجتماعى را از میان برده است و در نتیجه همه جوانان رو به ازدواج آورده‏اند و از این راه زمینه حرمسراسازى را از میان برده است؟
خیر،کار دیگرى کرده است;با عامل اول یعنى عفاف و تقواى زن مبارزه کرده و بزرگترین خدمت را از این راه به جنس مرد انجام داده است.تقوا و عفاف زن به همان نسبت که به زن ارزش مى‏دهد و او را عزیز و گرانبها مى‏کند،براى مرد مانع شمرده مى‏شود.
دنیاى امروز کارى کرده است که مرد عیاش این قرن نیازى به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت ندارد.براى مرد این قرن از برکت تمدن غرب همه جا حرمسراست. مرد این قرن براى خود لازم نمى‏داند که به اندازه هارون الرشید و فضل بن یحیى برمکى پول و قدرت داشته باشد تا به اندازه آنها جنس زن را در نوعهاى مختلف و رنگهاى مختلف مورد بهره‏بردارى قرار دهد.
براى مرد این قرن،داشتن یک اتومبیل سوارى و ماهى دو سه هزار تومان در آمد کافى است تا آنچنان وسیله عیاشى و بهره بردارى از جنس زن را فراهم کند که هارون الرشید هم در خواب ندیده است.هتلها و رستورانها و کافه‏ها از پیشتر آمادگى خود را به جاى حرمسرا براى مرد این قرن اعلام کرده‏اند.
جوانى مانند عادل کوتوالى در این قرن با کمال صراحت ادعا مى‏کند که در آن واحد بیست و دو معشوقه در شکلها و قیافه‏هاى مختلف داشته است.چه از این بهتر براى مرد این قرن!مرد این قرن از برکت تمدن غربى چیزى از حرمسرادارى جز مخارج هنگفت و زحمت و دردسر از دست نداده است.
اگر قهرمان‏«هزار و یک شب‏»سر از خاک بردارد و امکانات وسیع عیش و عشرت و ارزانى و رایگانى زن امروز را ببیند،به هیچ وجه حاضر به تشکیل حرمسرا با آنهمه خرج و زحمت نخواهد شد،و از مردم مغرب زمین که او را از زحمت‏حرمسرادارى معاف کرده‏اند تشکر خواهد کرد و بى‏درنگ اعلام خواهد کرد تعدد زوجات و ازدواج موقت ملغى،زیرا اینها براى مردان در برابر زنان تکلیف و مسؤولیت ایجاد مى‏کند.
اگر بپرسید برنده این بازى دیروز و امروز معلوم شد،پس بازنده کیست؟ متاسفانه باید بگویم آن که هم دیروز و هم امروز بازى را باخته است،آن موجود خوش باور و ساده‏دلى است که به نام جنس زن معروف است.

13- منع خلیفه از ازدواج موقت
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفرى است;سایر رشته‏هاى فقهى اسلامى آن را مجاز نمى‏شمارند.من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام بر انداز شیعه و سنى بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصرى به تاریخچه این مساله مى‏کنم.
مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم در برخى از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور مى‏افتادند و در ناراحتى بسر مى‏بردند،به آنها اجازه ازدواج موقت مى‏داده است.و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت‏خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت:«دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام مى‏کنم و مرتکب آنها را مجازات مى‏نمایم:متعه زنها و متعه حج‏».
گروهى از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع را پیغمبر اکرم خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اکرم بوده است.ولى چنانکه مى‏دانیم عبارتى که از خود خلیفه رسیده است،خلاف این مطلب را بیان مى‏کند.
توجیه صحیح این مطلب همان است که علامه کاشف الغطاء بیان کرده‏اند.خلیفه از آن جهت‏به خود حق داد این موضوع را قدغن کند که تصور مى‏کرد این مساله داخل در حوزه اختیارات ولى امر مسلمین است;هر حاکم و ولى امرى مى‏تواند از اختیارات خود به حسب مقتضاى عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند.
به عبارت دیگر،نهى خلیفه نهى سیاسى بود نه نهى شرعى و قانونى.طبق آنچه از تاریخ استفاده مى‏شود،خلیفه در دوره زعامت،نگرانى خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت‏یافته اسلامى و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمى‏کرد; تا زنده بود مانع پراکنده شدن آنها از مدینه بود;به طریق اولى از امتزاج خونى آنها با تازه مسلمانان قبل از آن که تربیت اسلامى عمیقا در آنها اثر کند ناراضى بود و آن را خطرى براى نسل آینده به شمار مى‏آورد،و بدیهى است که این علت امر موقتى بیش نبود.و علت اینکه مسلمین آنوقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت‏سیاسى و موقتى تلقى کردند نه به عنوان یک قانون دائم،و الا ممکن نبود خلیفه وقت‏بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور مى‏دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.
ولى بعدها در اثر جریانات بخصوصى‏«سیره‏»خلفاى پیشین،بالاخص دو خلیفه اول،یک برنامه ثابت تلقى شد و کار تعصب به آنجا کشید که شکل یک قانون اصلى به خود گرفت. لهذا ایرادى که در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است‏بیش از آن است که بر خود خلیفه وارد است.خلیفه به عنوان یک نهى سیاسى و موقت-نظیر تحریم تنباکو در قرن ما-نکاح منقطع را تحریم کرد،دیگران نمى‏بایست‏به آن شکل ابدیت‏بدهند.
بدیهى است که نظریه علامه کاشف الغطاء ناظر بدین نیست که آیا دخالت‏خلیفه از اصل صحیح بود یا نبود،و هم ناظر بدین نیست که آیا مساله ازدواج موقت جزء مسائلى است که ولى شرعى مسلمین مى‏تواند و لو براى مدت موقت قدغن کند یا نه، بلکه صرفا ناظر بدین جهت است که آنچه در آغاز صورت گرفت‏با این نام و این عنوان بود و به همین جهت مواجه با عکس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید.
به هر حال نفوذ و شخصیت‏خلیفه و تعصب مردم در پیروى از سیرت و روش کشوردارى او سبب شد که این قانون در محاق نسیان و فراموشى قرار گیرد و این سنت که مکمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتیها به وجود مى‏آورد،براى همیشه متروک بماند.
اینجا بود که ائمه اطهار-که پاسداران دین مبین هستند-به خاطر اینکه این سنت اسلامى متروک و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان کردند.امام جعفر صادق علیه السلام مى‏فرمود:یکى از موضوعاتى که من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم کرد موضوع متعه است.
و اینجا بود که یک مصلحت و حکمت ثانوى با حکمت اولى تشریع نکاح منقطع توام شد و آن کوشش در احیاء یک‏«سنت متروکه‏»است.به نظر این بنده آنجا که ائمه اطهار مردان زندار را از این کار منع کرده‏اند به اعتبار حکمت اولى این قانون است، خواسته‏اند بگویند این قانون براى مردانى که احتیاجى ندارند وضع نشده است، همچنانکه امام کاظم علیه السلام به على بن یقطین فرمود:
«تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بى‏نیاز کرده است.»
و به دیگرى فرمود:
«این کار براى کسى رواست که خداوند او را با داشتن همسرى از این کار بى‏نیاز نکرده است.و اما کسى که داراى همسر است،فقط هنگامى مى‏تواند دست‏به این کار بزند که دسترسى به همسر خود نداشته باشد.»
و اما آنجا که عموم افراد را ترغیب و تشویق کرده‏اند،به خاطر حکمت ثانوى آن یعنى‏«احیاء سنت متروکه‏»بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان براى احیاء این سنت متروکه کافى نبوده است.
این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه مى‏توان استفاده کرد.
به هر حال آنچه مسلم است این است که هرگز منظور و مقصود قانونگذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است که وسیله هوسرانى و هوا پرستى و حرمسرا سازى براى حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگى براى عده‏اى زنان اغفال شده و فرزندان بى‏سرپرست فراهم کنند.

14- حدیثى از على علیه السلام
آقاى مهدوى نویسنده‏«چهل پیشنهاد»در شماره‏87 مجله زن روز مى‏نویسد:
«در کتاب الاحوال الشخصیه تالیف شیخ محمد ابو زهره از امیر المؤمنین نقل شده است: لا اعلم احدا تمتع و هو محصن الا رجمته بالحجارة.»
آقاى مهدوى این عبارت را اینچنین ترجمه کرده‏اند:
«هر گاه بدانم شخص نا اهلى متعه کرده است،حد زناى محصن را بر او جارى ساخته و سنگسارش خواهم کرد.»
اولا اگر بناست ما در مقابل گفتار امیر المؤمنین علیه السلام تسلیم باشیم، چرا اینهمه روایاتى که از آن حضرت در کتب شیعه و غیر شیعه در باب متعه روایت‏شده کنار بگذاریم و به این یک روایت که ناقل آن یکى از علماى اهل تسنن است و سند معلومى ندارد بچسبیم؟
از سخنان بسیار پر ارزش امیر المؤمنین این است که:
«اگر عمر سبقت نمى‏جست و متعه را تحریم نمى‏کرد،احدى جز افرادى که سرشتشان منحرف است زنا نمى‏کرد».
یعنى اگر متعه تحریم نشده بود،هیچ کس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمى‏کرد;تنها کسانى مرتکب این عمل مى‏شدند که همواره عمل خلاف قانون را بر عمل قانونى ترجیح مى‏دهند.
ثانیا معنى عبارت بالا این است:«هر گاه بدانم شخص زندارى متعه کرده است،او را سنگسار مى‏کنم‏».من نمى‏دانم چرا آقاى مهدوى کلمه‏«محصن‏»را که به معنى مرد زندار است‏«نا اهل‏»ترجمه کرده‏اند.
علیهذا مقصود روایت این است که افراد زندار حق ندارند نکاح منقطع کنند.و اگر مقصود این بود که هیچ کس حق ندارد متعه بگیرد،قید«و هو محصن‏»لغو بود.
پس این روایت،اگر اصلى داشته باشد،آن نظر را تایید مى‏کند که مى‏گوید: «قانون متعه براى مردمان نیازمند به زن یعنى افراد مجرد یا افرادى که همسرانشان نزدشان نیستند تشریع شده است‏».پس این روایت دلیل بر جواز ازدواج موقت است نه دلیل بر حرمت آن.

15- انتقادات
نویسنده‏«چهل پیشنهاد»در شماره‏87 مجله زن روز نکاح منقطع را مورد نقد قرار داده است.
اولا مى‏گوید:
«موضوع قانون نکاح یا ازدواج منقطع طورى ناراحت کننده است که حتى نویسندگان قانون ازدواج نتوانسته‏اند در خصوص آن شرح و تفصیل بدهند.مثل اینکه از کار خودشان ناراضى بوده‏اند که فقط براى حفظ ظاهر،به موجب مواد 1075،1076،1077 الفاظ و عباراتى سرهم بندى کرده گذشته‏اند.
تنظیم کنندگان مواد قانونى مربوط به نکاح منقطع(متعه)طورى از کار خودشان ناراضى بوده‏اند که اساسا عقد مزبور را تعریف نکرده‏اند و تشریفات و شرایط آن را توضیح نداده‏اند...»
سپس آقاى نویسنده خودشان این نقص قانون مدنى را جبران مى‏کنند و نکاح منقطع را تعریف مى‏کنند و مى‏گویند:
«نکاح مزبور عبارت است از اینکه زن مجرد در برابر اخذ اجرت و دستمزد معین و مشخص در مدت و زمانى معلوم و معین و لو چند ساعت و یا چند دقیقه خودش را براى قضاى شهوت و تمتع و اجراى اعمال جنسى در اختیار مرد مى‏گذارد.»
آنگاه مى‏گویند:
«براى ایجاب و قبول عقد نکاح مزبور در کتب فقه شیعه الفاظ عربى مخصوص ذکر شده است که قانون مدنى به آنها اشاره و توجه نکرده و مثل اینکه از نظر قانونگذار به هر لفظى که دلالت‏بر مقصود بالا(یعنى مفهوم اجاره و دستمزد گرفتن)نماید و لو غیر عربى هم باشد واقع مى‏شود».

از نظر آقاى نویسنده:
الف.قانون مدنى نکاح منقطع را تعریف نکرده و شرایط آن را توضیح نداده است.
ب.ماهیت نکاح منقطع این است که زن خود را در مقابل دستمزد معینى به مردى اجاره مى‏دهد.
ج.از نظر قانون مدنى هر لفظى که دلالت‏بر مفهوم مورد اجاره واقع شدن زن بکند،براى ایجاب و قبول نکاح منقطع کافى است.
من از آقاى نویسنده دعوت مى‏کنم یک بار دیگر قانون مدنى را مطالعه کنند و با دقت مطالعه کنند و همچنین از خوانندگان مجله زن روز خواهش مى‏کنم هر طور هست‏یک نسخه از قانون مدنى تهیه و در قسمتهاى ذیل دقت کنند.
در قانون مدنى،فصل ششم از«کتاب نکاح‏»مخصوص نکاح منقطع است و سه جمله ساده هم بیش نیست:
اول اینکه نکاح وقتى منقطع است که براى مدت معینى واقع شده باشد.دوم اینکه مدت نکاح منقطع باید کاملا معین شود.سوم اینکه احکام مربوط به مهر و ارث در نکاح منقطع همان است که در فصلهاى مربوط به مهر و ارث گفته شده است.
نویسنده محترم‏«چهل پیشنهاد»خیال کرده است که آنچه از اول کتاب نکاح در پنج فصل گفته شده است همه مربوط به نکاح دائم است و تنها این سه ماده به نکاح منقطع مربوط است،غافل از اینکه تمام مواد آن پنج فصل،جز آنجا که تصریح شده است مانند ماده‏1069 و یا آنچه مربوط به طلاق است،مشترک است میان نکاح دائم و منقطع.مثلا ماده 1062 که مى‏گوید:«نکاح واقع مى‏شود به ایجاب و قبول به الفاظى که صریحا دلالت‏بر قصد ازدواج نماید»مخصوص نکاح دائم نیست،به هر دو نکاح مربوط است.شرایطى که براى عاقد یا عقد یا زوجین ذکر کره است نیز مربوط به هر دو نکاح است.اگر قانون مدنى نکاح منقطع را تعریف نکرده است،براى این است که نیازى به تعریف نداشته است همچنانکه نکاح دائم را نیز تعریف نکرده است و مستغنى از تعریف دانسته است.قانون مدنى هر لفظ صریحى که دلالت‏بر ازدواج و وقوع زوجیت‏بکند براى عقد کافى دانسته است، خواه در نکاح دائم خواه در نکاح منقطع. ولى اگر لفظى مفهوم دیگرى غیر از زوجیت داشته باشد از قبیل معاوضه و داد و ستد و اجاره و کرایه،براى صحت عقد نکاح(چه دائم و چه منقطع)کافى نیست.
من به موجب این نوشته متعهد مى‏شوم که اگر عده‏اى از قضات فاضل و کارشناسان واقعى قانون-که خوشبختانه در دادگسترى زیادند-تشخیص دادند که ایراد وارده بر قانون مدنى که در بالا شرح داده شد وارد است،من از هم اکنون از انتقاد سایر نوشته‏هاى‏«زن روز»خوددارى مى‏کنم.

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یکدیگر و به نیت ازدواج یا وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است که ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می کند. بخصوص دخترها که معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت کشی، عشق یا ...؟
روان شناسان معتقدند، میل و کشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و کشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می کنند. اما مرز این کشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شکلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در کشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟
در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شکل وسیع نبود، از این رو کنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است که بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار کرده است.
یک صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست که با نکات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه که جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می کند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است که  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فکر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور که بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تکلیف کنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممکن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بکشد.
اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یک صاحبنظر در این باره می گوید:
«از آنجا که در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی که می توان به جوانها آموزش داد که مباحثه و مکالمه با یک غیر همجنس در صورتی که بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

چرا ارتباط ناسالم
برخی کارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفکرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند که وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می کند چیزهایی را که طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممکن حتی با هنجارشکنی به دست آورد.
عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشکیل خانواده شانه خالی کنند. یک روان شناس در این باره می گوید:
«متأسفانه مشکلات مالی و تصویب قوانینی که به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می کند از عواملی است که موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»
این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:
«از آنجا که در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی کنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند که به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»
وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:
«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست که نقش کارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی که مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشکارتر می شود.

دیدگاه اسلام
به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیکره جامعه انسانی به زندگی مشترک با یکدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می کند و هر نوع رابطه (جنسی) که خارج از قانون ازدواج باشد، مشکلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.
در جوامع غربی که پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می کند . به طوری که ارتباط آزاد دختران و پسران به شکل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست که ریشه های فساد اخلاقی شکل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می کند.
اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟
خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاک برای مردان پاک هستند و مردان پاک برای زنان پاک . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند برکنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود. ( نور / 26)
از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشارکت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می کند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فکری ، معنوی و عقلی هم بشود.
اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید کرد؟
خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنها پاکیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو که دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )
و در ادامه می فرماید : کسانی که وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )
اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشکل این است که ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم که این مورد موجب بسیاری از ناکامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی که اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یک جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یک اصل رهایی بخش است که نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد کنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی کند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یک کلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نگاهی به چرایی کوچکتر بودن زنان از شوهران
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است.
 ازدواج  ابعاد گوناگونی دارد و  انتخاب همسر  نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها ، جغرافیا، تحصیلات  و...  «سن» یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین ، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است.
اما بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه ای که زنان دست به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی می زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا می کنند و جایگاه ها، موقعیت هایی برتر و یا همسان مردان به دست می آورند و همین باعث می شود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثلاً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. با این حساب می توان گفت که نظریه همسر گزینی با توجه به شرایط خاص هر جامعه می تواند تغییر یابد و در نهایت موجب طرح این پرسش می شود که آیا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتی می شود؟
پاسخ های مختلفی شامل این پرسش می شود؛ پاسخ های مخالف و موافقی که بحث بر سر هر کدام می تواند نظر عده ای خاص را پاسخگو باشد.
دکتر امان قرایی مقدم، محقق و استاد دانشگاه در این خصوص می گوید: «به نظر من این تفاوت سنی، منفی است زیرا با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ایم، به این نتیجه رسیده ایم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجین، بروز همین تفاوت سنی است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، زیرا این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.
فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.»
جامعه شناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیت های اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است.
حمید اکبری- کارمند، می گوید: «دوستی داشتم که همیشه می گفت من با یک زن پولدار ازدواج می کنم. چند سالی از او خبر نداشتم تا این که هفته پیش او را دیدم. سوار خود روی آخرین مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالی خوبی دارد. برایم تعریف کرد که با خانمی 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگی اش هم راضی است و به هر چه می خواسته، رسیده است. خوشحال شدم ولی نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خیلی شاد و سر حال سابق نبود.»
ازدواج زن با مردی که از خودش کوچکتر است، از دید جامعه شناسان غیر از بُعد اقتصادی، به مسائل عاطفی و احساسی منوط است. مثلاً دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. بخصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، زیرا پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند.»
این در حالی است که دکتر نوید ایرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در یک طبقه بندی به چرایی و چگونگی این ازدواج ها اشاره می کند.وی معتقد است این ازدواج ها را می توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:
الف- آن دسته از ازدواج هایی است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختری بزرگتر از پسر بنابر از شرایط خاصی، پسر را به ازدواج مجبور می کنند.
ب- ازدواج هایی که بر پایه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.
ج- ازدواج هایی که بُعد اقتصادی دارند.
وی در ادامه سخنانش نتایج چنین ازدواج هایی را این گونه بیان می کند: «با توجه به نوع چگونگی ازدواج، مسلماً رفتارهای متفاوتی نیز بروز پیدا می کند. در ازدواجی که مرد بر پایه عشق و یا ثروت خود را راضی کرده است که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پیش می آید: یا زن حاکم خانواده می شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است. زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است، برنامه ریزی می کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرایطی معمولاً جوان بودن خود را بهانه ای برای اخاذی قرار می دهد و زن نیز کوتاه می آید.»
غیر از این، ازدواجی که بر پایه زور و اجبار است در نوع خود بدترین واکنش را داراست، زیرا زن و مرد بیشترین تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنین خانواده هایی بیشترین تنش بر سر این موضوع است که چه کسی قدرت را در دست بگیرد، مرد یا زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتی می خواهد مردانگی نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمی تواند این نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، می تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.
دوست می گفت: «با مدیر عامل شرکت کامپیوتری که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالی است که زندگی مشترکی داریم. راضی ام اما گاهی اوقات احساس می کنم همانند یک مهره هستم و هیچ اراده ای از خود ندارم. تنها این مورد است که ناراحتم می کند.»
در حالی که عده ای از کارشناسان با این کار مخالف هستند، گروهی دیگر توافق دارند که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد، زیرا هنوز تعریف مشخص و دقیقی از وظایف زن و مرد نسبت به هم تبیین نشده و یا اگر شده کمتر عملی می شود و به همین دلیل است که اختلاف ها روز به روز بیشتر می شود؛ بنابراین در حالی که در زندگی های عادی زناشویی تنش هایی را شاهد هستیم، طبیعی است میان خانواده ای که زن چند سالی هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حدیث هایی هم باشیم. به طور مثال به مرد می گویند هیچ کس را به او نمی دادند و آمد این زن را گرفت و یا این زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامی این حرف ها در کنار مشکلات دیگر می تواند آسیب پذیری خانواده را افزایش دهد. عده ای از روان شناسان اجتماعی با نگاهی از بعد روان شناسانه و روان شناختی نیز سعی بر تحلیل این دسته از ازدواج ها دارند.
آنان معتقدند از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و...
خانمی می گفت: «پس از 15 سال زندگی، شوهرم به من می گوید تو پیر هستی. من 6 سال جوان تر از تو هستم. می گوید اگر به خاطر ثروت و موقعیت تو نبود، با تو ازدواج نمی کردم. خیلی غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چیزهایی که می خواسته، رسیده، به من می گوید تو پیر هستی. پس از 15 سال زندگی این حرف ها دلم را آتش می زند.»
دکتر ایرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سنی نیز اشاره می کند. به این معنی که اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد. در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود. مثلاً زنی که 15 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.
خانم کارمندی می گفت: «با کسی ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه می گویند جای پسرت است و به او هم می گویند که با مادرت ازدواج کرده ای. شاید حق دارند. ولی ما با هم خوشبخت هستیم و 7 سال است که زندگی می کنیم. تمام خرج تحصیلش را خودم دادم و برای دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. می گفتند این کار را نکن می رود و دیگر بر نمی گردد؛ ولی همسرم رفت دکترایش را گرفت و برگشت و با هم زندگی می کنیم. الان حرف های مردم کمتر شده؛ ولی هنوز وقتی ما دو تا را با هم می بینند تعجب می کنند.» تمام این مسائل زمانی کنار هم جمع شده، باعث می شوند کارشناسان نظرات مختلفی را ارائه دهند؛ هر چند این نظرات در آخر به نقطه ای مخالف ختم می شود و گویی هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.
دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشد مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیره. ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.» در هر حال، با نگاهی می توان خانواده هایی را یافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگی هایی شاد و زیبا دارند.
آقای که کارمند فرودگاه است می گوید: «روزی که مثل همیشه مشغول چک کردن یکی بودن شناسنامه ها با هویت مسافر بودم، دیدم زن و مرد مو سپیدی شناسنامه هایشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پیرمرد لبخندی زد و گفت: مگر چه عیبی دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!
منبع: جام جم


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
دلواپسی های دوران نامزدی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

هوا خوب بود و آنها تازه مراسم عقد کنان را از سر گذرانده بودند و چند روز تعطیلی. یکی از دوستهایشان، دعوتشان کرده بود با هم به یک سفر 2 روزه بروند. هوا خوب بود؛ اما او فکر می کرد زندگی زیاد قشنگ نیست. هر چه به پدر همسرش اصرار کرده بود، اجازه نداده بود به این سفر بروند. گفته بود خوبیت ندارد دختر عقد کرده با همسرش برود مسافرت. دو روزی با هم دعوا کرده بودند و همه چیز را انداخته بودند گردن هم. دو روز تعطیلی را هم مانده بودند خانه یا رفته بودند توی شهر، دوری زده بودند و برگشته بودند خانه. هوا خوب بود و زندگی قشنگ، اما او اصلاً نمی توانست بفهمد چرا پدر همسرش اجازه نداده او با زنش برود مسافرت!
ازدواج، اتفاقی است که برای شکل گیری آن به صورت درست و پایین آوردن ضریب ناکامی در آن، عوامل مختلفی باید دست به دست هم بدهند. توجه به این عوامل شاید بسیار مهمتر از تشویق افراد به امر ازدواج است. یکی از مهمترین عواملی که در شرایط پس از ازدواج اثر می گذارد، دوران آشنایی پیش از ازدواج است. در خانواده های ایرانی، این تجربه، به شکل دوران نامزدی  اتفاق می افتد. پس از برگزاری مراسم اولیه و تصمیم نهایی طرفین برای ازدواج، تا زمانی که شرایط واقعی و مادی طرفین برای ازدواج فراهم شود و خانواده ها نیز آمادگی لازم را برای برگزاری مراسم ازدواج و سایر مقدمات زندگی فرزندانشان پیدا کنند؛ معمولاً مدت زمانی صرف می شود.
این زمان، بسته به شرایط و عوامل مختلف، کوتاه یا بلند است و از چند ماه تا چند سال به طول می انجامد. مدت زمان بیشتر از یک سال، عموماً برای خانواده ها و خود همسران ناخوشایند است و می تواند زمینه ساز بروز ناهنجاری های بعدی باشد.
در مورد لزوم وجود چنین دوره ای پیش ، از زندگی مشترک و تأثیرات مثبتی که می تواند داشته باشد، تردیدی نیست؛ اما آنچه باید به آن توجه کرد ، کیفیت سپری شدن این دوران و شرایط همسران در طی آن است. زوج های جوان، معمولاً در این دوران فشارهای خاصی را تحمل می کنند که اگر به نحوی کنترل نشود، می تواند انرژی مثبت و توان ضروری آنها را برای شروع زندگی مشترک، از میان ببرد.

شیرین یا تلخ؟
دختری معتقد است بیشترین فشارها را در دوران نامزدی خود تحمل کرده است. می گوید : «دوران عقد کردگی و نامزدی، بدترین دوران زندگی ما بود. خانواده های دو طرف، به نحوی ، باعث می شدند احساس آرامش و امنیت من از بین برود. از یک طرف خانواده ی شوهرم از من توقع یک همسر برای پسرشان داشتند و از طرف دیگر خانواده خودم این نقش را برای من نمی پذیرفتند».
این مسئله، مشکل اصلی بسیاری از زوج های جوان است. به لحاظ فرهنگی، خانواده ها پذیرش لازم برای ورود عضو جدید را پیدا نکرده اند و در نتیجه، نقش و جایگاه این فرد جدید در خانواده هنوز معلوم نیست. نقطه اصلی چالش در این زمینه، تفاوت نگاه خانواده های دختر و پسر در این مورد است. معمولاً خانواده دختر، در پذیرش نقش جدید فرزندشان، مشکل بیشتری دارند. به لحاظ سنتی، خانواده دختر، محدودیت بیشتری برای او قائلند و درک این که شرایط جدید او، مسائل تازه ای را برای او ایجاد کرده است، برایشان دشوار است.
نادیا فخاری، روان شناس ، می گوید: «خانواده ها معمولاً تصور می کنند که ارتباط با جنس مخالف برای دخترشان ممنوع است و این ممنوعیت را در مورد همسر دخترشان هم قائل می شوند. به نظر آنها همسر دخترشان، همان حکمی را دارد که یک مرد غریبه دارد.» این جریان در خانواده پسر، معمولاً برعکس است. با برقرار شدن عقد ازدواج، خانواده پسر، عروسشان را با همان نگاهی می بینند که در خانواده دختر پس از شروع زندگی مشترک، اتفاق می افتد. آنها توقع دارند که عروسشان تمام و کمال وارد زندگی پسرشان شود.
عروس جوانی که 5 ماه از شروع زندگی اش می گذرد، می گوید: «در دوران عقد، خانواده همسرم مرتب مرا به مهمانی دعوت می کردند و از من توقع داشتند در همه مهمانی ها شرکت کنم؛ اما خانواده خودم اصلاً پذیرش این جریان را نداشتند. گاهی مهمانی ها تا دیر وقت طول می کشید خانواده همسرم اشکالی در این امر نمی دیدند، اما من هر بار بعد از بازگشت به خانه، با خانواده ام درگیر می شدم».
تو، آنی نبودی که من فکر می کردم!
این درگیری ها، اثر مستقیم خود را بر روابط همسران جوان بر جا می گذارد. فخاری ، روان شناس ، می گوید: «وقتی یکی از دو طرف نمی تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگیری ایجاد می شود. در روابط پیش از ازدواج، حساسیت ها معمولاً بیشتر است. چون همسران جوان تازه به شکل عملی وارد ارتباط با هم شده اند . کوچک ترین خلاها بیشتر به چشم می آید.» در روابط پیش از ازدواج، اثر اطرافیان بیشتر از هر زمان دیگری به نظر می رسد. وابستگان و دوستان زوج جوان، برای سنجش و ارزیابی طرفین فرصت بیشتری دارند و در نتیجه، قضاوت ها به نحو شدیدتر و مؤثری صورت می گیرد. زوج های جوان از این حالت «زیر ذره بینی» شکایت دارند. آنها معتقدند که خانواده تمام عقاید و نظرات خود را درباره همسر آنها به طور صریح بیان می کند و انتظار دارند این اظهار نظرها، به همسر آنها منتقل شود. در عین حال، خود خانواده ها، بخشی از مسئولیت خود را در شکل دهی صحیح روابط فرزنداشان نادیده می گیرند.
فخاری می گوید: «با ازدواج، هر فرد نقش جدیدی می پذیرد. در قبل از شروع زندگی مشترک، این نقش به طور ناگهانی، دو برابر می شود. در واقع فرد هم نقش فرزند خانواده را بازی می کند و هم نقش همسر را، هر دو طرف هم توقع دارند که فرد نقش خود را در مقابل آنها به بهترین نحو انجام دهد». این حالت، می تواند باعث ایجاد حالت ناخوشایندی در طرفین شود که آنها را نسبت به زندگی مشترک و یکدیگر بدبین کند فرد ممکن است دچار حالتی شود که براساس آن هویت فردی خود را از دست رفته تلقی کند. این احساس گمشدگی، فرد را دچار این تردید می کند که ازدواج، هویت فردی و شخصیت انسانی او را از بین برده است و طرف مقابل خود را بیش از هر کسی در ایجاد چنین حالتی مسئول می داند.
اگر نقش عوامل متفاوت چندان عمیق نیست، بهترین راه این است که افراد، بدون در نظر گرفتن خانوادها، خودشان تصمیم گیری کنند
شروع درگیری ها
یکی دیگر از حالت هایی که در زندگی زوج های جوان، پیش از شروع زندگی مشترک پیش می آید، مواجه شدن آنها با واقعیت وجودی فرهنگ، زندگی، عادت ها و خلق و خوی همسر و خانواده همسر است. پیش از رسمی شدن ازدواج، روابط همسران و خانواده های آنها شکلی رسمی و حساب شده دارد که بسیاری از تفاوت ها را در میان آنها می پوشاند. با گسترده شدن روابط و نزدیکی بیشتر آنها، بسیاری از جنبه های پنهان، رخ می نمایند.
فخاری می گوید، «ازدواج، بسیاری از امور پنهان را به خانواده ها نشان می دهد. زوج های جوان، به شکل واقعی و عملی با عقاید و فرهنگ خانواده طرف مقابل آشنا می شوند و چه بسا درمی یابند که این فرهنگ و عقیده تا چه حد با عقیده و فرهنگ خانواده خودشان متفاوت است.» در این حالت، هرکدام از زوجین، فشار خاصی را تحمل می کنند. از آنجا که رفتارها و روش ها در شرایط قبل از ازدواج مشخص است بعد از شروع زندگی مشترک، روابط شکل جدیدی پیدا می کنند و در واقع ارتباط خانواده ها با هم کمتر می شود . در پیش گرفتن روش و استراتژی خاص در برخورد با این موارد، می تواند به کمرنگ شدن وجوه افتراق و حل مسائل کمک کند. فخاری می گوید: «ممکن است فرد، ناگهان احساس کند که نمی تواند شیوه رفتار و غذا خوردن همسرش را تحمل کند. بعضی از سنت ها و عادت هایی که در فرهنگ خانواده های طرف مقابل وجود دارد، برای فرد قابل پذیرش نیست؛ خصوصاً، مرتب بر روی این مسائل دست می گذارند و بزرگنمایی می کنند.»
پدر و مادرها کمک کنند
تجربه روزهای پیش از شروع زندگی مشترک، در عین حال می تواند بسیار خوشایند باشد. فرصتی برای درک و شناخت بیشتر از کسی که بناست سال های متماددر کنار او باشد . هرچه این دوران آرام تر و با فشار کمتری بگذرد، افراد روحیه بهتری برای شناختن یک زندگی تازه خواهند داشت و در این بین نقش خانواده ها، در ایجاد فضایی امن و مؤثر در زندگی فرزندانشان بسیار برجسته است. در واقع، خانواده ها تنها کسانی هستند که می توانند در ساختن نگرشی مثبت و کارساز نسبت به زندگی مشترک و همسر آینده فرزندشان تأثیر داشته باشند و برای رسیدن به این هدف، دور انداختن برخی عقاید و عادت های عرفی و از پیش تعیین شده، چندان دشوار نیست.
منبع: جام جم


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تفاهم در زندگی زناشویی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

تفاهم،عبارت است از همدیگر را فهمیدن و درک کردن . در زندگی برای نیل به تفاهم،باید عوامل و شرایطی مهیا باشد که قبل از ازدواج،زن و مرد با توجه و عنایت کافیبه آنها زمینهیتفاهم هر چه بیشتر را در زندگی فراهم آورند . پس دختر و پسر برای نیل به توافق و تفاهم در ازدواج باید دارای ویژگیها و شرایطی برای ازدواج باشند .

عوامل مؤثر در تفاهم و توافق در ازدواج

ایمان و اعتقادات مذهبی
زن و مرد یک عمر شریک هم در زندگی هستند و اکثر اوقات را با هم می گذرانند ، پس تحت تأثیر عقاید،افکار، رفتار و اخلاق یکدیگر قرار خواهند گرفت . بدون تردید مرد یا زن ِ معتقد و دیندار نه تنها همسر خود را به دینداری ، تقوا و عمل صالح تشویق می کند ، بلکه می تواند فضای خانواده را به محیطی امن و دور از گناه تبدیل کند . علاوه بر این همسر با ایمان و با تقوا از هر جهت قابل اعتماد و برای تربیت فرزندان شایسته تر است .

تحصیلات
تشابه تحصیلی ، یکی از عوامل مهم در ایجاد تفاهم بین زن و مرد است ، ضمن آنکه علم و دانش به خودی خود یک مزیت و کمال مطلوب برای انسان محسوب می شود . زن و مردی که یکدیگر را بهتر درک کنند ، بیشتر قادر خواهند بود با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و طبیعتاً وظایف و مسئولیت های خویش را بهتر انجام می دهند و در تعلیم و تربیت فرزندان خویش از تفاهم و توافق بیشتری برخوردارند . هر چند که تحصیلات به خودی خود نمی تواند عقل و درایت کافیرادر زندگی تضمین کند ، ولی به هر حال تشابه در سواد و تحصیلات زن و مرد ، عامل مؤثری در تفاهم بین آن دو به حساب می آید .

سن
تناسب سن،میان زن و مرد ، آن دو را از نظر نیازها و علائق به هم نزدیکتر می کند و طبیعتاً‌در چنین شرایطی توقعات و انتظاراتشان از یکدیگر واقع بینانه تر خواهد بود . در مورد تناسب سنی ، معمولاً توصیه مس شود که زن حدود دو تا چهار سال از مرد کوچکتر باشد . کارشناسان خانواده برای دختران سنین 22ـ 20 سال و برای پسران 26ـ 24 سال را توصیه می کنند . به هر حال باید توصیه داشت که رشد عقلی ، عاطفی ، اجتماعی و اخلاقی الزاماً با سن تقویمی و شناسنامه ای هماهنگ نیست، به همین جهت نیز تناسب در سن را نباید یک شرط ضروری و الزامی برای تفاهم بین زن و مرد در نظر گرفت ، مشروط بر آن که عوامل دیگری که از ویژگی های یک فرد رشد یافته است ، مورد توجه قرار گیرد .

زمینه های تربیتی و فرهنگی خانواده
 تحقیقات نشان می دهد کهیکیاز مهمترین عوامل در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر ، تشابه در زمینه های تربیتی و فرهنگی خانواده های آن دو است . رفتار،اکتسابی است و خانواده همیشه مهمترین و مستحکم ترین نهاد تربیتی فرد است . بسیاری از عادات ، سلوک ، رفتار و اخلاق فرد حتی آداب غذا خوردن ، معاشرت ، حرف زدن و بسیاری از ارزش های فرد در زندگی،در بستر خانواده آموخته می شود . بنابراین تشابه در وضعیت تربیتی و فرهنگی خانوادهیدختر و پسر، از اهمیت برخوردار است و عدم تشابه  یا تضاد در شیوه های تربیتی در دو خانواده،می تواند منشاء بسیاری از اختلافات و درگیری های زن و مرد در زندگی زناشویی شود .
در بین ِعوامل مؤثر در طلاق،اختلاف و تفاوت در زمینه های فرهنگی و تربیتی خانوادهیزن و مرد ، از فراوانی بالایی برخوردار بوده است.

وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده
 کارشناسان خانواده توصیه می کنند که خانواده دختر و پسر از نظر طبقه و وضع اقتصادی ـ اجتماعی مشابه باشند تا سازگاری بیشتری را در کنار هم تجربه کنند . لکن این مسأله عمومیت ندارد و هستند افرادی که با وجود تفاوت در طبقه اجتماعی و ثروت و دارایی در کنار هم زندگی سعادتمندی را می گذرانند . بنابراین آنچه برای سازگاری زن و مرد مهمتر و مؤثرتر است کمالاتی از قبیل ایمان و تقوا ، اخلاق و رفتار نیک ، هوش و درایت و تربیت و اصالت خانوادگی است .

تناسب و تفاهم به جای تطابق و تشابه
زن ومرد از نظر عواطف و احساسات و سلیقه و رفتار نمی توانند به یک وحدت دست یابند و تطابق و یکی بودن مطرح نیست ، بلکه مراد توافق کلی زن و مرد در مسائل مختلف زندگی است که زیربنای آن تفکر و اندیشه است . هیچ دو نفری صد در صد مثل هم نیستند و هیچ دختر یا پسری با فتوکپی خویش ازدواج نمی کند ، لکن هر اندازه نقاط مشترک و تشابه بین دختر و پسر بیشتر باشد احتمال بهتر زیستن و سازگاری آنان بیشتر خواهد بود . در عین حال که زندگی های زناشویی نیز همانند افراد با یکدیگر متفاوت است و زندگی هر زن و مرد بی همانند و در نوع خود بی نظیر است . زن و مرد باید به رغم تفاوتهای فردی خود که حاصل عوامل ارثی ، محیطی و رشد در طول زمان است یکدیگر را درک کنند ، زبانیکدیگر را بفهمند ، تفاوت در سلیقه ها را بشناسند و یکدیگر را آن گونه که هستند بپذیرند .
پس هر دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید با تکیه بر توان عقلی و قدرت اندیشیدن خود معیارهای اصولی ِِ همانندی را در نظر بگیرند و با توجه به نقاط مشترک و تشابه بیشتر ، همسر خویش را برگزینند، با او پیمان ازدواج ببندند و برای یک زندگی سازنده ، شاد و سعادتمند بر خداوند توکل کنند .
اساس حفظ روابط در زندگی زناشویی و خانوادگی ، پیروی از ارزش های اخلاقی است و نه صرفاً اتکاء به امتیازات و حقوقی که قانون برای مرد و زن یا فرزندان در نظر گرفته است . بحرانی که در جوامع امروز زندگی زناشویی، کیان خانواده و حتی جوامع را تهدید می کند ، عمدتاً معلول فقدان اخلاق و ارزشهای اخلاقی است .
از جلوه های تفاهم در خانواده و زندگی زناشویی، روحیه گذشت و عفو ، شکیبایی و بردباری ، صمیمیت و صداقت ، حُسن خـُلق و پذیرش ، تکریم و تواضع ، محبت و روابط مطلوب و سازنده زن و مرد است .
به خلق و لطف توان کرد صیدِ اهل نظر    به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
به امید اینکه همه ی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک با توکل به خدا ، برترین گزینه را انتخاب کنند .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
فاصله سنی چقدر مهم است ؟
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

چه کنیم که خانواده ای با دوام و مستحکم داشته باشیم؟
این سئوالی اساسی است که هر جوانی در آستانه ازدواج مصمم به یافتن پاسخ آن است ، گرچه پاسخگویی به آن بعد از ازدواج هم دارای اهمیت است. جالب است که بدانیم جواب شرع ، عقل ، علم و عرف به این سؤال یکسان است. و آن یک کلمه یعنی " کفو همدیگر بودن " است. کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، همشأنی و همطرازی و در اصطلاح عرف یعنی با هم جور بودن.
ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلی و اساسی آن ، زن و مرد می باشند و هر قدر بین این اجزاء و عناصر هماهنگی ، تناسب و سنخیت بیشتری باشد. آن پیوند استوارتر ، مستحکم تر، پرثمرتر و لذت بخش تر خواهد بود. و به تعبیر "فلسفه السنخیه عله الانضمام" ،  سنخیت و همتایی سبب جذب و پیوند است . به عکس ، هر چه این تناسب و هماهنگی کمتر باشد، زندگی سست تر، تلخ تر، کم ثمرتر و ناپایدارتر خواهد بود. علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری ها و ناسازگاری های زندگی زناشویی ، عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است، بنابراین شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب  بین زوجین است ضروری و لازم می باشد و به هیچ وجه نباید این مسئله را به بعد از ازدواج موکول کرد. یکی از امور مسئله تناسب و هماهنگی در سن زوجین است. لزوم تناسب سنی از اطلاق آیاتی مثل " فانکحوا ما طاب لکم من النساء " همسری مورد پسند و دلنشین انتخاب کنید، استنباط می شود. همچنین در روایات اسلامی به صراحت ، هم کفو بودن مطرح شده است. پیامبر اسلام می فرماید: با همسان و هم شأن خود ازدواج کنید.
می توان گفت اسلام معیار و دلایل هماهنگی در سن را به عقل و عرف و علم سپرده است. اگر فرد به تجارب فراوان و واقعیت های موجود در جامعه و استدلال های علمی در این مسئله نظری بیفکند به راحتی پی خواهد برد که همسر دلنشین و مورد پسند همسری است که دارای هماهنگی و تناسب سنی باشد. قابل توجه است که کفو هم بودن از نظر سن، تفاوت در سن است نه تساوی ؛ زیرا این تفاوت در آفرینش مرد و زن در مورد سن بلوغ قرار داده شده است.
در مطلب ذیل ابعاد مسئله مورد نظر از دیدگاه علم و عرف مورد بررسی قرار گرفته  است:
فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 4)  3 سال در نظر گرفت. البته این بدان معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود، حتماً نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست، ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی 4)  3 سال است. طبیعی است که اگر سایر شرایط ، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.
بارها با خانواده هایی مواجه می شویم که فاصله سنی زوجین حتی به 25، 20، 15، 13 سال و سال های بین این ارقام بالغ می شود و با یکدیگر مشکلات عدیده ای دارند . ما دراینجا به بررسی معایب ازدواج هایی می پردازیم که فاصله سنی بین زن و شوهر در آنها زیاد است.

1)  مشکل عدم درک مطلوب یکدیگر
وجود فاصله سنی زیاد موجب آن می شود که زن و شوهر نتوانند به خوبی یکدیگر را درک نمایند. فردی با داشتن بیست سال سن بیشتر ، طبیعی است که می تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد یا لااقل می تواند چنین احساسی داشته باشد. لذا این مسئله زمینه ای فراهم می کند که شخص ارزش لازم را به نظرات فرد کوچکتر ندهد یا طرف مقابل بیش از اندازه احساس کوچکی نماید و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود و همین مورد زمینه عدم تفاهم را به وجود می آورد که خود سبب پدید آمدن مشکلاتی عظیم در روابط زناشویی خواهد شد. اینان اغلب در وضع و موقعیتی هستند که توافق روحی ندارند و نمی توانند مسائل و مواضع یکدیگر را درک کنند.

2)  عدم تناسب در تواناییهای جسمی
وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. مثلاً زنی که هفده  سال دارد ، در دوران جوانی به سر می برد و همسر او که در 35 سالگی است، به مرز میان سالی نزدیک شده است. یکی غالباً فعال است و دیگری زودتر خسته و در اوقاتی منفعل می شود، گاه این خستگی و انفعال از طرف همسر جوان به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گیرد و به حساب کم کاری گذاشته می شود، یا به عنوان شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مطرح می گردد، و وقتی که با این عنوان طرح می نماید، طبیعی است که طرف مقابل احساس ناراحتی می کند و ممکن است این امر عاملی برای برانگیختگی او شود و در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و غیر قابل تحمل شود. در حالی که مرد قصد شانه خالی کردن از مسئولیت را ندارد ولی از طرف همسرش متهم به تنبلی و بی مسئولیتی می شود و از آنجا که در چنین مواردی مرد تنبلی را نمی پذیرد، مجادلاتی در می گیرد.

3)  انعطاف پذیری کمتر فرد بزرگتر
وقتی دو جوان با یکدیگر زندگی می کنند ، به دلیل جوانی انعطاف پذیری بیشتری دارند. فرد در سنین پایین تر چون نهال جوان است، امکان تغییر فراوانی را دارد. اما درختان ، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشته اند.
همین امکان تغییر و تحول است که ما را به یاد کلام گهربار پیامبر اسلام (ص) می اندازد که فرمود : بیشتر کسانی که به من ایمان آوردند، جوانان بودند.
وقتی که دو نفر جوان با هم ازدواج می کنند ، برای دست یافتن به سازگاری تلاش می کنند به نظر همدیگر توجه می کنند و خود را طوری تطبیق می دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب نمایند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین است.

4)  پیدا شدن سوءظن
گاه وجود فاصله های سنی زیاد باعث می شود که زوجین سوء ظن هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارائه نمایند.

5)  عدم ارضای غرایز
یکی از اهداف ازدواج ، ارضای غرایز است و این خود می تواند عامل مؤثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، به لحاظ غریزی افول می نماید، به نحوی که زوجین نمی توانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تأمین نمایند و همین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده ، محیط خانواده را متشنج کند. این مسئله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می انجامد و در برخی از زنانی که خویشتندار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزشها دیده می شود.

6)  امر و نهی پیوسته ی فرد بزرگتر
در چنین خانواده هایی فرد بزرگتر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می داند که مدام به همسر خود امرو نهی کند و امر و نهی بیش از حد- که همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می کند - موجبات ناراحتی همسر را فراهم می آورد. فرد بزرگتر احساس می کند که باید فرد کوچکتر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت نماید. البته زن و شوهر باید برای تکامل وتعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.

7)  کمرویی با همسر
یکی از مواردی که در این گونه خانواده ها دیده می شود، این است که فرد کوچکتر دچار نوعی کمرویی رنج آور است و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد. لذا حرف های ناگفته در این خانواده ها بسیار است و مجال مناسبی برای طرح آنها وجود ندارد. سخنان ناگفته بر دل فرد رنجیده سنگینی می کند و گاه به فضای بیرون از خانه کشیده شده، برای دیگران مطرح می شود و این امر مورد قبول و پذیرش فرد بزرگتر نیست. زیرا او فکر می کند که همسرش اسرار خانواده را به بیرون از خانه برده ، برای این و آن نقل می کند و این خود موجب بروز اختلافات تازه ای می شود و اگر فرد کوچکتر دردها را بازگو نکند، آنها بر روی هم انباشته شده ، او را افسرده می کند. در حالی که درد دل کردن به آرامش فرد کمک می کند و او از این که همسری دارد که به درد دلهای وی گوش می دهد، احساس آرامش می کند، زیرا خوب شنیدن درد دلها بخشی از تسکین آلام است و بدین ترتیب فرد به پالایش روانی دست می یابد. وجود چنین فضایی در خانواده ضامن سلامت و بهداشت روانی زوجین است. وجود کمرویی بسیار و رنج آور مانع بیان دردها شده ، چون تخلیه روانی صورت نمی گیرد، سلامت روانی فرد کوچکتر در معرض خطر قرار می گیرد. خانم جوانی می گفت: همسرم سالها از من بزرگتر بود و من همیشه با وی رودربایستی داشتم. از وی سؤال شد : تا کی با همسرت رودربایستی داشتی؟ او گفت: تا دو ساعت قبل از مرگ شوهرم.

8)  دادن امتیازات بیش از حد
در این نوع خانواده ها ، معمولاً مشکل دیگر این است که فرد بزرگتر برای این که فرد کوچکتر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند. اما هر کس قادر نیست که مدام چنین امتیازاتی بدهد ، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگتر غیر قابل تحمل و یا غیر ممکن می گردد و بدین ترتیب از انگیزه طرف مقابل برای ادامه زندگی می کاهد. از سویی طرف کوچکتر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری بر می آید و تقاضاهای فراوان جوانی پر انرژی و توانا ، اختلافات خانواده را تشدید و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می کند و بدین ترتیب خانواده ای نابسامان شکل می گیرد که کشمکشهای ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می کاهد و در نتیجه تأثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش می دهد.

9)  ترس و ناامنی
در مواردی هم دیده می شود که فرد کوچکتر ، دچار ترس و و حشت می شود و این هنگامی اتفاق می افتد که مرد خانواده از سن و سال بیشتری برخوردار است.
خانمی می گفت با اینکه چند ماهی از مرگ همسرش نگذشته بود، و چندان متأثر هم به نظر نمی رسید. وقتی از اختلافات خانوادگی و تأثیرات منفی آن بر روی فرزندانش سخن می گفت، به تفاوت سنی زیاد خود با همسرش اشاره کرد و گفت : روزی که ازدواج کردم سیزده  سال بیشتر نداشتم، در حالی که شوهرم در آن روزها  سی ساله بود و من از دیدن او سخت دچار وحشت شده ، پیوسته از او می ترسیدم و این ترس و ناامنی تمامی وجودم را پر کرده بود و تا زمان مرگ او نیز وجود داشت، این ترس شدید همه ی آرامش مرا سلب کرده بود.
پس اگر فاصله سنی میان زوجین زیاد نباشد، این گونه ترسها کمتر دیده می شود.

10)  نتایج نامطلوب دیگر
تفاوت سنی زیاد بین زوجین مشکلات دیگری نیز در پی دارد که در دوره های پایانی زندگانی رخ می دهد و از آن میان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
الف- احساس پشیمانی
در غالب موارد ، این نوع ازدواجها با پشیمانی همراه می شود، زیرا مشکلات فراوان ناشی از این نوع ازدواجها به قدری زیاد و غیر قابل تحمل است که در اکثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می کند.
ب- بروز مشکلات غیر منتظره
پیدایی مشکلات غیر قابل انتظار، پیامد نامطلوب دیگر چنین ازدواج هایی است. خانمی که همسرش را از دست داده بود و با او تفاوت سنی زیادی هم داشت، اظهار می کرد : به دلیل عدم درک یکدیگر، زندگانی ما سراسر پر ازمشاجره و دعوا بود. او در مورد عاقبت زندگانی اش با همسر بزرگتر از خود می گفت: حالا که او مرده ، پسر بزرگم مرا رها نمی کند و پیوسته به من می گوید: بالاخره با آن همه دعوا و جار و جنجالهایی که به راه می انداختی کاری کردی که پدرم بمیرد و در واقع تو پدرم را کشتی ومن هر چه می گویم مرگ پدر به دعواهای ما ربطی ندارد از من نمی پذیرد و با من سر این موضوع درگیری پیدا کرده است، یعنی تا وقتی که همسرم بود ، با او دعوا می کردیم و حالا پسرم جای او را در دعوا و مشاجره گرفته است.
ج- جرم زایی فرزندان
مشکل دیگری که در این گونه ازدواجها دیده می شود ، این است که امکان جرم زایی در فرزندان آنها بیشتر از مواردی است که زوجین فاصله سنی مناسبی با یکدیگر دارند.
د- طلاق
معضل دیگری که گاه در خانواده هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می شود ، مسئله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است و در نهایت می توان گفت که مشکلاتی نظیر عدم درک یکدیگر ، نداشتن تفاهم ، عدم انعطاف پذیری کافی و عدم ارضای غرایز ، گاه به عنوان موانعی جدی بر سر راه تداوم زندگی تلقی می شوند و طلاق که مرگ اجتماع کوچک خانواده است ، رخ می دهد.

توجه
با بررسی سن ازدواج در میان قشرهای مختلف و جوامع گوناگون در می یابیم که غالبا ًسن مردان در جریان ازدواج بیش از زنان است. آلن ژیرار می نویسد : آگاهی های جمعیت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است و می دانیم که بیشتر اوقات ، افرادی با هم پیوند زناشویی می بندند که از لحاظ سنی به هم نزدیک باشند. از این رو تناسب سنی را باید به عنوان یک ضریب مهم همسان همسری که در جامعه از اهمیت والایی برخوردار است، در نظر بگیریم.

دیدگاه دینی
از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد ، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می شود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد. کمالات پیامبر به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه (س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی شد و از سوی دیگر خدیجه (س) نیز زنی با کمال و بی نظیر بود. تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف نمود و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد، در شعب ابیطالب با دیدن تمامی مشقت ها، به دلیل علاقه ای که به اسلام و پیامبر داشت، همه آنها را تحمل کرد و فاطمه (س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت. پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هر گاه که نام خدیجه (ع) را می شنید اشک در چشمان مبارکش حلقه می زد، به نحوی که اطرافیان آن حضرت ، تأثر او را به خوبی حس می کردند.
نتیجه آن که فقط کسانی می توانند در این نوع ازدواج ها موفق باشند که از رفتار پیامبر (ص) و خدیجه (ع) به خوبی متأثر باشند.
امام صادق ( ع ) می فرمایند :
العارفه لاتوضع الا عندالعارف
زن فهمیده ی فرزانه باید در کنار مرد فهمیده قرار گیرد نه غیر آن .
در پایان تأکید می کنیم که ضمن رفع مشکلات چنین خانواده هایی از طریق مشاور خانواده باید به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند ، آموزش داد که فاصله سنی بین آنان بین سه یا چهار سال و حداکثر هفت سال باشد و این چیزی است که باید در موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنان تشریح نمود تا دریابند که با فاصله سنی کمتر ، مشکلات کمتری خواهند داشت، مشروط بر این که به سایر جنبه های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.
تذکر
شاید یکی از خوانندگان این مطلب شما برادر یا خواهر گرامی باشید که تفاوت سنی زیاد با همسر خود داشته باشید و ذهن شریفتان مشغول گردد که این مشکلات در زندگی ما هم بروز خواهد کرد. پس چه باید کرد و راه حل چیست؟ نگران نباشید ، زیرا شما با پیامدهای تفاوت سنی زیاد آشنا شده اید و با اراده و کسب راهنمایی می توانید از بروز مشکلات جلوگیری نمایید.
انشاءا...


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ازدواج با هدف های انحرافی
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

هدف های ازدواج:
خداوند متعال در آیه 21 سوره روم می فرماید:
و یکی از نشانه های لطف الهی آن است که برای شما آدمیان از جنس خودتان همسرانی آفرید که در کنار او آرامش  یابید،  باهم انس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی قرار داد، در این امر نشانه هایی است برای آنان که تفکر می کنند.
با توجه به آیه کریمه فوق، هدف از ازدواج آرامش، انس و رأفت و مهربانی دو جنس مرد و زن است.در جهان بینی اسلام، هدف های ازدواج و تشکیل خانواده، متعدد ذکر شده که اهم آنها به شرح زیراست:
1)  پاسخ به ندای غریزه و فطرت؛
2)  ایجاد کانون آرامش برای دو همسر؛
3)  داشتن فرزند و تربیت کودکان و نوجوانانی صالح، سالم و نیکوکار؛
4)  حفظ عفت و پاکدامنی؛
5)  دوستی، محبت و عشق؛
6)  اجرای سنت رسول (ص)؛
7)  تأمین سلامت جسم و روان و برقراری تعادل در وجود آدمی؛
8)  کمک به تعادل و رشد یکدیگر.
با توجه به موارد فوق می توان گفت در زناشویی ، هدف ارضای نیازهای روانی، جسمانی و آرامش و فراهم ساختن امکانات رشد و تعالی مرد و زن می باشد. زناشویی باید براساس محبت، همکاری، همدردی، تفاهم، گذشت و فداکاری متقابل زن و شوهر استوار باشد. بنابراین عدول از هدف های فوق زندگی را به طرف نابسامانی و جدایی سوق خواهد داد.
بسیاری از افراد، ازدواج را برای هدف هایی غیر از اهداف زناشویی انجام می دهند و در نتیجه پس از حصول به هدف خود و یا قبل از آن، ازدواج دچار نابسامانی و تزلزل می شود و زندگی را دچار سختی و گرفتاری می نماید.

مشاوره ازدواج در رابطه با هدف های انحرافی
ابتدا مشاور باید بررسی نماید که هدف های واقعی ازدواج، مورد نظر مراجع هست یا خیر. چنانچه مراجع در انتخاب همسر تحت تأثیر عامل یا عوامل خاص، قرار گرفته است، مشاور باید او را به هدف های ازدواج در ارتباط  با ارضای نیازهای روانی و جسمانی و داشتن یک زندگی خوشایند و لذتبخش و با ثبات توجه دهد و نتیجه گزینش فعلی او را در رابطه با هدف های حقیقی ازدواج بسنجد. در این رابطه مهم آن است که با استفاده از روش غیرمستقیم ، عواطفی که مراجع را منصرف ساخته ، تخفیف یابد و او شخصاً در جهت انتخاب مناسب بینش حاصل نماید. بدیهی است برای حصول به این هدف ، مشاور باید وقت بیشتری بگذارد و از فنون و روش های مختلف استفاده کند تا بتواند در تغییر مسیر مراجع تأثیر بگذارد.
فنون و روش هایی که در این مورد می تواند مورد استفاده قرار گیرد به شرح زیر است:
- دختران کم سن و سال (در سنین دبیرستان) غالباً بدون توجه به کلیه عوامل مؤثر در ازدواج و تنها تحت تأثیر یک یا چند عامل مورد علاقه خود به پسر یا مردی خاص اظهار علاقه می کنند.در چنین مواردی مشاور باید علاوه بر آن که مراجع را به کلیه عوامل مؤثر در ازدواج توجه می دهد ، او را از مخاطرات همسر گزینی با تکیه بر یک خصوصیت آگاه سازد. باید از پدر و مادر او کمک بگیرد و ضمن مشاوره با مراجع ، والدینش را قبل از وقوع حوادث در جریان قرار دهد.
- پدران و مادرانی که روی عقاید خاص، دختران و پسران خود را مجبور به انتخاب همسر می کنند،
باید مورد مشاوره قرار گیرند. به این گونه پدران و مادران باید مفهوم ازدواج و هدف های آن تفهیم گردد و ضمن طرح موارد مشابه و نتایج شوم حاصله، به آنان بصیرت داده شود، تا از فشار بر جوانان ( که تنها همسر پیشنهادی آنان را قبول کنند) دست بردارند.- پدری می خواهد برای پسرش همسری انتخاب کند که مطیع محض او باشد( به جای همسر کلفت بگیرد). قوم و قبیله ای که نظرشان در ازدواج، صلح و آشتی است یا کسانی که به خاطر ثروت ازدواج می کنند، بهتر است برای رسیدن به هدف خود وسیله دیگری را برگزینند. مشاور با روش های مختلف باید به این قبیل افراد، اهمیت امر زناشویی را تفهیم کند و راه هایی که می تواند هدف آنان را تأمین کند نشان دهد.

- دختران یا پسرانی که تحت تأثیر عناوین علمی یا شغلی ، یا به خاطر زیبایی طرف مقابل  بدون احتساب سایر عوامل مؤثر در ازدواج به انتخاب می پردازند ، نیاز به مشاوره دارند.
عناوین علمی و شغلی ، یا زیبایی از عوامل مهم در ازدواج به شمار می رود؛ ولی مهمتر از آن نادیده گرفتن عوامل اخلاقی و فرهنگی و سن ازدواج و سایر عوامل است که احتمال توفیق در ازدواج لذتبخش و خوشایند را کاهش می دهد. مشاور خانواده باید این گونه مراجعان را به خطرات یک بعدی نگریستن در ازدواج توجه دهد، و سعی کند اهمیت سایر عوامل مؤثر در زناشویی را نیز به آنان تفهیم نماید.- دختران و پسرانی که به خاطر هنر، استعداد و نبوغ ، لباس ، ظواهر و قهرمانی فریفته ازدواج می شوند و سایر جنبه ها را نادیده می گیرند نیز باید با موارد مشابه که زناشویی موفق نبوده ، مواجه گردندو با بحث و بررسی، آگاهی کافی در مورد عواقب نامطلوب نادیده گرفتن عوامل مهم زناشویی به آنان داده شود تا بینش لازم را به دست آورند و بتوانند تصمیم عاقلانه بگیرند.
- افرادی که هدف آنان از ازدواج سوء استفاده است.
چون ویژگی های اخلاقی و شخصیتی در طول زمان ایجاد می شود و برای اصلاح آن به زمان زیادی نیاز است، بنابراین مشاوران باید با استفاده از فنون و روش های مختلف و تشکیل جلسات متعدد مشاوره، نسبت به اصلاح رفتار این گونه افراد اقدام نمایند همچنین باید به مراجعانی که ممکن است طعمه این افراد قرار گیرند اطلاعات لازم داده شود.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش میزان تحصیلات در ازدواج
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

میزان تحصیلات از عوامل مهم تشکیل دهنده شخصیت و بخصوص در ایران تعیین کننده وجهه اجتماعی است.
احتمالات زیر را می توان درباره میزان تحصیلات زن و شوهر در نظر گرفت:
1)  مرد دارای تحصیلات عالی است؛ ولی زن دارای تحصیلات متوسط یا کمتر است.
2)  مرد و زن هر دو دارای میزان تحصیلات یکسانی هستند.
3)  زن دارای تحصیلات عالی و مرد از تحصیلات کمتری برخوردار است.
4)  مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد است  ، یا تحصیلات اندکی دارد.
در حالت 1 و 2 مشکلی ایجاد نمی شود؛ ولی در حالت 3 و4 غالباً زندگی زناشویی مواجه با ناسازگاری و در پاره ای موارد از هم پاشیده می شود. زنی که دارای تحصیلات عالی بوده، پزشک یا مهندس است، از نظر تفاهم با مردی که حداکثر تحصیلات ابتدایی دارد و مثلاً راننده یا لوله کش است تفاهم ندارد. مرد دنیا را به گونه ای می بیند و زن گونه ای دیگر . زن در مجالس و محافل، زمانی که شوهرش صحبت می کند و احتمالاً بیشتر کلمات را غلط ادا می نماید و یا مطالب ناخوشایندی را مطرح می نماید، احساس ناراحتی و حقارت می کند؛ و در نهایت زندگی برای هر دو تلخ خواهد شد.
در حالت دوم که مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد یا کم سواد است نیز همان وضعیت اول برای مرد وجود دارد. این حالت وقتی اتفاق می افتد که مرد در روستای خود در سن 18 تا 20 سالگی زمانی که در دبیرستان درس می خوانده  با یکی از دختران بی سواد روستایی خود ازدواج کرده و صاحب فرزند نیز شده است. سپس با توجه به استعداد و آمادگی ذهنی که داشته به شهر آمده و تحصیلات خود را تا مراحل عالی ادامه داده است. در چنین زندگی نیز فضای شادی و مسرتی حاکم نخواهد بود.
لازم به یادآوری است که نوع  تحصیلات مهم نیست. آنچه در ازدواج مهم است؛ سطح تحصیلات است. در عین حال چنانچه تحصیلات زن و شوهر در یک حوزه باشد؛ تفاهم زناشویی بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال ازدواج یک پزشک با یک پرستار بیشتر موفق خواهد بود؛ تا ازدواج یک پزشک با یک مهندس. معذلک نوع تحصیل در موقعیت ازدواج در مقام مقایسه با سطح تحصیلات بسیار کم اهمیت است. اهمیت سطح تحصیلات در ازدواج به قدری است که چنانچه تفاوت زیاد باشد ، می توان گفت به ندرت سازگاری وجود خواهد داشت.

مشاوره در امر ازدواج در رابطه با عامل تحصیل
میزان تحصیلات عامل مهمی در زندگی زناشویی است. بنابراین در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد. مشاوران در رابطه با عامل تحصیل در امر همسر گزینی باید مراجعان را به اهمیت موضوع توجه دهند و در موارد مختلف به شرح زیر عمل نمایند.
1)  با توجه به فرهنگ ایرانی چنانچه مرد تحصیلات بیشتری داشته باشد ، در زندگی زناشویی مشکلی ایجاد نمی شود. معمولاً مردانی که تحصیلات عالی دارند ، میزان تحصیلات همسر خود را در سطح متوسطه ، در صورت هماهنگی سایر عوامل می پذیرند. بنابراین مشاوران در مورد مراجعان خود باید این نکته را مورد توجه قرار بدهند. مواردی دیده می شود که مرد با وجود داشتن تحصیلات عالی همسر خود را با تحصیلات متوسطه انتخاب می کند و مایل نیست که او تخصصی داشته باشد و خارج از خانه شاغل گردد. تمایلات دختر و پسر در مورد سطح تحصیل ، در مشاوره همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد. ولی به هر حال پایین تر بودن سطح تحصیلات دختر در مقابل پسر غالباً مشکل اساسی ایجاد نمی نماید.
2)  دختر دارای تحصیلات عالی و پسر دارای سواد اندک و یا تحصیلات در حدود متوسطه است. در این حالت ممکن است در زمان ازدواج به علت نکات مثبتی که در پسر وجود دارد ، پیوند زناشویی انجام گیرد؛ ولی این تفاوت احتمال دارد به تدریج به علل اشتغال اجتماعی زن و احساس برتری نسبت به شوهر و برعکس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب اختلاف شود و زندگی شیرین زناشویی مبدل به کشمکش روانی و اخلاقی گردد. بنابراین مشاور باید عواقب بعدی این حالت را به پسر و دختر گوشزد کند و آنان را متوجه سازد که اختلاف سطح تحصیل بالاخره ممکن است زمینه ای برای اختلاف باشد و آنان باید در انتخاب همسر به این نکته توجه نمایند.

3)  حالت دیگر آن است که زن یا شوهر پس از ازدواج درس خوانده و اختلاف سطح تحصیل ایجاد شده باشد و این امر موجب از هم گسیختن و یا به هم خوردن محیط گرم خانواده گردد. در این موارد مشاور باید شوهر را به زندگی پس از ازدواج مجدد و وضعیت زن اول و احیاناً فرزندان قبلی او توجه دهد و با مقایسه دو حالت عدم ازدواج و ازدواج دوم او را به نابسامانی های  حالت دوم متوجه سازد. وانگهی زن را در جهت تطبیق دادن خود با شرایط زندگی جدید شوهر ترغیب نماید و بالاخره زوجین را در جهت این واقعیت که از هم گسیختگی زندگی آنان شرایط بهتری را ایجاد نمی نماید؛ آگاهی دهد.
4)  حالت دیگر موردی است که زن پس از ازدواج تحصیلات عالی می نماید و به فکر جدایی و طلاق می افتد. در این حالت نیز مشاور باید با تشکیل جلسات مشاوره ای با زن و شوهر، به ویژه زن را متوجه زندگی بعد از طلاق و شوهر را در جهت هماهنگ ساختن خود با همسرش توصیه نماید.
5)  دخترانی هستند با تحصیلات عالی که به علل مختلف با مردی کم سواد یا بی سواد ازدواج می کنند.  در مورد این گونه دختران و بالعکس پسرانی با این حالت ، مشاور باید در انتخاب همسر، آنان را با اهداف ازدواج آشنا سازد و به آنان بینش دهد که هدف ازدواج نه ترحم و ثواب اخروی است و نه افکار غیر واقعی در جهت جلب رضایت والدین و یا حفظ موقعیت آنان. در این صورت مسلماً این گونه دختران و پسران تن به چنین ازدواج هایی نخواهند داد و در نتیجه با ناراحتی های بعد از ازدواج و یا با طلاق و از هم گسیختگی خانواده مواجه نخواهند شد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تأملی بر ازدواج های دانشجویی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

مدتی است که نوعی ازدواج در جوامع دانشگاهی ما به عنوان عالی ترین مکان فرهنگی ، تحقیقاتی و اطلاعاتی رواج پیدا  کرده و بحثی به نام " ازدواج دانشجویی"  را در بین علماء ، اساتید ، خانواده ها و جوانان رواج داده است. ما نیز بر آن شدیم به سهم خود این نوع پیوند را از زوایای متفاوت مورد تحلیل قرار دهیم.
ازدواج از طریق پیوند عاطفی ، روانی و جسمانی بین زن و مرد به عنوان عناصر اصلی تشکیل دهنده ی نهاد خانواده برقرار می شود و اشتراک منافع ، عقاید ، سازماندهی ، هدفمندی و برنامه ریزی را طلب می کند تا به صورت ازدواجی موفق جلوه گر شود.
ازدواج موفق در فرهنگ های مختلف تعابیر متفاوتی دارد. اما آنچه درتمام نظامهای عقیدتی و فرهنگی دنیا به عنوان  مهمترین خصیصه ازدواج موفق ذکر می شود آن است که پیوند سالم و ازدواج زنده ، تداوم در تفکر طرفین را به همراه  خواهد داشت. بدان صورت که با توجه به خواسته ها ، انتظارات و نیازهای خود و درنظر گرفتن هنجارهای جامعه به آنچه معقول و منطقی است دست یابند. عبارتی وجود دارد که در عین کوتاهی، به اندازه یک زندگی مشترک حرف به همراه دارد. " طلاق عاطفی!" و این بدان معنی است که زوجین علیرغم آنکه با هم و در زیر یک سقف زندگی می کنند، تنها سعی کرده اند در ظاهر،  کنارهم باشد. اما در عمل همدردی ، همدلی ، تفاهم واحترام متقابل ، تکمیل و تکامل ، و عشق از کانون خانواده رخت بربسته و مهمترین شرط  و کارکرد نظام خانواده که همانا محبت ، عشق ورزی و تکامل است در آن رعایت نمی شود.
طرز فکر و دیدگاه مشترک
آنچه که برای یک ازدواج زنده، حیاتی تلقی می شود ، طرز فکر یکسان و دیدگاه مشترک بین افراد است . طرز فکر هریک از ما با توجه به سن ، نوع فرهنگ وسطح تحصیلات رسمی یا غیر رسمیمان شکل می گیرد. با این تعبیر بسیار طبیعی است که نوع نگرش یک انسان پنجاه ساله با انسانی بیست ساله تفاوت اساسی داشته باشد. مشابه بودن سطح تحصیلات دردانشجویان به علت نزدیک بودن میزان بهره ی هوشی و شیوه نگرش آنها به محیط پیرامون ، به شیوه ای معمولی یا انتزاعی می تواند به موفقیت یک ازدواج کمک می کند ، اما عاملی اساسی تر در این مورد فرهنگ است . در کشور ما تجانس فرهنگی بسیار کم دیده می شود . زیرا علیرغم فرهنگ اصلی و کلیت یافته ایرانی، خرده فرهنگهای فراوانی را در شهرها ، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده می کنیم که با وجود تداخل فرهنگها و گستردگی ارتباطات ، هنوز به قوت خود باقی است. به عنوان مثال قوم کرد در منطقه غربی کشور تجمع یافته و قوم ترک در شمال و شمال غرب کشور؛ اما علیرغم همسایگی مکانی و نزدیکی جغرافیایی ، از لحاظ رسوم ، عقاید و سنتها و طرز تلقی مفاهیم متعدد مثل خانواده ،خواستگاری ، مراسم عروسی وعزا ، خوب و بد و... با هم بسیار متفاوت به نظر می رسند.
تفاوت شیوه نگرش درخانواده
علاوه برمسائل فرهنگی بد نیست بدانیم عوامل بسیاری در ازدواج وتفاهم پس از آن مؤثرند . عواملی که اکثراً در سطح  ناخودآگاه ذهن جای گرفته اند . طبق پژوهش ها ی به عمل آمده یکی از علل مهم و قابل توجه طلاق در خانواده ها، بروز سوء تفاهم وعدم درک متقابل در طرفین است. اکثر زوج های در حال طلاق ، عدم تفاهم و دخالت خانواده زوج را مهمترین عوامل جدایی خود ذکر می کنند .علت بروز سوء تفاهم ها و ادراکهای متفاوت در موقعیت های یکسان آن است که تجارب اولیه ما به شدت تحت تأثیر فرهنگ و محیط زندگی ، شرایط اقتصادی ، خانوادگی ، تربیتی ، شیوه نگرشی خانواده و نوع زندگی است که در افراد مختلف به شدت متفاوت می نماید.
فرهنگها و تجارب گوناگون
دانشجویانی که با فرهنگ های متفاوت و تجارب گوناگون تصمیم به ازدواج می گیرند باید به طور جدی متوجه پیشینه خانوادگی و فرهنگی مختلف و احتمالاً متناقض با شرایط طرف مقابل خود باشند . این بهترین راه برا ی پیشگیری از وضعیتی است که زوج جوان با مراجعه به مراکز مشاوره اظهارمی دارند : همسرم مرا درک نمی کند! گاهی برخی جوانان در ابتدا متوجه تفاوتهای خود به لحاظ خانوادگی ، شخصیتی ، عقیدتی و... با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دلیل علاقه کورکورانه ، که فقط از روی احساس بدون پایه عقلی و منطقی ایجاد شده ، با ساده اندیشی گمان می کنند می توانند تفاوتها را در سایه " عشق"  تنها  به اشتراک تبدیل کنند. علاقه و محبت برای تداوم یک زندگی مشترک عامل اصلی و پایه اساسی تلقی می شود اما منطقی تر آن است که عشق را مکمل ازدواج بدانیم نه عامل آن. احساسات شدید وعواطف رقیق جوان ، گاه او را به سمتی می خواند که تنها ملاک انتخاب خود را در چند برخورد کلاسی و دانشگاهی و علاقه ای که در اثر همجواری ایجاد شده خلاصه می کند. حال آن که عادات دیداری، با عشق تفاوتهای اساسی و اصولی دارد. آن هم عشقی که لازمه یک زندگی موفق زناشویی است. حتی پس از ازدواج نیز عشق ورزیدن هنری است که رعایت قوانین و اصول خاصی را طلب می کند. اصولی مثل پذیرش، درک وهمکاری .
پیش از توجه به این موارد ، لازم است هر جوان در اعماق ذهن و افکار خود به خود شناسی بپردازد. لازم است تا پیش از تصمیم به ازدواج ، .
هر یک از ما تکلیف خود را با مفاهیم انتزاعی و غیرانتزاعی و انتظارات و اهداف خود روشن کنیم تا از گزند آرمان گرایی های دور از دسترس و درگیرشدن در دام اوهام رهایی یابیم . شاید  در سایه این خود شناسی به واقع بینی و آنچه که یارو مددکار ما در حیات فکری و عقیدتی ماست دست یابیم .

ویژگی های شخصیتی
یکی از سؤالات کلیدی در زمینه خودشناسی که پیش زمینه اساسی انتخاب همسر و ازدواج تلقی می شود آن است که واقعا از همسر آینده خود چه انتظاری داریم؟ و چگونه انسانی را با چه شرایط رفتاری و ویژگی های شخصیتی ، برای شراکت در زندگی می پسندیم.
اگر خواسته ها و معیارهای اصلی و حیاتی شخصی خود را بیابیم با دیدی واقع بینانه و عمیق تر می توانیم به کاوش شریکی با شرایطی نزدیک به آن ویژگی ها بپردازیم . در این میان نباید تشابه فکری ، عقیدتی و شخصیتی طرفین و خانواده آنان را از یاد برد . ازدواج نه تنها ترکیب دو انسان ، بلکه تداخل دو خانواده است .
خانواده ها به عنوان عوامل بسیار مؤثر در زندگی یک زوج تازه پیوند یافته می بایست از تناسب درموقعیت های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، دینی و... برخوردار باشند تا به تبع آن شاهد تشابه زوجین نیز باشیم. درصد ریسک تطابق و تشابه در موارد بالا بین دانشجویان بسیار بالاست ؛ زیرا در این گونه پیوندها معمولاً با خانواده هایی روبرو هستیم که هیچ گونه اطلاع و آگاهی از ساختار اجتماعی و فرهنگی یکدیگر ندارند و تنها به علت اصرار فرزندانشان موافقت کرده و به نوعی ، تسلیم خواست آنان شده اند .
استقلال مالی جوانان
تصور می کنید تا چه حد می توانید از خصوصیات اخلاقی ، خانوادگی ، فرهنگی و رفتاری همکلاسی یا هم دانشگاهی خود اطلاع حاصل کنید؟ با توجه به این که انسانها موجودات پیچیده ای هستند  و توانایی تظاهر و نقش بازی کردن را نیز دارند. شاید به سبب همین توانایی ، اغلب اوقات رفتار انسان غیر قابل پیش بینی است و به طور طبیعی هر یک از ما در جمع سعی می کنیم خصوصیات منفی خود را پنهان کرده ، چهره ای منطقی ، آرام و دوست داشتنی از شخصیت خود به نمایش بگذاریم . آیا چند برخورد و یا رد و بدل کردن چند کتاب و جزوه و نهایتاً تحقیقی مشترک ( که به شدت بعید می نماید) امکان شناخت زوایای تاریک شخصیتی  و رفتاری طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ می دانید که بسیاری از اوقات ریشه رفتارهایمان حتی برای خود ما روشن نیست. این همان چیزی است که در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سرکوب شده ی ما مرتبط می شود.
مسائل اقتصادی نیز به نوبه خود توجه ویژه ای را می طلبد ؛ چرا که اکثر دانشجویان از استقلال مالی برخوردار نبوده و به جهت طولانی شدن مدت تحصیل، میزان وابستگی مالی واستفاده ازامکانات خانواده تا سنین بالا ادامه یافته و نسبت به قبل طولانی شده است. در حالی که در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار کار شده ودرآمد مستقل مالی کسب می کردند. گرچه کار و تحصیل منافاتی باهم ندارند اما با شرایط زندگی امروزه ، اجباراً تحصیل علم بدون کار یا شغل مناسب برگزیده می شود. حتی پس از اتمام تحصیل نیز ضمانتی مبنی بر دستیابی به یک شغل مناسب وهمسو با تحصیلات وجود ندارد. لازم نیست شروع یک زندگی همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداری ازتأمین مالی و نداشتن دغدغه ونگرانی برای امرار معاش در حد متعادل ، شرط لازم تلقی می شود.
نظرات و خواسته های  منطقی
زندگی مشترک را نمی توان بر پایه اما و اگر ، و اصول سست و نامعقول بنا کرد. همچنان که هیچ معماری عمارت خود را برخاک سست بنیان نمی گذارد . هر زندگی پشتوانه ای قوی و منطقی می طلبد . مثلاً  تشابه فرهنگی در تمام دنیا از عوامل بسیار مهم موفقیت زندگی مشترک محسوب می شود. زیرا عوامل فرهنگی به زندگی جهت می بخشد ، اعتقادت ، مذهب ، نحوه معاشرت ، تربیت فرزندان و حتی پر کردن اوقات فراغت با عنایت به فرهنگ خاص هر خانواده و منطقه شکل می گیرد...
ازدواج دانشجویی درصورتی که تنها معیارانتخاب ، برخوردهای ظاهری ، بدون در نظر گرفتن مسائل اصلی حتی حاشیه ای باشد با درصد ریسک بسیار بالایی مواجه خواهد شد.
ساده اندیشی است که فکر کنیم :" من با یک نفر زندگی مشترک تشکیل می دهم ، با خانواده او چه کار دارم !؟...
نکته همینجاست. ازدواج ، برخورد دو فامیل ، دو خانواده و دو منطقه است .نادیده گرفتن خانواده ها ، نظرات و خواسته های منطقی آنان بزرگ ترین بی تجربگی جوانان محسوب می شود. اما آیا واقعاً هیچ راهی برای انتخاب همکلاسی به عنوان شریک زندگی نیست؟ آیا تمام ازدواج های دانشجویی خطا و برمبنای احساسات وعواطف گذرا و نامعقول شکل می گیرد؟
ازدواج دانشجویان نیز مانند هر پیوند دیگر می تواند به شکلی منطقی واصولی پایه ریزی شود. به شرط آن که مراحل و معیارهای مناسب در نظر گرفته شوند. طبعاً دوجنس مخالف درمکانی فرهنگی با هم برخورد می کنند. جهت گیری فکری جوانان ، شور عاطفی و شرایط خاص جوانی سبب می شود در برخوردها نیم نگاهی هم به ازدواج داشته و در بین همکلاسی ها درجستجوی شریک زندگی باشند و گاه همسویی هایی بعضاً تصادفی آنها را به سوی هم می کشاند. اما خوب است قبل از ایجاد علاقه و ورود به دنیای لطیف عاطفه ، پس ازانتخاب اولیه که مبنی برمنطق ودر نظرگرفتن معیارها وعوامل مؤثر درسعادت زندگی مشترک خواهد بود، انتخاب خود را با خانواده در میان بگذارند واز نظرات آنها و دلایلی که برای موافقت یا مخالفت با این پیوند دارند آگاه شوند. پس از موافقت خانواده و آشنا شدن هردو خانواده با هم ، جوانان نیز می توانند در سایه ی استفاده ازتجربیات خانواده و در محیط خانه ، به اطلاعاتی که لازمه ی شناخت همسر برای تشکیل یک زندگی مشترک است دست یابند و درکمال صداقت ، انتظارات ، اهداف وخواسته های خود را از ازدواج بیان کرده و نظرات شریک احتمالی زندگی آینده خود را نیز بشنوند ، و در سایه این گفت وشنودها ، تشابهات و اختلافات شخصیتی خود را محک بزنند . در سایه این شناخت ، پیوند مناسب تشخیص داده می شود و یا پیش از آن که اتفاقی بیفتد متوجه تفاوت های اساسی شده  و از بروز اشتباه در انتخاب پیشگیری می شود.
سعادت و خوشبختی
بیایید صادقانه اعتراف کنیم که والدین درپی سعادت وخوشبختی فرزندانشان هستند و گذر زمان تجربیاتی را در زمینه تفاهم، درک متقابل وهمسر مناسب به آنها اعطا کرده که چندان آسان و بی دردسر به دست نیامده اند .ازداوج مهمترینو سرنوشت سازترین تصمیمی است که در طول زندگی اتخاذ می کنیم . به طوری که درست یا غلط بودن آن ، شرایط عاطفی ، خانوادگی واجتماعی ما را در تمام طول عمر تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. بیایید از تجربیات والدین در جهت دستیابی به شادی و آرامش بهره جوییم و به جای این که آنها را مقابل خود بدانیم در کنارشان  قرار گیریم تا از درصد پشیمانی خود طی سالهای آینده کاسته باشیم . تحصیلات عالی ، ارتقاء سطح فکری و توانایی های ذهنی ،  انتزاعی واستدلالی انسان را موجب می شود اما اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم که تحصیلات جانشین تجربیات مفید و گرانبهای بزرگترها نخواهد شد . من وتو به عنوان جوان نیازمند تجربه ایم واگر انسان هوشمند ی باشیم همه چیز را خودمان تجربه نخواهیم کرد بلکه ا زتجربیات  و توانایی های دیگران خصوصاً بستگان نزدیک خود نیز بهره خواهیم جست . برخی تجربه ها به منزله ی هدر رفتن تمام عمر خواهد بود. آیا حق داریم به این بهانه که برای زندگی خود تصمیم می گیریم ، خود و اطرافیانمان را در دور باطل درگیری های خانوادگی و زناشویی ناشی از اشتباه در انتخاب خود قرا ر دهیم ؟ اگر زندگی مشترک یکی ازاعضای خانواده به بن بست برسد یا با مشکل مواجه شود تنها زوجین درگیر نخواهند بود بلکه اختلافات ، تمام اعضای خانواده را درگیر خواهد کرد. ضرب المثل معروفی است که می گوید : " آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند."
به هرحال ای جوان ! انتخاب صحیح حق توست، از حق طبیعیت دفاع کن و ازدواج را پیش از آن که شکل بگیرد نجات بده!


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ناسازگاری در زندگی زناشویی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

با اتخاذ روش های ساده می توان از بروز بسیاری اختلافات جلوگیری کرد. متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج های تحمیلی، شرایط سنی نامتناسب و ازدواج مجدد دیده می شود و هنوز بسیاری از جوانان تنها با دل خود پا پیش می گذارند و وارد زندگی زناشویی می شوند. آنچه در اینجا به آن می پردازیم، آیین همسریابی نیست، بلکه قصد داریم با بیان دلایل اصلی بروز اختلاف میان همسران و روش هایی ساده برای احتراز از آنها، قدمی در راه بهبود بخشیدن به روابط داخلی خانواده برداریم.
در حالی که امروزه بیشتر ازدواج ها با عشق صورت می گیرد و هر دو طرف قصد دارند به یکدیگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلی پیش می آید که می تواند به جدایی، یا یک زندگی مشترک بدون احساس، عشق و همراهی منجر شود. علی رغم کوشش های همسران - بیشتر به خاطر وجود بچه ها - برای نرسیدن به مرحله جدایی، بسیاری از پیوندهای زناشویی به طلاق رسمی و درصد بالایی از مابقی نیز به طلاق عاطفی منتهی می شود. ازدواج یک مبارزه است که امکان بروز پیش آمدهای منفی در آن بسیار است، یک زوج دانا باید بتوانند آنها را بشناسند، پیش بینی کنند و به آنها رسیدگی نمایند.
خشم می تواند به شکل هایی چون ضعف، بی ارادگی و تسلیم نیز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگی مانند یک مرده متحرک نیز برای یک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در یک کلام، رابطه را خواهد کشت.

اما عوامل مشکل آفرین چه هستند؟
به بخشی از این مسائل توجه کنید:
 - اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود می تواند رابطه ای را پایه گذاری کند که در آن، این شخص مدام در حال تعریف و تمجید از طرف مقابل خود است. چنین شرایطی بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنیدن کوچکترین تعریف و تمجیدی، به کسی غیر از همسر خود متمایل خواهد شد.
-  داشتن تعریفی خشک و انعطاف ناپذیر از نقش همسران در زندگی به طوری که هیچ فضایی برای آزادی عمل، تغییر و تحول و رشد شخصیت افراد باقی نمی گذارد. هنگامی که یکی از طرفین اجباراً نقشی را بپذیرد که با خود او متفاوت است، صمیمیت و تبادل نظر بین زوجین کاهش می یابد. مثلاً خانمی که مدرک فوق لیسانس دارد، مجبور به خانه داری شده و می خواهد پس از این که فرزندانش به سن مدرسه رسیدند، وارد بازار کار شود، یکی از موارد متعددی است که شخص در جای نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.
- کوشش برای رسیدن به کمالی که با تعاریف فرد مقابل جور دربیاید و به عبارتی تبدیل شدن به کمال مطلوبی که از خود واقعی شخص فرسنگ ها فاصله دارد.
اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با یکدیگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقی خواهد ماند. و اگر مسئله اصلی این باشد که یک نفر به چیزی تبدیل شود که نیست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جایی نخواهد رسید.
- یک تأثیر منفی بچه دار شدن می تواند این باشد که شوهر، از شخص شماره یک همسر خود، به شخص شماره دو تنزل می کند. در همین زمان است که زن احساس می کند شوهرش به او بی توجهی می کند و زحماتش را در امر نگهداری از فرزند نادیده می گیرد. هر قدر که این حس متقابل کم ارزشی در زوج قوت بگیرد، فرزندان به نظر آنها بیشتر تحمیلی می آیند و روابط خانواده به طور فزاینده ای سست می شود.

تابلو THE LOVERS اثر پیکاسو (این تابلو زنی را نشان می دهد که به همسرش تکیه کرده)
- تعریف سنتی نقش زن، این است که از یک وابستگی به وابستگی بعدی منتقل می شود و این می تواند برای مردی که ذاتاً ضعیف است و نمی تواند بار سنگین زندگی را به دوش بکشد، ناگوار باشد. بسیاری از زنان با پیشینه سنتی، خود را در سایه مردان شناخته اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. این زنان بیشتر به ظاهر خود می پردازند، مدام در باره ضعف و ناتوانی خود صحبت می کنند و ممکن است دچار حسادت شدید هم باشند. این مورد اخیر می تواند یک عامل مزاحم و دائمی باشد که حتی در زمانی که شوهر وفادار و صادق است نیز، حضور دارد.
-  در جوامع امروز ممکن است نقش های سنتی زن و مرد معکوس شود و این زن باشد که شغلی مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها برای انجام وظایف زناشویی حضور دارد. زن در چنین شرایطی، ممکن است به سمت مرد دیگری که از نظر شغلی قدرتمندتر از اوست، جلب شود و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.
ازدواج با کسی که او را نه برای آنچه هست، بلکه برای آنچه می خواهیم از او بسازیم، می خواهیم، کاری بسیار خطرناک است. تغییر دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهایی است که موجب دلسردی شده و نشانه عدم رضایت از شریک زندگی است.
 - نداشتن ارتباط کلامی و تبادل نظر صحیح قبل و بعد از ازدواج. بیشتر افراد گفتگو درباره مسائل ظریف حیاتی درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصیلات فرزندان، نیازهای جنسی و عوامل ناسازگار دیگر را جدی نمی گیرند و از انجام آن طفره می روند. آنها به غلط تصور می کنند که عشق بر تمام این مشکلات پیروز می شود و هر اختلافی را حل می کند.
-  جا به جایی ناسازگاری های زناشویی به این ترتیب که اختلافات، خواسته ها و اهداف متفاوت زوج، در شخص سومی که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلی می شود. این فرزند هیچ راه فراری ندارد و در یک موقعیت نامعقول گرفتار شده است. یکی از این موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند یکی از والدین است «تو مثل پدرت تنبلی»، «تو هم مثل مادرت منطق سرت نمی شود» و ... این فهرست می تواند تا مدت ها ادامه پیدا کند. متأسفانه این روش در حالی که موجب رضایت زن و شوهر می شود، فرزند بخت برگشته را با انبوهی از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران می کند.
-  خشم نا بجا موجب می شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانیم. ابراز نادرست خشم ناشی از مشکلات شخصی در محل کار یا عدم رضایت از نقش خود در خانواده در اکثر موارد، شخص بی گناهی را آماج تیرهای خشم ما قرار می دهد. البته افراد اندکی وجود دارند که بر روی واقعیت تمرکز می کنند و دیگران را مقصر نمی دانند، اما بیشتر ما، در این دسته جا نداریم.
 - گاهی همسران برای حفظ رابطه ای که به نظر مطلوب می رسد، از موارد مهمی چون جنبه های شخصیتی، زمینه خانوادگی، مذهبی، نژادی، تحصیلی و...سرسری می گذرند در حالی که چنین مواردی می توانند در رابطه نقش بنیادینی داشته باشند. همچنین، رفتارهایی که در گذشته با وجود عجیب بودن، برایمان جذاب بود، جذابیت خود را از دست می دهند و کاملا زجر آور می شوند.
-  شیوه های متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالی که هر دو طرف از اعتماد به نفس  اندکی برخوردار باشند، می تواند به حالتی تبدیل شود که دو طرف مدام یکدیگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بی اعتماد شده و احترام خود را از دست می دهند.
-  مردان تمایل دارند که در گفتگوهای خود از دلیل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار خردمندانه استفاده کنند، در حالی که زنان در سطح احساسات گرایانه تری به گفتگوی خود شکل می دهند. یک مشکل رایج بین همسران، حرف زدن بدون شنیدن است. اگر هنگام گفتگو، نکته ای ناشنیده باقی بماند، صداها اوج می گیرد، خشم بر هر دو طرف مسلط می شود و گفتگو به بن بست می رسد.
 - افراد با کسب عادات و روش های توهین آمیز و تهاجمی و به کار بردن مکرر آن، ضررهای جبران ناپذیری به زندگی زناشویی خود وارد می کنند. ممکن است طرف مقابل چنین افرادی مدتی با بردباری و مدارا رفتار کند تا همسر خود را حفظ کند، اما این حالت به تدریج از بین می رود.
 - کوشش در راه تغییر افراد تا حدی که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنایه زدن مداوم در باره وزن، بی اطلاعی از موضوعی خاص، رمانتیک نبودن، بی علاقگی به ورزش و ... از جمله مواردی هستند که در این دسته می گنجد. ازدواج با کسی که او را نه برای آنچه هست، بلکه برای آنچه می خواهیم از او بسازیم، می خواهیم، کاری بسیار خطرناک است. تغییر دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهایی است که موجب دلسردی می شود و نشانه عدم رضایت از شریک زندگی است.

به وجود آمدن خشم
عوامل متعدد بالا می توانند موجب بحث های طولانی، سخنرانی های یک طرفه، عدم درک متقابل، برداشت های نادرست و فقدان کامل محبت شود. این مشکلات می تواند زن و شوهر و فرزندان آنان را به طور زیان باری تحت تأثیر قرار می دهد به طوری که اثر آن تا نسل ها ادامه خواهد یافت.
خشم، به طور غیر مستقیم به وجود یک ایراد کلی در زندگی زناشویی  یا خارج از آن دلالت می کند، اما متمرکز کردن آن بر روی شریک زندگی به این معنا است که یک اشکال اساسی در این رابطه وجود دارد. بیشتر اوقات عصبانیت  نتیجه فرعی ِ داشتن حس نادیده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غیر منصفانه قضاوت شدن، مورد خیانت قرار گرفتن یا از نظر احساسی ترک شدن است.
خشم نشانه ای از چنین فشارهایی است و تا حد امکان باید آن را با خونسردی و منطق پاسخ داد. ممکن است تمام این احساسات در نتیجه مشکلی حرفه ای(مانند بیکار شدن) پیش آمده باشد و حل آن، شعله های خشم را از همسر بی گناه دور نگه خواهد داشت.
خشم می تواند به اشکال دیگری چون ضعف، بی ارادگی و تسلیم نیز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگی مانند یک مرده متحرک نیز برای یک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در یک کلام، رابطه را خواهد کشت.

چه می توان کرد؟
شناخت و درک چگونگی تخریب یک رابطه بسیار مهم است. یافتن مشکلی که موجب بروز خشم شده نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. همسران باید مهارت های ارتباطی خود را افزایش دهند، عصبانیت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجیر طولانی درگیری ها را پاره کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگیخته شدن اقدامات دفاعی بدن در برابر حمله های روحی و جسمی می شود و سد محکمی در توانایی برقراری ارتباط منطقی به وجود می آورد.
یک نفر یا هر دو طرف باید بر موقعیت غلبه کند و مسئولیت کار اشتباه خود را بپذیرد و با صداقت خود، اعتماد و صمیمیت طرف مقابل را جلب کند. اگر یک نفر بتواند جوابگوی مشکل شود و مسئولیت رفتارهای مخرب یا نادرست خود را بپذیرد، موجب می شود که طرف مقابل نیز همین رفتار را داشته باشد.
گاهی حضور یک واسطه بی طرف می تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمی کند که موجب ناتوانی در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. این شخص می تواند اعتماد و صمیمیت را بین زوج برقرار کند. علاوه بر این، این واسطه می تواند محیطی آرام ایجاد کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانیت، حاصل شود.
در نهایت باید گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با یکدیگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقی خواهد ماند. و اگر مسئله اصلی این باشد که یک نفر به چیزی تبدیل شود که نیست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جایی نخواهد رسید.
منبع: اینترنت


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یکدیگر و به نیت ازدواج
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٦  

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است که ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می کند. بخصوص دخترها که معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.
اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت کشی، عشق یا ...؟
روان شناسان معتقدند، میل و کشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یک نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و کشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می کنند. اما مرز این کشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شکلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در کشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟
در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شکل وسیع نبود، از این رو کنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است که بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فکر نمی کنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن که مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار کرده است.
یک صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست که با نکات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه که جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می کند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است که  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فکر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور که بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تکلیف کنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممکن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بکشد.
اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یک صاحبنظر در این باره می گوید:
«از آنجا که در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی که کنار یکدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی که می توان به جوانها آموزش داد که مباحثه و مکالمه با یک غیر همجنس در صورتی که بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

چرا ارتباط ناسالم
برخی کارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفکرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند که وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می کند چیزهایی را که طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممکن حتی با هنجارشکنی به دست آورد.
عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشکیل خانواده شانه خالی کنند. یک روان شناس در این باره می گوید:
«متأسفانه مشکلات مالی و تصویب قوانینی که به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می کند از عواملی است که موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا که زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امکان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»
این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:
«از آنجا که در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی کنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند که به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»
وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:
«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا کانون خانواده شکل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شکل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست که نقش کارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی که مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشکارتر می شود.

دیدگاه اسلام
به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیکره جامعه انسانی به زندگی مشترک با یکدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می کند و هر نوع رابطه (جنسی) که خارج از قانون ازدواج باشد، مشکلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.
در جوامع غربی که پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می کند . به طوری که ارتباط آزاد دختران و پسران به شکل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست که ریشه های فساد اخلاقی شکل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می کند.

اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟
خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاک برای مردان پاک هستند و مردان پاک برای زنان پاک . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند برکنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود. ( نور / 26)
از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشارکت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می کند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فکری ، معنوی و عقلی هم بشود.
اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید کرد؟
خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنها پاکیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می کنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو که دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31)
و در ادامه می فرماید : کسانی که وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )
اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشکل این است که ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم که این مورد موجب بسیاری از ناکامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی که اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یک جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یک اصل رهایی بخش است که نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد کنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی کند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یک کلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.
منبع : تبیان


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
ویژگیها و شرایط لازم دختر و پسر برای ازدواج
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

خانواده مهمترین نهاد اجتماعی و کوچکترین هسته ی جامعه است که از یک زن و مرد و فرزندان آنان تشکیل می شود . اساس و رکن اصلی خانواده به عنوان زیربنای جامعه ، ازدواج است . بدون تردید ازدواج بزرگترین و مهمترین حادثه زندگی هر انسان است ، به طوری که موفقیت و یا شکست هر یک از زوجین می تواند سرنوشت ساز باشد . به همین جهت ازدواج باید بر پایهیاصولی صحیح صورت گیرد تا موجبات رشد و شکوفایی افراد و در نتیجه جامعه را فراهم آورد . پس بر هر دختر و پسر ،لازم است که قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر آیندهیخود اطلاعات کافی کسب کنند و سپس اقدام به ازدواج نمایند .
ما در جوامع مختلف و در جامعهیخود ، شاهد بسیاری از ناسازگاریهای خانوادگی و از هم پاشیدگیِخانواده ها هستیم که مهمترین عواملآن ، عدم شناخت و درک صحیح زن و مرد از یکدیگر و در نتیجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غیر واقع بینانه از یکدیگر است .
 اهمیت و ضرورت ازدواج
ازدواج یک پیمان مقدس است که در میان تمام اقوام و ملل و در تمام زمانها و مکانها وجود داشته است . سنت دیرینه ای که در آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می کنند و پیمان می بندند که مُصاحب ، یار و غمخوار یکدیگر را خوشبخت کنند ، خود و همدیگر را بهتر بشاسند . به یکدیگر عشق بورزند و با ازدواج خود بر تنهایی خویش پایان دهند .
ازدواج یک نیاز و خواست طبیعی زن و مرد است و همه مکاتب سالم در جوامع بشری به ویژه مکاتب آسمانی و خاصه دین مُبین اسلام بر آن صحه نهاده و پیروان خود را به ازدواج دعوت و ترغیب کرده است . پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید : هیچ بنایی در اسلام بنیانگذاری نشده است که نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .
بنابراین فواید بسیاری بر ازدواج مترتـّب است ، زیرا ازدواج از فطرت و آفرینش ویژه انسانها مایه می گیرد و از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید .

هدف از ازدواج
ازدواج از ضروریات زندگی انسان به شمار می آید و هدفها و نیازهای بی شماری را تأمین می کند . از جمله مهمترین هدف های ازدواج می توان نیل به آرامش و سکون ، بقای نسل ، تکمیل و تکامل ، سلامت و امنیت اجتماعی و سرانجام تأمین نیازهای روانی ـ اجتماعی در فرد را نام برد .

1)  نیل به آرامش و سکون
مهمترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود ، نیاز به آرامش، امنیت و آسودگی است . این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد به حدی حائز اهمیت است که خداوند متعال در بیان فلسفه ازدواج در سوره روم ، آیه 21 چنین می فرماید : « یکی از آیات الهی این است که برای شما از جنس خودتان جفتی را بیافرید تا با او انس بگیرید و آرامش بیابید و در بین شما دوستی و مهربانی قرار داد ، و در این امر برای افرادی که اهل تفکر باشند ، آیات و نشانه هایی وجود دارد .» بنابراین قرار دادن زوج ( همسر ) برای هر فرد،موجب آرامش و امنیت خاطر است و ایجاد محبت و الفت بین زن و مرد در زندگی خانوادگی نیز از نشانه های حکمت و رحمت پروردگار است، در واقعمحیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است
 .
2)  تکمیل و تکامل
هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست ، به همین جهت پیوسته در جهت جبران نقص و کمبود خویش تلاش می کند . دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جوانی ضمن آنکه در صدد رسیدن به استقلال فکری هستند برای جبران نواقص خود و تأمین نیازهای بی شمار خویش به سوی ازدواج سوق داده می شوند ، و با گزینش همسری شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می کنند . هنگامی که فرد در کانون یک زندگی مشترک قرار می گیرد ، در سایه انس و الفت و محبت و روابط نزدیک و صمیمانه ، بیشتر احساس مسئولیت می کند ، استقلال می یابد ، زندگی خویش را هدفدار می کند و از ثمرات کسب و کار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنیاد خویش بهره می گیرد .
در زندگی زناشویی زن و مرد از تشویقها ، حمایتها ، رهنمودها و کمکهای یکدیگر بهره مند می گردند  در برخورد با مسائل و مشکلات زندگی از تعاون و همکاریهای همسر خویش استمداد می جویند . به همین دلیل برخورداری از همسری مؤمن و شایسته یکی از بزرگترین نعمت های الهی است که برای دنیا و آخرت انسان سودمند خواهد بود .

3) سلامت و امنیت اجتماعی
ازدواج و بنای خانواده،یکی از ارزشمندترین و مقدس ترین اقدامات برای هر انسان تلقی می شود ، به گونه ای که هیچ اقدام اجتماعی دیگری را نمی توان از جهت ارزش با آن مقایسه کرد . خانواده یک گروه و واحد اجتماعی استکهدر برگیرندهیبیشترین ، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی می باشد . ازدواج و تأسیس کانون خانوادگی،برای سلامت،امنیت و سعادت اجتماع ، سودمند و ضروری است . هر گاه جوان ها به موقع ازدواج کنند ، به کانون گرم خانواده دل ببندد و بنیاد خانواده مستحکم باشد ، به گونه ای قابل ملاحظه از فسادها ، پلیدیها ، انحرافها، بی بندو باریها ،قتل ها و جنایت ها کاسته خواهد شد

4)  تأمین نیازهای روانی ـ اجتماعی
ازدواج از نظر طبیعی برای انسان نوعی کمال محسوب می شود و انسان بر اساس قانون آفرینش و حکم فطرت ، برای تأمین نیازهای مختلف روانی ـ اجتماعی خود و نیز برای بقای نسل ، آرامش جسم و روان و حل مشکلات گوناگون زندگی به ازدواج نیازمند است .

ویژگیهای لازم برای ازدواج
مشاوره های خانوادگی و مطالعات و تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از مشکلات زن و شوهرها قابل پیش بینی و در نتیجه قابل جلوگیری خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهی های لازم را درباره خود و همسری که انتخاب می کنند ، داشته باشند . بنابراین آموزش پیش از ازدواج یک ضرورت مسلم است که دختر و پسر را برای مهمترین تصمیم گیری و انتخاب در زندگی شان و نیز فرایند دشوار و پیچیده و درعین حال مطلوب و دلنشین ازدواج آماده می کند تا با آگاهی ، دانش و بینش کافی درباره خود و همسر آینده شان اقدام به ازدواج کنند و از عهده نقش های خویش به عنوان زن و شوهر به خوبی برآیند .
دختر و پسری که می خواهند ازدواج کنند باید دارای شرایط لازم جسمانی ، روانی ، عقلی ، اجتماعی و اخلاقی باشند که در زیر ، هر یک از این ویژگیها مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت.

1)رشد جسمانی
در شناخت میزان رشد جسمانی دختر و پسر، نه فقط باید ارتباط و همبستگی ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلکه رابطه رشد جسمانی با عوامل روان شناختی حائز اهمیت بسیار است . به بیان دیگر،بین رشد جسمانی  و سازگاریهای روانی- اجتماعیِفرد ارتباط نزدیک وجود دارد. رشد جسمی در میزان و الگوی رشد جسمانی،گوناگونی های بسیاری را به همراه دارد و این حادثه بدون شک از نظر روان شناختی مهمترین و معنی دارترین حادثه ای است که در طول فرایند رشد جسمانی اتفاق می افتد .

2) رشد عقلی
رشد عقلی،عبارت است از مجموعه فعالیت های فرد که به ادراک، فهم ، تشکیل مفاهیم ، بررسی معانی ، تفکر و تعقل ، پیش بینی و استنتاج ، برنامه ریزی ، تعیین هدف و انتخاب راهبردهایبرایرسیدن به هدفمنتج می شود. اندیشه ، دیدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگی جنبه عقلانی شخصیت فرد است .
رشد فکری پس از بلو غ جسمانی رو به تکامل می رود . پس از بحرانهای بلوغ ، فرد  استعدادها ، تواناییها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیت خود بیشتر آگاهی می یابد . در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا از احساسات .
حضرت علی (ع) در تعریف عقل می فرماید : عقل آن چیزی است که راه ضلالت را از خوشبختی تمییز می دهد و عاقل کسی است که هر کاری را در جای خود انجام دهد .
فردی که از رشد عقلی برخوردار است دارای ویژگی های زیر می باشد :
1» از مسائل درک و فهم بهتری دارد ، برای مثال می داند که چرا ازدواج می کند .
2» در زندگی دارای هدف است .
3» برای رسیدن به هدف واهداف خود در زندگی برنامه ریزی می کند .
4» در تصمیم گیری های خود بیشتر از عقلش تبعیت می کند تا از احساساتش .
5» انتظاراتش از خود و دیگران واقع بینانه است .
6» توانایی حل مساله را دارد ، یعنی دربارهیهر مسأله می اندیشد و راه های حل آن را مورد ارزیابی قرار می دهد .
7» از خود و محیطش شناخت دارد .
8» در مواجهه با مشکلات ، موضع گیری های صحیح و اصولی دارد .یعنی به جای فرار از مشکلات و یا نادیده گرفتن آنها سعی می کند با آنها برخورد اصولی کند .
9» فردی مسئولیت پذیر است و مسئولیت اعمال، رفتار و تصمیماتش را بر عهده می گیرد .
10» بر رفتار کودکانه خویش غلبه کرده است و مطابق سن و رشد خود عمل می کند .

3) رشد عاطفی
انسان موجود چند بعدی و در عین حال بسیار پیچیده است . با تمامی ارزش هایی که برای عقل  متصور است ، اما تمام سعادت بشر در گرو تکامل عقل نیست ، بلکه سرمایه ی مهم دیگری به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد که به اندازهیعقل مهم است . انسان به کمک عقل و عاطفه ( دوش به دوش هم ) راه تعالی و تکامل را طی می کند . رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای بسیاری است :
1- عواطف و احساسات،قدرت محرکهیانسان می باشد .
2- عواطف و احساسات،عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است .
3-مهر، محبت و عواطف از مهمترین عوامل موفقیت در زندگی زناشویی است .
فرد برخوردار از رشد عاطفی ، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد . او در ابراز خشم و ترس ، گریه و شادی ، محبت و غیره در محدودهیمورد قبول جامعه عمل می کند ، نه همانند یک کودک . رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سن تقویمی نیست ، بلکه به میزان یادگیری ، تجارب فرد و از همه مهمتردرتعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود . رشد عاطفی مانند رشد جسمانی از لحظهیتولد آغاز می شود و حتی رفتار عاطفی کودک در هنگام تولد مشاهده می گردد و بر اثر تعامل با خانواده و دیگر افراد در جامعه رشد می کند ؛ پس اکتسابی است .

4)  رشد اجتماعی
رشد اجتماعی،رابطهینزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد . انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است : خانواده ، مدرسه ، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد . فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی را بهتر درک می کند ، به دیگران احترام می گذارد ، حقوق دیگران را محترم می شماردو نقش ، وظایف و مسئولیت های مربوط به خویش را به نحو احسن انجام می دهد. چنین فردیمحیط زندگی و اجتماع خویش را خوب می شناسد ، به ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام می گذارد و رفتار خویش را با ارزش ها و رفتار مطلوب در خانواده ، مدرسه و جامعه تطابق می دهد ؛ ضمن آن که در فعالیت های اجتماعی مشارکت دارد و مسؤلیت های اجتماعی را می پذیرد . امام صادق (ع) می فرماید : « کسی که ازدواج می کند باید همسرش را اکرام کند .» یعنی به او احترام بگذارد و گرامی اش بدارد .
به بیان کوتاه،فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است :
1- در فعالیت های مختلف درگیر است .
2- وظایف و مسئولیت های خویش را انجام می دهد .
3- توانایی ایجاد ارتباط اجتماعی با دیگران را داراست .
4- مسئولیت پذیر است .
5- در برخورد با افراد دیگر رفتار سازگارانه ای دارد .
6- در موقعیت های مختلف،متناسب با آنها عمل می کند .
رشد اجتماعی نیز اکتسابی است و فرد مهارت های مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا می گیرد .

5)  رشد اخلاقی
از شرایط لازم برای ازدواج،رشد اخلاقی است . اخلاق یعنی خودنظمی در اعمال و رفتاری که در آن رفاه فرد و دیگران هر دو مراعات شود .
اخلاق،مجموعه ای از آداب و رسوم، عادات و الگوهای رفتاری است که با معیارهای مطلوب گروهی که انسان با آن زندگی می کند تطابق دارد .
روابط در زندگی زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگرِ بین انسانها،با در نظر گرفتن ارزش های اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد .
اخلاق عبارت از آن چیزی است که باید باشد . علمای اخلاق و انبیای الهی،جامعه را از آنچه که هست به سوی آنچه که باید باشد ، سوق می دهند . پیامبر گرامی ما می فرماید : « من برای تکمیل اصول اخلاق و فضیلت برانگیخته شده ام . بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حل است و هر اندازه زن و شوهر متخلق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت ، درستی و فداکاری و ... باشند ، زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود . اخلاق آموختنی است و یادگیری ارزش های اخلاقی از سه طریق اتفاق می افتد :
1) پاداش و تنبیه
2) تقلید ناخودآگاه از افرادی که فرد با آنها زندگی کرده است و ایدهآلهای او را تشکیل می دهند .
3) از طریق تفکر . اندیشه و تعمق دربارهیپی آمدهای رفتار و نتایج رعایت اصول اخلاقی در موقعیت های مختلف .
امام صادق (ع) در کتاب الاخلاق می فرماید : « برای اقدام به هر کاری به کارگیری فکر و اندیشه و مطالعه جوانب مختلف آن و مال اندیشی شرط موفقیت و پیروزی است .»
بنابراین تردید نیست که اخلاق را باید یکی از مهمترین معیارها و شرایط ازدواج محسوب داشت .


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
با چه زنان و مردانی نمی توان ازدواج کرد ؟
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

ازدواج  نهادی مدنی در حقوق ایران است که علاوه بر این که واجد آثار حقوقی و مدنی زیادی می باشد از نظر دینی هم امری بسیار پسندیده بوده و دارای آثار معنوی و اخروی نیز هست . لذا مجرد ماندن و ترک این شیوه ی حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردی به خاطرازدواج نکردن مرتکب گناه شود تجرد وی ، حرام خواهد بود . به همین دلیل آشنا بودن با قواعد حاکم بر این نهاد، امری لازم است . یکی از این قاعده ها موضوع ممنوعیت نکاح با بعضی افراد است . لذا باید با کسی ازدواج کرد که از نظر شرعی و قانونی برای آن مانعی وجود نداشته باشد. در این بحث ذیلاً به بررسی موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهی از زنان و مردان می پردازیم که درقانون مدنی ایران آن را جزء " موانع نکاح " شمرده اند.

از دیدگاه مقررات ایران مانع نکاح در پنج دسته جای می گیرد :
1) ناشی ازخویشاوندی نسبی
2) ناشی از خویشاوندی سببی
3) ناشی از خویشاوندی رضاعی
4) موارد متفرقه
5) رعایت مصالح کشور

الف – موانع ناشی از خویشاوندی نسبی ( خونی):
1) ازدواج با پدر و اجداد پدری و با مادر و جده ها ی مادری.
2) ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتیجه ها ، هرچه قدر که پایین تر برود.
3) ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتیجه های آنان.
4) ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دایی هایی خود و عمه و خاله و عموها و دایی ها ی پدر و مادر و اجداد .

ب – موانع ناشی از خویشاوندی سببی :
1) مرد نمی تواند با مادر و نیز جده های زن خود و نیز مادر و جده های رضاعی زن خود ازدواج کند و این حرمت، ابدی است . یعنی اگر مردی فقط برا ی چند دقیقه با زنی حتی ازدواج موقت نماید و حتی آنها همدیگر را هم نبینند این محرمیت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده های نسبی یا رضاعی همسر فعلی یا سابق خود برای همیشه محرم است .
2) زن نیز نمی تواند با پدر و اجداد نسبی یا رضاعی شوهر خود ازدواج کند و تفصیل آن نیز مانند مورد بالا درباره زن نیز صادق خواهد بود.
3) زن پدر یا اجداد نسبی یا رضاعی انسان برای همیشه بر وی حرامند . لذا اگرزنی ولو چند دقیقه نیز به عقد مردی درآید و بعد هم جدا شود برای همیشه به پسر و نوه و نتیجه های آن مرد حرام خواهد بود.
4) عروس نیز برای همیشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.
تذکر : محرمیت حاصله از ازدواج های یاد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت می شود . وجود رابطه زناشویی لازم نیست و صرف جاری شدن صیغه نکاح ، کافی برای این محرمیت خواهد بود.
5) اگر مردی با زنی ازدواج کند وآن زن ، دختر یا دخترانی از شوهر قبلی اش داشته باشد ، تا زمانی که این زن در عقد مرد است این دختران نیز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربین زن وشوهر مزبور، رابطه زناشویی واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً این دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و می تواند با وی ازدواج کند اما اگر بین زن و شوهر مزبور رابطه زناشویی رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده یا همان شوهر مادرش برای همیشه محرم است و جدایی مادر نیز نقشی دراین میان نخواهد داشت.
6) کسی نمی تواند همزمان با دو یا چند خواهر ازدواج کند. لذا اگر مردی با زنی ازدواج نماید ، تا زمانی که از وی جدا نشده نمی تواند با خواهرش ازدواج کند که البته دراین مورد خواهر زن ، محرم شرعی که ملزم به رعایت حجاب نیست نخواهد بود بلکه از این جهت نامحرم است.
تذکر : اگر مردی زنش را طلاق رجعی ( طلاقی که مرد می تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در این نوع طلاق در عِدّه  قانونی ( مدتی که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نباید ازدواج کند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض می شود ، تا پایان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولی در سایرطلاق ها یا عدّه ی عقد موقت، می توان در ایام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.
7) ازدواج با برادرزاده یا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وی ممنوع است . لذا اگر مردی بدون کسب اجازه همسرش با برادرزاده یا خواهرزاده او ازدواج کند این عقد جایز و صحیح نخواهد بود ولی اگربعداً بتواند رضایت همسرش را کسب کند ازدواج قبلی نافذ می گردد و نیاز به عقد مجدد نمی باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفیذ ( تأیید ) نکندعقد باطل می شود.
تذکر : اگر مردی با زنی ازدواج کند می تواند بعداً با خاله یا عمه وی ازدواج نماید و نیازی به اعلام موضوع به زن خود ندارد.
8) اگر مردی سه بار متوالی همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) این زوجه مطلقه ، بر مرد حرام می شود خواه با وی رابطه ی زناشویی داشته یا نداشته باشد .
اگر مرد بخواهد دوباره با وی ازدواج کند باید این زن با مرد دیگری ازدواج دائم نموده و با وی رابطه زناشویی نیز داشته باشد و سپس ازوی جدا شود و زن پس از تمام شدن ایام عده می تواند به عقد شوهراول درآید . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته می شود زیرا باعث از بین رفتن حرمت ازدواج بین شوهر اول و همسرش می گردد.
تذکر : موضوع یاد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردی پس از عقد موقت از همسرش جدا شود یا بر اثر فسخ بین زوجین ، جدایی واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.
1) اگر مردی همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتی که شش بار آن طلاق رجعی باشد این زن برای همیشه براین مرد حرام می شود که اصطلاحاً به وی ( نه طلاقه ) گفته می شود و محلل نیز در این مورد کارسازنخواهد بود.

ج- موانع رضاعی ( شیری )
یکی از اقسام خویشاوندی ، قرابت ناشی از شیرخوارگی (رضاع) است.
بدین ترتیب که اگر زنی با شرایط ذیل به کودکی شیر دهد بین آن کودک و زن نسبت مادر و فرزندی رضاعی پیش می آید و فرزندان آن زن نیز با شیرخواره ، خواهر و برادر رضاعی می شوند و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعی می شود و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعی وی محسوب می شود و خلاصه برادر و خواهر آن زن هم دایی و خاله او به شمار می روند و همین طور الی آخر.

شرایطی که سبب قرابت ناشی از شیرخوارگی می شود :
1) شیر زن ناشی از حمل مشروع باشد.
2) شیر، مستقیماً مکیده شود. لذا اگر شیر در قاشق یا سرشیشه ریخته شود و به کودک داده شود فایده ای ندارد.
3) کودک لااقل 15 دفعه متوالی و یا در یک شبانه روز از شیربخورد. ضمناً نباید دربین دفعات شیر خوردن ، از غذا یا شیر زن دیگری مصرف کند.
4) شیرخوردن کودک ، قبل از تمام شدن دو سالگی او باشد.
5) مقدار شیری که خورده از یک زن و شوهر حاصل شده باشد.
بدین ترتیب خویشاوندی رضاعی ازحیث محرمیت و ماهیت نکاح همانند قرابت نسبی است . لذا همان گونه که خواهر و برادر یا مادر و مادربزرگ نسبی محرم است ، رضاعی آن نیز محرم می باشد ولی رابطه توارث بین آنان ایجاد نمی شود.
تذکر: اگر مادر بزرگی به نوه دختری خودش با شرایط مزبور شیر دهد، مادر آن کودک بر شوهرش حرام می گردد زیرا این مادر بزرگ با این کارش ، دخترش را به خواهر رضاعی نوه اش تبدیل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جایز نیست این زن بر شوهرش حرام می شود.

د- موانع متفرقه
1) گر مردی با علم به این که زنی شوهر دارد یا درعِدّه طلاق یا وفات به سر می برد وی را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن برای ابد به او حرام می شود.
اما اگر مرد به موارد  مزبور جاهل با شد یعنی نداند زن ، شوهر دارد یا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما می تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولی اگربین آنها رابطه زناشویی نیز برقرار شده  باشد، زن بر وی حرام همیشگی خواهد شد.
2) اگر مردی همسر دائمی اش را که مسلمان و عفیفه است لِعان کند یعنی به وی نسبت زنا دهد یا فرزندش را از خود نفی کند و این کار را با شرایطی نزد قاضی انجام دهد بین این زوجین برای همیشه جدایی واقع می شود و بر هم حرام ابدی می شوند.
3) اگر مرد یا زنی در حال احرام ( حج) با فردی ازدواج کند و به حرمت این کار هم آگاه باشد بین آن دو حرمت ابدی حاصل می شود.
4) اگر مردی با زن شوهر دار یا زنی که در عِدّه طلاق رجعی است زنا کند آن زن برای همیشه به وی حرام می شود.
تذکر: بعضی از فقها این کار را موجب حرمت ابدی نمی دانند.
5) اگر مرد بالغ با پسری لواط کند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروی حرام ابدی می شوند ؛ ولی مفعول می تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نماید.
6) ازدواج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان باطل و حرام است و با علم به حرمت ، زنا محسوب می شود ولی مرد مسلمان می تواند با زنان کافر اهل کتاب ( مسیحی، یهودی و زرتشتی) ازدواج موقت نماید و بعضی از فقها، ازدواج دائم را هم جایز می دانند ولی ازدواج با زنان غیر اهل کتاب ، جایز نیست .
تذکر: بعضی از فقها گفته اند چنانچه مرد مسلمانی دارای زن مسلمان باشد بدون اذن همسر مزبور حق ندارد زن اهل کتاب را به ازدواج خود در آورد.
7) ازدواج بین پیروان مذاهب اسلامی مثل شیعه و سنی اشکالی ندارد ولی جهت رعایت کفویت ، بهتر است هر دو از یک فرقه باشند.

هـ - رعایت مصالح کشور
1) ازدواج مرد ایرانی با زن غیر ایرانی بلا مانع است ولی اگر زن ایرانی بخواهد با مسلمان غیر ایرانی ازدواج  کند شرعاً اشکالی ندارد ولی برای ثبت آن و رسمیت داشتن باید از دولت کسب مجوز کند  و گرنه از نظر دولت این ازدواج رسمیت نخواهد داشت.
2) ازدواج ایرانیان عضو وزارت امور خارجه یا نیروهای مسلح با غیر ایرانی ها ممنوع است و باید قبلاً  مجوز آن از دولت اخذ شود و گرنه هم موجب تعقیب اداری و هم عدم به رسمیت شناختن آن خواهد شد ؛ اگر چه شرعاً صحیح است.
تذکر : مطالبی که گفته شد بیشتر در مورد ایرانیان شیعه حاکم است و چون موضوع ازدواج از احوال شخصی محسوب می شود در مورد اهل سنت و نیز اهل کتاب ، احکام شرعی مذهب خودشان رعایت خواهد شد ، مگر این که آنان شخصاً رضایت خود را بر اِعمال قوانین مدنی ایران بر روابط  شخصی شان اعلام نمایند.
منبع : زن روز


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آمادگی مردان برای ازدواج
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

شما خیلی دوستش دارید و او هم. اما چطور می توانید مطمئن باشید که او که شما خیلی خیلی دوستش دارید، آمادگی قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشکیل خانواده  را دارد؟ امروزه علامت های بسیاری وجود دارند که به وسیله آنها می توان واقعاً فهمید یک مرد جداً برای ازدواج آمادگی دارد یا نه.
به خاطر داشته باشید که اگر مردی همه این نشانه ها را هم داشته باشید، الزاماً به آن معنی نیست که شما همان پرنسس افسانه ای قصه اش باشید که به دنبالتان می گردد، بلکه به آن معناست که او آمادگی این را دارد که به شما نزدیک شود و شما را بیشتر بشناسد.
به هر حال تلاش های او برای ملاقات با شما صرفاً به این معناست که او از ملاقات یا صحبت با شما و فقط شما خوشحال و هیجان زده می شود و تلاش می کند که تصمیم بگیرد آیا شما همان نیمه گمشده اش هستید یا نه؟
نشانه هایی که شما به دنبالش می گردید اینها هستند:

شما زمان زیادی را با او صرف می کنید
درست شبیه زوج هایی که سعی می کنند اغلب اوقاتشان را با هم بگذرانند، شما هم طبیعتاً دوست دارید بیشتر بخش های زندگی تان را با هم بگذرانید.
تعادل و توازن از نکات مهمی است که نباید فراموش کنید، برای ربودن قلب دیگری الزاماً نباید تبدیل به کپی دیگری بشوید. اگر او و شما تمایل دارید بیشتر اوقاتتان را با هم به تفریح یا در حال کمک به دیگری بگذرانید، نشانه آن است که احساسات، آرزوها و یا اهداف مشابهی دارید.

او مؤدب و انعطاف پذیر است
بهترین وقتی که می توانید انعطاف پذیری او را مورد آزمایش قرار دهید وقتی است که می خواهید در برنامه ریزی یا برنامه زمان بندی شده تان تغییراتی بدهید. همیشه زمان هایی وجود دارند که شما لازم است آنها را جا به جا کنید یا در جای دیگری مشغول کار دیگری باشید. وقتی شما این تغییر را به او اطلاع می دهید، او نشان خواهد داد که نسبت به احتیاجات شما در برابر احتیاجات خودش چه احساسی دارد. او به طرز ناخودآگاه نشان خواهد داد که حاضر است امیالش را فدای رضایت شما بکند یا نه و آیا انسان سخاوتمند و بخشنده ای هست یا نه. مطمئناً قابل اطمینان و اعتماد بودن یکی از مهمترین صفاتی است که شما برای همسرتان به دنبالش می گردید، این طور نیست؟

او تفریحات شخصی اش را فدای بودن با شما می کند ؟
اغلب این طور می گویند اما آیا او واقعاً از انجام تفریحی که دوست دارد می گذرد تا با شما باشد؟ بگذارید این طور فکر کنیم که شما فقط یک شب در هفته مرخصی دارید و این اتفاقاً مصادف شده است با شبی که مسابقه تیم محبوب او از تلویزیون پخش می شود و او ترجیح می دهد که آن شب را با شما بگذراند. هر وقت او کاری را که واقعاً دوست دارد رها کرد تا وقتش را با شما بگذراند، به این معنی است که به طرف شما در حال حرکت است. به خاطر داشته باشید که این کار معمولاً به طول نمی انجامد ولی در ابتدا نشانه خوبی است که او سعی دارد قلب شما را فتح کند.

او برای شناختن شما زمان صرف می کند
وقتی شروع به دوست داشتن دیگری می کنیم تمایل داریم که از آینده خودمان بیشتر به او ببخشیم، چرا که او هنوز یک غریبه ناشناس است و ما سعی داریم او را بیشتر بشناسیم. امروز اغلب زوج ها بدون این که یکدیگر را بشناسند با هم ازدواج می کنند و بعد وقتی وجود مشکل را در می یابند که تقریباً به نزدیکش رسیده اند و راهی نمانده است.
ایجاد زود هنگام روابط صمیمانه و نزدیک می تواند موجب نقصان یا کاهش آرزوها و خواسته های آینده مرد برای شناختن یا بهتر شناختن زن مورد علاقه اش بشود. نشنیده اید که می گویند آدم به چیزی که دستش به آن نمی رسد حریص تر می شود؟
صرف زمان برای ایجاد شناخت بهتر و بیشتر شالوده و پایه ساختمان روابط سالم و موفق در درازمدت است.
برگرفته از کتاب " مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج "


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
سن مناسب برای ازدواج و لزوم مشاوره در ازدواج
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

سن در ازدواج از دو نظر دارای اهمیت است یکی از نظر روانی و دیگری از نظر فیزیولوژیکی .
1) جنبه روانی: انسان در فرایند رشد از نظر روانی در سنین مختلف دارای ویژگی های متفاوت می باشد. روان شناسی کودک با روان شناسی نوجوان، جوان و پیر متفاوت است. خصوصیات روانی یک نوجوان با ویژگی های روانی یک فرد سالخورده در اکثر زمینه ها قابل مقایسه نیست. بنابراین ازدواج یک مرد پنجاه یا شصت ساله با یک دختر 18 ساله به دلیل تفاوت فاز روانی به سعادت و خوشبختی نمی انجامد. دیر یا زود به علت عدم ارضای نیازهای روانی، این عروس جوان با دلمردگی به انتظار مرگ شوهر کهنسال خود روزشماری می نماید؛ یا خواهان طلاق می شود. از سوی دیگر این مرد کهنسال برای ارضای نیازهای همسر جوانش مجبور به تظاهر به جوانی و رفتارهای نامناسب با سن خود می شود و در نتیجه او نیز از مسیر طبیعی زندگی خارج می گردد و از نظر اجتماعی زبانزد خاص و عام می شود. و در مجالس و محافل ممکن است همسرش را با فرزندش اشتباه بگیرند و همه جا مجبور است وضعیت خود را توجیه کند. او برای کسب رضایت همسرش ،  چنانچه ثروتمند باشد به خریدن جواهرات و لباس های گران قیمت و خانه و اتومبیل متوسل می شود و چنانچه عالم باشد کتاب ها و آثار خود را به او تقدیم می کند؛ ولی هیچیک از اینها او را ارضا نمی نماید. عکس این حالت یعنی ازدواج زن پیر با مرد جوان نیز همین وضع را خواهد داشت. بنابراین کسانی که قصد ازدواج دارند نباید تحت تأثیر پول، مقام اجتماعی، مقام علمی و سایر امتیازهای ارزشمند، سن همسر آینده خود را نادیده بگیرند.
2) جنبه فیزیولوژیکی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرائز جنسی خود مسئله مهمی است. پیرمردی که توانایی عمل جنسی او کاهش یافته و ازدواج وی با یک همسر جوان بیشتر جنبه ی صحبت و دیدار دارد، قادر نیست به غرایز جنسی همسر خود پاسخ دهد. به قول سعدی " نزن جوان را تیری بر پهلو ، به که پیری !".  واقعیت امر چنین است جوانی که در کنار پیری نیاز به ارضای غرائز جنسی دارد (و او توانایی این کار را ندارد ) جز ملال و سرخوردگی در ازدواج چیز دیگری نصیبش نمی شود. بنابراین چنین ازدواجی به هیچ وجه فرجام خوبی نخواهد داشت و پایانش فساد و انحراف یا دلمردگی و آرزوی نجات از این بحران خواهد بود.

سن مناسب برای ازدواج
سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف متفاوت است؛ معمولاً در مناطق گرم، سن بلوغ و ازدواج پایین تر و در مناطق سرد و کوهستانی بالاتر است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود؛ آنچه مهم است این است که دختر و پسر احساس کنند که از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارند. تشخیص زمان مناسب ازدواج از سوی دختر و پسر تازه بالغ مشکل است . در این مورد راهنمایی پدر و مادر و مشاوره با مشاور خانواده ضروری است. معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است ، زودتر بالغ و برای ازدواج آماده می شوند. به همین علت در اسلام سن تکلیف دختران 9 و پسران 15 سال می باشد.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که چون اسلام دین جهان شمولی است ، بنابراین حداقل سن تکلیف برای تمام مناطق اعم از سرد و گرم مشخص گردیده ؛ یعنی در روی زمین مناطقی هست که دختر در سن 9 سالگی بالغ است ولی این بدان معنا نیست که این دختر 9 ساله باید الزاماً ازدواج کند. ازدواج زمانی واجب است که شرایط آن از نظر فیزیولوژیکی، روانی ، فرهنگی و اقتصادی فراهم باشد و چنانچه انجام نگیرد فرد به گناه افتد. در ایران به طور عرف اکثر دختران بین 18 تا 25 سال ازدواج می کنند. پسرها نیز در روستاها در سنین پایین تر و در شهرها بین 25 تا 30 و گاه تا 35 سال ازدواج می کنند.
تفاوت سن دختر و پسر با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است. گاه تفاوت سن تا 10 سال هم مشکلی ایجاد نمی کند. یکی از فرمول هایی که در این مورد پس از آمارگیری های سن ازدواج پیشنهاد شده ، آن است که در سنین پایین تر ،  نصف سن پسر به اضافه 7 سال سن مناسبی برای دختر خواهد بود. ولی این به هیچ وجه فرمول قطعی و یا استاندارد محاسبه شده ای نیست؛ آنچه در این مورد می توان به طور قطعی پیشنهاد نمود آن است که بین سن زوجین تناسب منطقی و معمولی وجود داشته باشد.

مشاوره ازدواج در ارتباط با سن
بعضی از مراجعان به مشاوران اظهار می دارند که سن من 30 سال است آیا با مردی 50 ساله ازدواج کنم یا خیر. گاه زنان جوانی هستند  که می گویند از پیرمردها خوشم می آید و یا پیرمردانی اظهار علاقه می کنند که با دختر جوان ازدواج کنند و حتی بعضی ها معتقدند که ازدواج با زن جوان ، آنها را جوان می کند.

مشاوران در رابطه با مراجعانی که برای ازدواج در مورد سن مشکل دارند ، باید به روش های زیر عمل نمایند:
1) دختر و پسری که برای بار اول می خواهند ازدواج کنند و بین 18 تا 30 سال دارند، اختلاف 5 تا6 سال مناسب است؛ یعنی به علّت رشد سریع دختران، اگر پسر5 تا 6 سال بزرگتر باشد از نظر روانی و فیزیولوژیکی وضع مناسبی خواهد داشت.
2) در مورد مرد و زنی که برای بار دوم ازدواج می کنند. دو حالت وجود دارد. زن برای بار دوم و مرد برای بار اول ، و یا برعکس مرد برای بار دوم و زن برای بار اول قصد ازدواج داشته باشند. در هر یک از حالت های فوق زندگی متفاوت است. ممکن است صحبت از داشتن فرزند قبلی باشد و شرایط اقتصادی و فرهنگی متفاوت ؛ به هر حال باید وضعیت هر یک را به طور انفرادی بررسی کرد و اطلاعات لازم را در اختیار مراجع قرار داد.در مورد سن در ازدواج دوم اهمیت مسئله به اندازه ازدواج اول نیست. ممکن است زن مطلقه ای با دو فرزند و 30 سال سن با مرد 45 ساله مجردی ازدواج کند و چون گرفتاری فرزندان او نیز به زندگی او اضافه می شود، احتمال آن که با همسرش که گذشت کرده و با وجود فرزندانش حاضر به ازدواج با او شده ، با گذشت بیشتر بسازد و زندگی شاد و سعادتمندی  داشته باشند.
3) از آنجا که مرگ و میر مردان بیشتر ، و آمار زنان در بسیاری از جامعه ها درصد بالاتری را حائز است؛ برای جلوگیری از فحشا و انحراف های جنسی باید چاره ای اندیشه شود. در جوامع غربی اصل آزادی جنسی با همه مفاسدش پذیرفته شده است؛ ولی در اسلام به علت اهمیت تربیت فرزند و استحکام خانواده، اصل دیگری را در زناشویی مجاز دانسته اند و آن تعّدد زوجات می باشد. تعّدد زوجات نیز به دو صورت است ازدواج دائم و ازدواج موقت. ممکن است مردی که ازدواج کرده و زن مهربان و واجد شرایطی هم دارد ولی از روی بوالهوسی بخواهد ازدواج دوم کند، به مشاور مراجعه نماید. در اینجا مشاور باید او را در هر دو شرایط ( زندگی با زن اول و زندگی با دو زن) آگاهی دهد. و وضعیت او را به دقّت و از جهات مختلف: از نظر از دست دادن ملاطفت و عطوفت زن اول، از نظر فرزندان ( خواهران و برادران ناتنی ) ، از نظر تأمین هزینه های زندگی، از نظر جنگهای روانی مرتبط با زنان متعدد و بالاخره به هم ریختگی محیط گرم خانوادگی موجود به بهای ارضای هوس زود گذر هشدار دهد. بدیهی است تصمیم گیری نهایی پس از بصیرت کامل با مراجع خواهد بود. گاه قدرت هوس به اندازه ای است که ممکن است با همه اطلاعات و بصیرت داده شده ، مُراجع از ازدواج دوم صرفنظر نکند. مشاور می تواند پس از مواجهه او با ناملایمات بعدی باز هم او را با توجه به شرایط جدید راهنمایی نماید.
4) در صورتی که زنها از قبل با علم و آگاهی ، شرایط چند زنی مرد را پذیرفته و حاضر به ازدواج شده اند و مرد نیز شرایط لازم را رعایت کند، شاید مشکلی ایجاد نشود؛ ولی در فرهنگ ایرانی مسئله تعدّد زوجات و نیز ازدواج موقت به عنوان یک سیره جاری پذیرفته نشده و اغلب کسانی که از این روش استفاده کرده اند؛ اگر چه تمام جوانب شرعی را مراعات کرده اند، امّا علاوه بر نارضایی همسران ، مورد طعن و سرزنش دیگران قرار گرفته و زندگی شاد و با ثباتی نداشته اند. از آن جا که مشاوران نیزاز فرهنگ عمومی تبعیت می نمایند باید به افرادی که به این سیره تمایل نشان می دهند، اطلاعات لازم را بدهند و تمام پیامدهای چنین اقدامی را به آنها گوشزد نمایند.
5) در مورد زنان جوانی که از مردان پیر خوششان می آید و یا پیرمردانی که به خیال خود زن جوان می گیرند تا جوان شوند، باید نظرشان را از لحاظ فیزیولوژیکی و روانی با توجه به اصول علمی بررسی کرد و آنان را به نادرست بودن باورهایی که در این مورد پیدا کرده اند، توجه داد. مشاور باید نظر دختر یا زن جوانی را که دوست دارد با پیرها ازدواج کند، به این مسئله توجه دهد که پیرمرد نه از نظر روانی و نه از لحاظ فیزیولوژیکی قادر به به ارضای نیازهای او نیست و فرضاً اگر چند صباحی نظر او را تأمین کند، در نهایت با مشکل مواجه خواهد شد و این ازدواج عاقبت خوشی نخواهد داشت. دادن اطلاعات لازم در این مورد احتمالاً نظر زن جوان را به طرف مردانی با اختلاف سنّ معقول تغییر خواهد داد. به هر حال دادن آگاهی و بررسی همه جانبه به مراجع بصیرت خواهد داد که به گزینش مناسب بپردازد و تصمیم  عاقلانه و مناسبی اتخاذ نماید.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
آزمایش های قبل از ازدواج
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

آزمایش های قبل از ازداواج
برای آغاز یک زندگی سالم، مسلماً چیزی جز سلامت و صحت طرفین ملاک نیست.به همین منظور، عروس و داماد با مراجعه به محضر از انجام پاره‌ای آزمایشات مطلع می‌شوند. محضر، زوجین را با معرفی‌نامه عکس‌دار مهرشده به آزمایشگاه می‌فرستد.
آزمایشات مربوطه شامل :
1- آزمایش عدم اعتیاد از هر دو نفر؛ اعتیاد به عنوان یک معظل اجتماعی است و تأثیرات سویی که بر ادامه یک زندگی دارد مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
2- بررسی بیماری سیفلیس؛ انجام این تست برای آقایان الزامی است.
3- بررسی زوجین از نظر تالاسمی؛ تالاسمی یک نقص ژنتیکی است که به دلیل شیوع بالای آن مورد توجه قرار می‌گیرد.
4- تزریق واکسن کزاز برای خانم‌ها.
5- گذراندن کلاس مشاوره تنظیم خانواده.

آزمایش VDRL
سیفلیس یک بیماری مقاربتی عفونی است که عامل آن یک نوع باکتری به نام ترپونما پالیدوم می‌باشد.این باکتری به طور طبیعی فقط انسان را آلوده می‌کند و از آن‌جایی که بسیار حساس و ظریف است برای ایجاد بیماری در بیشتر موارد تماس مستقیم با منبع آلودگی لازم است. ترپونم از طریق خراش جزئی در پوست یا غشای مخاطی اندام تناسلی یا دهان و غیره وارد بدن می‌شود.سیر بیماری سیفلیس به 3 دوره تقسیم می‌شود:
1- دوره اول با ورود باکتری و ایجاد یک زخم نسبتاً سفت در ناحیه تناسلی به نام شانکر مشخص می‌شود، پایان این دوره همراه با بهبودی خود به خود این زخم است.

2- پس از آن، دوره دوم شروع می‌شود که مشخصه بارزآن ایجاد یک عفونت فراگیر است، یعنی باکتری به‌طور وسیعی در بدن پخش می‌شود و سبب ایجاد ضایعاتی در مخاط‌ها، چشم‌ها، استخوان‌ها، مفاصل و سیستم قلبی- عروقی و عصبی مرکزی می‌شود. سیستم دفاعی بدن در اکثر بیماران درمان‌نشده، قادر به مقابله با این هجوم گسترده باکتری در خون است. به عبارت دیگر بیشتر مبتلایان درمان‌نشده، قابلیت لازم برای از بین بردن عفونت و ایجاد بهبودی بیولوژیک را دارند.

3- بیماری در 40 درصد بیماران درمان‌نشده از حالت ژنرالیزه خارج و وارد دوره سوم می‌شود. در این مرحله به علت واکنش‌های بیش از معمول دفاع سلولی بدن (سیفلیس هیپرآلرژیک) بافت‌ها و اعضای بدن تخریب می‌شوند. مهم‌ترین ضایعات، مربوط به دستگاه قلبی- عروقی (سیفلیس قلبی- عروقی) و دستگاه عصبی (سیفلیس عصبی) است. این عوارض 10 تا 20 سال پس از شروع بیماری ظاهر می‌شوند.موارد مرگ‌ومیر این بیماری مربوط به دوره سوم (سیفلیس عصبی یا قلبی- عروقی) است.

سیفلیس مادرزادی
مادر مبتلا به سیفلیس پس از ماه چهارم بارداری می‌تواند جنین خود را آلوده کند. اگر عفونت مادر شدید باشد، جنین سقط می‌شود ولی اگر عفونت مادر خفیف باشد، بچه زنده به دنیا می‌آید و علایم مختلفی از خود نشان می‌دهد.اگر 2 سال پس از ابتلا، مادر باردار و جنین مبتلا شود، جنین می‌تواند سقط شود یا با علایم دوره دوم سیفلیس اکتسابی متولد شود. ولی اگر بعد از 2 سال یعنی زمانی که مادر وارد دوره سوم سیفلیس شده بارداری رخ دهد، نوزاد متولدشده می‌تواند بدون علایم خاصی باشد یا علایم مشخصی مثل سه‌گانه هوچینسون را نشان دهد. معمولاً این سه علامت هوچینسون که تا 20 سالگی خود را نشان می‌دهند عبارتند از:

1- دندان‌های هوچینسون که دندان‌های تغییر شکل‌یافته ثنایای دایمی است.
2- کدورت قرنیه که منجر به کوری می‌شود.
3- ضایعه عصب زوج هشتم که منجر به کری می‌شود.

درمان این بیماری در کلیه مراحل ذکرشده به کمک آنتی‌بیوتیک پنی‌سیلین انجام می‌شود، ولی نوع و میزان مصرف آن به مرحله بیماری بستگی دارد.پس از کشف پنی‌سیلین از تعداد مبتلایان به آن کاسته شد ولی از سال 1958 مجدداً تعداد مبتلایان، سیر صعودی پیدا کردند. دلایل آن را می‌توان به عوامل متعدد اجتماعی و اخلاقی ربط داد. مثل عدم رعایت اصول اخلاقی، آزادی و بی‌بند و باری، افزایش روابط جنسی، مهاجرت مردم و جهانگردی و وجود بیمارانی که به بیماری خود توجهی ندارند.
در کشور ما به منظور پیشگیری از شیوع این بیماری با توجه به شرایط حاکم بر جامعه، انجام آزمایش تشخیصی برای کلیه مردان در زمان ازدواج و فقط خانم‌هایی که ازدواج مجدد هستند، اجباری است. همچنین برای جلوگیری از بروز موارد سیفلیس مادرزادی، این آزمایش جزء آزمایشات روتین دوران بارداری هم است.محضرها در فرم‌های معرفی‌نامه خود از این آزمایش با عناوین متفاوتی نام می‌برند. به عنوان مثال: تست بیماری آمیزشی، تست بیماری مسری، آزمایش خون، آزمایش VDRL.

برای انجام این آزمایش کمی سرم (یا پلاسما) خون مورد نیاز است. پس از خون‌گیری و جدا کردن سرم (یا پلاسما)، یک قطره از سرم را روی صفحه خاصی قرار می‌دهند و به آن یک قطره معرف مربوطه را اضافه می‌کنند و اجازه می‌دهند 8 دقیقه روی دستگاهی که حرکت چرخشی در سطح افق دارد (روتاتور) با یکدیگر مخلوط شوند و پس از آن تشکیل دانه‌های سیاه‌رنگ مورد بررسی قرار می‌گیرد. حضور دانه‌های سیاه‌رنگ یعنی مثبت بودن. از آن‌جایی‌که این روش جزء روش‌های غربالگری محسوب می‌شود (یعنی در بیشتر موارد نتیجه منفی آن ارزش تشخیصی دارد) ولی نتیجه مثبت آن می‌تواند به دلیل برخی بیماری‌های دیگر مثل بیماری‌های خودایمن، بیماری‌های کبدی (هپاتیت حاد ...) بیماری‌های عروقی و عفونت‌های ویروسی مفید باشد. لذا نتایج مثبت حاصله را باید با یک روش تأییدی اثبات کرد. این روش در اغلب آزمایشگاه‌های مراکز بهداشتی انجام نمی‌شود در این‌گونه موارد، شخص مورد نظر با یک معرفی‌نامه به سازمان انتقال خون فرستاده می‌شود. آزمایش تأییدی، FTA-Abs نام دارد. با نتیجه مثبت این آزمایش، مرحله بیماری قابل تشخیص نیست (در کلیه مراحل این بیماری آزمایش FTA مثبت می‌شود، حتی در دوره بهبودی) لذا فرد باید توسط متخصص مورد بررسی قرار گیرد و در صورت نیاز اقدام درمانی انجام شود. پس از پایان درمان و اجازه کتبی پزشک معالج صدور گواهی ازدواج توسط آزمایشگاه بلامانع خواهد بود.


آزمایش اعتیاد
نمونه ادرار از زوجین به منظور شناسایی افرادی که ترکیبات تریاک را استعمال می‌کنند، گرفته می‌شود. مصرف مواد مخدر جزء ناهنجاری‌های اجتماع محسوب می‌شود، لذا دور از انتظار نیست اگر مصرف‌کننده این مواد که برای ازدواج مراجعه می‌کند سعی در مخفی نگه‌داشتن آن نماید (مثلاً از طریق تقلب در گرفتن نمونه ادرار).بدین خاطر نمونه‌گیری در این بخش با حضور ناظر انجام می‌شود. در سیستم‌های قدیمی نظارت به کمک آینه‌های نصب‌شده روی دیوارهای اتاق نمونه‌گیری انجام می‌شد. اگرچه هنوز هم آزمایشگاه‌هایی بدین طریق نمونه‌گیری می‌کنند، ولی به کارگیری تکنولوژی دوربین‌های مداربسته در برخی آزمایشگاه‌ها ضمن رعایت اصول اخلاقی و احترام گذاشتن به شأن افراد، صحت نمونه‌گیری را هم تضمین می‌کند. اولین بار در تهران آزمایشگاه شهید هاشمی‌نژاد وابسته به مرکز بهداشت غرب تهران، در سال 1376 مجهز به این سیستم شد که رضایت‌مندی توأم مراجعه‌کننده و پرسنل ناظر را دربر داشت.لازم به ذکر است انجام این آزمایش نیازی به ناشتا بودن ندارد و نمونه ادرار در لیوان یک‌بار مصرفی که در اختیار مراجعه‌کننده قرار می‌گیرد، گرفته می‌شود.
به طور کلی اگر آزمایش خاصی باید روی تعداد زیادی از افراد انجام شود، باید از تستی استفاده کرد که سریع نتیجه آن مشخص می‌شود. به این تست‌ها، تست‌های غربالگری می‌گویند، نتیجه منفی این تست‌ها با اطمینان قابل گزارش است ولی نتیجه مثبت آن‌ها را باید با روش تأییدی (جداسازی به روش کروماتوگرافی لایه نازک [TLC]) آزمایش کرد که البته به زمان بیشتری برای انجام آن نیاز است.
تست غربالگری عدم اعتیاد به کمک تست‌های نواری (Strip Test) یا (Rapid Test) انجام می‌شود. بدین ترتیب که قسمت جذب‌کننده این نوارها در داخل ادرار تازه قرار می‌گیرد و نتیجه حداکثر پس از 5 دقیقه قابل گزارش است. تکنیک به‌کار رفته در این نوارها ایمن و کروماتوگرافی است.
در تست عدم اعتیاد، جدا از مصرف ترکیبات تریاک، مصرف یک‌سری داروها باعث می‌شود نمونه ادرار با روش غربالگری نتیجه مثبت دهد، لذا با آزمایش تأییدی (TLC) باید مورد بررسی قرار گیرد. بیشترین دارویی که در روش غربالگری باعث نتیجه مثبت می‌شود، داروهای کدئین‌دار است. متأسفانه به دلیل مصرف بی‌رویه داروهای کدئین‌دار (به خصوص استامینوفن کدئین) تعداد مراجعین ازدواجی که نمونه‌هایشان برای آزمایش تأییدی کنار گذاشته می‌شود کم نیستند. از نظر آزمایشگاه جداسازی، یعنی جدا کردن افرادی‌که ترکیبات تریاک مصرف کرده‌اند از کسانی که کدئین مصرف کرده‌اند. ولی از نظر زوحین یعنی پرداخت هزینه بیشتر و به هم خوردن برنامه‌ریزی‌های از پیش تعیین‌شده مراسم عقد.
برخی افراد داروهای کدئین را با تجویز پزشک مصرف می‌کنند لذا آزمایشگاه نمی‌تواند به همه تکلیف کند قبل از آزمایش دارو مصرف نکنید بلکه می‌تواند با اطلاع‌رسانی اعلام نماید حتی‌الامکان 72 ساعت قبل از آزمایش، از مصرف داروهای کدئین خودداری نمایید. بعضی از آزمایشگاه‌ها در تهران با مکاتبه به محضرها و پیغام روی نوار تلفن گویای خود می‌کوشند مشکلات مراجعین خود را در این خصوص کمتر کنند.این امر باعث می‌شود کسانی هزینه آزمایش جداسازی را پرداخت نمایند که واقعاً مجبورند داروها را مصرف کنند و لذا انتظار بیش از وظیفه، از آزمایشگاه‌نخواهند داشت.این نکات به شما در انجام آزمایش و به آزمایشگاه در ارایه نتیجه صحیح کمک می‌کنند.

1- مادر و دختری که کپی نتیجه آزمایش ازدواج یک سال قبلش را به همراه دارد، با داد و فریاد به مسؤول آزمایشگاه می‌گویند: «آزمایش شما نشان نداد که آقا معتاد است، ولی بعداً فهمیدیم تریاک مصرف می‌کرده و نتوانستیم ترکش دهیم؛ به خاطر همین کار به دادگاه کشید.» مادر که در عصبانیت دست کمی از دخترش ندارد ادامه می‌دهد: «ظاهراً آن موقع هم معتاد بوده، پس چرا آزمایش شما این را نشان نداده؟» پس از آرام کردن آن دو، مسؤول آزمایشگاه توضیح می‌دهد که وقتی کسی مواد مخدر مصرف می‌کند، بنا نیست این مواد جزء وجود فرد شود. مواد مخدر مثل هر چیز دیگر که وارد بدن می‌شود، به تدریج از بدن خارج می‌شود. بنابراین اگر کسی به خودش فرصت دهد و از مصرف مواد خودداری کند، نتیجه جوابش منفی خواهد شد. به عبارت دیگر جواب منفی فقط نشان‌دهنده وضعیت فرد در چند یا چندین روز اخیر است. لذا خانواده‌ها نباید با اتکا به این آزمایش مهر تأیید روی فردی بزنند و بررسی‌های رایج در عرف را رها کنند.

2- مراجعه‌کننده دیگری که برگه جواب مثبت در دست دارد به مسؤول آزمایشگاه می‌گوید من نه تنها دارو نخورده‌ام، بلکه سیگار هم نمی‌کشم. حالا حاضرم دوباره نمونه بدهم تا ثابت شود که شما اشتباه کرده‌اید. پس از پرسش و پاسخ‌های متعدد مشخص می‌شود که وی چند روز قبل به دلیل درد کمر، یک قاشق از شربت گیاهی قهوه‌ای‌رنگی را مصرف کرده است. مسؤول آزمایشگاه یادآوری می‌کند در اغلب داروهای شربت‌مانند که در عطاری‌ها موجود است و به عنوان ضد درد تجویز می‌شوند، ترکیبات تریاک به کار رفته است و از مصرف آن‌ها باید پرهیز کرد.

3- مورد دیگر فردی بود که اظهار می‌کرد یکی از بستگان نزدیک وی در خانه مواد مخدر مصرف می‌کند ولی تا به حال خودش مصرف نکرده، چطور آزمایش او مثبت شده است؟ با همین توضیحات جواب سؤال این فرد روشن است: افرادی‌که در معرض استنشاق مستقیم دود ناشی از مواد مخدر هستند، تا حد زیادی در معرض آلودگی قرار دارند و ممکن است نتیجه آزمایش آن‌ها مثبت باشد.

4- نگرانی بیش از اندازه پدر دختری باعث می‌شود داماد آینده‌اش را برای تست عدم اعتیاد به آزمایشگاه بیاورد. وی درخواست انجام آزمایش از نظر مواد اعتیادزای قدیمی و جدید را دارد. وی آن‌قدر از مواد مخدر وحشت‌زده است که در ادامه اظهار می‌کند: «ممکن است چیزی خورده باشد تا جوابش منفی شود؟» به وی توضیح داده می‌شود در حال حاضر ترکیبات تریاک چون شیوع بیشتری در کشور دارند، (به دلیل فراوانی آن و قیمت کمتر نسبت به سایر مواد اعتیادزا و بومی بودن آن در منطقه) بیشتر مورد توجه هستند و آزمایشگاه‌ها فقط برای شناسایی آن‌ها تجهیز شده‌اند. از نظر علمی وجود هیچ دارو یا ترکیب دیگری که در صورت مصرف نتیجه آزمایش را منفی کاذب نماید، اثبات نشده است. جهت اطمینان از صحت نمونه گرفته شده، pH نمونه و وزن مخصوص آن و درجه حرارت نمونه کنترل می‌شود.


آموزش و مشاوره تنظیم خانواده
مرحله بسیار مهمی از زندگی است؛ نه تنها برای زن و شوهر، بلکه برای نسل‌های بعد هم سرنوشت‌ساز است. افزایش آگاهی‌های بهداشتی نقش مهم و مؤثری در تأمین سعادت و سلامت افراد خانواده‌ها و جامعه دارد.واحدهای بهداشت خانواده در تمام مراکز بهداشتی و درمانی کشور وظیفه دارند درباره مسائل بهداشتی ازدواج، بارداری، زایمان، نگهداری و تأمین سلامت کودکان بهترین راه حل‌ها را در اختیار مراجعان خود قرار دهند یا آن‌ها را به افراد با صلاحیت معرفی کنند. آموزش تنظیم خانواده که در ادامه آزمایشات ازدواجی انجام می‌شود، در راستای اهداف مطرح‌شده است. اگرچه زمان کافی در اختیار پرسنل این بخش وجود ندارد و نیز حجم مطالب اجازه توضیحات بیشتر را نمی‌دهد، ولی آشنایی زوجین با این واحد می‌تواند گره‌گشای مشکلات آنان در آینده باشد.در مشاوره قبل از ازدواج توصیه‌های لازم راجع‌به پیشگیری از بیماری‌های ارثی، بارداری، سن مناسب برای بارداری، تعداد بچه‌ها و روش مناسب تنظیم خانواده به زوج‌های جوان داده می‌شود.


واکسن کزاز
کلستریدیوم تتانی یک نوع باکتری از دسته باکتری‌های اسپوردار و عامل بیماری کزاز در انسان است. شکل فعال باکتری در برابر حرارت و مواد شیمیایی مقاومت چندانی ندارد، ولی اسپور آن‌سال‌ها در خاک خشک و گردوغبار زنده می‌ماند و نسبت به حرارت و مواد شیمیایی مقاومت زیادی دارد. این باکتری یک سم (اگزوتوکسین) قوی به نام تتانواسپاسمین ترشح می‌کند که عامل اصلی بروز علایم بیماری است. علایم این بیماری با فعالیت شدید اعصاب حرکتی، سفتی و انقباض شدید عضلات مشخص می‌شود.
سم کزاز یک ترکیب پروتئینی است که نسبت به حرارت، مواد شیمیایی، اسیدها و قلیاها حساس می‌باشد و سریع تجزیه می‌شود. حتی الکل 70 درجه آن را زود خراب می‌کند.منشأ عفونت که حاوی اسپور باکتری است، می‌تواند خاک (20 تا 64 درصد نمونه‌های خاک، آلوده هستند)، لباس کثیف، گردوغبار، مدفوع (بیشتر مربوط به اسب)، خار گل، میخ، وسایل جراحی (کامل استریل‌نشده) باشد.
بیماری در نتیجه آلودگی یک زخم (اغلب زخم عمیقی که بافت له‌شده داشته باشد) با اسپور باکتری به وجود می‌آید. این اسپورها درون زخم در شرایط بی‌هوازی به فرم فعال تبدیل می‌شوند و سم تولید می‌کنند سم تولیدشده به طور موضعی عضلات همان ناحیه را منقبض می‌کند و همچنین از طریق رشته‌های عصبی خود را به سلول‌های عصبی- حرکتی در شاخ قدامی نخاع می‌رساند و با تحریک آن‌ها انقباض موضعی ناحیه آلوده را تشدید می‌کند. پس از آن با انتشار سم در تمام قطعات نخاعی، تمام عضلات بدن به حالت انقباض درمی‌آیند. تحریک‌پذیری شدید سلول‌های عصبی شاخ قدامی باعث می‌شود هرگونه عامل تحریکی محیطی (هر چند ضعیف مثل تماس دست با بدن بیمار یا محرکات بینایی و شنوایی) اسپاسم عضلانی را تشدید کند.تعداد این حملات تشنج (انقباض عضلانی) و زمان آن در بیماران، بسیار متفاوت است. مشکلات تنفسی عامل بیشتر موارد منجر به مرگ در این بیماری است.

کزاز نوزادان
به بیماری کزاز در یک ماه اول عمر اطلاق می‌شود که به علت استفاده از وسایل آلوده ضمن بریدن بند ناف، ختنه کردن، پانسمان و سوراخ کردن گوش به وجود می‌آید. کزاز نوزادان با واکسیناسیون مادر حداکثر تا ماه ششم بارداری قابل پیشگیری است. یکی از بهترین راه‌های جلوگیری از بروز این بیماری کشنده این است که به واکسن کزاز هنگام ازدواج توجه کافی شود.واکسیناسیون علیه این بیماری با توجه به پراکندگی گسترده اسپور این باکتری در اغلب نقاط دنیا، راه پیشگیری از بروز این بیماری است. این واکسیناسیون به منظور مقابله با سم باکتری انجام می‌شود.واکسن کزاز، سم غیر فعال‌شده باکتری (توکسویید) است. جهت اثربخشی بیشتر این واکسن، واکسن دیفتری و سیاه‌سرفه هم، همراه آن تزریق می‌شوند. بدین لحاظ به آن‌ها واکسن سه گانه (ثلاث- DPT) گفته می‌شود. اولین تزریق این واکسن در 2 ماهگی انجام می‌شود. مراحل بعدی به ترتیب در 4 ماهگی، 6 ماهگی، 18 ماهگی و 4 تا 6 سالگی (بدو ورد به مدرسه) انجام می‌پذیرد. با این تزریقات مصونیت در مقابل کزاز به وجود می‌آید و از آن به بعد هر 10 سال تزریقی به نام یادآور باید انجام شود تا مصونیت در برابر کزاز همچنان حفظ شود. واکسن یادآور شامل واکسن کزاز و دیفتری است که به آن واکسن دو گانه (DT) گفته می‌شود.

به همه خانم‌های مراجعه‌کننده برای ازدواج واکسن کزاز تزریق می‌شود؟
با رعایت فواصل زمانی تزریقات ذکرشده، سال پایان دبیرستان زمان یادآور اول خواهد بود. لذا اگر خانمی در فاصله 10 سال پس از یادآور اول ازدواج کند نیازی به تزریق واکسن در زمان ازدواج ندارد، در غیر این صورت باید واکسن به صورت داخل عضلانی (عضله پشت بازو- دلتویید) برای وی تزریق شود. ولی جهت اطلاع محضر برای هر دو نفر آن‌ها کارت واکسن کزاز صادر می‌شود تا مدارک مورد نیاز محضردار، برای ثبت عقد کامل باشد. در ضمن زمان یادآور بعدی هم به آن‌ها اعلام می‌شود.

تالاسمی
صفت ارثی یک ویژگی است که والدین به فرزندان خود منتقل می‌کنند. برخی از این صفت‌های ارثی باعث بروز یک بیماری می‌شوند، ولی برخی دیگر فقط یک ویژگی را توصیف می‌کنند.مثلاً رنگ چشم، یک ویژگی است که توسط آن افراد را می‌توان توصیف کرد. فلانی رنگ چشمش آبی یا سبز است ... !ولی تالاسمی یک صفتی است که بیماری را منتقل می‌کند. در این بیماری مغز استخوان قادر به ساختن مقادیر کافی از هموگلوبین طبیعی در گلبول‌های قرمز نیست. میزان کاهش هموگلوبین طبیعی در انواع مختلف تالاسمی‌ها متفاوت است. لذا در افرادی‌که این صفت ارثی را دارند، تالاسمی به یک شکل بروز نمی‌کند.

در انتقال صفات ارثی از والدین به فرزندان به دو نکته توجه نمایید:

1- بروز صفت‌های ارثی تابع قانون احتمالات است، یعنی انتظار نداریم پدر و مادری که یک صفت را دارا هستند، آن را حتماً به فرزندان خود منتقل کنند.

2- صفت‌های ارثی که به صورت بیماری خود را نشان می‌دهند، از تنوع زیادی برخوردارند. تعدادی از آن‌ها شیوع بیشتری دارند و پراکندگی این صفات در جوامع مختلف متفاوت است.
تالاسمی در ایران شایع‌ترین بیماری ژنتیکی است و از انواع تالاسمی‌ها، نوع بتا شیوع بیشتری دارد.
تالاسمی بتا خود به انواع مختلف تقسیم می‌شود. در انواع مختلف آن، میزان کاهش Hb طبیعی متفاوت است.
بتا تالاسمی مینور، نوعی بتا تالاسمی است که در آن کاهش Hb طبیعی مشکل حادی را ایجاد نمی‌کند، چون بدن با افزایش تعداد گلبول‌قرمز خود این مشکل را تا حدودی جبران می‌نماید. این افراد اگر با کسی که این صفت را ندارد ازدواج کنند، هیچ خطری فرزندان آن‌ها را تهدید نمی‌کند و حداکثر ممکن است فرزندی مثل خود فرد، به صورت ناقل مینور متولد شود. ولی اگر با کسی که این صفت را دارد ازدواج کنند، 25 درصد احتمال دارد که فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور به دنیا بیاید.
وقتی بدانید فراوانی ناقلین (بتا تالاسمی مینور) در جامعه ایران حداقل 1 نفر از هر 20 نفر است و این‌که هر سال بیش از 700 هزار داوطلب ازدواج از نظر تالاسمی با آزمایش خون غربال می‌شوند و از این تعداد 2500 زوج ناقل تالاسمی تشخیص داده می‌شوند، حتماً خواهید گفت چرا از سال 1376 برنامه ملی پیشگیری تالاسمی به طور رسمی در رأس برنامه‌های مراکز بهداشت سراسر کشور قرار گرفته است؟ چقدر دیر ...!
امروزه با وجود راه‌کارهایی که به کمک زوج ناقل می‌آید تا از تولد فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور جلوگیری کند، زوج‌های ناقلی پیدا می‌شوند که با وجود تمام مشاوره‌ها و آگاهی‌هایی که در واحد مشاوره تالاسمی به آن‌ها داده می‌شود، اصرار به ازدواج دارند. این تصمیم شاید حق مسلم آن‌ها باشد و البته هیچ مرجع قانونی حق بی‌توجهی به تصمیم آن‌ها را ندارد ولی تولد یک بچه مبتلا به تالاسمی ماژور تنها مشکل پدر و مادر وی نخواهد بود بلکه سیستم بهداشتی- درمانی هم که باید تاوان حس مسؤولیت‌پذیری خود را بپردازد، وظیفه دارد آن‌ها را تنها نگذارد؛ این زوجین پس از مشاوره‌های ویژه تالاسمی تشکیل پرونده می‌دهند و ضمن تأیید و تأکید بر تصمیم خود، زیر نظر مرکز بهداشت نزدیک محل سکونت خود قرار می‌گیرند.
البته لازم است قبل از بارداری جهش ژن بتاگلوبین زوج‌های مینور تعیین شود. نتیجه این آگاهی از جهش ژنی، بعداً در دوران بارداری خانم به تعیین الگوی وراثت جهش تالاسمی جنین کمک می‌کند.
برای تعیین وضعیت جنین از نظر تالاسمی ماژور نیاز به نمونه‌برداری در هفته 10 تا 12 با روش تکه‌برداری از پرزهای جفتی (CVS) یا در هفته 14 تا 16 با روش آمنیوسنتز است.اگر پس از بررسی‌های لازم مشخص شود جنین ژن‌های جهش‌یافته والدین را دریافت کرده است، جنین به تالاسمی ماژور مبتلا است، که احتمال آن 25 درصد است. در این صورت سقط‌درمانی با مجوز پزشکی قانونی میسر است. البته در 75 درصد موارد هم احتمال دارد جنین سالم باشد. در این صورت بارداری ادامه می‌یابد.
بتا تالاسمی ماژور نوع شدید بیماری بتا تالاسمی است. در این نوع به دلیل کاهش هموگلوبین طبیعی، اکسیژن‌رسانی به بافت‌ها با مشکل همراه است. بدن این افراد علی‌رغم فعالیت کلیه استخوان‌های خون‌ساز، قادر به جبران کمبود هموگلوبین طبیعی نیست. (فعالیت استخوان‌های خون‌ساز در ناحیه صورت سبب درشت شدن گونه‌ها و پیشانی در این افراد می‌شود). لذا هر چند وقت یک‌بار باید به این افراد خون سالم تزریق شود. تزریق خون باعث افزایش سطح آهن بدن می‌شود و برای جلوگیری از افزایش مسموم‌کننده آهن، تزریق آمپول دسفرال برای خارج کردن آهن اضافی ضروری است.

روش غربالگری تالاسمی چگونه انجام می‌شود؟
برای شروع برنامه غربالگری ابتدا کلیه آزمایشگاه‌های ازدواج مجهز به دستگاه شمارش سلولی خودکار (سِل کانِتر) شده‌اند که عمده این دستگاه‌ها از نوع سیسمکس هستند. برای این آزمایش (آزمایش CBC) نیاز به حداقل 2 سی‌سی خون است که در ویال‌های محتوی ماده ضد انعقاد گرفته می‌شود. این خون برای مخلوط شدن با ضد انعقاد، حداقل 5 دقیقه روی دستگاهی به نام میکسر باید بچرخد و سپس به دستگاه داده شود. این دستگاه‌ها قادرند در کمتر از یک دقیقه حداقل 8 پارامتر و اندکس خونی را نشان دهند. نتایج حاصل از دستگاه‌ها ملاک تصمیم‌گیری‌ها است. لذا تعمیر و نگهداری این دستگاه‌ها و بررسی صحت و دقت آن‌ها دارای برنامه مدونی است و پرسنل فنی آزمایشگاه ملزم به رعایت آن‌ها هستند.از بین پارامترها و اندکس‌های خونی آن‌چه در وهله اول به آن توجه می‌شود MCH و MCV است.
MCH متوسط غلظت هموگلوبین و MCV متوسط حجم گلبول‌های قرمز نشان می‌دهد برای MCH مقادیر بیش از 27 و برای MCV مقادیر بیش از 80، (و البته کمتر از 100) نرمال تعریف شده است.
در طرح غربالگری تالاسمی، هدف، شناسایی زوج ناقل صفت تالاسمی است که تصمیم دارند با یکدیگر ازدواج کنند. لذا اگر یکی از طرفین صفت تالاسمی را نداشته باشد مشکلی برای آینده زندگی مشترکشان پیش نخواهد آمد. بدین منظور در ابتدا نمونه آقا گرفته می‌شود و در صورت نیاز از خانم نمونه‌گیری می‌شود.

چرا ابتدا از مردان خون‌گیری انجام می‌شود؟
دلیل آن این است که تعداد زیادی از زنان در جامعه به کم‌خونی حاصل از فقر آهن مبتلا هستند. در این بیماری اندکس‌های مورد نظر مثل تالاسمی مینور کمتر از حد نرمال است و از آن‌جایی که ملاک غربالگری فقط اندکس‌های فوق است، بنابراین مجبور خواهیم بود در مقابل این خانم‌ها، مردان بیشتری را مورد بررسی قرار بدهیم.هر نمونه پس از اندازه‌گیری پارامترهایش توسط دستگاه، اگر مقادیر یکی یا هر دو اندکس مورد نظر را کمتر از حد نرمال را نشان دهند به عنوان مشکوک در نظر گرفته می‌شوند تا اقدامات بعدی انجام شود.اقدام بعدی فراخواندن خانم مورد نظر برای نمونه‌گیری خون و بررسی اندکس‌های وی می‌باشد. در صورتی که خانم نرمال باشد، وضعیت آقا برای ازدواج از نظر صفت تالاسمی اهمیتی ندارد لذا بدون مشاوره ویژه، جواب آن‌ها صادر می‌شود.اگر هر دو نفر اندکس‌های پایین داشته باشند (زوج مشکوک به تالاسمی)، توسط پزشک مشاوره تالاسمی تحت مشاوره ویژه قرار می‌گیرند. در اولین اقدام وضعیت آهن بدن آن‌ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، در صورت نیاز یک دوره درمان آهن تجویز می‌شود.
پس از سپری شدن طول درمان، نمونه‌گیری انجام و نتیجه از نظر مقادیر اندکس‌ها، مجدد ارزیابی می‌شود. در صورت عدم تصحیح اندکس‌های مورد نظر، برای هر دو نفر اندازه‌گیری Hb A2 درخواست می‌شود. نتایج حاصل از پیگیری‌های پزشک مشاور بر اساس یک معرفی‌نامه در اختیار زوجین قرار می‌گیرد تا با مراجعه به یکی از مراکز مشاوره ژنتیک مورد تأیید و معرفی شده از وزارت بهداشت، وضعیت صفت تالاسمی در آن‌ها به طور قطعی مشخص شود.Hb A2 یکی از انواع هموگلوبین‌های طبیعی است که در یک فرد نرمال حداکثر 5/3 درصد از مقدار هموگلوبین کل را تشکیل می‌دهد. مقدار بیش از آن (حداکثر تا 7 درصد)، تشخیص تالاسمی را قطعی می‌کند. ولی مقادیر در حد نرمال در افراد مشکوک، تالاسمی را رد نمی‌کند. لذا در این غربالگری مقادیر بالای آن دارای ارزش است.
در آزمایشگاه ژنتیک، جهش‌های ژنی هموگلوبین از نظر صفت تالاسمی مورد بررسی قرار می‌گیرد. پس از آن متخصص ژنتیک نظر خود را به مشاور تالاسمی اعلام می‌کند. در صورتی که صفت تالاسمی در هر دو نفر یا یکی از زوجین تأیید نشود، پایان مشاوره ویژه برای آنان خواهد بود. ولی اگر هر دو نفر ناقل تشخیص داده شوند، پس از اطلاع‌رسانی کامل در مورد آینده مشترکشان، تصمیم‌گیری برای ازدواج به عهده خودشان گذاشته می‌شود. اگر منصرف شوند پرونده آن‌ها بسته می‌شود، ولی اگر اصرار به ازدواج داشته باشند پس از تکمیل فرم‌های لازم مجوز ازدواج برای آن‌ها صادر خواهد شد و نیز به مرکز بهداشت محل سکونتشان معرفی می‌شوند و از طریق کارشناسان آن مرکز وضعیت بارداری خانم پیگیری می‌شود تا اقدامات لازم در زمان بارداری برای تشخیص وضعیت صفت تالاسمی در جنین قبل از ماه چهارم بارداری انجام شود تا در صورت نیاز مجوز سقط جنین صادر شود.برای اجرای دستورالعمل شناسایی زوج ناقل تالاسمی تا رسیدن به یک نتیجه قطعی و مطمئن، گاهی 2 تا 3 ماه زمان نیاز است. از طرف دیگر زوجی که به آزمایشگاه مراجعه می‌کنند و قبل از نتیجه آزمایشات، مراسم ازدواج خود را برنامه‌ریزی کرده‌اند و فقط منتظر جواب آزمایش هستند، اگر به آن‌ها گفته شود باید منتظر بمانند تا بررسی‌های لازم نتیجه قطعی را مشخص کند، روزهای انتظار، دوران سختی را توأم با فشارهای روحی- روانی برای آن‌ها به دنبال خواهند داشت.
به جای ناراحتی و دلخوری، همراهی زوجین با سیستم بهداشتی و پرسنلی که در این خصوص تلاش می‌کنند تا امروز و آینده آن‌ها را شفاف به خودشان نشان دهند، کمک بزرگی به اجرای دقیق دستورالعمل موجود و نتیجه‌گیری سریع‌تر خواهد کرد. و چه بهتر خواهد بود اگر بررسی تالاسمی با یک آزمایش ساده CBC در ابتدای آشنایی یک زوج انجام شود تا مشکلات روحی و مالی کمتری را متوجه خانواده‌ها کند.
در پایان این قسمت ذکر این نکته ضروری است که بیماری‌های ژنتیکی زیادی وجود دارند ولی به طور رسمی و قانونی هنگام ازدواج بررسی نمی‌شوند. در صورت نیاز، خود زوجین از طریق مراکز مشاوره ژنتیک آن‌ها را باید پیگیری کنند. ضرورت این پیگیری فقط به کسانی که ازدواج فامیلی انجام می‌دهند برنمی‌گردد، بلکه در هر دو خانواده پسر یا دختری که با هم ازدواج می‌کنند اگر مثالی از نقص ژنتیکی، سقط‌های مکرر، مشکلات مادرزادی در وابستگان وجود دارد باید این پی‌گیریها انجام گیرد.

برگرفته از پیک تندرستی


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

ازدواج
" وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِـتـَسکنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـکـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِکَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَکَّرونَ"
" یکی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود که این نیز برای مردمان متفکر و آگاه از نشانه ها ی علم و حکمت آشکاراست ". ( سوره روم 21 )
ازدواج  و تشکیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است که در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یکی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است که ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین کننده و تعدیل کننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد که در اسلام بسیار مورد تأکید قرار گرفته است.
اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی که همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأکید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یک پدیده ی فرهنگی هست که نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در کشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه که امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن که بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فکری دارد که تار و پود آن به صورت دامی از ملا ک ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است که غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای کورکورانه ، مسخ هویت و کرامت انسانی است.
 
برخی از مهم ترین و عمومی ترین آداب و رسوم وسنت های ازدواج بین خانواده های ایرانی:

1) ازدواج تحمیلی
با این که خوشبختانه با افزایش دانش و بینش جوانان و خانواده ها ، از شدت این مسئله که برخلاف اصول اخلاقی و اجتماعی و احکام اسلامی است ، کاسته شده ،  اما هنوز هم در برخی مناطق ، پدر و مادر و نزدیکان داماد ، هر دختری را که پسندیدند و پیشنهاد نمودند بدون نظر خواهی معقول از پسر، او را مجبور به ازدواج با آن شخص می کنند  و بعضی پسرها هم بدون توجه به مشکلات بعدی به راحتی می گویند هر که را شما بخواهید و هرچه شما بگویید! در این خانواده ها عموماً وضع دختران و مجبور کردن آنها به ازدواج های تحمیلی ، بسیار وخیم تر است.

2) شیربهادر بعضی  شهرها و روستاها رسم غلط بر آن است که قبل از عروسی برای تهیه مقداری از جهیزیه ، از داماد مبلغی پول نقد به عنوان شیربها می گیرند که خود مانع و مشکل بزرگی برای خانواده هاست و یکی از آسیب های کوچک آن این است که خانواده ی داماد درمقابل ، عموماً انتظار دارند که جهیزیه مفصلی باز گردانده شود. کاش این افراد  لحظه ای می اندیشیدند که شیر مادر چیزی نیست که قابل خرید و فروش باشد.
مهریه
مهریه یک سنت حسنه ی اسلامی است که از زمان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه واله وسلم ) وجود داشته و تعیین آن مورد تأکید است . با این که عده ای می گویند مهریه را چه کسی داد و چه کسی گرفت ، پرداخت آن عندالمطالبه بر ذمه ی داماد است ؛ یعنی هرگاه زن طلب مهریه کرد شوهر باید آن را پرداخت کند . در قدیم مهریه عموماً ساده و براساس دستورات اسلامی ، به روال مِهرالسُنه ی حضرت فاطمه زهرا ( س) بوده است ، اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم ، این سنت پسندیده را مطابق با تمایلات خود جهت داده اند و مهریه را به عنوان ارزش یک دختر تلقی می کنند و به اشتباه مهریه سنگین را پشتوانه ای محکم و تداوم بخش در زندگی زناشویی می پندارند. چرا باید بعضی دختران به بالا بودن نامعقول مهریه خود افتخارنمایند؟ مگر الگوی زنان ما فاطمه زهرا (س) نیست ؟ و مگر الگوی ازدواجی که خدا و رسول خدا و ائمه اطهارمی پسندند وعقل بر آن صحه می گذارد و رضایت خلق خدا را فراهم می سازد، ازدواج بزرگ مرد تاریخ اسلام حضرت علی ( ع ) با فاطمه زهرا (س) نیست که با نهایت تأسف برخی ازدواج ها با تمام محسنات داماد ، به علت عدم توافق بر سر مهریه و مبلغ آن ، صورت نمی گیرد.
این دسته از والدین را باید آگاه کرد که دختر ، و زندگی او کالای مورد معامله نیست تا بر سر مبلغ مهریه اش بحث کنند و باید بدانند که طلب کردن مهریه ی سنگین،  نشانه عدم اعتماد و اطمینان کمتر است و بهانه ای برای ایجاد انتظار نامعقول و جهیزیه ی خارج از توان ، که همه ی اینها از آفت های ازدواج و آسیب های فرهنگی و اجتماعی آن محسوب می شوند.

3)   جهیزیهجهیزیه باید سبک ، ساده و در حد ضروریات اولیه ی شروع زندگی جدید باشد همان گونه که جهیزیه حضرت فاطمه زهرا( س) به روایتی هفده قلم بوده است که در آن زمان به 63 درهم خریداری شده است و این هم از سنت های حسنه ی اسلامی است که به تدریج از هدف اصلی دورشده و متأسفانه در زمان ما یکی از مشکلات ازدواج شده است ، بدانگونه که برخی خانواده ها به جهیزیه عروسشان با وسواس توجه می کنند و اگر آن را نپسندیدند مایه ی سرشکستگی خود و خانواده خود تصور می کنند و ارزش عروس خود را با وجود فضائل اخلا قی فراوان به جهیزیه اش می شناسند! و توقع دارند که به اصطلاح از شیر مرغ تا جان آدمیزاد همراه خود بیاورد ! تا جایی که دیده شده است پدری یکی از کلیه های خود را برای تهیه جهیزیه دختر خود فروخته است و یا دختری به علت فقر و عدم توانایی تهیه ی جهیزیه ، از ازدواج صرف نظر کرده است . به علاوه بسیار مشاهده می شود که بعضی از وسایلی که به عنوان جهیزیه با هزینه های کمرشکن تهیه شده است، سال ها دست نخورد ه مانده و فقط به نمایش درآمده است .

4)   تجمل و تشریفات دست و پاگیرباید نهضتی برضد  ازدواج های پر خرج و تشریفاتی به وجود آورد که هزینه های زیادی را می بلعد و نابود می کند و انگیزه ای جز چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ندارد. باید با الهام از دستورات عالی اسلام با هرگونه تجمل پرستی و خرج تراشی های بی دلیل در امر ازدواج به شدت مبارزه کرد. باید  در فرهنگ عمومی این باور ایجاد شود که خرج تراشی و هزینه های زیاد در مراسم مختلف ازدواج نه دلیل شخصیت ، نه نشانه ی آبرو و نه موجب تحکیم پیوند زناشویی است . ریشه ی بسیاری از کدورت ها ، اختلافات خانوادگی و جدایی ها را باید در همین آداب و رسوم غلط ، در همان شب های جشن و سرور پرخرج ، تقید به مشتی آداب و رسوم غلط  و توقعات بیجا و توجه افراطی به ظواهر مادی به هنگام خواستگاری جستجو کرد. افسوس که تقلیدهای کورکورانه ،  چشم و هم چشمی ها، آبروهای خیالی بدتر از هر بی آبرویی و خواب های خرگوشی مرگبار، بعضی مغزها را منجمد کرده و از درک حقایق و واقعیت های ازدواج  باز داشته است که حاصلی جز اضطراب ، افسردگی ، تظاهر و زندگی بی روح و نشاط  و اختلالات عصبی و روانی ندارد.
اما در پیوندی که دختر و پسر از روی شناخت ، با یکدیگر صمیمیت و تفاهم داشته و والدین آنها بدون سختگیری های بیجا و پس از مشاوره و بررسی آن را تصویب می  کنند و در یک محفل شاد و دوستانه و صمیمانه برگزار می شود، نیازی به تشریفات کمرشکن ، پیرایه های ابلهانه ، تجملات و مخارج رویایی و افتخارات موهوم ندارد. مسلم است که در چنین ازدواجی ، که بهتر است آن را ازدواج  اسلامی و طبیعی بنامیم ، نه از مهریه های کمرشکن و جهیزیه های  ریز و درشت خبری هست ، نه از شیربها و طلا و جواهرات زیاد و گران قیمت و هدایای سرسام آور و آینه شمعدان های غیر ضروری ، خریدهای آن چنانی قبل از عقد برای عروس و خانواده ی او ، تقدیم و ارسال هدایا  در اعیاد و روزهای خاص و بالاخره تشریفات و اسراف های مراسم عقد و عروسی با هزینه های سنگین و...
نکته عجیب و قابل تأمل و تحقیق این است که گروه عمده ای از خانواده ها که از این پیرایه ها و تشریفات زاید و کمر شکن شکایت دارند، ناله می کنند و درمقام بحث با این گونه آداب و رسوم غلط و دست و پا گیر مخالفت می ورزند ، در عین حال  غالباً به آنها پای بندند و زمانی که خود به عنوان والدین پسر یا دختر در موقعیت قرار می گیرند صورت مسئله را پاک کرده در دام آن تارهای عنکبوتی افتاده و به مصیبت و خطا گرفتار می شوند . شاید بتوان گفت که یکی از دلایل این تضاد عقیده و عمل ، عدم شهامت کافی و ضعف اراده و تفکر و ایمان آنها به مبارزه و شکستن سنت ها و آداب و رسوم موهوم وغلط است.
فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی قرن 17 میلادی ، خطا های مبتلا به ذهن آدمیان را که در تحصیل علم و آگاهی  و کشف حقیقت ، مایه گمراهی انسان می شوند بت نامیده و از آنها به عنوان بت های طایفه ای ، شخصی ، بازاری و نمایشی نام برده است. این گونه آداب و رسوم و سنت های ناپسند و انحراف از فطرت خداوندی و اسلامی  را نیز از جمله بت های فرهنگی  و فکری امروز میهن اسلامی می توان نامید که نیاز به بت شکن و قهرمان های فرهنگی و فکری دارد و درمانش هم بازگشت به سنن اصیل اسلامی است.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
اخلاق خوش ، بهترین هدیه
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

«هر چه محبت همسر در قلب بنده زیادتر شود فضلیت ایمانش زیادتر می‌گردد.» (1)

)امام صادق علیه‌السلام)

اوّلین قدم و مهم‌ترین توشه در راه زندگی و آیین همسرداری، مودّت و محبّت است، همان مودتی که خداوند مهربان، به رایگان در دسترس زن و شوهر قرار داده. «و جعل بینکم مودةّ و رحمة»(2) و سعی زوجین باید در زنده نگه داشتن و حفظ آن باشد. برای موفقیت در روابط زناشویی درک فصل‌های مختلف زندگی بسیار مهم است. زندگی فصل‌های متفاوتی دارد. گاهی محبت به خودی خود روان و جاری است، ولی گاهی دسترسی به آن نیاز به تلاش و کوشش دارد.

روح و وجود ما برای ادامه‌ی زندگی نیاز به محبت دارد، پس روح و جان خود و همسرمان را از محبّت لبریز کنیم. مگر نه این است که زن مظهر عطوفت و مهربانی است و اوست که زندگی را می‌سازد؟ پس او چون بهار، سخاوتمندانه و بدون چشم داشت محبت را به همسرش تقدیم می‌کند. چرا که ایثار و فضیلت را از فرهنگ اسلامی به خوبی آموخته است و می‌داند که به فرموده‌ی امام علی‌علیه‌السّلام: «الایثار اعلی المکارم» ایثار برترین صفات عالی انسانی است.(3(

 
1) ابراز محبت

قال رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله وسلم:

افضل الناس منّة من بدأ بالمودّة.

شایسته‌ترین کس به منّت‌گذاری کسی است که در دوستی و محبت نسبت به طرف خود پیشی گیرد.(4)

محبّتی که در دل احتکاروزندانی شود ،اثر بخش نیست. محبّت باید در رفتاروگفتاروعملجاری شود وبروزکند و«مودّت» یعنی این،یعنی ابراز محبّت وعلاقه.

جلوه‌های بروز محبت در زندگی بسیار متفاوت و گوناگون است. حسن خلق و خوش رویی، نرم خویی و مهربانی، ادب در کلام و رفتار، توجّه و لبخند، درک و فهم طرف مقابل، حسن‌جویی و مثبت اندیشی، احترام و قدردانی ... همه و همه از مصادیق مودت و محبت است.

از رسول خدا صلی‌الله علیه واله و سلم پرسیدند:

ما افضل ما اعطی المرء المسلم؟ قال: الخلق الحسن.

بهترین هدیه‌ای که به شخص مسلمان داده شده خوش اخلاقی است.(5)

چرا به زنان سفارش شده که هنگام آمدن همسر به استقبالش بروید و در را به رویش بگشایید و بدین‌گونه نشان بدهید که منتظر او بوده‌اید؟ زیرا این رفتار نیز نشانه‌ای از مودّت است؛ و طی کردن همین فاصله‌ی کوتاه و استقبال و مشایعت همسر، نشانه‌ی محبّت و محبّت آفرینی است، صورت زیبا تسخیر کننده نیست، آنچه تسخیر می‌کند دل مهربان و شوهر دوست زن است. و امام رضاعلیه‌السلام چنین زنی را غنیمت می‌شود و رسول خاتم صلی‌الله علیه وآله و سلم: او را بهترین زن می‌داند.

زندگی که در آن بخواهیم روابط عاطفی حکم‌فرما باشد، مانند باغی است که با ارزش‌ترین موهبت یعنی «خودمان» را به امانت می‌گذاریم تا به رشد و شکوفایی برسد.

هرگز گمان مبرید که با ابراز علاقه قدر و منزلت شما کم می‌شود، بلکه به عکس با نثار محبّت، به کمال و بالندگی خواهید رسید.

برای همسر خود مادری کنید. به قول یکی از نویسندگان «مردان،کودکان بلند قد هستند و احتیاج به محبت مادری دارند. چون کودک به خوبی می‌داند قلب مادر در منزل برای دیدار وی می‌تپد و چشمش به انتظار اوست».

مرد برای حرکت و پویایی به محبّت زن نیاز دارد و محبّت صادقانه و حقیقی، تنها نیرویی است که مرد را به زندگی امیدوار و پر تلاش نگاه می‌دارد.

به فرموده‌ی پیامبراکرم صلی‌الله علیه وآله و سلم: بهترین زن‌های شما آنهایی هستند که دارای محبّت باشند.

 
2) قدرشناسی

لئن شکرتم لازیدنّکم.(6)

پس از ابراز محبت و بیان شیفتگی و نشان دادن احساسات و عواطف عالی خود، گام بعدی قدردانی و احترام نسبت به همسر است که از جلوه‌های ظهور و بروز محبت می‌باشد. امام صادق علیه‌السلام فرموده‌اند: هر زنی که به شوهرش احترام کند و آزار و اذینش نرساند، خوش بخت و سعادتمند است.

دقت داشته باشیم که همیشه قدر‌شناسی خویش را در مقابل محبت‌هایی که همسرمان به ما می‌کند، آشکارا ابراز کنیم که «لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» در این صورت است که او محبت ما را حس می‌کند .قدردانی از همسر بهترین شیوه جلب محبت مرد است.

منتظر نباشیم که در مقابل کار بزرگ و غیر منتظره‌ای از همسر خود تشکر کنیم؛ بلکه بیاموزیم تا در برابر هر کار کوچکی توجه نشان داده و قدردانی خویش را ابلاغ کنیم. با لبخند و بیان تشکر، زن می‌تواند احساس رضایت خویش را از مرد نشان دهد. مرد نیاز به این قدردانی و تشویق دارد تا بتواند همچنان محبّتش را ارائه دهد. او نیاز دارد تا بداند وجودش موثّر است و کارهایش زندگی را بهتر می‌نماید. اگرمردها بدانند که آنچه برای زن انجام می‌دهند، مهم و با ارزش است. بیش‌تر و بیش‌تر بر تلاش خویش می‌افزایند و به تدریج می‌آموزند تا به کارهای کوچک هم به همان اندازه‌ی کارهای بزرگ ارزش دهند.درمقاله ی بعد به بحث گذشت و صبوری می پردازیم.

 

منبع :

برگرفته از کتاب " همسر اگر اینگونه بود "

تالیف : راضیه محمد زاده
 
پانوشت‌ها:

1) وسائل، ج 14، ص 11.

2) توضیح مودة: ودّ محبت به چیزیست، و آرزو داشتن به آن و یا هر دو معنی در این واژه به کار می‌رود زیرا تمنی که آرزو داشتن و دریافت چیزی نمودن است یا متضمن و دربرگیرنده معنی دوستی است (زیرا دوستی از سه مرحله‌ی نیاز، شناخت و سپس عشق و محبت می‌گذرد) و یا معنی خواستن و تمایل شدید به رسیدن و به دست آوردن چیزیست که دوستش دارند. در آیه‌ی 21 روم و 96 مریم اشاره به چیزیست که میانشان الفت و دوستی یاد شده را ایجاد می‌کند و آن خدای رحمان است.

مفردات راغب، ج3، ص 431.

3) غررالحکم، ص 986.

4) میزان الحکمة ج2، ص 938.

5) چهل حدیث، ص 189.

6) سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 7.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش عوامل جسمانی و ژنتیکی در ازدواج
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

نقش عوامل جسمانی و ژنتیکی در ازدواج 
یکی از عواملی که در ازدواج نقش مهمی دارد ، قیافه ظاهری و وضع جسمانی همسر می باشد. بعضی از قد بلند و اندام باریک خوششان می آید، عده ای چاق می پسندند و بالاخره بعضی از ابروی پیوسته و بینی کشیده و برخی از موی مجعد و چشم آبی و صورت گرد و تعدادی چانه باریک و اندام موزون می پسندند. با این که زیبایی ظاهری ممکن است دوام نداشته باشد و به زودی جای خود را به قیافه و وضع جدیدی بدهد ؛ معذالک فردی که می خواهد با کسی یک عمر زندگی کند ، باید از قیافه او خوشش بیاید. علاوه بر این، مسئله ژنتیک از نظر داشتن فرزندان سالم و باهوش از اهمیت زیادی برخوردار است. بعضی از مردان کوتاه قد زن بلند قد می گیرند که بچه های آنان قد کوتاه نشوند و عکس این حالت نیز ممکن است پیش بیاید. از طرفی ازدواج های فامیلی که احتمال تولد بچه های معلول و ناسالم و یا کودن و عقب مانده ذهنی در آنها زیادتر است ، مسئله ای است که باید مورد توجه قرار گیرد.

ازدواج و رابطه آن با قیافه ظاهری
یکی از عواملی که پسر و دختر بدان توجه خاص دارند، قیافه ظاهری است. بعضی از پسران که خود قیافه نازیبایی دارند توجه خاص به دختران زیبا دارند؛ عکس این حالت نیز ممکن است اتفاق بیفتد. البته زیبایی و زشتی قراردادی است و از دیدگاه های مختلف فرق می کند؛ ولی آنچه مطلوب جامعه است معمولاً به صورت مُد مطرح می شود؛ مثلاً ممکن است زمانی اندام  بلند و باریک برای دختران و قد بلند و چهارشانه برای مردان مُد روز شود و زمانی دیگر قد متوسط و اندام چاق برای دختران و قد بلند و اندام باریک برای پسران. بنابراین زیبایی پیرو مـُد می گردد و در صورت تطابق با مُد طالب بیشتری پیدا می کند. مسئله زیبایی ، خود بحث مفصلی دارد که در این مقوله نمی گنجد. به هر حال در ازدواج دیدگاه طرفین در پذیرش و اقناع یکدیگر از لحاظ وضعیت جسمانی مهم است.
بحث مهم دیگر سلامت جسم ( از نظر بیماری و معلولیت)  است. ممکن است مرد یا زنی معلول (مثلاً لـَنگ ، کر، کور ،  بی دست) باشد یا به بیماری های قلبی ، کمردرد و غیره مبتلا باشد. در این موارد ممکن است ازدواج با معلول دیگر با وضع مشابه مشکلی ایجاد نکند؛ ولی چنانچه فرد سالمی بخواهد با فرد معلول یا بیمار ازدواج کند باید وضعیت بیمار با تمام خصوصیات برای طرف مقابل بازگو شود ، تا قبول ازدواج با آگاهی و بصیرت کامل انجام گیرد. در غیر این صورت پس از مدتی احتمال سرد شدن روابط و بالاخره از هم گسیختن خانواده می رود.

نمونه هایی از ازدواج های ناموفق در این زمینه ذکر می شود:
- بعضی از دختران و پسران شیفته وضعیت ظاهر طرف مقابل می شوند و سایر عوامل را نادیده می گیرند. این حالت نیز پس از مدتی که عوامل دیگر اهمیت خود را نشان می دهند و عامل زیبایی در مرحله بعد قرار می گیرد، خوشی و نشاط را از خانواده می گیرد و چه بسا که زندگی گرم و پرشور اولیه به سردی گراید. خطر دیگری که در مورد تکیه بر زیبایی وجود دارد آن است که زیبایی جنبه ثابت و دایمی ندارد؛ و می تواند در اثر یک حادثه و یا در طول زمان یا بر اثر وجود یک بیماری از بین برود و به زندگی شاد زناشویی آسیب برساند.
مشکل دیگری که در زیبا رویان وجود دارد آن است که آنان ممکن است به اتکاء جمال خود ، از خود راضی و خودپسند بار آیند و چه بسا فرصت های مناسبی را که در ازدواج برای آنان پیش آید، از دست بدهند و یا در زندگی زناشویی زیبایی خود را به رخ همسر خویش بکشند و احیاناً او را تحقیر کنند و خود را در مرتبه بالاتری قرار دهند. این حالت ممکن است برای شوهر زجرآور باشد و زندگی را به سردی و ناشادی سوق دهد.

مشاوره ازدواج در رابطه با عوامل جسمانی و ژنتیکی
مراجعانی که در زمینه عوامل جسمانی و ژنتیکی به مشاور مراجعه می کنند، نمونه هایی از مسائل زیر را مطرح می کنند:
- مردی با قیافه معمولی دختری بسیار زیبا را برای ازدواج در نظر می گیرد ، و دختر نیز با این وصلت موافق است. آیا این ازدواج پایا و عاقبت بخیر خواهد بود؟
- مردی قد بلند، زنی کوتاه قد انتخاب می کند؛ به این امید که بچه هایش متوسط القامه شوند. آیا این انتخاب با این هدف مناسب است؟
- دختری قد بلند، پسری کوتاه قد را برای ازدواج انتخاب می کند؛ تا او در برابرش احساس حقارت کند و دختر در خانه، تعیین کننده باشد.
- پسری چاق در جستجوی ازدواج با دختری باریک اندام است؛ تا به آرزوی خود ( لاغری) در همسرش نایل گردد.
- پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به این اعتقاد که عقد فامیل های نزدیک در عرش بسته می شود، قصد ازدواج دارند. از نظر ژنتیک چه مشکلی وجود دارد؟
- دختر یا پسری که از نظر ارثی مرض قند دارد، قصد ازدواج دارند. آیا چنین انتخابی مناسب است؟

مشاور در مقابل موارد فوق چه باید بکند؟
هر یک از این موارد نیاز به بررسی دارد؛ بررسی از نظر شرایط و متقضیات و از نظر خصوصیات فردی. از این رو نمی توان برای همه آنها حکم واحدی صادر کرد. حکم عمومی درباره مشکلات انسانی نظیر پزشکی است که بیماران زیادی داشت ؛ آنها را دسته بندی کرد؛ به همه تب دارها، یک نسخه و به شکم دردها نسخه دیگری داد و خلاصه آن که همه بیماران را با پنج نسخه ویزیت کرد!
در برابر هر یک از موارد مطروحه بالا باید به طور ویژه عمل نمود:
- مردی که در قبال زیبایی بی حد  زن آینده اش حساسیت دارد و چنین فکر می کند که این ازدواج به علت امتیاز زیبایی همسرش پایا و عاقبت به خیر خواهد بود : باید موضوع از جهات مختلف بررسی و با موارد موفق مشابه مقایسه شود تا در مراجع این حساسیت از بین برود و بتواند عاقلانه تصمیم بگیرد.
- راجع به مردی قد بلند که زن کوتاه قد انتخاب کرده تا بچه هایشان متوسط القامه باشند : باید از او سؤال کرد  که علم و اطلاع در زمینه این موضوع را از چه منبعی دریافت نموده است. وانگهی آیا هدفِ ازدواج ، داشتن بچه متوسط القامه است؟
- دختر قد بلندی که قصد دارد با پسر کوتاه قد به خاطر تسلط بر او ازدواج کند. آیا هدفش حاصل خواهد شد و اصولاً غرض از ازدواج "تسلط بر شوهر" است؟
مشاور باید این موارد را با مشارکت مراجعان از جهات مختلف بررسی کند تا آنها بتوانند با آگاهی ، تصمیم بگیرند.
- در برابر پسر چاقی که می خواهد با دختری باریک اندام به خاطر ارضای آرزوهای خود ازدواج کند: مشاور باید با مراجع موضوع را ارزیابی کند و بگوید ارضای این آرزو چه نفعی برای او دارد. وانگهی این عمل چنانچه با رعایت جوانب دیگر انجام نشود، ممکن است زندگی وی را به تباهی بکشاند.
- ازدواج پسرعمو با دخترعمو و دخترخاله با پسرخاله به علل ژنتیکی بهتر است انجام نگیرد ولی چنانچه عشق و عاشقی انجام امر را ضروری سازد ، باید قبل از ازدواج با مراجعه به یک متخصص، مشاوره ژنتیکی صورت گیرد و سپس مراجع تصمیم خود را بگیرد.
- در مورد دختر یا پسری که مریض است، یا بیماری ارثی دارد: اولاً مشاور باید ببیند آیا بیماری او خطرناک است؟ ثانیاً این بیماری به بچه ها نیز منتقل می شود یا خیر؟ به هر حال بهتر است در مورد ازدواج چنین دختر و پسری بررسی پزشکی و تحقیقات لازم انجام گیرد. چنانچه بیماری برای خود فرد خطری نداشته و قابل انتقال به بچه ها نباشد؛ از نظر ازدواج مشکلی وجود نخواهد داشت.
- نظر به این که قیافه ظاهری عاملی عینی است و زیبایی جاذبه بسیاری برای  ازدواج دارد، بنابراین احتمال دارد که پسر یا دختر با عشق و علاقه افراطی، دیگر عوامل مؤثر در ازدواج را کنار بگذارند و تنها با توجه به زیبایی به سوی زناشویی کشیده شوند. در این موارد وظیفه مشاور آن است که با تشکیل جلسات مشاوره و بررسی های همه جانبه و مواجه کردن مراجع با ازدواج های مشابه ناموفق، عشق غیر واقعی وی را تعدیل نماید. چشم واقع بین را برای دیدن عوامل مختلف مؤثر در زناشویی، فعال نماید تا تصمیم گیری در انتخاب همسر، عاقلانه و با توجه به جهات مختلف انجام گیرد.
ماحصل کلام آن که مشاور باید هر مورد را با مشارکت مراجع از جمیع جهات بررسی کند، با موارد دیگر مقایسه کند و نتایج کار را در هر اقدام پیش بینی نماید. تا بالاخره مراجع با کسب اطلاع و تفکر و بصیرت به تصمیم گیری مناسب نائل گردد.


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥  

شصت نکته شیرین درباره ی ازدواج

 

درباره ازدواج بسیار گفته  و شنیده ایم. اما مطالبی که در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.

از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب کرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حکم کلید راهنما را داشته باشد.

1) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2)  مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3)  لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4)  زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5)  زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6)  زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7)  زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی)

8)  داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی)

9)  دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10) داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11) دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12) در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ) ضرب المثل آذربایجانی )

13) برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

14) تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

15) اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16) اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ) ضرب المثل ترکی )

17) ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

15) ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19) ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20) ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21) ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز (

22) ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند (

23) ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون)

24) اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

25) انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک)

26) با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27) با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28) برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس)

29) ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )

30) تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)

31) پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )

32) خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )

33) تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34) ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی)

35) ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36) شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

37) عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک (

38) قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39) مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

40) با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

41) خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور (

42) ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43) قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی(

44) مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

45) من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

46) هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

47) هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون(

48) زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

49) اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

50) وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی (

51) هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

52) با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی (

53) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر (

54) دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی(

55) ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت (

56) زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی (

57) ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین (

58) ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر (

59) تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )


کلمات کلیدی: ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش ازدواج و تشکیل خانواده درسلامت جامعه
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

ازدواج و تشکیل خانواده ، نقش مهمی در تزکیه و بقای  جامعه دارد و تلاش در جهت استحکام آن ، زمینه را برای سلامت اخلاقی  و سعادت عمومی جامعه فراهم می سازد . چرا که ازدواج مشروع جلوی بی بند و باری ، هرج و مرج و آشفتگی های جنسی را می گیرد و پسران و دختران جوان را وا می دارد که در چارچوب قواعد و اصول مشخصی ، به زندگی اجتماعی تن دردهند.
ازدواج و تشکیل خانواده برای انسان ها یک نیاز طبیعی است که از فطرت و آفرینش ویژه ی آنان سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی نمود که درصورت عدم تحقق آن ، آسیبی به نظام اجتماعی وارد نمی شود؛ بلکه برعکس، هرگونه آسیب به این بنیان مقدس ، پیامدهایی را در تحول ساختار کلی جامعه و نظام ارزشی و فرهنگی آن به دنبال دارد.
خانواده از آن رو که زیربنا و ریشه ی همه ی نهاد های اجتماعی است ، قدرت مندترین کانون اثر گذاری و مؤثرترین مرکز برای سامان دهی یا نابسامانی اجتماع وعامل تشکل و سیستم دهی به جامعه است. هر گونه تغییر مثبت یا منفی در خانواده ، در جامعه ی بزرگ انسان ها تأثیر مستقیم و مؤثر دارد. ثبات یا بی ثباتی خانواده ، مستقیماً برثبات یا بی ثباتی جامعه تأثیر گذار است. جوامعی که در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بی شک ارزش های اخلاقی درجامعه ی کلان سقوط خواهد کرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند که فرآیندهای اساسی اجتماعی بدون حضور خانواده، شکل واقعی خود را پیدا نخواهد کرد. فرایندهایی چون همکاری، سبقت جویی ، ستیزه جویی، همانند سازی ، سازش ، فرمانروایی ، سلطه پذیری و ... همه وهمه ریشه در خانواده دارند؛ و این مورد تأیید جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی است. پایه و مبنای شرافت انسانی ، خود خواهی و خود مداری ، پذیرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگی نشأت گرفته از خانواده است و این ، مورد تأیید جرم شناسان و آسیب شناسان اجتماعی است.  و بالاخره ریشه های اساسی رشد یا پس افتادگی اجتماعی ، صعودها و سقوط ها، سامان داری یا نابسامانی های اجتماعی و ... را باید در خانواده جست وجو کرد.
بیشتر حرکت های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی از خانواده آغاز شده و درجامعه موج آفرینی می کنند . برهمین اساس، همه ی ادیان الهی به ویژه اسلام ، خانواده را مؤثرترین راه برای هر گونه تغییر و تحول در بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه می دانند. زیرا از یک سو خانواده ، خود مرکز تعامل و تأثیر متقابل افراد بر روی هم است و تجربیات و آگاهی های فرد در خانواده ، در شکل دهی نقش اجتماعی او بیشترین تأثیر را دارد. و از سوی دیگر، هرکدام از افراد خانواده ، پس از ورود به جامعه، درهم فرو می روند و بر یکدیگر تأثیر متقابل گذارده ، آرمان ها و عقایدشان درهم می آمیزد و حاصل این فعل و انفعالات به صورت یک طرز فکر، یک  اندیشه ی اجتماعی و در نها یت به شکل یک سیستم فرهنگی درمی آید.
واضح است اگر خانواده از سلامت کافی برخوردار نباشد ، افراد بیمارگونه ی خانواده نیز پس از ورود به جامعه و کنش متقابل اجتماعی  با سایرین ، بیماری خویش را به دیگران سرایت داده، ساختار جامعه را از هم فرو می پاشند؛ و گاهی ممکن است یک رفتار نامعقول و غیرمعقول اجتماعی ، در اثرهمین تعاملات به صورت یک رفتار پسندیده ، در جامعه ظهور کند.همین طور اگر خانواده های یک جامعه ، بهنجار و متعادل باشند، جامعه نیز از سلامت واقعی بر خوردار خواهد بود.
اسلام نیز کارخود را از خانواده شروع کرده است. چنانکه پیامبر اسلام – صلی الله علیه وآله – تبلیغ علنی خود را در آغاز رسالت ، از خانواده و عشیره اش آغاز کرد و درتداوم آن ، کار تبلیغ  و توسعه ی جامعه ی اسلامی را از درون خانواده ی خویش و با تربیت انسان هایی وارسته چون فاطمه ی زهرا، امام حسن و امام حسین – علیهم السلام – ادامه داد. و به این ترتیب هر کدام از ائمه اطهار –  علیهم السلام – نیز، قبل از هراقدام ، ا ز خانواده ی خود شروع کردند.
با اندک تأملی درسیره ی آن بزرگواران د ر نحوه ی ازدواج ، تربیت فرزند، نوع ارتباط با همسر و فرزندان و همچنین وصایا و سفارشات آنها به اهل بیت خود، به خوبی درمی یابیم که این بزرگ مردان تا چه اندازه به اهمیت خانواده  و تأثیر غیرقابل تردید آن برجامعه عنایت داشته اند.
البته ناگفته نماند، در سلامت یا فساد جامعه ، نقش دیگر کارگزاران اجتماعی مانند نهادهای مذهبی و وسایل ارتباط جمعی را نمی توان نادیده گرفت . اما بنابر پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی ، در این تأثیر گذاری ، نهاد خانواده  درصد قابل توجهی را به خود اختصاص داده است که آن را از میان دیگر کارگزاران اجتماعی متمایز می سازد.
بنابراین " برای تشکیل یک جامعه ی آرمانی ، تأسیس خانواده های آرمانی ضرورت دارد و خواستاران جامعه ی ایده آل ، باید به تشکیل خانواده های ایده آل بپردازند.


کلمات کلیدی: ازدواج ،جامعه

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
نقش ازدواج در سلامت روان جوانان
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

ازدواج  یک امر طبیعی و فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند بدون تردید، احساس کمبود خواهد کرد وچون برخلاف فطرت حرکت می کند، به دشواری ها و مشکلات جسمی وروانی برخورد می نماید. بی شک ، یکی از مهمترین عوامل فشارهای روانی و استرس های رو به افزایش در دنیای امروز که گریبانگیر بسیاری از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.
دختران و پسران جوان ، درفراز و نشیب زندگی ، به محیطی امن و پایگاهی عاطفی نیازمندند و بهترین فردی را که می توانند برای تأمین این نیاز، برگزینند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسیله ی ازدواج ، درکنار یکدیگر از آرامش ، امنیت و سلامت روان برخوردارمی گردند.
خداوند متعال در این باره می فرماید:
" و از نشانه های او این که ، همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا درکنارآنان آرامش یابید، در میانتان موّدت و رحمت قرار داد . در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند".
رسول گرامی اسلام – صلی الله علیه وآله – نیز ، ازدواج را عامل ایجاد اخلا ق نیکو د رفرد می داند و می فرماید:
" مردان وزنان بی همسر خود را به ازدواج یکدیگر درآورید ، چرا که خداوند اخلاق آنان را نیکو می سازد" .
امروزه ، پژوهش های جامعه شناسان و روان شناسان نیز، حاکی از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمین زمینه ، مطالعات اداره بهداشت عمومی امریکا درسال 1980 نشان می دهد که بین سلامت روانی  و ازدواج ، ارتباط معنی داری وجود دارد. افراد متأهل درمقایسه با افراد مجرد در وضعیت بهتری از سلامت روانی قرار دارند. نشانه های نوروتیکی درمقایسه ، کمتر در آنها دیده می شود و درصد کمتری از آنها دربیمارستان های روانی بستری اند. همین فواید ازدواج و تشکیل خانواده ، یعنی ایجاد اخلاق نیکو در افراد ،  سلامت  و بهداشت روانی ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است که خانواده را بین دیگر نهادها ی اجتماعی ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوری که  از آن به عنوان ریشه ای ترین نهاد اجتماعی یاد می شود.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تأثیر عوامل اقتصادی در ازدواج و ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی که در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از:
1)  مسکن؛
2)  وسائل زندگی؛
3)  هزینه های رفاهی و معیشتی.
هر یک از امکانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد  که نبود یا کمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد.
نکته مهم در اینجا آن است که اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده که قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی که در یک خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یک خانواده مرفه را اقناع کند. این دختر در یک زندگی با امکانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی که در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امکانات مالی و رفاه خانواده  در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

1)  نقش مسکن در زناشویی
نخستین عاملی که در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسکن است. هر خانواده به یک واحد مسکونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترک با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسکن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یک اطاق ، مستقل زندگی کنند. بنابراین منظور از مسکن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امکان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی که وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسکن است؛ ولو یک  آپارتمان بسیار کوچک و یا  به صورت استیجاری.
بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یک خانه زندگی کنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود که در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی کنند این سنت ها یا شرایط را بشکنند  و از گام اول چنین مشکلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد.

2)  وسائل زندگی
برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله کم بودن جهیزیه پافشاری کند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع کرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود.آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است که اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد.
وسایل زندگی را می توان به دو  بخش تقسیم کرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی که جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوکس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند. دختر و پسر جوانی که در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشکلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی که درآمد کافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا که زن، خانه و کاشانه خود را ترک کند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یک عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

3)  هزینه های رفاهی و معیشتی
در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاک ازدواج را میزان درآمد  پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یک سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود که شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند.

ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین
1)  نداشتن مسکن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سکونت در محل های نامناسب.
2)  درآمد زنان که در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار کار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا که تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اکثر اوقات بین زن و مرد در هزینه کردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد.

3)  چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه کار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می کند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید.

4)  بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته.

5)  شوهرانی که به خاطر ثروت زن با وی ازدواج کرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد.

6)  رفاه طلبی بعضی زنان که بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند.

7)  زنان اسراف کاری که قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می کنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می کنند.

8)  شوهری که زیر بار هزینه های خانواده، کمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل  دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممکن است در خانه با اندک بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این که زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشکلات زندگی بیش از خانواده یک شغله است.

9)  تعادل بودجه و کنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می کند. زیاد خرج کردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت کنترل باشد. این که چه کسی این کار را انجام دهد، زن یا مرد،  به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد.

10)  مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یکدیگر.

11) در کشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یکی از موارد وابستگی آن است که چنانچه در زمان پیری از کار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع کمک دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از کار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین کند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا کم ایمان ، در قبال این کمک بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند که  همسرشان نباید از دهان بچه ها نگیرد و خرج پدر و مادر خود کند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع کردن و توجیه همسران از مشاوران و روحانیون کمک گرفته شود.

وظایف مشاوران در قبال مشکلات اقتصادی خانواده
مشاوران در قبال مشکلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند  و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی که مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است:

1)  دختر و پسری که قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یکدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسکن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد که دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد کسب کند. یکی از مواردی که دختران را به ناسازگاری می کشاند،آن است که پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امکانات معرفی کند و بعد ازدواج مشخص می شود که پسر آه در بساط ندارد.  از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی که بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذکر شوند که با تحقیق کافی در این زمینه تصمیم بگیرند.

2)  خانمی که شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن کند. او باید مشخص سازد که درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد که همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا کار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

3)  بعضی از خانواده ها اولین عاملی را که در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است که به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذکر گردند که مسائل اقتصادی نباید موجب شود که اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند.

4)  مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی که موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی که باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از:

- پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده .
- جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری.
- تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند که فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشکیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امکان هماهنگی وجود خواهد داشت.


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
لزوم مشاوره ازدواج در رابطه با شغل همسر
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

یکی از عواملی که مشاوران در رابطه با همسر گزینی باید مورد توجه قرار دهند، " شغل" است. دختران یا پسران در انتخاب همسر به شغل طرف مقابل اهمیت می دهند و اطلاعات لازم را در این مورد به دست می آورند.  هنگامی که پسری برای خواستگاری یا آشنایی با یک دختر به منظور ازدواج وارد عمل می شود ، نخستین چیزی که دختر در مورد او جویا خواهد شد، شغل اوست. مهمترین کمکی که مشاور در مورد شغل همسر می تواند انجام دهد ،  دادن اطلاعات لازم در مورد آن شغل و بررسی نگرش مـُراجع در رابطه با آن ، از جهت میزان درآمد مورد نظرش و ... می باشد.

دخترانی که به علت علاقه مفرط به یک شغل ممکن است تحت تأثیر آن، سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نادیده بگیرند ،  باید مورد مشاوره قرار گیرند.

در بسیاری از موارد شغل شوهر و عدم اطلاع کافی دختر، موجب ازدواجی می شود که فرجام آن رضایت بخش نیست. در این موارد مشاور باید در زمینه شغل مزبور به مراجعی که تحت تأثیر شغل مرد قرار گرفته و می خواهد با او ازدواج کند، اطلاعات کافی بدهد و به علاوه سایر عوامل مؤثر در ازدواج را نیز ( به همان اندازه که شغل را مطرح می سازد) مورد توجه قرار دهد تا مراجع با بصیرت تصمیم گیری نماید.

بعضی از زنان از مشاغلی که لباس خاصی دارند ، مانند لباس نظامی نیروی هوایی، دریایی، روحانی و ... خوششان می آید و تحت تأثیر لباس مبادرت به ازدواج می نمایند. در این موارد مشاور باید آنان را به سایر عوامل مؤثر در ازدواج توجه دهد تا تصمیم گیری عجولانه ننمایند.

در مورد چنین ازدواجی مشاور باید اهمیت عاملی را که در نظر مراجع به صورت غیر واقعی او را تحت تأثیر قرار داده است، در حّد واقعی پایین بیاوردو او را متوجه سن و اخلاق و سایر عوامل مؤثر در ازدواج نماید تا عاقلانه تصمیم گیری کند.

 مردانی هستند که به طرف زنان شاغل می روند و هدفشان از این ازدواج حقوق و درآمد زن است که به زندگی آنان کمک کند. مشاور برای این قبیل مردان باید هدف از ازدواج را تبیین کند و عدم توجه به سایر عوامل و عواقب آن را مطرح نماید؛ به علاوه این موضوع را که ممکن است زن درآمد خود را در اختیار خانواده قرار ندهد با مـُراجع در میان بگذارد. در موارد زیادی مراجع در تصمیم خود تغییر می دهد؛ ولی چنانچه مسئله درآمد زن برایش مهم باشد و ازدواج سرگیرد؛ احتمال زیادی وجود دارد که نظر مرد تأمین نگردد و ناشادی بر زندگی حاکم شود.

مردان یا زنانی که به خاطر موقعیت شغلی همسر یا موقعیت شغلی پدر و همسر ، یا به خاطر رسیدن به هدف های شخصی و احساسی خود ، اقدام به ازدواج می کنند؛ زندگی را به خاطر هدف های غیر واقعی باخته اند. از جمله این موارد:

- مرد یا زنی که با یک فرد جانباز به خاطر مزایای مادی ، تحصیلی و یا اجتماعی او ازدواج می کند و وقتی به هدفش رسید دیگر همسرش برای او اعتباری ندارد.

- شخصی که به منظور استفاده از اعتبار شغلی و موقعیت اجتماعی پدر دختر با او ازدواج می کند.

- مردی که به خاطر اشتغال برای گرفتن مجوز اقامت در یک کشور با یک زن خارجی ازدواج می کند.

در این قبیل موارد مشاور باید آنان را به هدف های ازدواج و لذت بردن از زندگی زناشویی توجه دهد و با بررسی های همه جانبه با مراجعان، هدف انتخابی آنان را در جهت صواب تغییر دهد.

- مراجعانی که اظهار می دارند شغل شوهر برایشان مهم نیست؛ بلکه آنچه مهم است فرهنگ و اخلاق است. مشاور باید این گونه مُراجعان که به یک یا چند عامل مؤثر در ازدواج توجه دارند ،  به اهمیت سایر عوامل توجه دهد و آنان را با عواقب ناخوشایند نادیده گرفتن سایر عوامل مواجه سازد.

 

خانواده های دو شغله

کسانی هستند که پس از ازدواج برای کسب درآمدِ بیشتر به بیش از یک شغل رو می آورند. گاه ممکن است زن و مرد هر دو دارای دو شغل باشند؛ چون این خانواده ها بیش از حّد معمول تقّلا می کنند ، اغلب خسته اند و فرصت رسیدگی به نیازهای همسرشان را ندارند. اشتغال خانواده به بیش از یک شغل ، گاه به علت نیاز است و گاه به علت علاقه به کار یا حرص به درآمد بیشتر. در صورت اول شاید علت موجه و برای رفاه خانواده قابل توجیه باشد؛ ولی در حالت دوم به هیچ وجه اشتغال ضرورت ندارد و موجب می شود که زندگی خانواده حالت سرد و بی روح داشته باشد و چه بسا که به علل مختلف به ناسازگاری ها و ناهنجاری های دیگری نیز بیانجامد.

مشاوران باید در این گونه موارد ، مراجعان خود را متوجه این نکته سازند که تلاش معاش نباید هدف های زناشویی را  تحت الشعاع قرار دهد؛ زیرا کار و زحمت و کسب درآمد وسیله ای برای حصول به هدف های زناشویی است.

 


 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی

 
تأثیر شغل در تداوم یک زندگی از نظر زن و مرد
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳  

یکی از عواملی که در همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد، نوع شغل است. بعضی دختران مایلند شغل همسرشان نظامی باشد. بعضی از مردان مایلند که همسرشان خانه دار باشد. تعدادی مایلند که وی در خارج از خانه شاغل باشد و برخی فقط مایل به کار همسرشان در آموزش و پرورش و کار معلمی هستند. بنابراین نوع شغل در انتخاب همسر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

در مورد شغل شوهر آنچه مهم است تأمین نظر دختر است. در این زمینه موارد زیر قابل توجه است:

1)  دخترانی هستند که به سطح شغلی اهمیت می دهند.از نظر آنان نوع شغل مهم نیست. آنها همیشه مهندس، دکتر، حقوقدان و مشاغلی را می پسندند که از نظر وجهه اجتماعی در سطح بالایی قرار دارند و گاه اظهار می دارند که مثلاً "لوله کشی هم شد شغل"، این عده نجاری یا بنایی و یا سیم کشی و نظایر آن را که از نظر سطح درآمد ممکن است بسیار بالا هم باشد نمی پسندند.

 

2)  برای گروهی از دختران سطح شغل مطرح نیست؛ آنان همسری می خواهند که امکانات رفاهی آنان را فراهم کند و درآمد زیادی داشته باشد. بعضی نیز درآمد و سطح شغل برایشان مهم نیست ولی مایلند شوهرشان شغلی داشته باشد که تمیز باشد و همیشه اظهار می دارند که شوهر روغن مالیده یا پر از خاک و گچ نمی خواهند ( منظور تعمیر کار یا بنّا و گچ کار است).

 

3)  زنان شاغلی هم هستند که مایلند شوهرشان در حوزه شغلی خود آنان کار کند. به عنوان مثال اگر زن آموزگار باشد؛ مایل است شوهرش دبیر یا استاد باشد یا اگر پرستاراست ، شوهرش پزشک باشد. نکته قابل توجه این است که اکثر زنان مایل نیستند  شوهرشان از نظر سطح شغلی پایین تر از آنان باشد.

 

4)  بعضی از دختران تحت تأثیر برنامه های هنری تلویزیون و سینما ، شوهر هنرمند می خواهند. در این جا این نکته قابل ذکر است که این تمایل ممکن است تحت تأثیر عوامل احساسی موقتی باشد، لذا مشاوران در کمک به انتخاب همسر به این گونه دختران باید بررسی های لازم را انجام دهند و چنانچه رغبت و علاقه آنان جنبه احساسی داشته باشد مراجع را متوجه علاقه واقعی او بنمایند. گاه ممکن است اجرای تست بتواند به این موضوع کمک کند. در این صورت با پیشنهاد و قبول مراجع می توان از آزمون نیز استفاده کرد.

 

5) و بالاخره برای گروهی از دختران شغل شوهر برایشان مهم نیست و به سایر عوامل مؤثر در ازدواج از جمله مسائل فرهنگی، اخلاقی و اقتصادی توجه بیشتری دارند.

با در نظر گرفتن مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در انتخاب شوهر در ارتباط با شغل موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد:

- نوع شغل؛

- محل شغل؛

- میزان درآمد؛

- سطح شغل.

 

نگرش شوهر درباره شغل زن

بعضی از مردان با اشتغال همسرشان در خارج از خانه مخالف هستند و به دنبال زنی هستند که فقط خانه دار باشد و روی این مسئله به قدری تکیه دارند که آن را جزء شرایط ازدواج قرار می دهند. در مقابل مردانی نیز هستند که می خواهند همسر آنان شاغل باشد و نظر اصلیشان از این اشتغال کسب درآمد است که کمک هزینه خانه باشد. برخی هم کسب درآمد و گرفتن حقوق برایشان مهم نیست ؛ هدف آنان از اشتغال همسر در خارج از خانه آن است که با جامعه ارتباط داشته و اجتماعی تر باشد و از زن خانه دار به عنوان زن عقب افتاده و منزوی یاد می کنند.  علاوه بر موارد فوق ، وجوه دیگری از اشتغال نیز برای زن مطرح است که به ذکر نمونه هایی مبادرت می شود:

 

1)  مردانی هستند که مایلند همسرانشان فقط درکارهای آموزشی آن هم در ارتباط با دختران کار کنند، مثل آموزگاری یا دبیری مدارس دخترانه.

 

2)  برای گروهی از مردان نوع کار همسرشان مهم نیست؛ ولی تمایل دارند که همسرشان درکارهای نیمه وقت شاغل باشد که به کار خانه نیز برسد.

 

3)  بعضی از مردان مایلند همسرشاندر محیط کار خود آنان شاغل باشد. مثلاً اگر خودش پزشک است همسرش پرستار یا ماما باشد.

 

4)  بعضی از مردان زنانی را می خواهند که علاوه بر خانه داری در خانه، درمحلی نزدیک خانه به کار دیگری نظیر خیاطی یا آرایشگری اشتغال داشته باشد.

 

با توجه به مطلب بالا می توان نتیجه گرفت که نگرش مرد در مورد اشتغال زن در ازدواج باید مورد توجه قرار گیرد و مشاوران در این زمینه به دختر و پسر در زمان انتخاب ، آگاهی و بینش لازم را بدهند و وضعی پیش نیاید که این مسئله مهم در زمان گزینش همسر تحت تأثیر عوامل دیگر نادیده گرفته شود.

 


کلمات کلیدی: شغل ،ازدواج

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی