موضوعات مطالب وبلاگ

خانواده و زناشویی

اس ام اس ها

افراد مشهور

ترفند ها و آموزش ها

وبگردی و متفرقه

این وبلاگ تنها برای آموزش مسائل زناشویی میباشد و هیچ مطلبی در مغایرت با قوانین جمهوری اسلامی ایران و وبسایت پرشین بلاگ درج نمیکند. اگر مطلبی از نظر شما مورد داشت لطفا خبر دهید تا سریعا پیگیری شود. با تشکر

 
داستان کوتاه ناصر الدین شاه قاجار و انوشیروان عادل
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٩  

روزی ناصرالدین شاه قاجار در تابستان در عمارت سلطنت آباد دراز کشیده بودند؛ در حالی که درباریان در پایین نشسته، با پادشاه به طور محرمانه صحبت می کردند.
شاه در اثنای سخن گفت:
چرا انوشیروان را عادل می گفتند؟ مگر من عادل نیستم؟
احدی جسارت نکرد که پاسخ دهد. شاه دوباره پرسید:
آیا بین شما هیچ کس نیست که جواب بدهد؟

باز کسی جواب نداد. ادامه سکوت همه را در معرض خطر قرار می داد. سرانجام حکیم الممالک مرگ را پیش نظر آورد و با تردید گفت:

قربانت شوم. انوشیروان را عادل می گفتند برای این که عادل بود.
شاه ابروی خود را در هم کشید و گفت: آیا ناصرالدین شاه عادل نیست؟
باز سکوت و هم آور جلسه را فراگرفت. پس از مدتی ناگزیر حکیم الممالک مرگ خود را درنظر آورد و حرف اول خود را تکرار کرد. شاه بیشتر ابرو درهم کشید و سؤال نخستین خود را باز بر زبان آورد. مجدداً سکوت مرگبار بر دربار حاکم شد. ناگزیر حکیم الممالک شانه های خود را حرکت داد و دست خود را باز کرد. آنگاه شاه با کمال تحقیر گفت:

ای فلان فلان شده ها! من یقین دارم که اگر انوشیروان هم مثل شما عوضی رشوه خوار و نادرست در دور وبرخود داشت، هیچ وقت ممکن نبود او را عادل بگویند!

همه جواب دادند: قربانت گردیم. قبله عالم حقیقت را فرمودند!!!


کلمات کلیدی: داستانک

 لینک های دیدنی وبگردی

همه چیز از همه جا

اس ام اس سرکاری و خنده دار

دانلود موزیک....بهترین و جدیدترین موزیکها

یک وبلاگ یک دنیا وبگردی

متنوعترین وبلاگ در اینترنت!

دانستنی های زناشویی و ازدواج

اخبار و عکس های هالیوودی

مدل لباس عروسی و مجلسی