اشک یعنی چشمه ، چشمه ای از جنس نور، نور یعنی یک سلام از راه دور
.
.
عشق یعنی عبرت روزگار، شلاق زمانه، قصاص زندگی،
ولی افسوس، قصاص زندگی را دید، شلاق زمانه را خورد، ولی عبرت نگرفت
.
.
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این منزل ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
.
.
اگر عاشق شدن خود یک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است
.
.
به جرم عشق تو صد زخم کاری در جگر دارم
جگر سهل است اگر خونم فشانی دوستت دارم
.
.
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند / قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است
بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند / تارموی توست اما ریشه ی عمر من است
.
.
من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است
من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار
آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل
.
.
عزیز دلم جدائی مکن / جهان کوچکیست ، بی وفائی مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گریه کردم ، عاشق آزاری مکن
.
.
در خلوت من نگاه سبزت جاریست
این قست بی تو بودنم اجباریست
.
.
قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم / سرگذشتم هرچه بوده من پشیمان نیستم
من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام / سرگذشتم را به دستان خودم ساخته ام
.
.
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت
.
.
چشمی به هم زدیم و دنیا گذشت / دنبال هم ، امروز و فردا گذشت
دل میگه باز فردا را از نو بساز / ای دل غافل دیگه از ما گذشت