بیب...
بیب..
بیب..
بیب...
.
.
.
فکر کردی چیه؟ بوق؟
.
نه بابا اول چیزیه که میخوام
بهت بگم
.
بی برو برگرد دوست دارم!!
فکر نکن اگه یادت نمی کنم برای اینکه فراموشت کردم...
دارم بهت فرصت میدم تا دلت برام تنگ بشه...
این تویی
o-<--------<
.
اینم منم
o-<--<
.
گرفتی مطلبو؟
.
.
.
بابا میگم کوچیکتم...
ای دوست دلت همیشه زندان من است
آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه پایان من است
گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
کاش میشد بوسه بارانت کنم. جان عاشق را به قربانت کنم. ای که دور از من و در قلب منی، با وفا باش که دنیای منی
جان اسیر دل….دل اسیر دوست…..دوست چه میداند؟؟دل اسیر اوست
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد