| شعر « مناجات » اثر استاد شهریار |
| ساعت ٥:۱٢ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۳ |
|
مناجات دلم جواب بلی می دهد صلای تو را به زلف گو که ازل تا ابد کشاکش تست کشم جفای تو تا عمر باشدم ، هر چند بجاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ تو از دریچه ی دل می روی و می آیی غبار فقر و فنا توتیای چشمم کن خوشا طلاق تن و دلکشا تلاقی روح هوای سیر گل و ساز بلبلم دادی به آب و آینه ام ناز می کند صورت به دامن تر خود طعنه می زنم زاهد ز جور خلق به پیش تو آورم شکوه ز آه من به هلال تو هاله می خواهند شبانیم هوس است و طواف کعبه ی طور به جبر گر همه عالم رضای من طلبند گرم شناگر دریای عشق نشناسند چه شکر گویمت ای چهره ساز پرده ی شب چه جای من که بر این صحنه موه های بلند بر این مقرنس فیروزه تا ابد مسحور به تار چنگ نواسنج من گره زده اند بر آستان خود این دلشکستگان دریاب دل شکسته ی من گفت شهریارا بس
کلمات کلیدی: شعر
|
|
|
لینک های دیدنی وبگردی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



