شیعیان بر سر زنید شد عزای دیگری
کشته زهر جفا شد، امام حسن عسگری
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از زهر کینه کشتند امام عسگری را
از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
در سامره بپا شد،غوغای روز محشر
ابن الرضا فدا شد، در راه دین داور
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
زهرا(ص) زند به سینه، دنبال آن جنازه
بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شهادت، عشق است. فرزند غایبش را سر سلامت بگویید و باران
اشکتان را در بیشکیبی انتظار، بهانه سازید.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
شهادت امام حسن عسکری، بهار جوشش خون شیعه است در غم غیبت
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
مولای غایب غریبم! سرسلامت باد ما را در غم بابای شهیدت
پذیرا باش ای غمگینترین شیعه در عصر غیبت.
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فرسنگها سنگ را به شوق زیارت حرمت، با بادها میدوم و با رودها آواز میخوانم
شاید در پای تو کبوترانه بمیرم