علی امینی
دلت بیماره و یاری نداره به ور مشغوله و عاری نداره
به جز زر زر زدن کاری نداره به صبح و شب درون این موبایلت
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
محسن از شهریار
گاهی
یادی
نگاهی
پیامی
سلامی
لنگه کفشی پرت کن
بابا دلمون گرفت
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فاطی
مردی زنی را بوسید ، از او پرسیدند چه نسبتی با او داری ؟
گفت : مادر شوهر این زن با مادرزن من ، دختر و مادرند
نسبت چیست !؟
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
فاطی
غضنقر لب دریا راه میرفته و فکر میکرده ، بهش میگن به چی فکر میکنی
میگه : داشتم فکر میکردم اگه دریا ابگوشت بود چند تا نون بربری میخواست