محمد
پسری دختر نابینایی را دوست داشت دختر هم پسر را بسیار دوست داشت روزی به او گفت:اگر چشم داشتم برای همیشه در کنارت می ماندم روزی یک نفر پیدا شد وچشمهایش را به دختر داد دختر بینا شد ودید پسر مورد علاقه اش نابیناست به او گفت دیگه تورو نمیخوام از پیشم برو و پسر موقع رفتن لبخندی زد و با اشک گفت:مواظب چشمهای من باش
*
*
نیکشاد
خدا از بهترینها فقط یه دونه خلق کرده ... هیچ دقت کردی چقد تنهایی؟
*
*
نیکشاد
کاش زنگ در خونه همسایمون بودی تا هر روز میزدمت و فرار میکردم
*
*
نیکشاد
در اولین دوره اموزش بستن کراوات در نوراباد 30 نفر خفه شدن
*
*
نیکشاد
شعار دختران دم بخت : شاید این جمعه بیاید ... شاید
*
*
نیکشاد
میگن وقتی یه خوشکل به آسمون نگاه میکنه ستاره ها واسش چشمک میزنن و لذت میبرن
یه وقت به آسمون نیگاه نکنی گند بزنی به حالشون
*
*
نیکشاد
4 راه ادم شدن
1...2...3...تو ادم بشو نیستی